راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

اسباب مسافرت
ساعت ٤:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تصاویر ،معرفی کتاب

مرا فرزندان زیادی است که هر یک را همچون جان دوست دارم. و حاضر نیستم که گرد ملالی برچهره هیچ یک بنشیند. از آنها به خوبی نگهداری میکنم و با هر یک خاطراتی دارم. بهتر است بگویم که اینها تنها فرزندان من نیستند بلکه معلمان و استادان من هستند که تا کنون زیاد به من آموخته اند و هر یک از آنها مونس تنهائی ام بوده اند و لحظات شیرینی را با آنها به سر برده ام. اینها کتاب های من اند......


 

 و این تنها کتاب های من نیستند که با من سخن می گویند بلکه نویسندگان و مترجمان آن کتاب ها هستند که با من به سخن آمده اند و در ساختن شخصیت من تلاش کرده اند و من خود را وام دار آن نویسندگان و مترجمان می دانم. نویسندگانی که خود یا ادیب اند یا تاریخدان و یا دانشمند و یا هنرمند و یا جامعه شناس و یا فیلسوف که عشقم را نثار همه آنان می کنم و شاید روزی در همین وبلاگ "راه ایریسا" دین ام را به آنان نیز ادا کنم با نام بردن از یکایک آنان.

قبل از اینکه به ایریسا و موضوعات همیشگی بپردازم دوست دارم یکی از عزیزان خود را معرفی کنم که چند سال است این کتاب را می خوانم و هر از گاهی چند صفحه ای از آن را مطالعه میکنم و لذت می برم و دوست دارم که شما را هم در این لذت شریک کنم. و آنهم کتابی است به نام "هنر سیر و سفر" که نویسنده اش آلن دوباتن است و مترجم اش خانم گلی امامی. و قبل از آن که این کتاب را معرفی کنم کتاب دیگرش را نام ببرم با نام " تسلی بخشی های فلسفه" که چه کیفی کرده ام از مطالعه آن.

چند روز قبل که به کتابخانه ایریسا در دفتر اصفهان مراجعه کرده بودم دیدم کتابهای این نویسنده در کتابخانه وجود دارند و در دلم تحسین کردم خانم فرزانه نوروزی مسئول کتابخانه را. که اینگونه کتابها را در کتابخانه ایریسا فراهم آورده است.

 اما برویم و مختصر شرحی بر کتاب "هنر سیر و سفر" داشته باشیم که آن را از اینترنت در آورده ام. که اگر حوصله خواندنش را ندارید و میخواهید بیشتر نوشته های خود مرا بخوانید به بخش رنگی بعدی بروید با چند بار PageDown کردن.

 
     
     
     

در کتاب هنر سیر و سفر نوشته آلن دو باتن که جزء شناخته شده ترین نویسندگان آثار غیرداستانی محسوب می شود با آمیزه ای از قالب ادبی سفرنامه و مقاله توصیفی مواجهیم. و در نگاهی دقیق تر نمونه هایی از نقد ادبی تاریخی تذکره ای، زندگینامه نویسی و روایت داستانی نیز در آن دیده می شود. همچنین از آنجا که سنت تالیف کتاب های راهنمای سفر از دهه ها قبل وجود دارد این کتاب مناسبتی نیز با این آثار برقرار می کند.

این دومین کتاب دوباتن است که گلی امامی به فارسی ترجمه کرده و توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است. دوباتن تا سال ۱۹۹۵ سه رمان نوشت که در آنها هم گرایشی آشکار به نگارش مقاله های توصیفی دیده می شد اما از آن پس کوشش او یکسر معطوف به پدید آوردن آثاری شد که حوزه های مبهم و مرموز گفتمان های هنری و فلسفی را با زندگی روزمره خوانندگان عادی پیوند دهد و شیوه لذت بردن از شاهکارهای هنری نخبه گرا و به کار بردن اندیشه های غامض فلسفی در متن زندگی طبیعی به آنان بیاموزد.

در هنر سیرو سفر آلن دوباتن نمی خواهد راه و روش خوشبخت شدن یا به آرامش رسیدن را پیش پایمان بگذارد بلکه دلمشغولی اش بیشتر بیان آن چیزی است که دلشوره سفر می خواندش و می کوشد آن را با میانجی هایی از زندگی و آثار نویسندگان و نقاشان بنمایاند.

