راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

اعتماد کارفرمایان بالاترین سرمایه
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،منابع انسانی ،پروژه ها

بر این امیدم که اگر مطالب و نوشته های مرا نمیخوانید و نمی پسندید, حداقل به نظراتی که دیگران یعنی همکاران ودوستان بر روی پست ها میگذارند توجه کنید. کسی که نظری و یادداشتی مینویسد حتماً انگیزه ای قوی در نوشتن نظر خود دارد. او احساس مسئولیت میکند و میخواهد حرف خود را به گوش مسئولین و مدیران و کارکنان برساند.....


توصیه ام این است که نظرات دوستان بر روی 2 پست آخر را مرور کنید. همیشه دوستان به دو پست آخر توجه دارند و نظرات خود را مطرح میکنند. هر چند تعداد نظرات اندک است اما قابل توجه اند و نکته ها و هشدارها در خود دارند. بعضی از نظرات هم روشنگرند و در اطلاع رسانی صحیح نقشی را ایفا می کنند. مخصوصاً مدیران و سرپرستان به نظرات توجه بیشتری داشته باشند و اگر روی سخن با آنان است در رابطه با آن اقدام کنند.

آنچه را که در این پست میخواهم مطرح کنم. سرنوشت پروژه هاست. پروژه هائی که حیات و بقای ما به آنها بسته است. من میدانم که در عالم واقع بسیاری از پروژه های نرم افزاری حتی در عالم غرب نیز با شکست مواجه میشوند. و سعی ما باید بر این باشد که پروژه ها با کمترین میزان عدم موفقیت روبرو شوند. من میدانم که حتی هیچ پروژه ای صد در صد کامل و تمام نیست و حتمآ کمبودهائی در بعضی از دریافتنیها و یا delivery ها خواهد داشت. و این از ذات پروژه های نرم افزاری است که حتی تست ها نیز ممکن است صد در صد انجام نشوند, که نمیشوند.

پروژه ها ممکن است در سر موعد تحویل نشوند اما این قابل پیش بینی است و تا حدی قابل قبول است که مثلا پروژه 12 ماهه حداکثر 14 ماهه انجام شود. البته تأخیر در پروژه یعنی ضرر و زیان برای ما که پیمانکاریم و نارضایتی کارفرما که کارش به موقع انجام نشده است. و2 تا 3 ماه تأخیر شاید قابل تحمل باشد. اما چندین ماه تأخیر همه اش ضر و زیان است. ضرر و زیان مادی و بالاتر از آن خسارت معنوی. هم برای پیمانکار و هم برای کارفرمای محترم وعزیز.

یکی از پروژه ها که به سرنوشت بدی دچار شده وهنوزچاره اندیشی درستی برایش نشده است و شاید هم شده است و من بی خبرم, پروژه انبار نفت است که بیش از سه سال است شروع شده است. بخش شبکه ای و زیرساختی آن تمام شده است ولی بخش نرم افزاری اش هنوز تحویل کارفرما نشده است. تا آنجا که من خبر دارم مشکل از آنجاست که بخش نرم افزار را یک نفر به تنهائی انجام داده است. و آن شخص به دلائل شخصی از تحویل کار به کارفرما و سورس برنامه ها به ایریسا امتناع میکند و دلیلش هم مسائل شخصی و حق و حقوق شخص است.

اولاً چرا در سالهای گذشته آن شخص را راضی نگه نداشته ایم و چرا قراردادش را به موقع با مبلغ بالاتر تمدید نکرده ایم؟ و چرا آن شخص مدتی را بدون قرارداد کاری به کار خود ادامه داده است؟ حتمآ این شخص با ناراحتی و نارضایتی به کار خود ادامه داده است و نارضایتی هایش انباشته شده و حالا دست به انتقام کشی و حق خواهی زده است. ای کاش مدیران ما اینقدر در ناراضی کردن فرد اصرار نکره بودند که شخصی را به مرز انتقام ببرند. عدم توجه به خواسته های معقول کارکنان آنان را به جاهای خطرناکی خواهد کشاند. که با کم کاری آغاز میشود. و بعد شایعه پراکنی. و بعد دیر سرکار آمدن و بعد قهر و بعد فحش و بعد شکایت و بعد انتقام و بعد گروکشی و پروژه ای را عقیم گذاشتن. و البته من با آن شخص همدردی میکنم ولی عملش را تأیید نمی کنم.

ثانیاً چرا کار باید به دست یک نفر باشد. مگر من بارها هشدار نداده ام که هر کاری باید backup داشته باشد. و مگر نگفته بودم که هیچ کاری در سازمان نباید انحصار یک نفر باشد. این صرفه جوئی نیست که چند کار یا یک کار را تماماً به یکنفر بدهید. و روزی گرفتار آن شخص شوید. بارها گفته ام که برای آنکه رزمنده ای در خط مقدم بجنگد ده نفر باید پشت جبهه او را تدارک کنند. پروژه ها هم همین وضع را دارند. از این موارد که کارها در پروژه در دست و منوپول یک نفر باشد فراوان داریم و این اصلاً شایسته شرکت بزرگی همچون ما نیست.

ثالثاً این را بدانید که کارفرمایان با ایریسا قرارداد بسته اند. یعنی یک شرکت بزرگ و توانمند. که صدها نیرو دارد و هیچگاه کارفرما را تنها نمیگذارد. اگر میخواستند با فرد قرارداد ببندند خیلی راحت بودند که با چند دانشجو برای اجرای کارشان قرارداد ببندند. کارفرمایان به ما اعتماد کره اند و این اعتماد بزرگترین سرمایه ایریساست که باید آن را چون جان عزیز داشت. به این اعتماد باید احترام گذاشت و همیشه در کنار کارفرما ماند.

و درسی که میگیریم: آن است که هیچ کاری نباید در انحصار یک نفر باشد. و درسی که میگیریم این است که مستندات هر پروژه ای در هر مرحله ای باید توسط مسئولین تهیه و در اختیار مرکز اسناد قرار گیرد. و درسی که میگیریم هرپروژه نیاز به نظارت و بازرسی از طرف شرکت دارد. و درسی که میگیریم به مرکز اسناد بها دهیم و آن را به حال خود رها نکنیم.

اگر در هر مرحله مستندات آن مرحله را از آن متخصص تحویل گرفته بودیم الان متخصصین می نشستند و با مطالعه آن مدارک کار را ادامه میدادند. برای ما هر وقت ماهی را از آب بگیریم دیر نیست. مدیریت باید به زودی تیمی را مسئول انجام کار کند و کار را هرچه زودتر تحویل کارفرما دهد. حتی اگر میلیونها تومان هزینه اش باشد. ما باید اعتماد مشتری خود را به دست آوریم. در اینجا میخواهم بنویسم که مدیریت پروژه و مهندسی پروژه در متون علمی ثبت شده است ولی آنچه مهم است تعهد و عمل به آن است که در این زمینه باید سرمایه گذاری شود و مدیریت علمی باید سرلوحه کار مدیران فانکشن ها قرار گیرد.

حرف برای گفتن بسیار است و اندکی از آن را من گفتم و باقی اش بماند برای شما و دیگر دلسوزان.