راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

تمهید در قرارداد
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،امتیازات کار در ایریسا ،پروژه ها

چندین شبانه روز در رابطه با اینکه چه بنویسم و چگونه بنویسم با خودم فکر می کنم و بعد در آخرین مهلت باقیمانده شروع به نوشتن میکنم. و فی البداهه مینویسم. و پس از نوشتن بارها آن را میخوانم که مشکلی نداشته باشد...


درست چند دقیقه قبل از اینکه این پست را بنویسم, آخرین نظر را خواندم که شخصی با نام "غلامرضا ف" آن را نوشته بود. اگر همان دوست با سابقه که نام اصلی اش غلامرضا است و من به امثال او در ایریسا میبالم باشند, بسیار سبب خشنودی من است که ایشان خواننده این وبلاگ هستند. البته نوشته ایشان را نفهمیدم.

بعد رفتم و پست قبلی ام را خواندم و احساس خوبی به من دست داد که دیدم همه مطلب را به درستی نوشته ام. و حقایقی را گفته ام که زنده هستند و تئوری های مدیریتی نیستند. آنچه را که برایم ملموس است و با گوشت و پوست احساس و مشاهده کرده ام برای شما نوشته ام. فکر میکنم وبلاگی همچون راه ایریسا وجود نداشته باشد که اینگونه مسائل مدیریتی و سازمانی را به قلم تحریر درآورد. اگر هم وجود داشته باشد من از آن بی خبرم.

شاید روزی این حرف ها کار دست من بدهد که به سیاستهای مدیریتی و شرکتی وارد شده ام و قلم نقد و انتقاد دارم. البته من هم خوبی ها را نوشته ام و هم کمبودها را. هم از کارکنان و مدیران شایسته نوشته ام و هم ایرادهایم را مطرح کرده ام و شاید همین گفتن ایرادها در آینده کار دستم بدهد ولی وارد به سیاست شدن سرنوشت من بوده است که خودم آن را تغییر دادم در روزگاران گذشته و حالا دوباره به نوعی در آن وارد شده ام.

برای اطلاع شما بنویسم که احمد به سال 1357 آنگاه که هنوز انقلاب اسلامی ایران به پیروزی نرسیده بود هوس سیاست کرد و در کنکور سراسری آن زمان شرکت کرد و به نمره کنکور بالائی دست یافت و در رشته علوم سیاسی دانشگاه ملی ایران که رتبه بالائی میخواست پس از مصاحبه ای سخت قبول شد. آری رشته علوم سیاسی دانشگاهی که بعداً دانشگاه شهید بهشتی نامیده شد. انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید و احمد ترم اول رشته علوم سیاسی را همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی گذراند. ولی مشکلات کاری و مالی احمد فراوان بود و نتوانست ادامه تحصیل بدهد و کار را دنبال کرد و از علم سیاست باز ماند. احمد از آن زمان عشق سیاست داشت و صدها کتاب دارد که اکثراً با موضوع علوم اجتماعی و سیاسی هستند و فلسفه سیاست و پیرامون حکومت و آنچه که مربوط به عالم اداره جامعه است.

آری من از وارد شدن به عالم سیاست بازماندم که محل کارم به من این مجوز را نداد ولی بسیاری از دوستان و همکاران در شرکت ایریسا این بخت را داشتند که در حین کار به تحصیل هم بپردازند. در ایریسا کسان با انگیزه ای بودند که دیپلم بودند و در حین کار توانستند لیسانس و مدارک بالاتر بگیرند. فرقی نمیکرد دانشگاه آزاد باشد یا مکاتبه ای. و این نمونه دوستان باید قدردان ایریسا باشند که این فرصت را در اختیار آنها گذاشت و زیاد از بعض موارد ناراحت نباشند و بدانند که در یک شرکت همه چیز بر وفق مراد نیست. و یا در همه زمانها بر وفق مراد نیست. زمانی آدمی در بهترین موقعیت شغلی قرار دارد و در زمانی دیگر, امکانات کمتری دارد.   

