راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

نظرات پیرامون برگشت به اصفهان
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،منابع انسانی

در این پست به تعداد انگشت شمار نظرهائی که شما بر پست پیشین نوشته اید, نظری میاندازیم. امیدوارم که با دقت بخوانید. هرچند که ما کامپیوتری ها که همه روزه با اینترنت سر و کار داریم, فقط صفحات را ورق میزنیم و حوصله خواندن تمام متن را به دقت نداریم...


این بی حوصلگی ما اینترنتی ها هم خود یک بیماری است که باید با آن مبارزه و آن را مداوا کرد و یک راه آن هم این است که با برنامه باشیم و همه چیزی را نخوانیم. البته میدانم که وقتی وارد دنیای وب میشویم دیگر کنترل خود را از دست میدهیم و بعضی وقتها صفحاتی را هم که نباید باز کنیم, باز میکنیم و وقت خود را بیهوده تلف میکنیم. ولی اگر شما کارمند ایریسا هستید و به سرنوشت محل کار خود علاقمند هستید باید وقت بگذارید و این نوشته های من و دوستان خود را به دقت بخوانید شاید در لا بلای آن کلمات مفیدی هم باشد. حال چند نظر را با هم مرور میکنیم.

نظر اول :

باسلام - ظاهرا در پیام ایریسا علت برگشتن از کارگاه را نوشته اند.ولی ای کاش بجای این صرفه جوئی ها این همه بلیط هواپیما را که هر نفر چند تا بلیط می گیرد و هر وقت دلشان خواست می روند و هر وقت هم دلشان نخواست آن را کنسل می کنند, بگیرند. منجمله آقای ..... که خیلی ادعا دارد که برای شرکت دلسوزی می کند.

شرحی بر نظر اول:

این داستان بلیط و مأموریت و اضافه کار هم از آن داستان های دنباله دار و پر غصه و پر هزینه ایریساست. که البته برای بعضی ها زحمت است و برای بعضی ها رحمت. برای بعضی هم هر دو. و نمیشود به کلی آن را قطع کرد. اضافه کاری و مآموریت لازمه کار است. مخصوصاً ما که پروژه های خارج از اصفهان داریم. اما ظاهراً که نه, بلکه واقعاً کنترل آن از دست مدیران خارج است و شاید بتوان گفت کنترلی ندارند. شاید هم راه حل کامل و اجرائی تاکنون برای آن ارائه نشده و گرنه تا حالا حل شده بود. اگر من مدیر تصمیم گیری بودم اعلام میکردم که از این پس اضافه کاری نکردن و مأموریت کمتر است که پاداش دارد و پر کردن ساعات اضافه کار هنری ندارد.

در این باره قبلاً بهتر از اینها نوشته ام و برای یک کامنت حالا بس است.

نظر دوم:

اینجانب از طرف خود و همکاران گرامی از مدیریت شرکت و مدیریت اتوماسیون تشکر وقدردانی کرده .به سبب تصمیمی بسیار شجاعانه . قطعا این تصمیم باعث کاهش هزینه ها و  سود آوری شرکت خواهد بود. تشکر.تشکر.تشکر

شرحی بر نظر دوم :

به نظر احمد هزینه ها موقتاً کم میشود ولی هزینه های ایریسا همیشه به جای خود باقی هستند و باید بهره وری را بالا برد. میگوئید نه. بنشینید و تماشا کنید.

نظر سوم:

واقعا راه شهرک صنعتی بسیار بسیار خطرناک هست ، و فکر کنم برای همه همکاران تو این یکسال و اندی موقعیت های خطرناکی رخ داده است و تقریبا میشه گفت: (خدا را شکر) با شانس و اقبال خون از دماغ کسی نیومد.
خیلی خیلی، هم خودم و بیشتر خانواده ام از برگشتن به اصفهان خوشحال خوشحال خوشحالم. علیرغم اینکه از لحاظ مادی برام ضرر خواهد داشت که در مقابل بقای شرکت و امنیت جونمون هیچی نیست.
(بنده از همکارانی که مخالف انتقال هستند قدری بدور از احساس ، منطقی در این مورد فکر کنند).

شرحی بر نظر سوم:

از کامنت شما خوشم آمد. بهتر است بنویسی خطرناک است. خطرناک هست غلط است. من هم همین توصیه شما را به همکاران دارم که بیش از منافع خود به منافع جمع و شرکت فکر کنیم. البته به یاد داشته باشیم که موقع رفتن به کارگاه خیلی ها ناز کردند و امتیاز گرفتند. اعم از اینکه هزینه مأموریت و حق غذا و شیر و بیسکویت و ... را از مدیریت طلب کردند که همه آنها حقشان بود و حالا هم عده ای میگویند یک امتیازاتی بدهید تا برگردیم اصفهان. که این آخری خیلی زور دارد هم برای احمد و هم برای مدیریت. این دوستان باید فکر کنند که ایریسا یک کلیت دارد که مدیریت باید برای همه تصمیم یکنواخت بگیرد و اگر قرار است حقی بدهند باید به همه بدهند و نه فقط آنانی که از کارگاه برمیگردند اصفهان. و به خودم میگویم احمد منتظر توپخانه دشمن باش. که این حرف به مذاق بعضی ها خوش نیست.

