راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

سرگذشت تشکیل شرکت ایریسا-قسمت هفتم
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخچه ایریسا ،سرگذشت ،منابع انسانی ،کارکنان

در پایان سال 68 تقریبآ تمام دوستان برای طی دوره های مربوطه به خارج از کشور اعزام شده بودند.

آقایان مرتضی فروزنده ، غلامرضا فرهنگ ، مرتضی ترابی ، امیر حسین جبه داری ، فرید فرزانه ، علیرضا علوی ، رسول سیفی نیا ، شاهین اسحاقی ، حمید آقائی ، حیدر مسیبی ، محسن ابراهیمی ، عباس فرهنگی ، فرهاد افراز ، سعید مؤمن زاده ، جعفر احمدی ، جعفرقلی رئیسی ، نیز از جمله افرادی بودند که به کشور ایتالیا اعزام شدند تا در ایجاد سیستم های اطلاعات مدیریت مشارکت و ایفای نقش نمایند. رفتند به ایتالیا تا با مفاهیم سیستم های اطلاعات مدیریت آشنا شوند.

اکثر نامبردگان فوق تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده و پس از خدمت سربازی به استخدام مجتمع فولاد مبارکه درآمده بودند. تجربه ای در کار با کامپیوتر و سیستم ها نداشتند. لذا قبل از اعزام کلاس هائی برای آنها برگزار شده بود که یکی از استادان دانشگاه صنعتی اصفهان به آنان آموزش می داد. ظاهرآ کلاس ها در دانشگاه صنعتی برگذار می شد و آقای آصفی استاد ایشان بود که استادی باسواد و با تجربه کاری بود و برنامه نویسی با آنها کار میکرد.

نامبردگان فوق اکثرآ فارغ التحصیل رشته های ریاضی و فیزیک از دانشگاه اصفهان بودند و  کمتر کسی در آن سال ها فارغ التحصیل رشته کامپیوتر بود. به تازگی در دانشگاه ها رشته کامپیوتر تدریس می شد و خیلی ها رشته ریاضی گرایش کامپیوتر بودند. و چند واحدی اصول برنامه نویسی و زبان اسمبلی و پایگاه داده گذرانده بودند. رشته کامپیوتر به این وسعت کنونی بعدها با دو گرایش نرم افزار و سخت افزار ایجاد شدند.

در حال حاضر هر کدام از نامبردگان از تخصص بالائی در سیستم های اطلاعات مدیریت برخوردارند که اشاره ای مختصر به تعدادی خواهم کرد.

-          آقای مرتضی فروزنده که تخصص او در سیستم های منابع انسانی و حقوق و دستمزد است و فعلآ در دفتر اصفهان مشغول به کار است. تا مدتی قبل مدیر سیستم های ستادی پروژه فولاد مبارکه بود.

 

-          آقای غلامرضا فرهنگ که در سیستم های فنی و فولادسازی خبره است و به تمام سیستم های فنی اشراف دارد در اکثر پروژه ها سمت سرپرستی سیستم های فنی را به عهده دارد و در کار خود جدی است. مدتی به دنبال حق و حقوق کارکنان بود اما تاب مبارزه نیاورد و گوشه نشینی را ترجیح داد. شاید به این نتیجه رسیده بود که همکاری اجتماعی با مدیریت ثمری ندارد و صرفآ کار تخصصی میکند.

 

-          آقای مرتضی ترابی که در ایتالیا نیز دوره دیده بود ظاهرآ با تشکیل شرکت ایریسا به ایریسا پیوست. و کمی پر ادعا بود و از همان ابتدا با دکتر بقائی موافقتی نداشت و همان سال اول ایریسا را ترک کرد و یک شرکت خصوصی به اتفاق آقای علی داوری و رضائی مطلق تآسیس نمود. چند سالی هم شرکت آنها فعال بود اما در اثر مشکلات گوناگون شرکت منحل شد و آقای ترابی تا کنون در چندین شرکت جابجا شده است. داستان آقای داوری را هم قبلآ برایتان نوشته ام. آقای رضائی مطلق به ایریسا نپیوست و با مدیران ایریسا سرخوشی نداشت و یکبار هم با مهندس بقائی برادر دکتر بقائی برخورد لفظی داشت. آقای رضائی مردی خون گرم بود و هنوز با تعدادی از کارکنان ایریسا ارتباطات خوبی دارد. البته من چند سالی است که ایشان را ندیده ام.

 

-          آقای امیرحسین جبه داری که بر روی سیستم توقفات کار میکرد. او چندین سال در پروژه فولاد مبارکه بود سپس به دفتر اصفهان آمد. مدیریت ایریسا با او چندان روی خوش نشان نمیداد و او هم همیشه با مدیریت درگیری داشت. بالاخره با پیگیری های خودش او مآمور شد به شرکت ایریتک و هم اکنون در آن شرکت مشغول به کار است هرچند که کارمند رسمی ایریسا است. البته او قبلآ از مجتمع فولاد بازنشسته شده است. قضاوت در رابطه با او بسیار برای من مشکل است.

