راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

دلم میخواهد که...
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: کارکنان ،امتیازات کار در ایریسا ،تاریخچه ایریسا ،سرگذشت

با خودم فکر می‌کردم ، حالا که دوستان تحلیلی از قضایا نداشتند حتمآ به سؤالات‌ام جواب خواهند داد و من هم از مجموعه آن پاسخ‌ها تحلیلی برای شما خواهم نوشت ولی گلایه ای نیست و به اصل مطلب می‌پردازم...


دو موضوع اتفاق افتاده است که هر دو در آینده شرکت ایریسا مهم هستند و شرکت ایریسا از آنها اثر خواهد پذیرفت. و اگر راستش را به خواهید سه موضوع داریم.

موضوع اول آمدن آقای مهندس شهریاری به شرکت ایریسا در سال 1389بود که همه امیدوار بوده و هستیم که اثرات آن را در آینده نزدیک ببینیم و خود شما باید قضاوت کنید که تا کنون عملکرد ایشان چه بوده است و چه تآثیری بر عملکرد شرکت داشته است.

موضوع دوم مالکیت شرکت فولاد مبارکه بر اکثریت سهام ایریسا (تقریبآ 70%) است که در پایان سال 89 بدست آمد و آنهم با خرید سهام ایریتک بود که دیگر عملآ شرکت ایریتک سهامی ندارد. و شنیده ام که فولاد مبارکه در صدد است است که میزان مالکیت خود را به 80% برساند و اینهم حاصل نمیشود مگر با خرید بخشی از سهام کارکنان ایریسا. و بعضی آرزو میکنند که ای کاش فولاد مبارکه سهام همه کارکنان را می‌خرید و  همه ما می شدیم کارمند فولاد مبارکه. و من میگویم ای کاش همه کارکنان سهامدار میشدند و به این باور می‌رسیدند که شرکتشان را سودآور کنند و در پایان سال مالی سود سهام خودشان را دریافت کنند و براستی خود را مالک شرکت بدانند و بدانند که یک ریال هزینه اضافی از سود همه سهامداران خواهد کاست.

موضوع سوم هم خبری است که همه شنیده اید و آن مسئولیت جدید آقای دکتر مسعود سمیعی نژاد است که به مدیریت سازمان ایمیدرو منصوب شده‌اند و با این مسئولیت دیر یا زود مدیریت فولاد مبارکه به فردی دیگر سپرده خواهد شد. متآسفانه دکتر نماند تا نتیجه عملکرد خود طی این چند ماه را ببیند و شاهد باشد که تصمیماتی که گرفتند و نهالهائی که کاشتند چه ثمراتی به عمل آورد. ایشان دست به کارهای بزرگی زدند که خرید فولاد هرمزگان و خرید سهام ایریتک و تعیین آقای شهریاری به مدیریت ایریسا بخشی از آن تصمیمات است.

و این سه موضوع که یادآور شدم هر سه بر ایریسا تآثیر کرده و میکند.  و من دوست دارم در رابطه با ماندگاری مدیران در پستهایشان نکته ای را گوشزد کنم هرچند که کمتر کسی به این حرفها گوش میدهد و هرکس برای عمل نکردن به این توصیه ها دلایلی دارد که بعضآ درست هستند.

اولآ زیاد ماندن افراد را در پستها چندان درست نمیدانم و بر این عقیده ام که افراد باید پس از مدتی معقول جای به دیگری بسپارند شاید دیگران بهتر بتوانند آن پست را اداره کنند و خود افراد هم پس از مدتی کار برایشان یکنواخت و خسته کننده می‌شود، برای همین هم هست که حتی ریاست جمهوری یک پست حداکثر هشت ساله است. ثانیآ مدت مدیریت خیلی کوتاه را هم چندان مناسب نمیدانم و بر این عقیده ام که هر مدیری باید فرصت کافی داشته باشد تا برنامه های خود را پیاده کند و نتایج تصمیمات خود را ببیند و کارهای خود را به پایان ببرد. این پست عوض کردن های سریع و کوتاه مدت به هر دلیل که باشد خسارت بار هستند و منافعشان کمتر از زیانشان است. و تازه پشت سر آن مدیر هم حرفهائی خواهند زد که مثلا کارها را خراب کرد و یا بدهی هائی برگردن سازمان گذاشت و رفت. اینها را بطور کلی گفتم و امیدوارم کسانی باشند که به این حرفها اهمیت بدهند و بدان گوش بسپارند.

