راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

روز زن
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سرگذشت ،امتیازات کار در ایریسا ،تاریخچه ایریسا ،آمار بازدید

راستی چند موضوع گیر آوردم که به آنها گیر بدم و در باره آنها بنویسم و به بعضی ها گیر بدم. موضوعاتی همچون پروژه ذوب آهن. پروژه اکسیر. پروژه مخابرات. پروژه پخش و پالایش نفت البته بخش نرم افزار آن. پروژه ارتقای سیستمهای اطلاعاتی فولاد مبارکه. لو رفتن حقوق و پاداشهای سال 90. بدهی و بد حسابی بعض کارفرمایان و ....


اما باور کنید که من قصد گیر دادن به کسی و موضوعی را ندارم. اگر هم مطلبی مینویسم برای بهتر شدن اوضاع است. برای این است که محیط بهتر و سالم تری داشته باشیم. من ایده آلهائی در سر دارم که اگر پیاده شوند فکر میکنم سازمان بهتری خواهیم داشت. حتماً شما هم ایده هائی دارید. ای کاش شما هم مطرح میکردید.

در این پست از هیچکدام از موضوعات نامبرده در فوق نمی نویسم که به وقتش خواهم نوشت. و در این پست موضوعی موردی را که زیاد از دوستان و همکاران شنیده ام مینویسم. هر کس میرسد از دیگری می پرسد که هدایای روز زن را کی میدهند؟ آری مدتی است که از روز زن گذشته است و هدیه آن پرداخت نشده است.

برای این که در جائی ثبت شود اینچنین مینویسم که در سال های گذشته روز زن به همکاران زن سکه یا نیم سکه ای میدادند. و به مردان همکار هم یک ربع سکه میدادند تا از طرف شرکت به خانمهایشان اهدا کنند. و باز مینویسم که در سالهای دور اگر زن و مردی در شرکت کار میکردند به یکنفر از آنها هدیه روز زن تعلق میگرفت. ولی با پیگیری و یا فشار آن زوج ها بالاخره کار به جائی منجر شد که امروزه به هر دو نفر هدیه روز زن را میدهند و من هم کاری به درستی و غلطی آن ندارم.

اولین ایراد و پیشنهاد من این است که ای مدیران و کارکنان بدانید که هیچ پرونده واحد و سابقه ای از روز زن وجود ندارد که نشان دهد طی این ده پانزده ساله برای روز زن چه کارهائی شده است تا مدیرنیروی انسانی و مدیر عامل آن پرونده را بخوانند و بدانند که در سالهای گذشته چه شورها وجود داشته و مدیران قدیم چه کرده اند و چه هدایائی داده اند و اصلاً فلسفه روز زن چه بوده و به چه کسانی داده اند و مقایسه ای کنند که آیا رشد داشته ایم یا رکود؟ هنوز هم دیر نیست برای هر موضوعی پرونده ای تشکیل دهید. برای روز زن. روز مرد. پرونده رفاهیات. پرونده ویلاها. پرونده باغ بهادران. آیا میدانید در زمانهای قدیم در شمال هم ویلا برای کارکنان اجاره میشده است؟ این است که میگویم هر چیزی پرونده خاص خود را میخواهد. آموزش هم همینطور است. عیدی سالیانه هم همینطور است و خیلی موارد که حالا به ذهن احمد نمیرسد. آیا میدانید شورائی فرهنگی داشته اید که ده ها نمونه کار فرهنگی داشته و حتی برای سالروز تولد کارکنان با عشق و علاقه هدایائی به کارکنان داده اند. چرا دیگر پرونده ای وجود ندارد تا به آن مراجعه کنیم و ببینیم کجا بوده ایم و به کجا رسیده ایم؟ و چرا بدینجا رسیده ایم؟ آیا کمبود بودجه و درآمد ما را بدینجا رسانده است؟ به خدا قسم نه. تبعیض و عدم اهمیت و دلسرد کردن ,دوستان را به اینجا رسانده است.

آیا آن روز ما جوان بودیم و امروز که پا به سن گذاشته ایم این حالت پیش آمده است؟ آیا ما از نسل دیگر بودیم و اینان که اخیراً به ایریسا پیوسته اند از نسل دیگرند؟ آیا جوانهای امروز را آرمانی دیگر در سر است و قدیمی ها را آرمانی دیگر. البته احمد منتقد نیروهای جوانی است که انگار در محیطی ایزوله به سر میبرند و به فکر رشد و سالم سازی محیط خود نیستند.

برویم سر مسئله روز زن که اشاره کنم امسال به هر همکار زن مبلغ دویست هزار تومان هدیه میدهند و به هر کارمند مرد مبلغ صد هزار تومان. و این را هم هنوز نداده اند و عنوان شده که مشکل نقدینگی است.

انتقاد دیر دادن هدایا را این چند روز زیاد شنیده ام. شاید کمبود نقدینگی حقیقت داشته باشد اما حرف احمد این است که اگر از قبل برنامه ریزی کرده باشیم واولویت هایمان را مشخص کرده باشیم و بودجه بندی کرده باشیم نباید این تأخیر پیش بیاید. تا آنجا که من میدانم امور اداری دیر اقدام کرده است و تازه آن را به کمیته مدیران برده اند و بعد مدیر عامل آن را با تأخیر تأیید کرده است و حالا شانس آورده یم که نمیخواستند سکه بخرند وگرنه آنهم برای خودش داستانی دیگر بود. البته از یک باب خوب است که امسال سکه نخریدند که این بازار آشفته سکه را آشفته تر کنند. سکه ای که هر روز گران تر میشود و ره به کجا میبرد این گرانی را من نمیدانم. گرانی که این روزها کارکنان ایریسا را هم متأثر کرده است.

البته من از دیر دادن این هدیه زیاد ناراحت نیستم که مشکل من بیشتر از اینهاست. شما هم اگر مشکل دارید یا ندارید بنویسید تا بلکه هدیه را زودتر بدهند.   موضوع دیگر هم بودجه بندی است که یکی از مشکلات وقت گیر و اعصاب خورد کن است که بعداً از آن مینویسم. و اگر به هر مدیر و بخش و واحد , بودجه ای میدادند نه وقت مدیر عامل گرفته میشد و نه کارها به تأخیر میافتاد. و همه هم تکلیف خود میدانستند که با بودجه خود چه کنند و بر اساس بودجه برنامه ای میریختند. و بالطبع پاسخگو هم بودند. شاید حرفم را متوجه شده باشید و دیگر نیازی به دوباره نوشتن نباشد.

و امروز که جمعه است بازدیدهای از وبلاگ بیشتر از روز 5شنبه و روزهای وسط هفته است و این دلیلش آن است که امروز پنجم ماه است و خیلی ها منتظر پست احمد. و ای کاش این توهم نباشد.

داشت یادم میرفت. روز زن بر زن و مرد همکار مبارک باشد.