نظر چهارم:

باسلام. با تشکر از حساسیت جنابعالی نسبت به مسایل شرکت بر خود لازم دیدم بصورت خلاصه اطلاعاتی را در مورد گزارش تهیه شده و بدنبال آن تصمیم گرفته شده را خدمت شما بیان نمایم:
شروع موضوع با درخواست تعدادی از همکاران  و بدنبال آن تاکید مدیرعامل محترم مبنی بر پیگیری موضوع و بررسی همه جانبه آن صورت گرفت.
در این راستا جلسه ای با تعدادی ازهمکاران و متعاقب آن جلساتی با مدیران بخش اتوماسیون برگزار گردید و کار گروهی مشترک از امور سازماندهی و توسعه منابع انسانی و معاونت اتوماسیون و تعدادی از مدیران و مشاور شرکت مسئول تهیه گزارش گردیدند.
این که آیا رفتن همکاران به شهرک بر اساس کار کارشناسی بوده که قطعا بایستی اینگونه باشد را من بدرستی نمی دانم و گزارش آن را ندیده ام اما در گزارش تهیه شده که به خلاصه محورهای آن اشاره می نمایم تنها بحث هزینه ایاب و ذهاب مطرح نبوده و پارامترهای دیگر نیز مد نظربوده است.
یکی از محورها ایمنی رفت و آمد همکاران و شاید مهمترین محور بود که بصورت مبسوط روشهای جایگزین آن و چگونگی انجام آن مورد نظر قرار گرفت.

از دیگر محورها فرسودگی روحی و جسمی همکاران در مسیر رفت و آمد و محیط بود و این سوال که ما مانند دیگر صنایع نیازی به نزدیک بودن به صنعت یا خطوط تولید و... نداریم و نیازی به  ارتباط اکثر همکاران با کارگاه سخت افزار نبود.
از دیگر محورها هزینه ایاب و ذهاب همکاران و کرایه سواریها و افزایش های پیاپی آن و سایر هزینه های مرتبط و تفاوت آنها با هزینه ها در شهر بودکه بالای 30 میلیون تومان در ماه می شد.
از دیگر هزینه ها اشاره به این نکته است که روزانه حدود 90 دقیقه همکاران در سرویس ها حضور داشتند که این رقم برای 80 نفر در روز حدود 120 نفر ساعت در روز میشود و می توان در ماه بالای 60 میلیون تومان از این محل فروش   علاوه بر آسیبهای جسمی که در گزارشات موجود و معتبر به آن اشاره شده که برایتان ارسال می نمایم  

از دیگر موارد نیازهای همکاران در شهرک به فضای سبز - بوفه گاها ایجاد و تکمیل فضای موجود برای بعضی قسمتها و صرف هزینه های جدید بود
از دیگر محورها رضایت پرسنل بصورت منطقی و مستدل می باشد.
توجه به بهره وری و افزایش آن از دیگر نکات مورد نظر می باشد

اکثر همکاران و اینجانب نیز ناگزیریم ماموریتهای روزانه وگاه مسیرهای چند صد کیلومتر را در یک روز با ماشین طی کنیم (شاید سالیان متمادی است ) اما چاره ای جز رفتن به فولاد مبارکه -فولادغرب آسیا -نطنز- شهرکرد - اهواز - نیشابور- بندرعباس و... نداریم آیا اینجا که چاره دارد را نباید چاره کنیم ؟؟؟

با توجه به جمیع جهات و ارزیابی های صورت گرفته این کار که قطعاً بدون کاستی و مشکل نیست انجام شده  و امیدواریم قدم مفید برداشته شده باشد . با تشکر فراوان

شرحی بر نظر چهارم.

شاید باورتان نشود ولی نظر فوق را که مفصل هم هست دوست خوب و گرامی , مدیر محترم امور اداری, ببخشید امور سازماندهی و توسعه منابع انسانی آقای علی اکبر بابائی برایم فرستاده است که از حسن اعتماد ایشان به خودم و این وبلاگ تشکر فراوان دارم. و خوشحالم که نوشته من(احمد) به مسائل شرکت ایریسا حساسیت دارم.

فقط میتوانم بگویم که دوست عزیز آقای بابائی این موارد را با صداقت نوشته و در گفته های خود صادق است و مصلحت شرکت و کارکنان را در نظر دارد. امیدوارم جواب ایشان برای همکاران قانع کننده باشد. البته نوشته اند که برای من گزارش کارشناسی را ارسال میکنند ولی هنوز به دستم نرسیده است.

