راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

قضاوت در باره شرکت و بخش های آن
ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،هیئت مدیره ،قند خورده ها

این پست بر این است که ببیند چه بخشی بهره ور تر است. اتوماسیون یا شبکه یا سیستمهای اطلاعات. و سازمان خودمان را با دیگر شرکت ها مقایسه کند.....


قبل از آنکه موضوع بالا را شرح دهم. چند نکته ای را اشاره کنم.

الف: آقای مشبک مشبکی به من پیوسته است و نویسنده جدیدی است که پستهای خودش را دارد و مسئولیت نوشته هایش با خودش است. این امکان را به او داده ام که نظریات پستهای خودش را هم مدیریت کند. میتواند نظریات را پاسخ دهد و یا ندهد. میتواند آنها را تآیید کند و یا نکند. و مسئولیت پاسخ هائی هم که میدهد با خودش است. و همانگونه که برای خودش نوشته ام تا وقتی در راه ایریسا است، همکاری من با او ادامه دارد که امید است این همکاری بلند مدت باشد.

ب: شخصی نوشته است چرا وقتی آقایان سینا ایرانپور و علی رحمانی و حامد فرزانه فر به دوبی اعزام شدند برای طی دوره Wire less…. ، چرا ننوشته ای که آنها هم برای قند خوری رفته اند. که در جواب میگویم من خبری از اعزام آنها نداشتم و از صحت آن هم مطمئن نیستم. آخر من که از همه جا خبر ندارم. خود شما هستید که باید اطلاع رسانی کنید. و از این مهم تر واحد آموزش در بخش نیروی انسای است که باید با روشی مناسب اطلاع رسانی کند. من که نمیتوانم تمام زوایای شرکت را برای شما بنویسم. و بدانید ماهی نیست که در آن تعدادی به خارج اعزام نشوند. و آنها هم که خبر دارند به من گزارشی نمیدهند. و من فقط اگر به نوعی با خبر شوم به اطلاع دوستان میرسانم.

آقای سینا ایران پور را میشناسم. خوش معرفت است و باسواد و با تجربه که چندین سال است در ایریسا کار میکند. متخصص کاردانی است که قبولش دارند و از کار هم فرار نمیکند و بی سر وصدا به کار خود میپردازد.

آقای علی رحمانی هم در پروژه فولاد مبارکه است و من زیاد شناختی از ایشان ندارم. فقط میدانم همسرش خانم روانخواه در بخش I.S مشغول کار است. امیدوارم که با آنها آشنا شوم و بیشتر از آنها برایتان بنویسم.

آقای حامد فرزانه فر را ندیده ام. ایشان را نمیشناسم و نمیدانم کجا کار میکند. انشاالله که ایشان هم از افراد خوب ایریسا باشند و روزی ببینمشان.

ج: من دلم میخواهد که همه دوستان ، پستهایم را بخوانند. برای همین به هفته ای سه پست اکتفا میکنم وگرنه میتوانم هر روز برایتان چند خطی بنویسم و شاید روزی هم این کار را بکنم تا شما بدانید که اراده کردن است که خیلی مهم است. و شما هم اگر بخواهید میتوانید خیلی به ایریسا کمک کنید و محیط خود را بسازید. و در ایریسا آنقدر خبر و مسائل و مشکلات و خوشی ها و ناخوشی ها و سردی ها و گرمی ها هست که هر کدام از شما کارکنان هم بتوانید پیرامون آن بنویسید.

د: آنان که قرار بود به کشور چین بروند به علت عدم اخذ ویزا برای تعدادی از آنها با مشکل مواجه شدند و سفرشان چند روزی به تآخیر افتاد. حالا کی اعزام شوند خدا میداند.

و : کسانی هم که قرار بود به آلمان بروند برای نمایشگاه Cebit را در پست بعدی معرفی میکنم. که تا آن موقع به سفر رفته باشند که اگر نرفتند، "نشود آش نخورده و دهن سوخته."

ز: مورد آخر اینکه من در شبانه روز ده ها بار وبلاگ را بررسی میکنم تا ببینم آیا نظر جدیدی از طرف خوانندگان وجود دارد و یا نه؟ من نظرم بر این است که اگر فردی نظری داد باید بلادرنگ به او پاسخ داد. و انتظار دارم آقای مشبکی هم همین روند و رویه را داشته و ادامه دهند. شاید هم بخواهند هیچ نظری را تآیید نکنند و بعدآ جمعبندی کنند و به شما ارائه دهند.

 

اما برویم سر اصل مطلب که قضاوت پیرامون سازمان ها بطور کلی و یا شرکت خودمان یعنی ایریسا بطور اخص است.

اول : کمی از نمودار سازمانی یا چارت سازمانی خودمان بگویم که با اطلاع باشید. در رآس شرکت ایریسا مدیر عامل قرار دارد که عضوی از هیئت مدیره شرکت ایریسا است و زیر نظر هیئت مدیره انجام وظیفه میکند. و فعلآ آقای مهندس محمدعلی شهریاری مدیر عامل ایریسا است.

نمودار سازمانی ایریسا دارای بخش های زیرین است که نام میبرم.

--- معاونت سیستمهای اطلاعاتی به مدیریت آقای ایرج فخری نجف آبادی

--- معاونت اتوماسیون صنعتی به مدیریت آقای مسعود سلیمی

--- معاونت زیر ساخت و شبکه به مدیریت آقای حجت الله حاجی هاشمی

--- امور اداری و توسعه منابع انسانی به مدیریت آقای جمال الدین فرزانه

--- امور اقتصادی و مالی به مدیریت آقای مجید یزدانپرست

--- امور تدارکات به مدیریت آقای محمدعلی جلالپور

--- امور عمومی به مدیریت آقای اکبر پنجه فولادگران

--- چند بخش دیگر وجود دارد که قابل ملاحظه نیستند و زیاد هم به آنها اهمیتی داده نمیشود و داستانش بماند برای فرصتی دیگر.

