راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

صد سال به سال های خوب
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگذشت ،تولد وبلاگ ،مناسبت ها

سال نو مبارک

بر خود لازم دانستم که سال نو را به همکاران خوبم در ایریسا و خوانندگان این وبلاگ تبریک بگویم وسالی سرشار از خوبی و شادی و رشد و فلاح را برای شما خواستار باشم.

تصمیم به نوشتن نداشتم ولی از ادب هم به دور است که از کنار این عید باستانی رد شوم و آن را به شما خوبان تبریک نگویم. و شاید توبه گرگ مرگ باشد و من هم گرگی که نمیتوانم از شما به این راحتی ها جدا شوم.

در این 20 روزی که ننوشتم حرف ها داشتم که بنویسم ولی دستم به نوشتن نرفت. شاید در فرصتی دیگر برایتان بنویسم. همه را یادداشت کرده ام.

راستی عیدی دادن یادتان نرود. مخصوصآ به بچه ها که عیدی شما برایشان خاطره میشود و موجب ماندگاری آن در ذهن پاکشان.

عیدی دادن رسم بسیار زیبائی است که از زمان های قدیم وجود داشته است و من به یاد دارم که در ایام کودکی برای بزرگترها یک عدد نارنج عیدی می بردیم و بزرگترها به من یک مشت بادام یا چند عدد گردو عیدی می دادند. پول هم اگر می دادند 2 ریال یا 5 ریال بود. و من لذت فراوان می بردم از این عیدی ها و بزرگان عیدی دهنده را در خاطر دارم.

عیدی دادن در سازمان هم رسمی شده است بسیار خوب که مدیران به کارکنان خود عیدی می دهند. و هر مدیری بسته به سلیقه و فرهنگ سازمانی مربوطه عیدی خاصی می دهد. بهترین عیدی شاید آن است که به همه داده شود. یک کتاب یا یک سررسید. و بهتر است بین کارکنان در عیدی فرقی نگذارند. و بعض مدیران به بعض کارکنان عیدی هائی می دهند که ندادن آن به اکثر کارکنان آدمی را به مرز حسادت می برد.

عیدی دادن به کارفرمایان و مشتریان هم رسمی شده است که خوب است در حد یک کارت تبریک یا سررسید و یا لوح تقدیری باشد و امروزه به افراط دچار شده است که جنبه خوشآیندی ندارد. و احساس خوبی به آدم دست نمی دهد از این عیدی ها که تا مرز فساد پیش می رود.

عید نوروز را باید پاس داشت که از نیاکان ما به ارث رسیده و رسم خوبی است میمون و مبارک. و هر کس سعی میکند در قالب بهترین کلمات احساس دوست داشتن خود را به دیگران ابراز کند. و چه پیامک های خوبی به ما میرسد در این عید. که حجم آن و تنوع و زیبائی آن تفکر انگیز است و نشانگر آن که نوروز زنده است و مردم آن را دوست دارند. نمونه ای از پیامک ها را در آینده برایتان خواهم نوشت. احساس من هم این است: بهترین ها نثار شما باد.


 
دوست داشتم که
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،تولد وبلاگ

دوست داشتم ایریسا را. و هنوز هم دوست دارم. مگر کسی که نزدیک به بیست سال با ایریسا زیسته است میتواند او را دوست نداشته باشد. گفتم او و نگفتم آن. چون سازمان هم همچون یک موجود زنده است. مگر کسی که بخش زیاد و مهمی از عمر خود را در ایریسا به سر برده است میتواند نسبت به سرنوشت او بی تفاوت باشد. من برای پول کار نمیکردم. عاشق ایریسا و کارم بودم. به یاد میآورم روزهائی را که کار میکردیم بی وقفه و اصلآ به فکر اضافه کار و گروه شغلی و مزایا نبودیم. نفس کار برایمان مهم بود. شاید چون آن روز جوان بودیم و مجرد و یا بی فرزند, مادیات هم برایمان مهم نبود. کار میکردیم با ماهی کمتر از بیست هزار تومان و آن حقوق چه مزه ای میداد و چه لذتی میبردیم از حقوقمان و حالا با یک میلیون تومان انگار که زهر مار است در کاممان و خرید هم برایمان لذتی ندارد. خرید که بخش زیبائی از زندگی است...