این کتاب از پنج فصل و نه بخش تشکیل شده است که در هر فصل آلن دوباتن خاطره سفری را باز می گوید. در ابتدای هر فصل نام راهنمای ذهنی دوباتن که نقاش یا نویسنده ای است ذکر شده. در فصل اول دوباتن و همراهش که با حرف «ام» شناخته می شود به سفری تفریحی در جزیره باربادوس می روند. در آغاز همه چیز مطابق وعده آگهی های توریستی پیش می رود اما دیری نمی پاید که دوباتن خود را کلافه و در فکر خرج سفر می بیند.

سپس دعوای احمقانه ای با همراهش پیش می آید و دوباتن می اندیشد که آیا راه و روش درست آن چیزی نیست که دوک مردم گریز رمان هویسمانس برمی گزیند و خود را در خانه اش حبس می کند زیرا می ترسید که واقعیت ملموس لطف سفری را که در ذهنش پرداخته زائل کند.

در فصل دوم دوباتن به سراغ بزرگراه ها، فرودگاه ها، ترمینال ها و دیگر مظاهر سفرهای امروزی می رود و بنابراین راهنمایانش شارل بودلر و ادوارد هاپر هستند. دوباتن رستوران میان راهی را توصیف می کند و حالت ملال و موقتی بودن آن را به دقت نشان می دهد.

وقتی دوباتن تنهایی مطبوعی را در این استراحتگاه ماتم زده تجربه می کند نقاشی های ادوراد هاپر را به خاطر می آورد. موضوع آثار این نقاش امریکایی مسافران تنها در مکان های پرت و دورافتاده میان راه یا کوپه های قطار است. دوباتن امیدوار است که نبود فضاهای خانگی و دکوراسیون بی هویت این فضاها نجات بخش چیزی باشد که اغلب به اشتباه آسایش خانه می دانیم.

راهنمای فصل سوم گوستاو فلوبر است. دوباتن به آمستردام سفر می کند و دیدن زبانی غریبه روی تابلوی ورود و خروج فرودگاه باعث شعفش می شود. این اعلان ساده نماینده غریبگی، تازگی و مجهول بودن سرزمینی است که نشانه های مشترک بین المللی سیمای دروغین آشنایی به آن می بخشند. این احساس که می توانیم آن را به آشنایی زدایی ترجمه کنیم ماجرای سفر فلوبر به شرق را پیش می کشد.

تفاوت کوچک نگارشی در زبان هلندی و انگلیسی بهانه ای می شود تا دوباتن سفر فلوبر به مصر را روایت کند. فلوبر دلزده از حماقت ها و زندگی کسل کننده بورژوازی اروپایی به مصر سفر کرد تا سرزمین افسانه ای شرق را از نزدیک ببیند و تجربه کند.

پس آگاهی و انتخاب در عمل فلوبر وجود داشت اما دوباتن یکباره احساس می کند کشوری که پشت واژه ناآشنایی قرار دارد با علایق او سازگارتر است. بعد به آپارتمان محقری در خیابان های آمستردام دل می بندد و آرزو می کند که در آنجا زندگی می کرد. تعقیب و تفسیر این احساس های زودگذر که بر اثر انگیزه های نامعلوم پدیدار می شوند و به همان سرعت محو می شوند در نثرنویسی دوباتن یادآور رمان های ناتالی ساروت است.

فصل چهارم درباره کنجکاوی است. در زمانه ای که همه چیز به صورت بروشورهای اطلاعاتی در اختیار ما قرار می گیرد، به نظر می رسد دیگر چیزی نمانده که مسافری آن را کشف کند. در قرن هجدهم هامبولت به امریکای جنوبی سفر کرد و بعد از پنج سال با مجموعه ای دقیق و جامع از اکتشافات جغرافیایی و اقلیمی به اروپا بازگشت. اما امروز وقتی ما به یک سفر توریستی می رویم همیشه در مقابل پدیده های قرار می گیریم که کارتی رویشان نصب شده و اطلاعات لازم را در اختیار ما می گذارد.

دوباتن در اینجا از منظری تازه به رابطه هنر و واقعیت می پردازد. پیش ازاین هم در کتاب دیگرش از دلزدگی توریست هایی گفته بود که محل سکونت کودکی پروست را دیده بودند. او پاسخ سوالی را که در باب کنجکاوی طرح کرده بود در هنر می یابد. فقط با شیوه ادراکی هنرمندانه است که می توانیم همیشه چیزی برای کشف کردن بیابیم.

