راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

خداحافظی هم برای خودش رسمی است.
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،منابع انسانی

نمیدانم چرا مرا حوصله نوشتن نیست. نه وقتش هست. نه حالش و نه انگیزه اش. نوشتن یا نفرت میخواهد و یا عشق. و مرا نه نفرتی در کار است و نه عشقی. اینکه چرا انگیزه اش نیست را نمیتوانم توضیح دهم. اما آنچه مرا به نوشتن ترغیب میکند تعهد و قولی است که به شما داده ام که هر 10 روز یکبار یعنی در 5 و 15 و 25 هر ماه مطلبی داشته باشم....


موضوعات زیادی را در ذهن دارم که بنویسم ولی به اندکی از آن اکتفا میکنم. در چند ماه اخیر تعدادی از همکاران خوب و دوست داشتنی شرکت ایریسا را ترک کردند و رفتند. اما نه به شرکتی دیگر. بلکه اکثراً به دیار فرنگ. و ظاهراً از این رفتنها گریزی نیست. یک اپیدمی شده است. و مشکل از ایریسا هم نیست. مشکل ملی است که متأسفانه هر ماه تعدادی از متخصصین عزیزمان به دلایل مختلف به کشورهای دیگر میروند.

من از رفتن همه دوستان خبر ندارم. ولی میدانم که از بخش اتوماسیون آقای تاج سعید رفته است و از بخش سیستمها آقای آرش کاشفیان و همسرش, از بخش اداری خانم چترائی و از بخش شبکه آقای آزرمگین. اکثر اینها متخصص بودند و با تجربه و سابقه کار خوب در شرکت ایریسا. یادشان به خیر که آن را گرامی میدارم.

اما خداحافظی نکردن آنها مرا که روحیه حساسی دارم اندوهگین کرد. میگویم روحیه حساس برای اینکه من وقتی پشت پنجره میآیم و می بینم که همسایه بغلی که حتی هیچ ارتباطی با او نداشته ام دارد اثاث کشی میکند و محله را ترک میکند ناراحت میشوم. تا چه رسد به کسانی که مدتها با آنها همکار بوده ام. اینها را نه برای گلایه بگویم که برای آیندگان میگویم که ادب سلام واجب است و خداحافظی هم کمتر از آن نیست.

و در همین رابطه شنیده ام که با یک یا دو نفر از رفتگان از شرکت قرارداد کاری راه دور بسته شده است. من نتوانستم از منابع رسمی خبری کسب کنم ولی تقریباً شنیده ام موثق است. من شخصاً با اینگونه قراردادها و همکاری های راه دور هیچ مشکلی نمیبینم و اگر مدیریت هر بخش صلاح را در آن دیده است صواب است و حق آنها در چنین تصمیماتی محفوظ است. ولی میگویم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی. چرا کاری میکنیم که پشت سرمان حرف باشد. بیایید و این امکان را تعریف کنید و به اطلاع تمام همکاران برسانید تا دیگرانی هم که میروند بتوانند طبق ضابطه و شرایط مورد نظر با شرکت همکاری خود را از راه دور و یا نزدیک ادامه دهند. اینطوری برای همه ما بهتر است. و این از وظایف مدیر مربوطه بوده است که این شفافیت را ایجاد و به اطلاع برساند.

موضوع دیگر که قبلاً در این وبلاگ از آن صحبت شده است, استخدام بستگان است اعم از زن و شوهر. برادر و خواهر. پدر و فرزند و ... که این هم اگر هر کس با ضابطه استخدام شود مشکلی ندارد.اسم بردن هم زیاد جالب نیست و گرنه اسمها را از روز اول ایریسا تا کنون برای خودم ثبت کرده ام. ولی توصیه من از نظر اخلاقی به همه عزیزان دست اندر کار مخصوصاً افراد صاحب نفوذ این است که استخدام بستگان نه به نفع شماست و نه به نفع وابسته استخدام شده شما. اگر آن شخص حتی با تمام استعداد و پشتکار و شایستگی خود به جائی برسد, این حرف پشت سر وجود دارد که پیشرفت نه در اثر شایستگی که در اثر سفارشات و پارتی بود. و این شایسته هیچکدام از عزیزان مسئول نیست. والله اعلم بالصواب. آری خدا از همه ما به راه درست داناتر است.

موضوع بعدی نمره به بهترین کارفرما و چرائی آن است. آری یک کارفرمای ما نمره اش بیست از بیست است. آن کارفرما کیست؟ آیا میتوانید راهنمائی کنید و عوامل ارزیابی کارفرمایان را بنویسید و بگوئید کدامین اول است. در پست بعدی به آن خواهم پرداخت.