راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

دوستانی که در مجمع صحبت کردند
ساعت ٤:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،منابع انسانی

این پست را میخواهم به دوستانی که در مجمع ایریسا به تاریخ 30 تیر 90 صحبت کردند, اختصاص دهم. و یاد آور شوم که ممکن است ذهن ام یاری نکند تا نام همه آنان را ببرم و آن دوستانی را که صحبت کردند گفته هایشان به یادم نباشد.....


اولین دوستی که صحبت کرد و مفصل هم صحبت کرد و سوال هم کرد آقای رسول مشکین فام بود که در پروژه نگهداری فولاد مبارکه در بخش اتوماسیون کار میکند و مدیریت آن بخش را بر عهده دارد. ایشان میخواست بداند که چرا فولاد مبارکه سهام ایریتک را خریداری کرده است؟ شاید در ذهن ایشان این بوده است که این خرید در نهایت به نفع ایریسا و مجتمع نبوده است. و جوابی که آقای نادری داد این بود که ایریتک کارهای شخصی خود را میداد به ایریسا که انجام دهد و دستمزدش را هم نمیداد و میگذاشت کم سود سالیانه اش. و آقای سمیعی نژاد گفته است ما خودمان کار به اندازه کافی داریم که به ایریسا بدهیم.

در هر صورت احمد در انتظار مینشیند تا زمان ثابت کند که این خرید سهام به نفع ایریسا بوده و یا نه؟ و چه کسانی از آن منتفع خواهند شد؟

دومین فردی که صحبت کرد آقای رضا اخوان بود که روزگاری من نوشتم میتواند بهترین مدیرعامل برای ایریسا باشد. زیرا چالشی ترین و پیگیرترین فرد برای کارهاست. دفتر یادداشت و سررسیدش را نگاه کنید. هیچ کارمندی همچون او دفترش را سیاه نکرده است. او گفت نیروی مولد در ایریسا نیروی انسانی آن است و 4 اتفاق افتاده است که ایریسا را دچار مشکل کرده است: قرارداد مستقیم و گرفتن نیروها , از دست دادن چند میلیارد ریال با از دست دادن قرارداد نگهداری , الزام ایریسا به افزایش حقوق , و درنهایت بحث تحریم که در اجرا ما را با اشکال مواجه کرده است.  او گفت در سال 90 ما به 20 میلیارد تومان فروش نیاز داریم تا مشکلاتمان را حل کنید و فولاد با دادن کار به ایریسا باید به ما کمک کند. و بقیه صحبتهایش را به یاد ندارم و آقای نادری در جواب گفت که توصیه میکنم ایریسا در حوزه های غیر اقتصادی و غیر تخصصی خود وارد نشود که متلاشی میشود. و در توسعه ها تمام برنده ها مشخص شده اند و شما هم بروید و سهم خود را از توسعه ها بگیرید. و ما در نگهداری ایریسا صادق هستیم.

در پست قبلی نوشتم که بمناسبتی برای آقای ارباب شیرانی دست زدند و این دست زدن یکبار نبود. برای بار دوم هم سهامداران دست زدند و آن وقتی بود که شخص ایشان حرفهای زیر را بیان کردند: من از تمام کارکنان که به من کمک کردند تشکر میکنم. رشد ایریسا توسط تک تک کارکنان به دست آمد. و سه عامل رشد ایریسا را رقم زد: سهامدار بودن فولاد مبارکه , دانش کارکنان , و تقاضا برای سیستم و اتوماسیون در جامعه صنعتی. و اگر قدری همت کنیم میتوانیم ریسکها را مدیریت کنیم. فقط یک توصیه دارم که سه هدف از ابتدا وجود داشت:حفظ پرسنل , توزیع دانش , کمک به کارکنان. و توصیه ام این است که در امیدوار کردن کارکنان هر تلاشی میتوانید انجام دهید.

و در بخشی دیگر از صحبتهای خود که ایستاده بیان کردند چنین داد سخن دادند که: آقایانی که به فولاد مبارکه رفتند, قضیه را کوتاه مدت دیدند. و چنین اتفاقی نباید میافتاد. این انتقال آسیب بیشتری را به مبارکه خواهد زد و ما فولاد را از خودمان میدانیم و امیدواریم که خللی در آینده وارد نشود.

اما احمد میگوید در دل من و آنان که مخالف تصمیم انتقالی ها و فولاد مبارکه بودند چیز دیگری میگذرد. و هر خللی که وارد شود ما را قلقلکی میشود. و این در ذات و نهاد ما آدمیان است که شاهد افتادن دیگران باشیم. دیگرانی که بدون توجه به نصایح عمل میکنند.

دوستان زیادی میخواستند صحبت کنند و درد دل نمایند ولی ساعت از 12 گذشته بود و آقای نادری گفت اجازه بدهید تا جلسه را خاتمه دهیم آنگاه ما در خدمت دوستان باشیم. و با یک صلوات جلسه را خاتمه دادند.

جلسه تمام و خودمانی شد و همه دوستان جلوی تریبون جمع شدند و درد دل و پرسش و خواسته ها شروع شد. این بخش از سخنان را به قدری هیجان زده بودم که هیچ یادداشتی ندارم و فقط میتوانم بگویم چه کسانی مردانه و با دلسوزی از ایریسا و حق خوددفاع کردند: آقایان سید مجید امامی. آقای شاهین اسحاقی. آقای سید علیرضا علوی. آقای حمید آقائی. آقای مجید نیلچی. و عذرخواهی که نام بقیه را در ذهن ندارم.

آقای شاهپری هم دفاع مستدل و خوبی کردند و دلایل موافقت فولاد مبارکه با انتقال کارکنان و قرارداد مستقیم را بیان کردند و اینکه پرونده ای قطور بود و فشارها از بالا و پیگیری شبانه روزی قرارداد مستقیمی ها. و بالاخره آقای سمیعی نژاد تصمیمی را با اکراه برای انتقالی ها گرفتند.

و احمد گوید: از حالا به بعد باید مدیریت کرد آنچه را که پیش آمده است و مائیم و روحیه و تلاش خودمان. و سرنوشت ما به دست خودمان است. با بی حالی و بی برنامگی به جائی نخواهیم رسید.