چه در مادرید و باربادوس و چه حتی در اتاق خوابمان چیزهایی هست که از دیدمان پنهان مانده. این دستور اخلاقی و مثبت انگارانه کوتاه، جانمایه کتاب هنر سیر و سفر است. این کتاب را که می توان به پرحرفی خوشایند دوست فرهیخته و هنردوست تشبیه کرد خاطراتی را از سفرهای دور و درازش باز می گوید و گاه نکته های ظریفی را به خاطر می آورد و از آن مهم تر اصرار دارد حتماً درس کوچک و به یاد ماندنی به مخاطبانش بدهد.

 

خوب همانگونه که میدانید همکاران ما در ایریسا زیاد به مآموریت می روند و این را هم کارشان ایجاب کرده است که ایریسا در شهرهای مختلف پروژه دارد. تهران ، اهواز ، بندرعباس ، مشهد ، نیشابور و... شهرهائی هستند که ما در آنها پروژه داریم و اخیرآ با گرفتن پروژه مخابرات در همه استان ها پروژه داریم که متخصصین ما اعم از برنامه نویس و تحلیلگر و مدیر پروژه و متخصصین پایگاه داده و .... باید به این شهر ها سفر کنند که هم برایشان آرزوی سلامتی دارم و هم به آنها خسته نباشید می گویم. و این دوستان به این مآموریت باید به چشم یک موقعیت و فرصت نگاه کنند که با آن باید خود را بسازند و رشد کنند و با خواندن کتاب "هنر سیر و سفر" دیدی تازه پیدا کنند.

بعضی ها که آنقدر به مآموریت رفته اند که دیگر حرفه ای شده اند و شاید گفته های من برایشان جالب نباشد. ولی باز هم نکاتی در بر خواهد داشت.

به مآموریت که می رویم باید وسایل و اسبابی را بسته به مدت سفر و هدف سفر با خود برداریم که شاید اگر بعضی از آن وسایل را نداشته باشیم با مشکل مواجه خواهیم شد. و پیش آمده است که به مسافرت و یا مآموریت رفته ایم و وقتی به مقصد رسیده ایم مواجه با کمبود شده ایم و بعضی وسائل را فراموش کرده ایم. و فراموشکار هم کم نداریم که شاهد خیلی از موارد بوده ام.

در پایان این مقاله وسایل مورد نیاز را فهرست میکنم تا اگر مواردی هم نوشته نشده شما تکمیلش کنید. شما که زیاد به مآموریت می روید سعی کنید یک چک لیست از وسایل مورد نیاز سفر برای همیشه تهیه کنید. مخصوصآ امروزه که همه موبایل داریم میتوانیم با یک یادداشت در موبایل وسایل مورد نیاز را فهرست کنیم و با یک نگاه کردن به آن بدانیم که به چه چیزی نیاز داریم.

یکی از وسایل مورد نیاز موبایل مان است که خیلی مورد نیاز است چون به آن برای ارتباطات روزمره حتمآ نیاز داریم مخصوصآ ما که خیلی ZZ یا MZ هستیم و به محض پیاده شدن از هواپیما یک تلفن به همسرمان میزنیم که عزیزم من رسیدم و آنها را از نگرانی سفر با هواپیما در میآوریم.

دومین شیئ مورد نیاز زیرشلواری است مخصوصآ برای اصفهانی ها که عادت دارند راه راه آن را بپوشند و در مهمانسرای تهران و اهواز شاهد پوشیدن آن در بین کارکنان بوده ام. حالا زیر شلواری که خوب است و بعضی مردها را می بینی که شلوارک پوشیده اند و پاهای نازیبا و پر از موی خود را در معرض دید گذاشته اند و یا آن کسان که با زیرپوش رکابی سینه پشمالوی خود را با زیر بغل های پر مو نمایان کرده اند و شاید این صحنه ها را خیلی ها نپسندند که نمی پسندند.

سومی اش مسواک است اگر مجبور هستید یک شب را در مآموریت باشید و به مسواک کردن هم عادت دارید. البته در هتل ها و مهمانسراهای ایریسا خمیردندان موجود است ولی مسواک را با خود داشته باشید.

چهارمی اش مقدار کمی نبات است مخصوصآ اگر زود سردیتان میشود که دیده ام بعضی ها نبات هم با خود آورده اند.