آقای سمیعی نژاد میتوانست پشتیبان خوبی برای ایریسا باشد و شاید اینچنین بود. خیلی از کارکنان فولاد مبارکه او را دوست داشتند، چون مردمی بود و در بین کارکنان بود و با آنان نشست و برخاست میکرد. و خیلی ها او را آدم خوش فکر و پیگیر و صاحب نظر میدانستند. ای کاش بتواند مدتی دیگر در فولاد مبارکه بماند و کارهایش را به پیش برد. هرچند که مدیریت فولاد مبارکه و سازمان ایمیدرو هر کدام به تنهائی آنقدر کار دارند که یک نفر نمیتواند هر دو را همزمان اداره کند و ایشان در نهایت باید مدیریت فولاد مبارکه را به دیگری بسپارند.

خوب، من بدنبال این بودم که پیش بینی کنم که با خرید سهام ایریتک توسط فولاد چه تحولاتی بوجود خواهد آمد؟ من بدرستی از عهده این کار برنخواهم آمد چرا که اطلاعات و داده‌های مهم و زیادی ندارم ولی اشارتی میکنم و ایده‌آلهای خودم را مطرح میکنم و گلایه ام از کارکنان ایریسا و آنها که پست قبلی مرا خوانده‌اند این است که شما هم حداقل میتوانستید ایده آْل و آرزو و خواسته خود را مطرح کنید.

دلم میخواهد فولاد مبارکه حالا که سهام ایریتک را خرید فکر نکند که کارکنان را هم خریده است و بعض مدیران و کارکنان آن نگویند که ایریسا که دیگر ملک طلق خودمان است و میتوانیم با مدیریت و کارکنان ایریسا هر برخوردی را داشته باشیم. ایریسا یک شخصیت حقوقی است که کارکنان آن نیز شخصیت خود را دارند و تحکم را خوش ندارند. نخواهند ایریسا را به بیگاری بکشند. نخواهند که دیمی و بدون قراردادهای محکم و اصولی و منصفانه بین طرفین کارهای خودشان را به پیش برند.

دلم میخواهد فولاد مبارکه شرکت ایریسا را یک واحد خود نداند که فقط برایش مدیری تعیین کند و آن مدیر هم فقط گوش به فرمان فولاد باشد. دلم میخواهد مدیریت ایریسا شخصیت حقوقی و مستقل ایریسا را حفظ کند و محکم و استوار از شخصیت حقوقی ایریسا دفاع کند. که من به آقای شهریاری امید بسته ام که ایریسا را به یک شرکت طراز اول تبدیل کند. و امیدوارم هم من رو سفید باشم در پیش بینی خود و هم ایشان سرافراز در مدیریت یک شرکت خصوصی. شرکتی خصوصی که مالک سهام آن فولادمبارکه است.

و دلم میخواهد فولاد مبارکه در مدیریت ایریسا دخالتی نکند ولی از او کار بخواهد. آنهم کار در سطح و کیفیت بالا و در حد استاندارهای بین المللی. و از ایریسا بخواهد که یک شرکت سودآور باشد و نخواهد که کارکنان ایریسا در سطح کارکنان فولاد مبارکه باشند و فقط بدنبال حقوق و مزایای فولاد. بلکه بگوید ایریسا باید بهره ور باشد و کارکنان آن که در سطح کشور کار میکنند باید حقوقی بالاتر از فولادمبارکه داشته باشند.

اما سخنی با کارکنان ایریسا. ای دوستان قدیم و جدید. ای دوستان صمیمی و غیر صمیمی. ای زن و مرد که در ایریسا کار میکنید. بیایید و ایریسا را یک شرکت بین المللی و خصوصی و طراز اول کنید. این است رسالت شما. اگر چنین بودید همه سازمان ها و صنایع به شما نیاز خواهند داشت و افتخار خواهند کرد که شرکتی اینچنین در کشور اسلامی ایران وجود دارد. بخواهید که یک شرکت مستقل باشید که فولاد مبارکه فقط سهامدار آن است. و فولاد مبارکه فقط یکی از مشتریان آن است. نخواهید که کارمند فولاد باشید. نخواهید که همچون تعدادی از کارکنان قرار داد مستقیم شوید. آنها هم که بدنبال قرارداد مستقیم هستند به خاطر درآمد و حقوق آن است. و من این را ضعف مدیریت سالیان گذشته و کارکنان ایریسا میدانم که از فرصتهای بدست آمده در سالهای قبل استفاده نکرد و خود را به آن سطح از بهره وری نرسانید که امروز کارکنان آن مورد غبطه دیگران و حتی فولادیان باشند. و این شایسته کارکنان ایریسا در سالیان دراز نبود که حقوقشان همواره کمتر از فولادی ها بود. بیایید و ضعف های گذشته خود را در همه موارد صادقانه بپذیریم که کوتاهی کردیم. و گناه و تقصیر را هم به گردن مدیران تنها نگذاریم. ما کارکنان نیز کوتاهی کردیم.