نظر پنجم:

متاسفانه مدیریت در ایریسا، درست تعریف نشده است. تعریف مدیریت این نیست که کلیه منابع یک سازمان به صورت موقتی استفاده گردد و آن هم نادرست..
همانطوریکه با وجود منابع مختلف ممکن بود با مدیریت صحیح از بوجود آمدن بحرانهای مختلف جلوگیری کرد، هم اکنون نیز به همین صورت عمل می شود. یاد ندارم که در شرکت ایریسا تحقیق عمده ای انجام گیرد..فرهنگ سازمانی، مسایل پرسنلی، شرایط مختلف بازرگانی و کلیه امور داخلی شرکت مورد تحقیقات کاملی قرار گیرد که این نشاندهنده سبک مدیریت سازمان است . منظور از مدیریت در ایریسا مدیریت زور است و افسوس و صد افسوس
زمانی که با کارشناسان مانند کارگران کارخانه برخورد شود(بر اساس ساختار مکانیکی) به جای آنکه مانند کارکنان دانشی برخورد شود(ارگانیک) همه مسایل به هم میریزد. کارکنان شرکت را از خود نمی دانند چرا که شرکت و مدیران کارکنان را از خود نمی دانند و دید مدیران نسبت به کارکنان ارباب و رعیتی می گردد. در این زمان هر کسی تلاش می کند بهره بیشتری ببرد و دیگر دغدغه های سازمان دغدغه های کارکنان نخواهد بود. متاسفم ولی واقعیاتی است در مورد ایریسا.. امید است فکری بلند مدت بر ایریسا حاکم شود.

شرحی بر نظر پنجم:

نظر فوق را بدون شرح میگذارم که برای خودش حرفهائی دارد که باید با مدرک ثابت شوند.

نظر ششم :

احمد اقا با نظر شما کاملا موافقم و از مدیران شرکت هم در این مورد تشکر میکنم که به درخواست ما توچه کردند و کار گروه کارشناسی تشکیل دادند با بجه ها هم صحبت کردند در کارگاه هم جندین جلسه تشکیل دادند از روانشناس شرکت هم نظر گرفتند گزارش کارشناسی تهییه شد به ایمنی و نظر بچه ها و هزینه ها  هم در گزارش توچه شد وقتی در گزارش امتیاز بازگشت بیشتر شد به نظر کارشناسی عمل کردند گزارش کارشناسی مکتوب را هم من دیده ام ای کاش برای شما هم می فرستادند.

شرحی بر نظر ششم:

خوب حالا که شما گزارش کارشناسی را دیده اید. اگر به آن دسترسی دارید برای من هم بفرستید تا در مدارکم داشته باشم.

نظر هفتم:

سلام همکار گرامی، وبلاگ جالبی است. ولی نمیدونم چرا مثل دیگر سیاست های شرکت فقط به دفتر اصفهان و گاهی به دفتر اهواز می پردازد. کلآ مثل اینکه ایریسایی ها دوست ندارند همکارهای دفتر تهران رو همکار خودشون ببینند. لطفآ از تهران هم بنویس. البته اگه چیزی برای گفتن مونده باشه، شاید به زودی مثل یه خاطره باشه و بگیم " قبلآ ها که تو تهران ایریسا دفتر داشت .......... "

شرحی بر نظر هفتم:

جای تأسف است که دفتر تهران آن چیزی نشد که در نظر مدیریت اولیه بود. البته دفتر تهران مخالف هم خیلی داشت و دارد. حالا هم خیلی ها میگویند فقط هزینه دارد. البته من خیلی دلم میخواهد دفتر تهران رشد کند و میدانم که ایریسا به آن دفتر و کارشناسان و عملکردش نیاز دارد. مدیریت ارشد ایریسا باید برای دفتر تهران یک فکر اساسی بکند و در صورت لزوم بر تقویت آن بکوشد. و مدیریتی قوی بر آن بگمارد. حرف برای گفتن خیلی هست ولی کسی به حرف احمد گوش نمیکند. یک لطیفه برایتان بگویم. یک نفر در جمع میگفت که پدر من خیلی حرف زن است و در مجالس غوغا میکند. به او گفتند کسی هم به حرفش گوش میکند. گفت نه. گفتند پس حرف مفت زده است.

 به امید روزی که بدانند احمد حرف مفتی زیاد زده است. یعنی مجانی حرف زده است ولی حرفهایش ارزشمند بوده اند. و بدان امید که این فهمیدن پس از مرگ احمد نباشد. که معمولاً هر وقت کسی میمیرد , حرفهایش و عملکردش خوب میشود. ولی تا زنده است هیچ.