راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

سهم من افسوس
ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: منابع انسانی ،کارکنان ،سرگذشت

اگر تا به حال نوشته های مرا خوانده و دقت کرده باشید, همیشه نوشته ام ای کاش. همیشه نوشته ام امیدوارم. نوشته ام متأسفم و خلاصه ترجیع بند کلام من شده است امید , کاش , شاید , اگر , تأسف.   و سهم من شده است افسوس...


حالا که نوشته مرا میخوانید باید بگویم افسوس که دوباره برگشتیم سرجای اول. چه هزینه ها کردیم و چه سرمایه تلف کردیم و چه عمری تلف کردیم تا رفتیم به کارگاه سخت افزار در سه راهی مبارکه و حالا آن هزینه ها را دور ریختیم و آمدیم و آماده ایم برای هزینه های تازه.

البته من نه از رفتن به کارگاه خوشحال بودم و نه از برگشتن به اصفهان ناراحت. ناخشنودی ام از جای دیگر است. از اینکه هیچ کجا ثبت نشده است بر طبق چه معیار و با کدام ارزیابی کارگاه را تأسیس کردیم و همکاران را فرستادیم کارگاه و با کدام بررسی کارشناسانه مصمم به برگشت شدیم.

تمام ارزیابی ها در ذهن افراد است و برای آیندگان هیچ مدرکی نگذاشته ایم که چرا تصمیم به برگرداندن بخشی از نیروها به دفتر اصفهان گرفتیم. آنان که تصمیم گرفتند, براساس کدام گزارش مکتوب تصمیم گرفتند؟

کدام نظرسنجی را انجام دادند؟ کدام هزینه ها را منظور کردند و کدام مزایا و معایب را فهرست کردند؟ حتماً در جلسات متعدد , موضوع بازگشت را مطرح کرده اند اما جای یک بررسی کارشناسانه مدون و منتشر شده خالی است.

آیا فقط بالابودن هزینه ایاب و ذهاب کارکنان و جلوگیری از آن موجب این تصمیم شد. یا پارامترهای دیگری هم در کار بود. آیا فشار کارکنان کارگاه و مدیریت اتوماسیون مؤثر بود یا خیر؟

ایرادات من به طرح بازگشت از این قرار است:

1-     گزارش مکتوب شما کجاست؟

2-     چه عواملی در این گزارش مورد توجه قرار گرفته اند؟

3-     از چه کسانی نظر خواهی کردید؟

4-     چرا در یک جلسه , اطلاع رسانی و طرح خود را توجیه نکردید؟

باز هم امیدوارم مدیریت نیروی انسانی جوابی قانع کننده داشته باشد تا سهم من همچنان افسوس نباشد.

به نظر من راه دیگری برای جلوگیری از هزینه بالای ایاب و ذهاب وجود داشت و آنهم کاری است که همه شرکتها و کارخانجات در منطقه صنعتی میکنند. استفاده از وسایل نقلیه مینی بوس و اتوبوس. این فرهنگ و رسم غلطی است که در ایریسا گذاشته شده که همیشه از سواری استفاده میکنند و یا برای رفتن به شهرستانها گزینه اولشان هواپیماست.

این یک عادت ناپسند است که اگر یک کورس در شهر بخواهیم برویم حتماً تاکسی سرویس خبر میکنیم. من از همه کارشناسان سؤال میکنم که آیا اگر شرکت شخصی هم داشتید همینطور هزینه میکردید. ما در اثر داشتن پول زیاد به رفاه عادت کرده بودیم. بیاییم و یک فرهنگ صحیح را رواج دهیم. فرهنگ سختکوشی و از آن مهمتر فرهنگ بهره وری. بدون بهره وری هرچقدر هم که هزینه ها را کاهش دهیم باز ره بجائی نخواهیم برد.

من این بار خود, صریحاً انتقاد کردم. و در این پست برای این که مدیریت ناراحت نشود که جوسازی میشود هیچ کامنتی را تآیید نخواهم کرد بلکه آنها را جمعبندی میکنم و در پست بعدی منتشر و یا برای مدیریت ارسال میکنم تا بدانند که تصمیم آنها چقدر به صواب نزدیک است.

بار یگر تأکید میشود که من از برگشت ناخشنود نیستم. از نبودن گزارش مکتوب , منتشر نشدن آن و بالاخره عدم صحبت با کارکنان در توجیه تصمیم , ناخشنودم.