 

-          آقای سعید مؤمن زاده فارغ التحصیل رشته فیزیک دانشگاه اصفهان است. نامبرده متخصص در سیستم نگهداری و تعمیرات(نت) است و در اکثر پروژه ها مسئولیت این سیستم را بر خوردار است. فولاد خوزستان و فولاد هرمزگان و فولاد غرب آسیا و فولاد خراسان و ... و خلاصه همه پروژه ها. از بس به مآموریت های گوناگون اعزام شده دیگر خسته شده است و به نظر من مدیریت باید فکری برای کارکنان مآمور بکند. بسیاری از دوستان در اثر مآموریت زیاد جانشان فرسوده شده است. و خانواده آنان تحت فشار هستند و در هفته چند روز را این کارکنان دور از خانواده بسر میبرند. و این مآموریت ها موقتی نیست که قابل تحمل باشد بلکه در طول سال ادامه دارد. حال که از سیستم تعمیرات ذکری رفت بهتر و شایسته است از یک نفر دیگر نام ببرم:

 

-          آقای امرالله باغشور پو که بعضی ها به غلط یک "ر" هم آخر اسم او اضافه میکنند. او دارای دیپلم بود که به مجتمع فولاد آمد و متآسفانه به خارج از کشور هم اعزام نشد. نامبرده نه تنها برنامه نویسی بسیار توانا است و بسیار سخت کوش است که سیسم نگهداری و تعمیرات را نیز به خوبی مسلط است و خود یک طراح و سیست آنالیست بسیار قوی است.

 

من کمتر دیپلمی را میشناسم که همچون او پرکار و مسلط و سخت کوش باشد. او میتواند به عنوان یک کارمند نمونه در شرکت معرفی گردد. امری که متآسفانه تا کنون مدیریت ایریسا به آن اقدام نکرده است و این یک ضعف و حق ناشناسی ایریسا است. دیپلمه های برنامه نویس ایریسا که بیست سال پیش به مجتمع آمدند و بعدآ به ایریسا پیوستند واقعآ بی همتا هستند. ای کاش روی این افراد مخصوصآ آقای باغشورپو سرمایه گذاری میشد و به آنها اهمیت بیری داده میشد و او را هم به سفر خارج می فرستادند تا هم دلگرم باشند و مانند دیگران روحیه ای تازه کنند.

 

آیا کسی به پیام های من گوش میکند. باید بنالم که استقبالی از وبلاگ "راه ایریسا" نمیشود و شاید من هم از راه باز بمانم . اما دلم میخواهد دوستان معرفی شوند و در این وبلاگ از آنها  نامی به نیکی بماند.

 


 
سرگذشت تشکیل شرکت ایریسا - قسمت ششم
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخچه ایریسا ،سرگذشت ،منابع انسانی

قول میدهم که در این قسمت داستان مرکز کامپیوتر آی بی ام را به پایان رسانم و شما را هم خسته نکنم.

افراد نامبرده در ذیل را نیز من در مرکز کامپیوترIBM  دیده ام و لازم است که آنها را نیز معرفی کنم:

1-      آقای حبیب الله ناظم که از دانشگاه اصفهان لیسانس گرفته بود. او چند برنامه در دست داشت که به زعم خودش آن ها را سیستم می نامید. سیستم پرداخت ریالی به کارمندان ایتالیائی شامل چیمی مونتوبی ، ایتالین پیانتی و ایلوا. سیستم پرداخت به پیمانکاران شرکت های دقیق و جهان پارس و ... ولی اینها چند برنامه بیش نبودند. آقای ناظم اهل شهرضا بود و سیگار هم زیاد میکشید. او در اواخر سال 68 همراه دیگر کارکنان فولاد مبارکه برای مدت یکسال عازم ایتالیا شد.

نامبرده در سال 73 به ایریسا پیوست و در سیستم فروش مشغول به کار  بود که در این اواخر مسئولیت سیستم را برخوردار بود. اما سر ناسازگاری با شرکت را گذاشت و شاید ایریسا با ایشان نساخت لذا در سال 86 استعفا داد و با توجه به سوابق و تجربه کاری، یک بنگاه فروش اینترنتی ورق فولاد راه انداخته است و ظاهرآ در این کار موفق است و پول خوبی هم به دست میاورد.

از این اخلاق او خیلی خوشم اومده که ریسک کرد و مثل ما به این آب باریکه اکتفا نکرد.  یک پند را از من داشته باشید اگر برای خودتون کار کنید و یک کار و کاسبی راه بیاندازید آخر عمرتان پشیمان نخواهید بود. آدم باید ارباب خودش باشه. و گرنه آخر پیری باید خیلی خفت ها را متحمل بشه. میگوئید نه، از قدیمی ها بپرسید. اگر هم برای دیگران کار میکنید کار تخصصی بکنید نه هر کاری. فنی و هنری که هر جا رفتید براتون جا باز کنند.

2-      آقای رضا خسروی که در سال 68 با سابقه طولانی از سازمان انرژی اتمی به فولاد مبارکه انتقال یافته بود. نامبرده وقتی وارد شد ته ریشی داشت که هنوز هم آن را حفظ کرده. آن روزها سیاه و حالا سفید. او تجربه کاری داشت لذا از همان بدو ورود کاری به دست او دادند. سیستم مکانیزم ها را که آقای جهاد محمدی مشغول آن بود تحویل گرفت تا دوستش به خارج از کشور یعنی آلمان اعزام گردد برای دوره های نرم افزار پایه بر روی کامپیوتر های زیمنس. او هم در سال 73 به شرکت ایریسا پیوست. و یکی از پست های وی مدیر امور اداری و توسعه منابع انسانی شرکت ایریسا بود که بعدآ آقای اکبر پنجه فولادگران جایگزین ایشان شد. پس از مدیریت امور اداری مدتی هم مسئول گروه ساخت بود که دوستان گروه ساخت میتوانند خاطراتی از خود با ایشان بنویسند. و حالا هم مدیر روابط عمومی شرکت ایریسا است. مردم دار است و  خونسرد و زمانی آقای نوریان طنز با مزه و معنی داری پیرامون ایشان در ماهنامه ایریسا نوشت که خواندنی است.