با خرید سهام ایریتک و مالکیت حداکثری سهام به دست فولاد، بحران ما و مشکل ما آغاز شده است. جمعی در فولاد مبارکه به دنبال این هستند که آنان که در پروژه فولاد مبارکه کار میکنند باید حقوقی معادل کارکنان فولاد مبارکه داشته باشند. تا اینجایش خوب است و ما هم بخیل نیستیم. ایریسا یک شرکت است که کارکنان دیگری هم دارد که در دیگر پروژه‌ها کار میکنند. ولی واقعیتی است دردناک که ایریسا بنیه مالی آن را ندارد که بطور یکنواخت حقوق همه کارکنان را در سطح فولاد بالا ببرد. و فروش آن و درآمدش در حدی نیست که حقوقها را اینقدر بالا ببرد.

پس شرکت از یک طرف نمیتواند حقوق همه را بالا ببرد و از طرفی کسانی در پروژه فولاد میگویند حقوق دسته ای را که در آن پروژه هستند بالا ببرید. اگر شرکت این تصمیم دوگانه را بگیرد یک خطای استراتژیک انجام داده است. و شرکت را به یک دوگانگی کشانده است.

البته در دنیای اقتصاد اگر ایریسا هر پروژه خود را به صورت یک کسب و کار مستقل و جدا در آورد و به هرکدام از پروژه ها به شکل یک Business Unit جداگانه نگاه کند و حساب و کتاب و تمام امور هر پروژه مستقل باشد آنگاه شاید بتوان از این ایده حقوق تافته جدا بافته یک پروژه دفاع کرد. و این ایده ای است که میتوان بر روی آن فکر کرد. ولی در حال حاضر ما در این موقعیت نیستیم.

آری پروژه فولاد هم پروژه ای است همانند دیگر پروژه ها و کارکنانی که پروژه هائی در گرمای خوزستان و بندرعباس و راه دور آنها یا در هوای سرد اردبیل اجرا کرده و میکنند، نمیتوانند بپذیرند که حقوقشان کمتر از آن کارمندی باشد که در پروژه مبارکه کار میکند.

و همکاران را مژده دهم که درصد افزایش حقوق و دستمزدشان در این سال بیشتر از سال‌های گذشته خواهد بود و مدیریت محترم بر طبق ضوابط و شرایط موجود و با فکر برای آینده و پایداری شرکت نسبت به این کار مهم اقدام خواهد کرد. و بدانید که نگرانی مدیریت بیشتر از نگرانی شماست و آنها باید تمام جوانب را بررسی کرده و با روشی که کمترین اثرات جانبی را داشته باشد اقدام خواهند کرد.

و ما با ایریسا زیسته ایم و بدون آن نفس کشیدن برایمان سخت است و ایریسا آب حیات ماست و ما ماهی غرقه در آن. ایریسا فرزند واقعی ماست و ما مادر واقعی آن.

و امید که حقوق و دستمزد شما با جدولی جدید محاسبه و در زمان مقرر پرداخت گردد و تآخیری در پرداخت نداشته باشیم و ایریسا همواره در طول سالیان گذشته بین دهم تا پانزدهم هر ماه حقوق را پرداخت کرده است مگر حقوق اسفند گذشته که بعلت تعطیلی ایام نوروز در تآیید کارکردها تآخیر شد و حقوق هم دیرتر پرداخت شد. البته آنهم راهی داشت که اگر مدیریت کمی بیشتر به فکر کارکنان باشد میتواند علی الحسابی پرداخت کند و چند روز بعد آن را تسویه کند.

با آرزوی سلامت و سعادت و تعالی هریک از شما اعم از مدیر و کارمند و آرزوی شاخص شدن ایریسا در تمام موارد شما را به خدا می‌سپارم و من مانند آنانی نیستم که در آرزوی افول این وبلاگ هستند.

ما نگوئیم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

حافظ، ار خصم خطا گفت نگیریم بر او

ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم