راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

شکر نعمت
ساعت ٢:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: منابع انسانی ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،امتیازات کار در ایریسا

در حالی مینویسم که صبح روز تاسوعا است. تاسوعا یعنی نهم. و عاشورا یعنی دهم. پس معنی تاسوعا و عاشورای حسینی روشن است. یعنی روز نهم و دهم از ماه محرم که اوج مبارزه و نبرد رویاروی حسین علیه السلام و سربازان فداکار او با یزیدیان دیوسیرت است. و با شهادت حسین و 72 یاور او در روز دهم محرم این مبارزه ظاهرآ به پایان میرسد. در حالی که 1372=61-1433 سال است این مبارزه ادامه دارد. و 61 یعنی سال 61 هجری قمری که در آن سال این حادثه و یا واقعه جانگداز رخ داد....


شایسته و بایسته است که این شهادت را نه فقط به سوگواران آن حضرت که به تمام پیروان او و احرار و آزادگان عالم که برای آزادی انسان ها از بند فقر و جور و ستم و بند نادانی تلاش و مبارزه میکنند تسلیت گفت و برای رهائی همه انسان ها از بند ستم دعا کرد و به تمام صالحان و آزادگان و مبارزان راه عدالت و آزادی درود فرستاد.

من باید از ایریسا بنویسم و راه او. راه حسین را دیگران باید تبیین کنند و اهداف او را دیگران باید روشن کنند و اینکه در این زمانه چه باید کرد را دیگران باید روشن کنند. لذا میروم بر سر مطالب خودمانی که بیشتر افراد برای همین به این وبلاگ سرکشی میکنند.

من میگویم فقط نباید انتقاد کرد و فقط نباید نقاط منفی و کمبود ها را به رخ کشید. بلکه لازم است خوبی ها را هم گفت. و باید نقاط قوت و مثبت را هم نوشت. اگر فقط انتقاد کنیم و ایراد بگیریم فکر میکنند ما بدخواه و دشمن ایریسا هستیم. در حالی که ما دلسوز و عاشق ایریسا هستیم. و باید آنها را که زحمت میکشند تشویق کرد. و خوبی ها و امتیازات را هم گفت. تا معلوم شود که این وبلاگ بی طرف است. البته بی تفاوت نیست و نسبت به ایریسا حساس است. شکست ایریسا را شکست خود و پیروزی اش را پیروزی خود میداند. به داشتن مدیران پرتلاش و دلسوز افتخار میکند و از داشتن مدیران ناتوان ناراحت میشود. از داشتن کارکنان توانا بر خود می بالد و از داشتن کارکنان ناجور رنجور میشود.

من میگویم ایریسا محل ارتزاق ماست و ما باید شکر گذار باشیم و در جهت تقویت آن بکوشیم. و خواهان ترقی آن باشیم. در این پست دو مورد را مینویسم که طی یک ماه گذشته اتفاق افتاده ولی هیچکدام از کارکنان ذینفع یک تشکر خشک و خالی هم نکردند. علت این عدم شکر گذاری و تشکر چیست؟ آیا شما میدانید؟ براستی چرا خود شما تشکر نکردید و یا یک کامنت نگذاشتید؟

و اما آن موارد:

یک: ایریسا و مدیریت آن از تمام دانش آموزان نمونه که فرزندان شما هستند به مناسبت روز دانش آموز قدردانی کرد و به هرکدام از دانش آموزان نمونه یک لوح تقدیر داد که متن لوح بسیار زیبا و با فکر تهیه شده بود. و نویسنده نامعلوم آن معلوم است که با تفکر و عشق آن را نوشته است و خانم اکبری و یا دیگری آن را زیبا طراحی و ماشین نویسی کرده است و درون پوشه ای زیبا به شما تقدیم کرده اند. و از همه مادی تر و دل انگیز تر یک ربع سکه یا نیم سکه هم درون آن گذاشته اند.

آیا شما از اینکه به فرزندتان سکه داده اند و از او قدردانی میکنند خوشحال نشدید؟ پس چرا در جائی سپاس خود را درج نکردید؟

دو : به مناسبت عید سعید غدیر به تمام کارکنان هدیه ای دادند تا کامشان شیرین شود. آن هدیه یک بسته شکلات بود. چرا هیچیک از ما در جائی از آن یاد نکردیم. درست است که به مناسبت عید مولا علی یود. ولی آیا ارزش سپاسگذاری نداشت؟

من میگویم اگر کارکنان قدردان مدیران خود باشند و اینگونه موارد را تشویق کنند و به مدیران خود بگویند مدیران بیشتر در جهت رفاه کارکنان قدم بر میدارند. آری به یاد این شعر قدیمی و قشنگ میافتم که:

شکر نعمت , نعمتت افزون کند.        کفر نعمت , از کفت بیرون کند.

سه : حقوق آبان ماه هم قبل از فرا رسیدن 14 آذر پرداخت شد. و تاکنون تمام ماه ها حقوق هر ماه قبل از نیمه ماه بعد پرداخت شده است و این در حالی است که شرکت با کمبود نقدینگی همراه است. آیا جای سپاس ندارد. البته کمبود نقدینگی و نه کمبود درآمد. ما در آمد و طلب داریم. و اگر بدهکاران و پیمانکاران بدهی خود را به موقع پرداخت کنند مشکلی نداریم.

حال که از شکر نعمت و کفران آن نوشتم باید بنویسم که شکر نعمت یعنی استفاده درست از امکانات و کفر نعمت, یعنی عدم استفاده درست از آن. حال شما به من بگویید آیا نعمت و امکانی بالاتر از نیروی انسانی با تجربه سراغ دارید؟ نیروهای بازنشسته و قدیمی با تجربه بهترین نیروها هستند که باید از تجربه و سابقه و توان آنها استفاده کرد و آنها را در پست های مناسب به کار گرفت. به نظر شما آیا نباید از نیروهای قدیمی همچون آقایان عمو سلطانی و آقائی و ارباب شیرانی و فولادی و فرزانه و ... که بازنشسته هستند و از نعمت های این روزگارند به نحو احسن استفاده کرد؟ چرا بعضی ها کفران نعمت میکنند و به دنبال منزوی کردن آنها هستند و برایشان کامنت منفی میگذارند؟ آیا هرکس بازنشسته شد باید برود؟ به نظر من هر ایریسائی قدیمی تا وقتی که شایستگی و توان دارد و علاقمند به کار است باید در ایریسا بماند و از وجود او استفاده شود که در این باره باز هم خواهم نوشت و صبح عاشورا نزدیک است و من باید به حسین بیاندیشم و به راه حسین.