 

3-      در اواخر سال 68 آقای حجت الله حاجی هاشمی که فارغ التحصیل رشته سخت افزار کامپیوتر از دانشگاه صنعتی اصفهان بود را دیدم. کم سن و سال بود زیرا  از سربازی هم معاف شده بود. ضریب هوشی بالائی داشت و هنوز هم دارد. نمیدانم چرا ادامه تحصیل نداده بود و خیلی حیف بود که افراد متعهدی همچون او با این دلسوزی که دارد ادامه تحصیل نداده است. که اگر مدرک بالائی داشت حتما به مدارج عالی میرسید.

آن روزها که کم سن و سال بود و ریزه اندام ، بعضی ها فکر میکردند او یک دانش آموز کارآموز است. وقتی با او حرف میزدند متوجه میشدند که چه سوادی دارد و جقدر باهوش است. او نیز در سال 68 همراه آقایان خلقی و جهاد محمدی و دیگران عازم آلمان شد تا دوره نرم افزار پایه را طی کند. البته دوره این افراد در مقایسه با دیگران کوتاه بود و حدودآ هفتاد روزه. پس قند زیادی نخوردند . آری آن روز ها کسی نمیدانست که در ناصیه این جوان ریزنقش چه چیزی نقش بسته است. مسئولیت ها و پست های فراوانی را تاکنون تجربه کرده است که آخرین آن مدیریت امور شبکه و زیر ساخت است در شرکت ایریسا. او جای رشد فراوانی دارد که امیدوارم این دوست خوب همواره موفق باشد. به نظر من خیلی زود به کارهای اجرائی کشیده شد او باید در گروه تخصصی می بود که هم برای خودش مفبدتر بود و هم برای سازمان ایریسا. واقعآ با سواد است.

4-      آقای محمد رضا بشیری فارغ التحصیل رشته ریاضی دانشگاه اصفهان. او نیز در سال 68 یا 69 به مجتمع فولاد مبارکه آمد. تازه خدمت سربازی را به پایان برده بود. سبیل سیاه رنگی داشت همچون افسران ارتش. خیلی خوش قلب و مهربان است. کارهایش را بدون هیاهو و با خونسردی و به آرامی پیش میبرد. به موسیقی هم خیلی علاقه داشت. او نیز همراه آقایان جهادمحمدی ، خلقی شیرازی و حاجی هاشمی برای دوره های نرم افزار پایه(Basic Software ) به کشور آلمان اعزام شد. و آن روزها تخصص او بیشتر بر روی چاپگرها بود. چاپگرهای مرکزی و چاپگرهای راه دور.  ایشان در حال حاضر مدیر امور بازاریابی بخش شبکه و زیر ساخت است و علاوه بر امر بازار یابی به امور تخصصی شبکه و زیر ساخت تسلط داشته و به خوبی با دیگر همکاران خود تعامل دارد. باید خونسردی و بدون هیاهو کار کردن را از او آموخت و دوستی و تعامل با همکاران را.

 

اکبر عبدی هنرپیشه معروف سینمای ایران آنروزها که نوجوان بود در یک سریال تلویزیونی بازی میکرد که آخر هر قسمت همیشه میگفت: "بازم مدرسه ام دیر شد" و آنقدر طفره رفته بود که مدرسه اش دیر شده بود. منم داستانم تمام نشد و بد قول شدم.

ای وای من، ای وای من

 


 
سرگذشت تشکیل شرکت ایریسا - قسمت ششم
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخچه ایریسا ،سرگذشت ،منابع انسانی

قول میدهم که در این قسمت داستان مرکز کامپیوتر آی بی ام را به پایان رسانم و شما را هم خسته نکنم.

افراد نامبرده در ذیل را نیز من در مرکز کامپیوترIBM  دیده ام و لازم است که آنها را نیز معرفی کنم:

1-      آقای حبیب الله ناظم که از دانشگاه اصفهان لیسانس گرفته بود. او چند برنامه در دست داشت که به زعم خودش آن ها را سیستم می نامید. سیستم پرداخت ریالی به کارمندان ایتالیائی شامل چیمی مونتوبی ، ایتالین پیانتی و ایلوا. سیستم پرداخت به پیمانکاران شرکت های دقیق و جهان پارس و ... ولی اینها چند برنامه بیش نبودند. آقای ناظم اهل شهرضا بود و سیگار هم زیاد میکشید. او در اواخر سال 68 همراه دیگر کارکنان فولاد مبارکه برای مدت یکسال عازم ایتالیا شد.

نامبرده در سال 73 به ایریسا پیوست و در سیستم فروش مشغول به کار  بود که در این اواخر مسئولیت سیستم را برخوردار بود. اما سر ناسازگاری با شرکت را گذاشت و شاید ایریسا با ایشان نساخت لذا در سال 86 استعفا داد و با توجه به سوابق و تجربه کاری، یک بنگاه فروش اینترنتی ورق فولاد راه انداخته است و ظاهرآ در این کار موفق است و پول خوبی هم به دست میاورد.