دوم : سه معاونت اولی که به اختصار IS و AUT و NIS نامیده میشوند،بخش های تولیدی شرکت ایریسا هستند که کارها و پروژه ها بر عهده آنان است و نیروهای فنی و تخصصی در این سه معاونت به کار مشغول هستند.

هر یک از این سه بخش مهم هستند و به نظر من هیچ یک نمیتواند بگوید که برای شرکت مهم تر هستند و کارکنان هر بخش هم نمیتوانند نقش خود را برتر از دیگری بداند و بگوید ما بالاتریم .

به باور من آن بخشی مهم تر است که بهره ورتر باشد و کارکنانش با بهروری بالاتری کار کنند.

ممکن است یک بخش بگوید ما تعداد قراردادهای بیشتری داریم. من میگویم تعداد قرارداد دلیل نمیشود. چون مجموع مبالغ قرار داد مهم است.

میرسیم به گام بعدی که ممکن است یک بخش بگوید مجموع مبالغ قراردادی و یا فروش من بالاتر است. من میگویم این هم دلیل برتری نیست. بلکه تعداد کارکنان بخش خود را هم در نظر بگیرید

در اینجا اقدام به محاسبه فروش بر نفر هر بخش میکنید و به مقایسه فروش بر نفر بخش ها میپردازید و هر بخشی که عددش بالاتر بود را میگوئید که بخش کارآمدتری است. و این درست است اما هنوز کامل نیست. و یک گام دیگر هم نیاز هست و آن این است که هزینه های هر بخش را هم محاسبه کنید و هزینه بر نفر هر بخش را هم محاسبه کنید تا ببینید کدام بخش کمتر هزینه کرده است. ممکن است یک بخشی تمام درآمد و فروش خود را هزینه کند.

پس هزینه های هر بخش را از فروش آن بخش کسر کنید و آنگاه خالص فروش را بر تعداد نفرات هر بخش تقسیم کنید تا به واقع دریابید که کدام بخش بهره وری بالاتری دارد.

در اینجا من چند نسبت حسابداری را معرفی کردم و از آقای محمد توکل دوست گرامی و قدیمی خودم که فوق لیسانس تحقیق در عملیات است و در سیستمهای حسابداری صنعتی تبحر وافی و کافی و کامل دارد درخواست میکنم که نسبتهای حسابداری را بطور کامل بطوری که همه فهم باشد برای من بفرستد تا شما را در جریان قرار دهم. آقای توکل در سال 73 در شرکت ایریتک بودند و از سال 73 به ایریسا آمده اند و از کارکنان با اخلاق و سر به زیر شرکت ایریسا هستند که به ایشان ادای احترام میشود.

این حرف ها که برای بهره وری آوردم برای هر پروژه ای هم صادق است. بعضی پروژه ها تمام درآمد خود را هزینه میکنند. مثلا اگر پروژه ای یک ماه تآخیر داشته باشد بخش قابل توجهی از درآمد آن پریده است. و پروژه ای که اعضایش باید بسیاری از کارهای خود را از راه دور انجام دهد با رفتن به مآموریت انجام میدهند بخشی از درآمد را هزینه نابجا کرده است. و در اینجاست که بار دیگر مسئولیت و نقش واحد PSO را گوشزد میکنم که سعی کنند مو را از ماست بکشند و فقط یافته های خود را برای مدیریت ارسال نکنند و هر از گاه آن را به اطلاع کارکنان هم برسانند تا معلوم شود در کدام پروژه بی توجهی شده است و یا تیمهای کدام پروژه واقعآ گل کاشته اند و قابل تقدیر اند.

سوم: شرکت در هر سال میزان فروش خود را بالا میبرد. و در هر سال افزایش درآمد داریم . این خیلی خوب است و رشد ما را در هر سال نشان میدهد. اما من میگویم ما باید ببینیم چند درصد از سهم بازار را داریم. چند درصد از بازار IT کشور در دست ماست؟ چند در صد از فروش کل کشور دز زمینه اتوماسیون را ما در اختیار داریم؟ و امروز که در سرتاسر کشور همه شرکتها و کارخانجات و صنایع بدنبال شبکه و زیرساخت های کامپیوتری خود هستند، چند درصد از فروش این بخش را ما به خود اختصاص داده ایم؟

امروز ما ادعا میکنیم که رتبه اول انفورماتیک کشور را داریم ولی این خیلی خیلی مهم نیست. مهمتر این است که آیا فروش ما بیشتر است یا شرکت خدمات انفورماتیک ایران؟ ما درصد بیشتری از فروش کل را در دست داریم یا داده پردازی؟ ما یا ایران ارقام؟ ما یا گروه همکاران سیستم؟

این از وظایف بخشهای فروش و بازاریابی است که فروش کل کشور را در هر سه بخش سیستمها و اتوماسیون و شبکه به دست آورند و آنگاه میزان فروش هر شرکتی را هم به دست آورند و آنگاه ببینند که هر شرکتی و از جمله ایریسا چه درصدی از کل را به خود تخصیص داده است.

ما باید سهم خود را از بازار کل کشور افزایش دهیم و این باید هدف ما باشد.

حال هر کس حرف دیگری دارد این گوی و این میدان. مرد میدانش کیست؟