راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

در حد یک مشتری
ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،هیئت مدیره

امروز 25 خرداد 90 است و من باید یک پست جدی و مربوط بنویسم. در این پست از شعر و شاعری خبری نیست. شما که معمولا موضوعی برای نوشتن مطرح نمی کنید....


من خودم باید فکر کنم و وقت بگذارم و با توجه به موارد موجود در شرکت و محیط کار , یادداشتی بنویسم. موارد مختلفی را میتوان نوشت ولی قلم پیش نمی رود و ذهن یاری نمی کند و شوقی در نوشتن نیست. براستی نمیدانم چرا این اتفاق برایم افتاده است. می ترسم مواردی را بنویسم و به ضرر شرکت تمام شود. امروزه بیش از هر وقت به آرامش و روحیه نیاز داریم. آرامش دادن به کارکنان و روحیه دادن به آنان بر عهده کیست؟

از بالا که شروع کنیم در حوزه مسئولیت هیئت مدیره محترم است که با توجه به بحران پیش آمده , رسمآ بیانیه بدهد و روشنگری کند که به راستی خط مشی چیست و امروز میخواهند چه کار کنند؟ ولی آیا شما آنها را می بینید؟ آیا آنها بین کارکنان حاضر میشوند؟ جواب منفی است.

راه حل من این است که آنها ارتباط خود را با کارکنان و از همه مهمتر مدیران ارشد بیشتر کنند. بنشینند و مدیران را توجیه کنند که چه برنامه ای در پیش دارند و از رآی و نظر مدیران ارشد برخوردار شوند.

بعد از هیئت مدیره این وظیفه مدیرعامل محترم است که بگوید میخواهد چه کار کند؟ آنهم پس از مشورت با مدیران ارشدش. مدیران ارشد هم یکدل و یکدست باشند و نسبت به روشن کردن کارکنان اقدام کنند.

واقعیتی است تلخ که با توجه به وضع پیش آمده در پروژه فولاد مبارکه , روحیه کارکنان پایین آمده است و از روحیه خوب و بالائی برخوردار نیستند و امر بسیار خطیر بی اعتمادی بوجود آمده است.

در این بین وظیفه مدیر عامل محترم است که بیشتر با کارکنان باشد. البته تا کنون ایشان تلاش خود را کرده اند و حجم کارشان بسیار بالاست. ولی لازم است بیشتر برای کارکنان بنویسند و حرف بزنند و در میان آنها باشند و جلسات همفکری با کارکنان تشکیل دهند.

در این میان خود مدیران نیز باید جلساتی با کارکنان تشکیل داده و با آنها رایزنی و همفکری و همدلی کنند. امروز کارکنان به روحیه نیاز دارند.

به نظر شما وظیفه کیست که کارکنان را دور هم جمع کند و به آنها روحیه بدهد و عشق و شادمانی را در بین کارکنان ایجاد کند؟

 

مهمترین مسئله ای که وجود دارد نوع ارتباط و مرزبندی ایریسا با مشتریان است. از جمله این مشتریان شرکت فولاد مبارکه است که هم مشتری ماست و هم مالک ما. من بر روی این مسئله خیلی فکر کرده ام و به نظرم میرسد که ایریسا باید بین مالک و مشتری تفاوت قائل شود.

ایریسا باید استقلال مدیریتی خود را حفظ کند و با یک مرزبندی مشخص با مشتریان خود از جمله فولاد مبارکه برخورد کند. فولاد مبارکه را یک مشتری بداند و نه بیشتر. و بر اساس ضابطه و قانون و قرارداد بدون رودربایستی با آن برخورد کند.

علیرغم قولهای مساعد آقای دکتر سمیعی نژاد مبنی بر حمایت از ایریسا به اطلاع ایشان برسانم که ابواب جمعی ایشان هنوز قرارداد پروژه نگهداری را پس از چند ماه امضاء نکرده و سنگ اندازی کرده اند. و ایریسا با صداقت به کار خود و مسئولیت بزرگش در نگهداری سیستمها ادامه داده است.

مدیریت ایریسا نباید بدون قرارداد بیش از این ریسک کند. باید به مدیریت فولاد مبارکه التیماتوم بدهد که چنانچه در اسرع وقت قراردادش امضا نشود دیگر مسئولیتی در فولاد نخواهد داشت. مرگ یک بار و شیون هم یکبار.

فولاد مبارکه هم اگر به راستی ایریسا را از آن خود میداند هر طور که میداند کمکش کند.

ایریسا امروز باید بر اساس استقلال مدیریتی خود تصمیم بگیرد و فولاد را در صورتی که به تعهدات خود عمل کند یک مشتری خوب خود بداند.

البته میدانید که مستقل بودن بسیار سخت است و باید هزینه آن پرداخت شود. هزینه آن بستن کمربندها و کارکردن سخت تر با برنامه ریزی است که این در توان ما هست. اگر ترس را کنار بگذاریم شدنی است.

 

سعی میکنم پست بعدی را زودتر بنویسم و بیشتر در خدمت شما باشم.

دوست عزیز شما چه فکر میکنید. وظیفه ما به عنوان یک کارمند که از ایریسا ارتزاق میکنیم چیست؟