از این اخلاق او خیلی خوشم اومده که ریسک کرد و مثل ما به این آب باریکه اکتفا نکرد.  یک پند را از من داشته باشید اگر برای خودتون کار کنید و یک کار و کاسبی راه بیاندازید آخر عمرتان پشیمان نخواهید بود. آدم باید ارباب خودش باشه. و گرنه آخر پیری باید خیلی خفت ها را متحمل بشه. میگوئید نه، از قدیمی ها بپرسید. اگر هم برای دیگران کار میکنید کار تخصصی بکنید نه هر کاری. فنی و هنری که هر جا رفتید براتون جا باز کنند.

2-      آقای رضا خسروی که در سال 68 با سابقه طولانی از سازمان انرژی اتمی به فولاد مبارکه انتقال یافته بود. نامبرده وقتی وارد شد ته ریشی داشت که هنوز هم آن را حفظ کرده. آن روزها سیاه و حالا سفید. او تجربه کاری داشت لذا از همان بدو ورود کاری به دست او دادند. سیستم مکانیزم ها را که آقای جهاد محمدی مشغول آن بود تحویل گرفت تا دوستش به خارج از کشور یعنی آلمان اعزام گردد برای دوره های نرم افزار پایه بر روی کامپیوتر های زیمنس. او هم در سال 73 به شرکت ایریسا پیوست. و یکی از پست های وی مدیر امور اداری و توسعه منابع انسانی شرکت ایریسا بود که بعدآ آقای اکبر پنجه فولادگران جایگزین ایشان شد. پس از مدیریت امور اداری مدتی هم مسئول گروه ساخت بود که دوستان گروه ساخت میتوانند خاطراتی از خود با ایشان بنویسند. و حالا هم مدیر روابط عمومی شرکت ایریسا است. مردم دار است و  خونسرد و زمانی آقای نوریان طنز با مزه و معنی داری پیرامون ایشان در ماهنامه ایریسا نوشت که خواندنی است.

 

3-      در اواخر سال 68 آقای حجت الله حاجی هاشمی که فارغ التحصیل رشته سخت افزار کامپیوتر از دانشگاه صنعتی اصفهان بود را دیدم. کم سن و سال بود زیرا  از سربازی هم معاف شده بود. ضریب هوشی بالائی داشت و هنوز هم دارد. نمیدانم چرا ادامه تحصیل نداده بود و خیلی حیف بود که افراد متعهدی همچون او با این دلسوزی که دارد ادامه تحصیل نداده است. که اگر مدرک بالائی داشت حتما به مدارج عالی میرسید.

آن روزها که کم سن و سال بود و ریزه اندام ، بعضی ها فکر میکردند او یک دانش آموز کارآموز است. وقتی با او حرف میزدند متوجه میشدند که چه سوادی دارد و جقدر باهوش است. او نیز در سال 68 همراه آقایان خلقی و جهاد محمدی و دیگران عازم آلمان شد تا دوره نرم افزار پایه را طی کند. البته دوره این افراد در مقایسه با دیگران کوتاه بود و حدودآ هفتاد روزه. پس قند زیادی نخوردند . آری آن روز ها کسی نمیدانست که در ناصیه این جوان ریزنقش چه چیزی نقش بسته است. مسئولیت ها و پست های فراوانی را تاکنون تجربه کرده است که آخرین آن مدیریت امور شبکه و زیر ساخت است در شرکت ایریسا. او جای رشد فراوانی دارد که امیدوارم این دوست خوب همواره موفق باشد. به نظر من خیلی زود به کارهای اجرائی کشیده شد او باید در گروه تخصصی می بود که هم برای خودش مفبدتر بود و هم برای سازمان ایریسا. واقعآ با سواد است.

4-      آقای محمد رضا بشیری فارغ التحصیل رشته ریاضی دانشگاه اصفهان. او نیز در سال 68 یا 69 به مجتمع فولاد مبارکه آمد. تازه خدمت سربازی را به پایان برده بود. سبیل سیاه رنگی داشت همچون افسران ارتش. خیلی خوش قلب و مهربان است. کارهایش را بدون هیاهو و با خونسردی و به آرامی پیش میبرد. به موسیقی هم خیلی علاقه داشت. او نیز همراه آقایان جهادمحمدی ، خلقی شیرازی و حاجی هاشمی برای دوره های نرم افزار پایه(Basic Software ) به کشور آلمان اعزام شد. و آن روزها تخصص او بیشتر بر روی چاپگرها بود. چاپگرهای مرکزی و چاپگرهای راه دور.  ایشان در حال حاضر مدیر امور بازاریابی بخش شبکه و زیر ساخت است و علاوه بر امر بازار یابی به امور تخصصی شبکه و زیر ساخت تسلط داشته و به خوبی با دیگر همکاران خود تعامل دارد. باید خونسردی و بدون هیاهو کار کردن را از او آموخت و دوستی و تعامل با همکاران را.