یادتان نرود که دستگاه لپ تاپ خود را در صورت نیاز با خود ببرید که حداقل میتوانید اوقات فراغت در مهمانسرا را با آن سرگرم باشید. و یا با اینترنت کارکنید. نام اینترنت را بردم بد نیست که خاطراتی را نیز بیان کنم. در ابتدا در مهمانسراهای تهران و اهواز کامپیوتر نبود و اینقدر دوستان گفتند تا بالاخره کامپیوتری در اهواز گذاشته شد. ولی در تهران نگذاشتند. بعدها اینقدر اصرار شد که آقا یک خط اینترنت بگیرید که دوستان کار کنند و ایمیل های خود را حداقل بررسی کنند و آن را هم با اکراه گذاشتند.

حالا در دفتر تهران یک خط پر سرعت اینترنت وجود دارد که هر کس میخواهد به اینترنت وصل شود کابل مودم را به لپ تاپ خودش وصل میکند و کارش را شروع میکند. و بقیه افراد باید در نوبت بنشینند تا کار یکی تام شود و بعد او آغاز کند و اگر 10 نفر در مهمانسرا باشند ببینید چه صف انتظاری تشکیل میشود. پیشنهاد من این است که از خط اینترنت پرسرعت بی سیم استفاده شود تا همه بتوانند بطور همزمان حتی اگر در اطاق خود بر روی تخت دراز کشیده اند از آن استفاده کنند.  هم در تهران و هم در اهواز.

نگویید چه پیشنهاد پیش پاافتادهای. همین پیشنهاد را صدها نفر به مهمانسرا رفته اند و به فکرشان نرسیده است و یا اگر رسیده است بیان نکرده اند و یا حتی تذکری به مسئولین نداده اند. این فرق من است با دیگران.

هم اکنون در مهمانسرای تهران و اهواز این کمبود وجود دارد که از مسئولین میخواهم این نقیصه را برطرف کنند. شایسته نیست برای یک شرکت بین المللی که متخصصین اش اینقدر بی امکانات باشند. و مثل مدیران سابق نباشیم که از خریدن سی دی و فلش مموری خودداری میکردند و جلوگیری. و بالاخره در این مبارزه شکست خوردند و تنگ نظری و خساست آنها امروز به رخ کشیده میشود.

دیگر شرح و داستان را کم میکنم و لیست مواد مورد نیاز برای سفر و مآموریت را مینویسم که بر حسب نیاز قبل از سفر به آن نگاهی بیاندازید و هر کدام را که خواستید بردارید:

1-      پول یا نقدینگی اعم از پول نقد ، دسته چک و یا از همه مهمتر کارت عابر بانک که حلال مشکلات شده است.

2-      بلیط مسافرت مثل بلیط هواپیما یا قطار یا اتوبوس

3-      کارت شناسائی اعم از کارت ملی یا گواهینامه

4-      مدارک مورد نیاز اعم از مستندات و قراردادها برای جلسات و یا مذاکرات و یا پاسپورت اگر سفرتان خارجی است.

5-      موبایل و شارژر آن هر چند که باطری شما چندین روز دوام میآورد و در خیلی از جاها هم انواع شارژر وجود دارد مثل فرودگاه ها.

6-      Head Phone گوشی موبایل مخصوصآ اگر در شب به موسیقی و یا رادیو گوش میکنید.

7-      Flash Memory که برای نقل و انتقال داده ها اکثرآ مورد نیاز است.

8-      کتاب مورد علاقه تان مانند شعر و داستان و ادبیات و یا کتاب فنی در رابطه با تخصصتان.

9-      دارو  مخصوصآ اگر از داروهای خاصی استفاده میکنید.

10-   بوروس مسواک ، اگر به هر شب مسواک کردن اهمیت می دهید که بهتر است بدهید.

11-   حوله مسافرتی برای حمام و دوش گرفتن که حوله صورت نیازی نیست چون همه جا دستمال کاغذی هست. شاید روزی حوله حمام یکبار مصرف هم به بازار بیاید و به حوله حمام هم نیازی نباشد.

12-   لباس گرم و لباس زیر مانند زیر پوش و شورت و جوراب بستگی به تعداد روزهای مآموریت. زیرشلواری راه راه هم یادتون نره.

13-   نبات اگر سردی تان میشود.

14-   مدارک مورد نیاز برای مواردی که بستگی به هدف مآموریت دارد.

15-   .....  شما تکمیلش کنید.

حتمآ موارد فوق را به اختصار در موبایل خود یادداشت کنید که به کارتان خواهد آمد.

دوستان شما در روز صدها کلیک میکنید اگر این پست مرا پسند کرده اید یک کلیک بر روی لینک مربوطه در پایین همین متن بکنید و به طرفداران وبلاگ راه ایریسا بپیوندید. که این امکان جدیدآ اضافه شده است.