راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

اندر مزایای این وبلاگ و چند مورد دیگر
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگذشت ،هیئت مدیره ،تاریخچه ایریسا

هر وبلاگی را مزایائی است و معایبی. حسن ها دارد و قبح ها. یا مفید است و یا مضر. یا خوب است و یا بد. یا طرفدارانی دارد و یا مخالفینی. و یا همه این ها را با هم دارد. یعنی مجموعه ای است از خوبی و بدی. مزایا و معایب. و ...

 


قصدم این نیست که از زیبائی و یا زشتی این وبلاگ بنویسم. قصدم این نیست که امکانات و یا کمبودهایش را بنویسم. قصدم این است که بگویم آیا این وبلاگ راه ایریسا برای شرکت ایریسا مفید است یا نه؟

البته از آنجائی که هیچ بقالی نمی گوید که "ماست من ترش است"، من هم از ضررهای این وبلاگ برای ایریسا و دوستان حرفی و موردی به میان نمی‌آورم و این مهم را میگذارم بر عهده کسانی که احتمالآ از این وبلاگ دلخوشی ندارند. میگذارم برای آنان که مخالف آن هستند تا کمی فکر کنند و دست به قلم ببرند و بگویند چه ضررهائی این وبلاگ برای مجموعه ما دارد؟ بعد که آنها نوشتند، خوبی ها و بدی های آن را در دو کفه ترازو میگذاریم تا کدامین کفه سنگینی کند؟ اگر کفه بدی ها سنگینی کرد ما عقب نشینی میکنیم و اگر کفه خوبی ها چربید آنگاه آنان  کمتر مخالفت کنند.

البته من میدانم که همیشه هر فکر و اندیشه و راهی موافقین و مخالفینی دارد و توصیه ام این است که همدیگر را تحمل کنیم. از مدارا با یکدیگر و برخورد آرا است که راه درست پیدا میشود.

اما چرا میخواهم مزایای این وبلاگ را بنویسم؟ برای اینکه مدتی است بعضی‌ها کامنت میگذارند که وبلاگ را جمعش کن. تعطیلش کن. برو دنبال کار مثبت تری. حتی متهم شدم که IP ها را بررسی و افراد را شناسائی و خلاصه حتی جاسوسی هم می‌کنم برای مدیریت. لذا لازم دیدم کمی روشنگری کرده و توضیح دهم.

اگر یادتان باشد در 5/2/89 مطلبی نوشتم با عنوان "نیم جوابی بر نامه یک دوست" و در آنجا جملاتی نوشتم که عینآ آن را منتقل میکنم. و یادآوری میکنم که بد نیست اگر دوستان پست‌های قبلی مرا ، حتی آنها را که دو سال قبل هم نوشته ام مرور کنند. اما آن مطلب که در سال گذشته نوشتم این است:

دوستم میپرسد نمیدانم این وبلاگ را برای چه راه اندازی کرده ای؟

جواب: دوست عزیز در طول یکسال گذشته با ادبیات گوناگون و حتی در پاسخ به نظریات، اهداف این وبلاگ بیان شده اند. ولی باز هم تکرار میکنم بدون اینکه جملات قبلی را مرور کرده باشم. از خودخواهی هم خالی نیستم. همچون اکثر آدمها رگه هائی از خودپسندی و خود شیرینی هم در وجودم جاری است. ولی این وبلاگ جرقه ای بود در ذهن من. جرقه ای که راه راست ایریسا را نشان دهد و اگر راه درست را نمیداند آن راه درست را کشف کند. آن راه درست هم نزد یک نفر نیست، نزد همه علاقمندان ایریسا است. نزد آنان که آن را تآسیس کردند و نزد آنان که تا کنون در پای آن زحمت کشیده اند و نزد آنان که حالا از آن ارتزاق میکنند و نزد آنان که در آینده میآیند و آمدن آنان نشانه آن است که ما قدیمی ها باید رخت بربندیم.

براستی آیا تمام تصمیمات و فرآیندها و روش های اجرائی بهینه است؟ من میگویم نه. بسیار اشکال داریم هم در اداره سیستم و هم در خودمان. نکات مثبت فراوان داریم اما نمیتوانیم همیشه در کنار کوه تجربیات و نکات مثبت بنشینیم و از آن مصرف کنیم و بهبه و چهچه بگوئیم. باید اشکالات را بگوئیم. البته آنان که میفهمند و دردی دارند و احساسی و احساس وظیفه میکنند باید راه درست را نشان دهند.

من اعتقاد دارم همانگونه که ما از محیط خانه خود محافظت میکنیم و نسبت به آن حساس هستیم باید نسبت به محل کارمان هم حساس باشیم. راه آنهم گفتن و نوشتن است. باید آنقدر ضعف ها را به رخ بکشیم که بر طرف شوند.

