راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

آیتم شماره 57 در پرفراژ حقوق
ساعت ٦:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،منابع انسانی

قبلا از آیتم شماره 1075 (کمک به نیازمندان) برایتان نوشته ام.

نه یکبار که دو بار.

شاید هم بیشتر.

افسوس که توجهی نشد.

چرا؟

شاید بدلیل آنکه باید چیزی از جیب پرداخت می کردیم.

ولی این بار از آیتمی مینویسم که اگر به آن توجهی شود , پولی در جیب همه ما خواهد رفت . آیتم شماره 57.......


در گذشته از آیتم 1057 که همان کمک به نیازمندان باشد, نوشته ام. ولی در مدیریت گذشته به آن توجهی نشد و در مدیریت جدید امور اداری هنوز منتظرم تا چه میکنند.

 البته قبلا نیز از این آیتم 57 (مالیات) چندین بار برایتان نوشته ام. این بار که به پرفراژ حقوقم نگاه میکردم به یکباره برق از سرم پرید که چرا اینقدر مالیات حقوق ما ایریسائی ها زیاد است. من نمیدانم شما چقدر مالیات میپردازید ولی میدانم که رقم آن زیاد است. و همه ما با گفتن اینکه مالیات از کسور قانونی است به آن توجهی نمیکنیم. ما از زیاد دادن حق بیمه در زمان بازنشستگی منتفع خواهیم شد و هرچه رقمش بیشتر باشد در آینده میزان بازنشستگیمان بیشتر خواهد بود. اما در باره مالیات چه میتوان گفت؟

هر کارمند ایریسا بالغ بر 50 تا 600 هزار تومان مالیات حقوق و مزایا میپردازد و بعضی ها شاید هم بیشتر. بارها گفته ام که برای پرداخت مالیات کمتر,  راه حل وجود دارد. منتهی امور مالی ایریسا و مدیریت به فکر آن نیستند و ریسک نمی کنند. پیشنهاد من این است که امور اداری و امور مالی با مشاورین خود مشورت کرده و راه حلی برای آن پیدا کنند. راه حل آن است که ساختار حقوقی و آیتمهای آن تغییر پیدا کند. و اینچنین نباشد که تمام اقلام حقوق مشمول مالیات باشند.

مدیریت مالی و مدیریت شرکت باید ریسک کنند و اگر روزی اداره مالیات هم شرکت را علی الرأس کرد و جریمه نمود. آن جریمه را به هزینه شرکت بگذارید. باور کنید تمام همکاران راضی اند و سهامداران هم راضی خواهند بود. چرا که برای سهامدار هم در حال حاضر داشتن سهام ایریسا سودآور نیست.

من از همه کارکنان میخواهم که برای این مورد (مالیات) کامنت بگذارند و از مدیریت بخواهند که راه حلی پیدا کند. حتمآ راه حل قانونی هم وجود دارد. کدام سازمان خصوصی به اندازه ایریسا مالیات برای کارکنان میدهد؟

متأسفانه من نه از میزان حقوق شما با خبرم و نه از مالیات آن. فقط از خودم را میدانم. مالیات من مثل بیشتر کارکنان ایریسا بالای 320 هزار تومان است. از شما چقدر است؟ آیا رواست که یک کارمند در زمانه ای که تورم بالای 20 % است و گرانی هم وجود دارد این همه مالیات بپردازد؟

اما موضوع دیگر که به آن اشارتی میکنم موضوع پاداش 4 ماهه است که پرداخت شد. البته با تأخیر. از مدیریت در پرداخت آن تشکر میکنم. این بار, پرداخت ها بسیار محرمانه انجام شد. شاید هیچکس از پاداش دیگری خبر دار نباشد. این موضوع باعث تنش کمتر میشود. اما من دوست دار شفافیت آن هستم. یک نفر به من بگوید مستند و مدرک محاسبه و تعیین پاداش هر پروژه و هر بخش کجاست؟ و بر اساس کدام پارامتر و معیار پاداش هر پروژه مشخص میشود؟

اگر باور کنیم که سیستمی برای محاسبه آن وجود دارد حالا مدیریت اداری و مدیریت بخشها پاسخ دهند بر اساس کدام ارزیابی پاداش افراد را توزیع کرده اند. من که پاداشم همیشه رقم ثابتی است از کجا به فرمول شما ایمان آورم؟ البته میدانم که همکاران نیز همچون سابق بی تفاوتند و دیگر پیگیر این موارد نیستند. اما من دوست دار شفافیت ام که اگر فردا شنیدم به فردی در روزگاران گذشته پاداش دو رقمی میلیونی برای 4 ماه پرداخت شده شاخ در نیاورم.

پس امور اداری لطف  کند و جدولی از پرداخت پاداش بر اساس گروه شغلی و میانگین آن بدهد که ما بدانیم در کجای این جدول قرار داریم. مثلا بگوید گروه 8 میانگین پاداشش nریال بوده و گروه شغلی 18 میانگین پاداشش m ریال بوده است. شفافیت باعث دلگرمی کارکنان و کار بهتر میشود. محرمانه بودن باعث دلسردی و بی تفاوتی. ما انسان هستیم و دوست نداریم همچون بیخبران سرمان را زیر بیاندازیم و کار کنیم و روزی سر بالا کنیم و ببینیم که چه کلاهی بر سر ما ساده ها رفته است و آن زمان که ما مشغول کار و تخصصمان هستیم دیگرانی جیبشان پرشده و به ریش ما خندیده اند.

و اما موضوع دیگر که بی رودربایستی و صراحتآً بگویم این است که چرا شرکت با کارکنانی که از ایریسا حقوق میگیرند و با شرکتهای دیگر نرد عشق میبازند, برخورد نمیکند. و چرا ما باید اینگونه کارکنان را در میان خود تحمل کنیم. اینگونه افراد موجب دلسردی دیگران میشوند. من احساس وظیفه میکنم که محیط کاری ام سالم باشد. مدیریت اگر نمیداند چه کسانی این کار را میکنند از من بپرسد تا برایش بگویم. و یادآور شوم که من با اینگونه دوستان دشمنی ندارم. اگر موضوع را مطرح کردم برای این است که محیط ایریسا را سالم میخواهم.

البته شاید راه حل آن برخورد با اینگونه کارکنان نباشد و باید آنچنان انگیزه ای ایجاد کرد که افراد به ایریسا عشق بورزند و فکر دیگری به خود راه ندهند.

من بر این باورم که هرکس در ایریسا کار میکند باید فکر و ذکرش ایریسا باشد و اگر کار دومی دارد او دیگر بخشی از مغز خود را به دیگری فروخته است و سر کار ایریسا نمیتواند فقط به ایریسا بیاندیشد و این یعنی خسارت برای ایریسا و برای آن کارمند و دیگر کارمندان.