راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

مستقیم!!
ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،منابع انسانی

الان که قلم در دست می‌گیرم تا این پست را بنویسم نمی‌دانم چقدر قدرت  و توانائی بر نوشتن دارم. حرف برای گفتن و نوشتن زیاد دارم. اما چقدر میتوانم آن را تشریح کنم....


براستی قلمی در دست نمی‌گیرم و برای نوشتن این پست ها دستانم را بر روی صفحه کلید میگذارم و بدون اینکه به مانیتور نگاه کنم تایپ میکنم و گاهی به مانیتور نگاه می کنم و اگر غلط املائی باشد آن را درست میکنم. و صد البته چند بار نوشته‌ام را میخوانم. و این حق شماست که مطالب خوب و بدون اشکال بخوانید و خطاهای مرا هم با بزرگی خود یادآورم شوید.

بارها گفته ام که هر شرکتی را فراز و نشیب هائی است. پستی و بلندی فراوان دارد. روزهای خوش و ناخوش دارد. پیروزی ها دارد و شکستها. ایریسا هم یکی از آن شرکت هاست که تا کنون با بحران ها و سختی های زیادی روبرو شده است و همه را با سربلندی پشت سر گذاشته است. و اصولا زندگی هم همین است و کار در شرکتها هم بخشی از زندگی ماست. به یاد دارم که روزی در جلسه ای آقای دکتر سعید عباسپور گفتند که زندگی منوی رستوران نیست که شما انتخاب کنی و چلوکباب سفارش دهی. زندگی یک بسته است که همه چیز در این بسته هست. خوبی و بدی. خیر و شر. سلامت و بیماری.تلخ و شیرین. همه اینها هست ولی باید مدیریتش کرد و با زندگی ساخت. بخشی از زندگی اختیاری و به دست ماست و بخشی در جای دیگر تعیین میشود.

روز سه شنبه سیزدهم اردیبهشت، نشسته بودم که خبر آمد در پروژه فولاد مبارکه شیرینی پخش میکنند و با "قرارداد مستقیم" کارکنان ایریسا در پروژه فولادمبارکه موافقت شده است. و دقایقی نگدشت که ولوله ای در تمام بخش ها پیچید که گویا سونامی یا زلزله‌ای آمده است. همه به دنبال کسب خبر دقیق بودند که چه شده است؟ آیا براستی آقای دکتر سمیعی نژاد موافقت کرده است که با کارکنان ایریسا "قرارداد مستقیم" بسته شود؟ و بدنبال آن ده‌ها سؤال در ذهن‌ها نشست و صدها حرف و صدها تحلیل. و نگرانی و دلشوره بود که در دل‌ها موج می‌زد. هر کس بخشی از این کوه یخ را میدید و بخش بزرگتر این کوه یخی در زیر آب پنهان بود.

همه نگران بودند و حق داشتند و در انتظار که کسی به سؤالاتشان پاسخ دهد.

اشاره وار برایتان بگویم که نزدیک به دو سال است که بخشی از کارکنان که در پروژه فولاد مبارکه کار میکنند بدنبال این هستند که کارمند فولادمبارکه شوند و مستقیمآ با خودشان قرارداد بسته شود و دیگر کارمند ایریسا نباشند. البته این تخم لق را دولت دهم در دهان‌ها شکسته است و انصافآ مدیریت فولاد مبارکه تاکنون با درخواست کارکنان موافقت نکرده بود و در برابر فشار آنها ایستادگی می‌کرد. این فشار از زمان مدیریت آقای رجائی بر فولاد مبارکه وجود داشت و با آمدن آقای سمیعی نژاد در سال گذشته بیشتر شد. آقای سمیعی نژاد هم مدیری است مردمی و تا به حالا مقاومت می‌کرد ولی بالاخره سدش شکسته شد.

آری صبح زود روز سیزدهم اردیبهشت نمایندگان کارکنان معترض در ساعت 6:30 صبح با آقای سمیعی نژاد جلسه داشته اند و ایشان گفته اند بروید و تقاضای شخصی خود را بنویسید و فرم پرکنید. از محتوای جلسه خبری ندارم. ولی دوستان شاد و شنگول چنان که گوئی قله اورست را فتح کرده اند به بیرون از اطاق پرواز کرده و بلافاصله سفارش شیرینی داده و نقل و نبات توزیع کرده اند.