 

اکبر عبدی هنرپیشه معروف سینمای ایران آنروزها که نوجوان بود در یک سریال تلویزیونی بازی میکرد که آخر هر قسمت همیشه میگفت: "بازم مدرسه ام دیر شد" و آنقدر طفره رفته بود که مدرسه اش دیر شده بود. منم داستانم تمام نشد و بد قول شدم.

ای وای من، ای وای من

 


 
انتخاب دهم
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: انتخابات ریاست جمهوری

قرار نداشتم در مسائل سیاسی وارد شوم. اما این روزها تب انتخابات ریاست جمهوری در کشور بالا گرفته است و تا 22 خرداد به اوج میرسد. من هم عضوی از جامعه ایران اسلامی هستم و به سرنوشت کشور و مردم خودم علاقمند هستم. و آرزوی بهروزی آنان را دارم. چرا سکوت کنم؟ سکوت یعنی بی تفاوتی در برابر سرنوشت آینده خود.

من بعید میدانم در فضای سیاسی کشور هیچکدام از همکاران خوب ایریسائی ام بی تفاوت باشند و در انتخابات شرکت نکنند. بنابراین پیرامون لزوم شرکت در دهمین انتخابات ریاست جمهوری صحبتی نمیکنم. فقط پیرامون اینکه به چه کسی رای بدهیم یا ندهیم قلم میزنم.

آقای احمدی نژاد که 4 سال است سکان ریاست جمهوری را بر عهده دارد و در این 4 سال نتایج و تبعات سیاست ها و عملکرد ایشان را همه به چشم خود دیده ایم. آنچه مرا رنج میدهد خرافه پرستی است که ایشان رواج داده است و مردم را به بازی گرفته است. که هاله نور آن معروف است. سوء استفاده از احساسات مردم. شعارهائی در سطح بین المللی که غیر از دشمن تراشی برای ما حاصلی ندارد. داشتن توهم خود بزرگ بینی که دشمن تراشی برای کشور را در پی دارد. کابینه ای بسیار ضعیف که از همه دردناک تر وزارت ارشاد است. و اینکه کسانی از او حمایت میکنند که هیچ اعتقادی به حقوق بشر و دموکراسی ندارند. شعارهای داخلی که هیچکدام عملی نشد مانند نرخ بهره بانکی و ...

اثر تصمیمات دولت نهم بر روی کسب و کار خودمان در حوزه آی تی و اتوماسیون و تدارکات را نیز همه مد نظر داشته و آگاهند. پهنای باند اینترنت و مسائل فیلترینگ و فن آوری اطلاعات . پس بجاست اگر این وبلاگ در رابطه با انتخابات نیز بی تفاوت نباشد.

آیا با این موارد میتوانم به ایشان رآی بدهم؟ نه. نه ای که عدم رآی به یک طرز تفکر است و این مهمتر از عدم رآی به یک شخص است.

پس مسلمآ به یکی از دیگر سه کاندیدا آقایان رضائی، موسوی و کروبی رآی خواهم داد. که هر سه امتحان خود را به خوبی در صحنه هائی متفاوت پس داده اند. و هر سه عزیزند و بزرگوار. هر کدام یک گل هستند و بوئی خاص دارند. این دیگر بسته به سلیقه ماست که کدام گل را بر سینه خود سنجاق کنیم.

هنوز به نتیجه قطعی نرسیده و تصمیم نهائی را نگرفته ام و منتظر نظرات شما هستم تا دلایلتان را بشنوم و بر اساس آن اقدام کنم.

اما تمایلم به آقای کروبی از همه زیادتر است زیرا:

-         از اوان جوانی در کوران حوادث و مبارزات سیاسی بوده است

-         دارای صداقت است و بی پرده و شفاف صحبت میکند

-         شجاع است و در برابر کجروی ها میایستد

-         اهل چانه زنی است

-         مردی است چالش پذیر که با تمام امور چالش میکند

-         به شور و مشورت اعتقاد دارد

-         به حقوق بشر پایبند است

-         دارای سوابق اجرائی است

-         از 4 سال پیش تا کنون با برنامه جلو آمده است

-         دارای برنامه اجرائی است و این برای من خیلی مهم است

-         به کار تیمی معتقد و یک تیم قوی تشکیل داده است

-         حقوق بشری ها از او دفاع کرده اند

-         فیلسوفان سیاسی از او حمایت کرده اند

-         جمود فکری ندارد

-         به اصول دموکراسی پایبند است

-         علیرغم کهولت سن از انگیزه بالائی برخوردار است

-         مرد عمل است

 

پیش بینی من این است که انتخابات به مرحله دوم میرود و در آنجا رقابت نهائی بین آقایان احمدی نژاد و میر حسین موسوی خواهد بود.

 

آیا وعده آقای غلامعلی حداد عادل اصول گرا تحقق خواهد یافت؟ که میگوید: "مردم اجازه تکرار حوادث تلخ دوران اصلاحات را نخواهند داد."

من بر اینم که دوم خرداد دیگری آفریده خواهد شد اگر همه مردم به صحنه بیایند.

 

با درود بر همه کسانی که تلاشگر برای سربلندی و عزت ایرانی و ایران در سایه نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.

 


 
سرگذشت تشکیل شرکت ایریسا-قسمت پنجم
ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سرگذشت ،تاریخچه ایریسا

در سال 68 و 69 چند نفر دیگر را در مرکز کامپیوترIBM  میدیدی. که برای ثبت در تاریخ ایریسا از آنها در اینجا یاد میکنم.

اما نکته ای به ذهنم رسید که لازم است در اینجا آنرا متذکر شوم. ممکن است به علت آنکه فاصله زیادی از آن زمان تاکنون گذشته است بعض موارد را من اشتباه بنویسم لذا انتظار دارم که دوستان اینگونه موارد را یادآوری و تصحیح کنند. مثلا اگر کسی به خارج اعزام نشده و من در اینجا نوشته باشم که به خارج رفته است خود آن شخص و یا دیگر دوستان تذکر دهند و ایمیل بفرستند تا درست آن در تاریخ ثبت شود.

1-      در سال 68 آقای محمد رضا خلقی را میدیدی که نامبرده از کارخانه ماشین سازی اراک به فولاد مبارکه آمده بود و تجربه ای در برنامه نویسی به زبان کوبول داشت. نامبرده بسیار آرام و اهل کار بود. به یاد ندارم که روی چه سیستمی کار میکرد. اما در همان ماه های اول انتخاب شد برای اعزام به آلمان. و پس از اعزام در گروه نرم افزار پایه متخصص ADABAS  و NATURAL شد. او هم اکنون متخصصی مبرز در پایگاه داده است و در پروژه ذوب آهن کار میکند. فردی است بسیار خوش خلق و مهربان و دارای تجربه فراوان و کم صحبت و حرفهای پر معنی در چنته دارد که خیلی با مزه آنها را بیان میکند. زمان را زیاده جلو آمدم لذا همینجا بگویم که نامبرده از زمره افراد انتقالی از فولاد مبارکه به شرکت ایریسا است.

2-      یک نفر دیگر هم از کارخانه ماشین سازی اراک در همین سال و شاید قبل از آقای خلقی به فولاد مبارکه آمد و او نبود مگر مرحوم حسام خواجه زاده که قبلآ از او در این سرگذشت یاد کرده ام. البته او به خارج اعزام نشد. نامبرده تعریف میکرد که زمانی قبل از رفتن به اراک و گرفتن مدرک لیسانس در رشته سخت افزار کامپیوتر از دانشگاه شهید بهشتی کار آموز انرژی اتمی بوده و دوره زبان فرانسوی را نیز طی کرده بود که به فرانسه اعزام شود که آنهم میسر نشد.

حال که از رفتگان به دیار باقی صحبت به میان آمد لازم است که از جند نفر دیگر نیز یاد کنم:

الف : مرحوم محمد رضا بشارت که از کارکنان فولاد مبارکه بود و در بخش اتوماسیون صنعتی کار میکرد. ایشان دارای مدرک لیسانس و از طرف فولاد مبارکه به آلمان اعزام شد و در سال 73 همراه دیگر کارکنان انتفالی به شرکت ایریسا منتقل شد. مردی مهربان بود و بسیار برنامه ریز. هر کاری را با دقت انجام میداد و پیش بینی میکرد. حتی تمام فامیل روی برنامه ریزی های او حساب میکردند. در این اواخر در واحد بازرگانی ایریسا کار میکرد. بسیار سیگار میکشید و همین دود سیگار کار دست او داد. از یادگارهای او برنامه ریزی و اقدام برای اجرای کانال کشی فلزی کابل های برق و دیتا در ساختمان دفتر اصفهان است که هنوز پابر جا هستند. تا مدتی پیش هنوز عکس او را در دفتر کار آقای  مهندس امامی و مهتدس طاطائی  و مهندس رئیس که از همکاران دیرینه او بودند میتوانستی ببینی. اگر آقای امامی اطلاعات مرا تکمیل کند ممنون خواهم شد.

ب : مرحوم محمد علی نوروزی که از برنامه نویسان فولاد مبارکه بود و در برنامه نویسی نچرال استاد بود.از دوستان بسیار صمیمی شاهین اسحاقی بود و شاهین هنوز از او یاد میکند. او نیز از کارکنانی بود که به ایریسا پیوست. بعد از ظهر روزی از روزهای تابستان که همراه خانواده از زرین شهر عازم اصفهان بود در اتوبان ذوب آهن تصادف وحشتناکی کرد و خود و همسر و یک فرزند دخترش که سرنشین بودند کشته شدند. آنروز تنها فرزند پسرش از همراهی با خانواده باز مانده بود که زنده ماند. فرزند او هنوز دیپلم نگرفته بود. پس از اخذ دیپلم به استخدام شرکت ایریسا در آمد. و چند سالی کار میکرد. من دیگر از او خبر ندارم. گویا ایریسا را ترک کرده است.

ج : مرحوم مساح که علیرغم اینکه اسمش اسفندیار بود لر نبود بلکه مردی بود از شهرضا. دارای مدرک فوق لیسانس. او نیز کارمند فولاد مبارکه بود که در سال 1373 به شرکت ایریسا منتقل شد. یادآوری نمایم او که بالاتر از 15 سال سابقه کار داشت از مقررات آن سال استفاده کرد و به افتخار بازنشستگی در فولاد مبارکه نائل شد و سپس به ایریسا پیوست. و این نکته مهم را هم یادآوری نمایم که اگر او نمیخواست به ایریسا بیاید هرگز با آن سابقه کار خودش را بازنشسته نمیکرد. و آن زمان او و جمعی دیگر از خودگذشتگی کردند که خود را بازنشست و یا بازخرید کردند و به ایریسا آمدند. و به قول دکتر بقائی کشتی بزرگ و امن و امان فولاد را رها کردند و سوار یک بلم شدند تا به امیدهائی که داشتند به ساحل نجات برسند. و متآسفانه بعضی ها آن فدارکاری ها را فراموش کرده اند و همیشه برای آنها چرتکه می اندازند.