باید آنقدر نوشت تا فرآیندها اصلاح شود. باید آنقدر نوشت تا سوء استفاده کننده یا خود را اصلاح کند و یا محیط را ترک کند. مگر در یک تیم نباید آنگونه رفتار کرد که فرد ناجور جور شود و یا تیم را ترک کند؟

همه در این وبلاگ میتوانند بنویسند از موافق و مخالف. از هر موضوعی که به نظرشان جالب است. من بارها از مدیران هم دعوت به همکاری کرده ام و کم کم صدای آشنا میشنوم. از همکاران هم خواسته ام که بنویسند و خیلی ها جواب نامه ام را نداده اند و بعضی ها هم اعتماد کرده اند و نوشته اند.

 

شک دیگری مطرح کرده بودی که آیا من وابسته به مدیریت هستم یا نه؟

من ایریسا و مدیران ایریسا را دوست میدارم. ولی با هیچکدام عقد برادری نبسته ام. و عامل و جاسوس هیچکس هم نیستم و هیچکس نمیداند که من کیستم. با هیچکس هم راز خود نگفته ام و نخواهم گفت مگر این که لو برود و آنهم در جائی ثابت شود. و همین کار مرا مشکل کرده است وگرنه روزها به میان شما میآمدم و صحبت میکردم و انواع خبر و مطلب دست اول مینوشتم.  و روزی که در ایریسا نباشم این وبلاگ را به دوستانی خواهم سپرد و شاید خودم را هم معرفی نکنم. بگذارید این وبلاگ هدیه و یادگار من باشد برای ایریسا که عمرم را برای آن گذاشتم.

خوب شدن و بد شدن وبلاگ هم به همه دوستان ایریسائی بستگی دارد که من برای همه احترام قائلم. و گام بعدی این است که با نوشتن مطالب خوب همه را جذب کنیم که بخوانند.

اگر همه به میدان بیایند این وبلاگ در خدمت ایریسا و راه آن خواهد ماند. آری دوست من، من همان آینه را جلوی روی ایریسا و همه دوستان گرفته ام.

آینه چون نقش تو بنمود راست   خودشکن ، آیینه شکستن خطاست.

اما مزایای این وبلاگ:

1-      اطلاع رسانی به کارکنان که جای آن خالی بود و یک ماهی است که تازه شرکت اقدامی کرده و "پیام ایریسا" را به راه انداخته است. و تازه رابطه من با همه دو طرفه است. هم من حرفم را میزنم و هم کارکنان. البته حرف های منطقی و در جهت پیشرفت شرکت.

2-      مدیران هم میتوانند با نام و یا بی نام حرفشان را با کارکنان مطرح کنند. بالاخره بعضی حرف ها هست که مدیران از گفتن صریح آن ابا دارند و حق هم دارند که صریح نباشند. میتوانند آن را برای من بنویسند و من زبان گویای آنان باشم. کما اینکه چنین بوده است و مدیری مطلبی نوشته است و من آن را با زبان و انشای خودم نوشته ام.   مواردی هست که مدیری بعضآ از عملکرد تعدادی از کارکنان ناراضی است و یا می‌بیند که بعضی ها سوء استفاده می‌کنند ولی رودربایستی می‌کند که با آنان صریحآ صحبت کند و این واقعیتی است که وجود دارد و مدیران می‌توانند به آن اذعان کنند. اینگونه موارد را می‌شود بطور غیر مستقیم در این وبلاگ طرح کرد.

3-      این وبلاگ محلی بوده است برای درد دل کارکنان. هر وقت کارمندی ناراحت شده و دلش گرفته است سرش را در چاه این وبلاگ کرده است و با چاه درد دل کرده است و من سنگ صبورش بوده ام.

4-      دوستان و کارکنان و مدیران در این وبلاگ تشکر خود از همدیگر را بیان کرده اند و خیلی از مواقع بر هم انتقاد کرده اند و این برای همه مفید بوده است.

5-      خیلی از انتقادات و اشکالات در این وبلاگ مطرح شده است و مدیریت نسبت به رفع اشکالات اقدام کرده است. اگر حرفهای "راه ایریسا" و فشارهای آن نبود حالا "پیام ایریسا" هم نبود.

6-      این وبلاگ ستایشگر خوبی ها و کارکنان خوب و برجسته بوده و هست، از زن و مرد. کارکنانی که حقی برگردن همه ما داشتند و سعی کرده نسبت به معرفی و قدردانی از این گوهرهای ناب ایریسا انجام وظیفه کند.

7-      این وبلاگ کمبودها و مشکلات را در حد توان و شناخت خود مطرح کرد. و دردها را بیان نمود، باشد که مدیران و مسئولین و کارکنان نسبت به درمان اقدام کنند.

8-      این وبلاگ تاریخچه تشکیل ایریسا را از بدو تآسیس تا کنون مستند کرده است. کاری که تا کنون کسی انجام نداده بود. و از آنچه تا کنون نوشته است میتوان فرهنگ سازمانی ایریسا را شناخت. و  اگر اینها نوشته نمیشد به مرور زمان به دست فراموشی سپرده میشد. و حالا من خوشحالم که به دست بنده کمترین اینها ثبت شده است هرچند ناقص است. و تکمیل آن همت همه قدیمی ها را می‌طلبد.