پس از این جلسه از روی اتفاق یا برنامه ریزی شده نوبت آقای مهندس شهریاری مدیر عامل ایریسا بوده که با آقای سمیعی نژاد جلسه داشته باشند و در این جلسه هم آقای سمیعی نژاد از ایریسا حمایت زبانی کرده و شاید هم گفته باشد که مجبور شدم که با "قرارداد مستقیم" این کارکنان موافقت کنم تا این مشکل و فشار و اذیت و هر روز جمع شدن این کارکنان را حل کنم و به امور مهمتر برسم. و اگر مسئله ای هم برای ایریسا بوجود آید آن را بگونه ای دیگر حل خواهیم کرد. چرا که ایریسا متعلق به فولادمبارکه است.

پس از آن، در صبح همان روز آقای شهریاری با تمام دوستان جلسه گرفتند و موقعیت را تشریح کردند. و سفارش های لازم را انجام دادند و امروز هم که 14 اردیبهشت باشد در دفتر اصفهان جلسه داشته اند و بعد از ظهر در کارگاه سخت افزار همه را خواسته‌اند و قدری افکار و اذهان را روشن کرده و به همه امید داده اند که ایریسا به راه خود ادامه خواهد داد و این مشکلات را باید مدیریت کرد. و من در اینجا از اهمیت و اهتمامی که ایشان به موضوع میدهند تشکر میکنم.

خلاصه داستان را تلگرافی نوشتم تا در تاریخ ایریسا و سرنوشت شرکت های خصوصی در ایران ثبت گردد و شرح داستان را هر کس از دیدگاه خود میتواند بنویسد و صدها صفحه میتوان در این باره نوشت. و من اندکی از برداشت خود و حرف های خودم را در اینجا مینویسم. شما هم حرف هائی دارید ولی فرق من و شما این است که من مینویسم و شما نه. من حرفم را میزنم و ثبت میکنم هرکس خواست خوشش بیاید و هرکس نخواست خوشش نیاید. هرکس خواست تآییدم کند و هرکس خواست دشنامم دهد.

 

من برای اینکه قضیه را باز کنم طرف های درگیر و یا دخیل در این داستان پرماجرا و دنباله دار را طبقه بندی کرده و با هر کدام سخنی خواهم داشت:

 

1 – مدیریت فولاد مبارکه: که حالا هم صاحب شرکت ایریسا است و نزدیک به 70% سهام را در دست دارد. و هم از قدیم کارفرمای ایریسا بوده است و اصلا ایریسا از دل فولاد مبارکه بیرون آمده است. و همه را نظر بر این است که تا کنون او بوده است که ایریسا را حمایت کرده و به اینجا رسانده است. من هم تآیید میکنم که بخش اعظمی از درآمد ایریسا از آنجا بوده است. اما فداکاری و زحمات کارکنان ایریسا را طی 19 سال گذشته نمیتوان نادیده گرفت. کارکنان و مدیریت در سال‌های گذشته خود را به آب و آتش زدند تا ایریسا را به این مقام رساندند که امروزه یکی از سرمایه های بزرگ کشور باشد. اما همانطور که در پست‌های قبلی خود نوشته ام کارفرمائی بوده است که زیاد ما را اذیت کرده است. و شاید از نظر سخت گیری و سنگ اندازی در راه ایریسا رتبه اول را داشته است. بروید و تاریخچه آن را مرور کنید تا بر نظر من واقف شوید. امور قراردادها هر ساله بیشترین سختگیری ها را داشته است. و دستگاه نظارت، مدیران پروژه را و کارشناسان را کلافه کردند. باور نمیکنید ولی به خاطر بیاورید که آقای ناصر جاودانی که به ایریسا نیامد و بعد کارشناس ناظر ایریسا بود چه اذیت‌هائی نمود. و بعد از او دیگر مسئولین دستگاه نظارت را به خاطر آورید که هنوز هم دست بردار نیستد و سخت گیری و بهانه روا میدارند. و به خاطر آورید که چه خدماتی را که طبق قرارداد ده ساله اولیه باید به کارکنان میدادند و ندادند. و به خاطر آورید که هر وقت فولاد مبارکه نیرو استخدام میکرد چه نیروهای خوبی را از ما گرفت و مدیران عامل قبلی فولاد هم از گرفتن نیروها حمایت کردند. از زمان مدیریت آقای اسلامیان این سنگ بنای کج گذاشته شد و در مدیریت های بعدی ادامه یافت و هر چه آقای ارباب شیرانی الحق زد که با ایریسا این کار را نکنید و ایریسا را تضعیف نکنید گوش نکردند و فقط توجیه کردند. ایریسا نیرو ساخت و تربیت کرد و فولاد مبارکه جذب کرد و بهره اش را برد. و آخرینش خرید سهام ایریتک بود که آثار مثبت آن آشکار نشده است ولی ایریسا را دچار بحران کرده است. و باز هم آخرینش که بخشی از نیروها را "قرارداد مستقیم" کردند.