مرحوم مساح آخرین کار و وظیفه اش مدیریت پروژه مخابرات استان تهران بود. که بر سر آن پروژه بسیار زحمت کشید. داستان این پروژه خود حکایتی است شنیدنی که در وقت خود باید بازگو شود. او در ماه رمضان سال 138x پس از یک بیماری صعب العلاج در یکی از بمارستان های تهران به رحمت ایزدی پیوست و در نهایت در باغ رضوان اصفهان بخاک سپرده شد.

روح این عزیزان شاد باد و قرین رحمت.

در اینجا بد نیست یادآوری کنم که آقای رضا خسروی که قبل از آقای اکبر پنجه فولادگران مدیر امور اداری بود اگر برای زنده ها کاری نکرد برای مردگان کاری کرد. و در زمان خودش آیین نامه ای تدوین کرد و تمام حق و حقوق بازماندگان متوفیان را به رشته تحریر در آورد و به امضای مدیرعامل شرکت رسانید که هنوز بر اساس آن عمل میشود.

3-      آقای علی اکبر جهاد محمدی که فارغ التحصیل رشته ریاضی گرایش کامپیوتر از دانشگاه اصفهان بود. نائینی الاصل است. او را نیز در سال 68 در مرکز کامپیوتر IBM دیدم. او در طراحی سیستم مکانیزم های دوران ساخت فولاد مبارکه با آقای مزیدی همکاری داشت. فردی است متخصص و بسیار دقیق و سخت گیر  و مستند ساز. هم اکنون در بسیاری از زمینه های نرم افزار پایه صاحب نظر است. او اکنون در پروژه ذوب آهن مسئول نرم افزارهای اوراکل است. در سال 68 سیستم مکانیزم ها را تحویل آقای رضا خسروی داد و همراه تعدادی دیگر از دوستان فولاد مبارکه به کشور آلمان گویا مونیخ اعزام شد تا آموزش های لازم کامپیوتر های زیمنس را ببیند. فکر کنم حدودآ سه ماه در آلمان بود. آقای خلقی هم همراه ایشان بود.

ما هنوز از مرکز کامپیوتر IBM بیرون نیامده ایم. هنوز وقت لازم است تا تمام افراد را نام ببرم. و از غوره ها حلوا سازم. پس صبر کنید تا می شود انگور ما.

و تفننی است که اگر حال و علاقه دارید کاست یا سی دی "دود عود" را فراهم کنید و به سروده مولانا جلال الدین رومی گوش فرا دارید با صدای ملکوتی استاد شجریان:

ای یوسف خوشنام ما خوش می روی بر بام ما
ای در شکسته جام ما
ای بر دریده دام ما
ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن بر دود ما
ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما
در گل بمانده پای دل جان می دهم چه جای دل
وز آتش سودای دل ای وای دل، ای وای ما

 


 
نگهداشت نیرو
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: کارکنان ،منابع انسانی

مدتی است که نگهداشت نیروهای متخصص فکر مرا به خود مشغول کرده است. میدانم که ترک نیروهای کارآمد و متخصص از دغدغه های فکری مدیران ارشد شرکت ایریسا نیز میباشد. و آقای ارباب شیرانی مدیر عامل شرکت نیز همیشه دنبال دلائل ترک نیرو های خوب شرکت بوده است.

حتی مدیران شرکت بزرگ گوگل، غول اینترنت و موتورهای جستجو در اینترنت نیز نگران فرار مغزها از آن شرکت میباشند و به دنبال طراحی آلگوریتمی هستند تا قبل از فرار مغزها افراد را شناسائی و از جدائی آنها از گوگل جلوگیری کنند (منبع : روزنامه دنیای اقتصاد 2 خرداد 88)

اجازه دهید عینآ متن خبر را درج کنم:

غول جست‌وجو و تبلیغات‌اینترنت به فرمول‌های ریاضی متوسل شده زیرا نگران است فرار مغزها به توانایی دراز‌مدت ‌این شرکت برای رقابت کردن لطمه بزند. بر اساس گزارش وال استریت ژورنال،‌ این شرکت اطلاعات کارمندان و سوابق کاری آنها را بررسی می‌کند تا دریابد از میان 20‌هزار کارمند ‌این شرکت، کدام یک بیشتر احتمال دارد گوگل را ترک کنند. لازلو باک که منابع انسانی گوگل را اداره می‌کند به وال استریت ژورنال اظهار کرده‌ این الگوریتم به شرکت کمک می‌کند به فکر افراد پی ببرد حتی پیش از‌ این که آنها قصد ترک شرکت را داشته باشند. طبق گزارش ‌این نشریه آمریکایی، مقامات گوگل مایل نیستند جزییات ‌این فرمول را که هنوز در مرحله‌ آزمایشی است تشریح کنند، اما‌ این الگوریتم کارمندانی را که احساس می‌کنند بی‌مصرف مانده‌اند شناسایی کرده است.

من دلائل ترک نیرو های کارآمد در شرکت ایریسا را به نظر سنجی میسپارم و خود اظهار نظری نمیکنم.