9-      این وبلاگ همه را محتاط کرد که بدانند زیر ذره بین کارکنان و همکاران خود هستند و خوبی ها و بدی هایشان را می‌بینند و لذا باید در کارشان دقیق و پیگیر و حق طلب باشند.

و شاید همه اینها که برای مزایایش نوشتم از دیدگاه شما عیب آن باشدکه به نظر شما به دیده احترام می‌نگرم.

و می‌خواستم موضوعی دیگر را تحلیل کنم ولی وقتش نیست. موضوعی که خبر آن را در پست قبلی با کمی توضیح نوشتم و آن اینکه شرکت ایریتک سهام خود در ایریسا را به فولاد مبارکه فروخت و بهتر است بگوئیم فولاد مبارکه آن را خرید.

تحلیلش را در پست بعدی می نویسم و از شما خواسته بودم که تحلیل خود را بنویسید ولی ننوشتید. حالا که در آن رابطه نمی نویسید چند سؤال مرا حداقل پاسخ دهید و مطمئن باشید سودش به جیب خودتان خواهد رفت و آینده شما در گرو نحوه برخورد شما با این سؤالات است:

1-      انتظار شما از شرکت فولاد مبارکه چیست؟ زیرا از این پس او مالک 70% سهام ایریسا است.

2-      از نظر حقوق و مزایا چه تفاوتی باید بین یک کارمند ایریسا و یک کارمند فولاد مبارکه باشد؟ و اصولآ  آیا شما به تفاوتی قائل هستید؟

3-      فولاد مبارکه باید چه برخوردی با ایریسا داشته باشد و اصولآ رابطه این دو شرکت باید چگونه باشد؟ ایریسا یک شرکت حقوقی مستقل است که سهامدار عمده آن فولاد مبارکه است و تقریبآ 31% سهام آن متعلق به حدود 300 تن از کارکنان است و همین حدود از کارکنان هم سهامی ندارند و سهامدار شدن آنها به این آسانی نخواهد بود.

4-      آیا به نظر شما فولاد مبارکه بقیه سهام کارکنان را هم خواهد خرید؟ به چه قیمتی؟ آیا شما حاضر به فروش آن هستید؟

5-      آیا فولاد مبارکه بخشی از سهام خود را به کارکنان واگذار خواهد کرد؟ و اگر بخواهد واگذار کند آیا شما خریدار هستید؟

6-      به نظر شما ایریسا از این پس چه مسیری را را باید بپیماید؟ آیا کارکنان آن فقط در حد کارکنان فولاد باید کار کنند یا باید پروژه های بیشتری را با تمام توان اجرا کنند؟

7-      اگر قرار است ایریسا و کارکنان آن هم فولاد مبارکه را سرویس دهند و هم دیگر پروژه ها را آنوقت حقوقشان چگونه محاسبه خواهد شد؟

8-      به نظر شما تعامل ایریسا و فولاد از این پس باید چگونه باشد و آیا ایریسا میتواند یک شرکت حقوقی مستقل باقی بماند و ترکیب هیئت مدیره آینده چگونه خواهد بود؟ اصلا آیا هیئت مدیره ای خواهیم داشت و یا اینکه فولاد مبارکه مدیری منصوب میکند و او همه کارها را مدیریت میکند؟

9-      چه فواید و مزایائی از این خرید سهام توسط فولاد نصیب ما میشود؟

 

و ده ها سوآل دیگر که ذهن مرا مشغول کرده که بالاخره در این میان تکلیف ما چیست؟ و چه وظیفه ای در این برهه از زمان بر عهده ماست؟ و چگونه عمل کنیم که فردا از کرده خود پشیمان نباشیم و سرمان را بالا بگیریم که آری وظیفه خود را ادا کردیم؟ امیدوارم به این سؤالات فکر کنید و یا حداقل مدیریت محترم ایریسا و فولاد مبارکه کمی ذهن ما را روشن کنند که موجب تشکر و امتنان خواهد بود.

اگر هر کس فقط به یکی از سؤالات فوق پاسخ دهد خیلی عالی است و پاسخ شما به عنوان سندی برای آیندگان در اینجا ثبت خواهد شد.

از شب پانزدهم خودم را آماده کرده بودم که صبح پانزدهم مطلبم را درج کنم. صبح که از خواب پاشدم و خواستم در پرشین بلاگ مطلب را قرار دهم مشکل فنی داشت و مجبور شدم بیام سر کار. سر کار هم که معمولا من احتیاط میکنم و دور از عقل میدانم که وبلاگ را به روز کنم. لذا معذرت میخواهم که مجبور شدم تا عصر شما را چشم به راه بگذارم.