مدیریت فولاد کوتاه آمد و تسلیم شد. مگر نمیتوانست قاطعانه بایستد و بگوید نه؟ مگر نمیتوانست کمک کند تا حقوق بالای آنان تصویب شود و کارکنانی که عمری برای فولاد کار کرده اند به حقشان برسند و بگوید نه؟ مگر نمیتوانست با مدیریت ایریسا بنشیند و راهی بیاندیشد. چرا به فکر خصوصی سازی نیستند و نمیگدارند شرکتی خصوصی و فنآور در این مملکت سر بلند کند و بر تارک مملکت ایران اسلامی بدرخشد. در حالی که فولاد سهامش عرضه میشود و سهام عدالت آن توزیع میشود چه لزومی بر خرید سهام ایریتک بود. برای فولاد مبارکه توجیه داشت ولی برای ایریسا چه نفعی عاید شد؟

و این تناقض را چگونه باور کنیم که ایریسا که متعلق به خودتان است و مدیریت‌اش به دست شما ، پس چرا با این کار "قرارداد مستقیم" آن را دچار نگرانی و بحران میکنید؟

آقای سمیع نژاد شما چند وقت دیگر می روید به امید خدا و دعای این "قرارداد مستقیمی" ها پشت سرتان است اما کلان قضیه را ندیده اید. امیدوارم که من اشتباه کرده باشم و آیندگان هم تصمیم شما و نتیجه آن را خوب ارزیابی کنند و گرنه حرف من اشتباه در بیاید مهم نیست.

شما حتی با این کارتان پشت آقای شهریاری را که به تازه‌گی مسئولیت خطیر مدیریت ایریسا را قبول کرده و در حقیقت نماینده خود شماست خالی کردید.

2- مدیریت ایریسا: بیایید خودمان را هم مقصر بدانیم. حداقل یک سال و نیم وقت داشتید که برای این مشکل "قرارداد مستقیمی" ها فکری بکنید ولی سهل انگاری کردید و کردیم. من به همه شما هشدار داده بودم اگر وبلاگ مرا خوانده باشید. حتی گفتم راه حلی برای آن وجود دارد. شنیده ام که آقای ارباب شیرانی هم گفته بود که نیروها را در پروژه ها جا بجا کنید و از مدیرانش خواسته بود که این کار را بکنند ولی نکردند. بحث گردش شغلی یک بحث محوری است که مدیریت منابع انسانی باید آن را مورد توجه قرار می‌داد و آن را منافع بیشمار است که در متون مدیریت به آن پرداخته شده است. چرا باید هم اکنون بهترین متخصصین ERP ما در ذوب آهن ایزوله باشند و در قفسی که به دور آنها تنیده شده بپوسند. و چرا آنها به فولاد مبارکه نیایند و تخصص خود را در اختیار فولاد قرار ندهند و چرا  کارکنان فولاد به ذوب آهن نروند تا تجربه آنها را بیاموزند. و از این چرخش ها و گردش های شغلی فراوان میتوان مثال زد. و چرا فولاد مبارکه‌ای ها را به دفتر اصفهان نیاوردیم و بالعکس که هیچکس را بر دیگری ناز و نق نباشد و هرکس قدر عافیت به دستش آید.