آنها که از شرکت رفته اند بنویسند:

 چه عواملی موجب شد که آنها شرکت را ترک کنند؟ و اگر همکاران دلیل ترک خدمت آنها را میدانند بیان کنند.

آنها هم که الان در شرکت مشغول به کار هستند بنویسید:

چه عواملی موجب شده که در ایریسا بمانید و بالاتر از آن به محل کار خود عشق بورزید؟

چه عواملی موجب می شود که شما شرکت را ترک کنید؟

در یکسال اخیر تعدادی از بهترین نیروها شرکت را ترک کرده اند که مرا سخت غمگین کرده است و نمیدانم که حق با شرکت بوده است یا با آنها؟  حق با هرکسی که باشد در اصل مسئله که واقعیتی است تلخ تغییری حاصل نمیشود.

1-     آقای مهندس فیروز نوری پور یکی از با تجربه ترین متخصصین که از انگیزه های بسیار بالائی در کار برخوردار بود. شاید بیش از ده سال سابقه کار در ایریسا را داشت. مدیر پروژه هنکل پاکوش . به جرئت میگویم کمتر فردی در شرکت دیسیپلین و نظم او را داشت. استانداردهای مدیریت پروژه را به خوبی میدانست. به مستند سازی علاقمند بود و همه کارهایش مستند بود. در برنامه ریزی نمونه بود. و ...

البته جمعی با او و حالا با گفته های من موافق نیستند. اما حقایق را نمیشود کتمان کرد.

نامبرده قبلآ در دفتر تهران کار میکرد و هم اکنون در شرکت کاله مسئول امور کامپیوتر است و مشغول به کار.

در باره او کمتر مینویسم. فقط حیف و صد حیف که دیگر در ایریسا نیست. یادش بخیر که:

قدر زر زرگر شناسد  -  قدر گوهر گوهری

خودش و دوستانش اظهار نظر کنند و مدیریت هم اگر مرا قابل دانست چند خطی بنویسد و دفاعی بکند و بعید میدانم که آقای ارباب شیرانی مدیر عامل شرکت هم از این وضعیت راضی باشند. هر چند اینگونه موارد بعضآ غیر قابل اجتناب است.

2-     آقای بهنام باغبان از متخصصین بخش اتوماسیون که چند سالی را در این بخش مشغول بوده است و ظاهرآ بر سر حقوق و مزایای خود (بهتر است بگوئیم گروه شغلی) با مدیران خود به توافق نرسیده است و ترجیح داده شرکت را ترک کند. من اشکال را از خودمان میدانم نه آقای باغبان. تا نظر مدیران مربوطه آقایان طاهری و سلیمی چه باشد.

به دو نفر دیگر نیز اشاره میکنم اما نگرانی من از رفتن آنها نیست چون یکی را اصلا نمیشناسم و یکی را چندان حساسیتی ندارم به خاطر آنچه از عملکردش شنیده ام.

آقایان ؟ حجازی و مهدی ناصری . آقای حجازی در یکسال اخیر سه دوره آموزشی مآمور به خارج یعنی کشور آلمان در شرکت زیمنس داشته است. که به هزینه شرکت این دوره ها را طی کرده است.

حرف من این است چرا در انتخاب نیرو به خارج دقت لازم نشده است؟ چرا تعهد لازم از او گرفته نشده است؟ تعهد مالی و تعهد زمانی که تا مدتی 5 برابر زمان آموزش را در ایریسا طی کند. کاری که در تمام شرکت های دولتی و خصوصی انجام میدهند مخصوصآ آنجا که تعهداتی در برابر پیمانکاران داریم.

آقای مهدی ناصری که در سال آخر کاری قبل از ترک خدمت به مدت شش ماه در زیمنس آلمان دوره دیده است. من نمیدانم آیا به تعهدات خود عمل کرده است یا خیر؟ اما چه شده است که حالا شکایت به اداره کار نیز برده است. و از مدت ها قبل مشخص بود که او ماندنی نیست. چرا او را برای آموزش خارج از کشور معرفی کردند؟

نتیجه گیری کنم. اولا در کارکنان ایجاد انگیزه کنیم تا در شرکت بمانند و به کار خود و شرکت عشق بورزند. ثانیا : با آنان صحبت کنیم و نگذاریم به راحتی شرکت را ترک کنند. ثالثآ: تعهدات لازم و کافی از کسانی که به خارج اعزام میکنیم گرفته شود.

مهمتر از همه کسانی را به آموزش خارج از کشور بفرستیم که سالیان درازی است ماندگاری خود را ثابت کرده اند. چرا امثال امین جراحی ها ، فرید ضیائی ها و آقازاده ها را برای این آموزش ها در نظر نمیگیرید.

البته مقصود آقازاده های سیاسی نیستند بلکه رضا آقازاده نائینی را میگویم.

امیدوارم با نظرات سازنده خود شرکت را در نگهداشت نیروهای متخصص و دوست داشتنی یاری کنید. نیروهائی که رفتن هر کدام ضایعه ای جبران ناپذیر است. و باید قدر آنان را دانست و همیشه آنان را بر صدر نشاند. که سعدی(ره) گوید:

"هنرمند هر جا رود قدر بیند و بر صدر نشیند"

استدعا دارم فقط پیرامون همین مطلب نظر بدهید.