راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

دست خدا با جماعت است.
ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،هیئت مدیره ،امتیازات کار در ایریسا

عهد کرده بودم که هر 10 روز یک پست جدید داشته باشم. یعنی پنجم و پانزدهم و بیست و پنجم هر ماه, یک مقاله جدید داشته باشم. تاکنون بدین عهد وفا کرده ام اما این کار به آسانی انجام نمیشود....


امیدم بر این بود و هست که دوستان موضوعاتی را مطرح کنند و یا خودشان بنویسند. که این همکاری به ندرت وجود دارد. آقای مشبکی هم علیرغم نامه ای که به ایشان نوشتم با من تماسی نگرفتند برای ادامه نویسندگیشان. و این فراخوانی دیگر است برای هر کس که دوست دارد با من همکاری کند.

در این پست , مطلب چندانی برای نوشتن ندارم و فقط مواردی را جسته و گریخته مینویسم. مجمع عمومی فوق العاده ایریسا تا کنون 2 بار به تعویق افتاده است که امیدوارم دفعه سوم تشکیل شود و تکلیف افزایش سرمایه را روشن کنند. همچنین تکلیف خرید سهام سهامداران توسط فولاد هنوز اعلام قیمت نشده است هرچند من چشمم آب نمیخورد که به قیمت خوبی بخرند. و من احساس خوبی ندارم که کارکنان بی سهام شوند و دلم میخواهد که کارکنان سهام خود را حفظ کنند و هر سال سودی هم نصیبشان شود. و این سود ندادن ایریسا در سالهای آتی موضوعی است که خیلی ها عنوان میکنند ولی من با آن مخالفم و میگویم شرکتی که سود نداشته باشد و نتواند سرمایه گذاری کند و خود را گسترش دهد یک جائیش می لنگد. شرکتی که سود آور نیست یعنی مدیریتش اشکال دارد و نمیتواند منابع انسانی و سرمایه ای خود را خوب هدایت کند. شرکتی که سود آور نیست یعنی نمیتواند هزینه هایش را مدیریت کند و یعنی بهره وری اش پایین است. و کلآ اشکال به اداره آن است وگرنه هر شرکتی که همه چیزش روی حساب باشد سودآور هم خواهد بود. و من نمیدانم این چه حرفی است که مدیران ایریسا میزنند که هزینه ها زیاد است و درآمدمان هم کم است و لذا سالهای آتی سودی نداریم. من نمیدانم این چه حرفی است که از قول مدیریت فولاد میزنند که فولاد گفته است حقوق را اضافه کنید و ما سود نمیخواهیم. یعنی چه؟ فولاد باید بگوید هم حقوق اضافه کنید و هم باید سودآور باشید و هم کار خود را گسترش دهید. تازه میگویند ایریسا را به فرابورس ببرید. مگر سرمایه گذار حاضر است سهامی را بخرد که سود ندارد؟

من احساس خوبی از بی سهام شدن کارکنان ندارم. احساس خوبی از دولتی شدن ایریسا ندارم و احساس خوبی از قرارداد مستقیم شدن کارکنان نیز. همه اینها را به ضرر ایریسا و مملکت میدانم و فکر نکنم خود آن کارکنان و فولاد هم سودی معنوی نصیبشان شود هرچند شاید ایامی چند به کامشان باشد. ایامی که چشم به هم بزنیم چون باد رفته است.

موضوع دیگر اینکه هنوز اعضای هیئت مدیره معرفی نشده اند و من دلم میخواهد که زودتر معرفی شوند و با جدیت کار ایریسا را پیگیری نمایند و هیئت مدیره ای تشریفاتی نباشند بلکه برای ایریسا وقت بگذارند و نقش واقعی خود را ایفا کنند که هیئت مدیره  قوی شرکت را منقلب میکند و اگر فقط در جلسات شرکت کنند و وقت کافی نگذارند موفقیتی نخواهیم داشت. هیئت مدیره باید سیاست گذاری کند و هدایت کند و ما همه در انتظاریم تا چه کسانی معرفی میشوند و آنگاه یا امیدوارتر شویم و یا ناامیدتر.

و ماه رمضان است و فصل افطاری و افطاری دادن. و به یاد میآورم که در ماه رمضان سالهای از دست رفته به مناستی به همکاران هم افطاری میدادند. خانواده هایشان را یادم نیست که آیا افطاری میدادند یا نه؟ ولی به کارکنان چرا. اگر هم به همه کارکنان افطاری نمیدادند به کارکنان بعضی پروژه ها بنابر دلایلی افطاری میدادند. مثلا پروژه ذوب آهن را خوب به خاطر دارم.

افطاری دادن یک بهانه بود تا همکاران گرد هم آیند و دقایقی را با هم باشند و روحیه ای بگیرند و هوائی تازه کنند. و ای کاش به این سنت حسنه ادامه میدادند. اما دلیل میآورند که تعداد کارکنان زیاد است و یا هماهنگی آن خیلی سخت است و یا هزینه دارد. من هیچیک از این دلایل را قبول ندارم و آن را بهانه میدانم. و عمده ترین دلیل را ضعف خودمان میدانم. و گرنه هم راحت است و هم بودجه اش مهیا. کافی است 150 هزار تومان بن ماه رمضان را 140 هزار تومان بدهید و 10 هزار تومان آن را یک افطاری به فرد. و لزومی ندارد تمام کارکنان را در یک شب افطاری بدهید بلکه کارکنان را بر حسب پروژه یا بخش یا محل کار تقسیم بندی کنید و هر دسته ای را یک شب در یک رستوران زیبای شهر شام و افطاری دهید. این افطاری دادن و جمع کردن کارکنان دور هم اثرات مثبت و فراوانی در روحیه کارکنان خواهد داشت.

فرصتها را از دست ندهیم. روز دانش آموز فرا میرسد و شما از حالا به فکر یک باغ با صفا برای جشن باشید. این هم یک یادآوری که بعد نخواهید هزینه آن را بطور سرانه به کارکنان بدهید. آری پول دادن خیلی راحت تر است ولی شرکت مزیتی بدست نمیآورد و کارکنان هم احساس خوشی نخواهند داشت. پول فراموش میشود ولی یک شب خاطره انگیز با هم بودن هرگز. با جماعت بودن را خدا خوشتر دارد که دست خدا با جماعت است.