و در پایان طی این دو دهه باید آنقدر خوب حقوق میدادیم و مزایا و رفاه تآمین میکردیم تا کارکنان ایریسا چشمشان به فولاد نباشد. ولی این را هم نتوانستیم. و شاید به واقع هم نمیشد. آخر بحث درآمد و هزینه است و بود.

 

3- کارکنان ایریسا: همانطور که گفتم شرکت فراز و نشیب دارد و در این بین ما باید به مدیریت اعتماد کنیم و کمک کنیم و از آنها به جد بخواهیم تا ایریسا به راه خود، استوار ادامه دهد. شاید امروز شرکت به یک سازماندهی مجدد نیاز داشته باشد. شاید به یک تغییر مدیریت در سطوح بالا و یا میانی نیاز داشته باشد. و شاید به موارد دیگر. همه کمک کنیم و یادآور مدیریت شویم و نگران هم نباشیم. اگر ما تلاش خودمان را بکنیم و بهره ور کار کنیم حتمآ موفق میشویم. شرکت ایریسا باید چابک تر شود. ما پتانسیل و قابلیت های لازم را داریم و اگر سست نشویم حتمآ از این بحران به خوبی خواهیم گذشت. و انتقادات وارد بر خودمان را من بارها نوشته ام و باز هم از مشکلات خود در آینده خواهم نوشت.

4- قرارداد مستقیمی ها: شما هم در تاریخ ایریسا نام خود را ثبت کردید البته به عنوان طبقه ای که نام بردم. حق شماست که منافع خود را طلب کنید. در این سالها هم برای ایریسا و پروژه فولاد زیاد زحمت کشیده اید. و درست است که حق شما و شاید خود من ادا نشده باشد. شما دوستان ما بودید و هستید که به راهی دیگر رفتید. ولی من به عنوان دوستدار ایریسا و شما از عملتان خوشم نیامد و آزرده خاطر شدم و بقیه دوستان شما نیز رنجیدند و پشت سرتان حرف ها شنیدم. و حتی دوستانی شما را خائن نامیدند. و دوستانی شما را مزاحم و دردسرآفرین خواندند و دوستانی گفتند خوشحال‌اند که دیگر شما مزاحم آنها نیستید. شما برای ایریسا زحمت کشیده اید ، و ایریسا با شما اجین شده است روا مدارید که به آن ضربه ای زده شود. مخصوصآ آنها که قدیمی تر هستید به جوان‌تر هایتان نصیحت کنید که در ایریسا بمانند. ایریسا با همت و پیگیری خود ما بهتر خواهد شد. ما باید خودمان محیطی خوب بیافرینیم. و بدانید به فولاد مبارکه هم که بروید آسمان آبی است. و ابر هر از گاهی بر سرزمینی سایه افکنده است و همیشه آسمان آبی نیست. و همیشه آفتابی نیست و گاهی ابر تیره است و رگبار و طوفان. براستی تمام کارکنان فولاد راضی اند؟ از آنها بپرسید.

آیا شما امنیت شغلی نداشتید؟ داشتید. طی این دو دهه ایریسا چه کسی را اخراج و یا از کار برکنار کرده است که شما دومی‌اش باشید. حقوقتان به پای مجتمعی ها نمیرسید اما حقوق کمی هم نبود. براستی همت کنید و حداقل بنویسید مشکلتان چه بود؟ که به همه چیز پشت پا زدید.

 

در پایان از شما خواننده محترم و همکار خوبم میخواهم که نظر و تحلیل خود را بنویسید و راهنمائی کنید.  آیندگان در باره ما قضاوت خواهند کرد. سهل انگار و بی تفاوت نباشیم و نگذاریم که جمعی آب را گل‌آلود کنند و جمعی هم ماهی خود را بگیرند. و "قرارداد مستقیمی" ها بدانند که مدیریت و کارکنان ایریسا با هوشند و  راه درست ایریسا را پیدا خواهند کرد. 

 

از حالا به بعد چه باید کرد؟ برخورد ما و مدیریت با پروژه ها چگونه باید باشد؟ برخورد ما با قرارداد مستقیمی‌ها چطور باید باشد؟ مدارا و مماشات و یا تند و خشن؟ و خلاصه بگوئید چه باید کرد؟

آنان که به راه مستقیم رفته و میروند ، مبارکشان باد. ما باید فکری به حال راه خود کنیم.