موضوع این پست تمهید در قرارداد است. یعنی گنجاندن بندی در قراردادها که به نفع ایریساست. شاید هم این بند وجود داشته باشد ولی من خبر ندارم. و شاید هم اصلاً گنجاندن آن بند قانونی نباشد. قبل از اینکه از آن بند قراردادی بنویسم لازم است که مقدمه ای را بگویم:

بعضی از کارفرمایان بسیار خوش حساب هستند و صورتحساب های خود را به موقع پرداخت می کنند و این موجب تشکر و قدردانی است. و اصولاً باید همینگونه باشد و اینگونه کارفرمایان مصداق سفارش پیامبر اسلام هستند که فرمودند دستمزد کارگر را قبل از خشک شدن عرق او بپردازید.

و بعضی کارفرمایان درست مقابل دسته فوق قرار دارند و صورت حسابهای خود را اصلاً پرداخت نمی کنند. از اینگونه کارفرمایان قبلاً داشته ایم. و دسته ای دیگر خیلی دیر نسبت به پرداخت صورتحسابهایشان اقدام میکنند.

اصولاً گویا این کارفرمایان نمیدانند که ایریسا باید در پایان هر ماه حقوق و دستمزد کارکنان را بپردازد و یا باید تجهیزات گران و کمیابی را با صدها مشکل خریداری و تأمین کند و بعداً صورت وضعیت برای کارفرمایان بفرستد تا کی کارفرمای محترم هوس پرداخت نماید.

کارفرمایانی که وضعیت مالی آنها خوب است ولی در پرداخت صورت حسابها اهمال مکنند. یکی از آنها همین ذوب آهن است. یکی دیگر ایریتک است. و آخری هم شرکت مخابرات است. شاید دیگرانی هم وجود داشته باشند که من بی خبرم. بعضی هم آنقدر بد حساب اند که کارشان به دادگاه و شکایت رسیده است همچون فولاد اردبیل.

 بگذریم که در زمانهای نه چندان دور ایریسا چندین سال برای مخابرات تهران سیستم پیاده سازی کرد به مدیریت مرحوم اسفندیار مساح. و هنوز بدهی بابت آن قرارداد پرداخت نشده است.

قرار بود در قرارداد بعدی جبران مافات کنند. و ایریسا برای شرکت مخابرات در سراسر ایران سیستمهای مالی و پرسنلی پیاده کرد و هنوز مشغول است ولی شنیده ام که مخابرات اکثر شهرستانها بدهی خود را پرداخت نمی کنند و به تعهدات قراردادی چندان عمل نمیکنند. فقط شنیده ام مخابرات چهار محال و بختیاری به موقع پرداخت کرده که باید ممنون دار آنها بود. و این هم نیست مگر ساده و صادق و متعهد بودن لرها که درود بر آنان.

به مدیران مخابراتی میگویم اگر فردی 2 نوبت قبض تلفن خود را پرداخت نکند شما تلفن او را قطع می کنید و یکی از پر درآمدترین شرکتهای ایرانی هستید و این با تعهدات شما در قبال پیمانکاران با هم نمیخواند. آیا صحیح است که ما هم به شما درست سرویس ندهیم؟

همانطور که میدانیم عدم پرداخت به موقع طلبهای ایریسا و دیر کرد یکساله آن حداقل 20 درصد از ارزش پول میکاهد. و این به ضرر ایریسا و به نفع کارفرما است. بعضی وقت ها فکر میکنم سیستمهای ایریسا پای بعضی کارفرمایان تقریباً مجانی در میآید.

در قراردادها کارفرمایان از ما ضمانت حسن انجام کار میگیرند. آن هم ضمانتنامه بانکی. و حتی پیش بینی میکنند که اگر سیستمها و پروژه به موقع انجام نشود جریمه ای به پیمانکار تعلق گیرد. حتی در قراردادی اتوماسیونی به علت تستهای نهائی بالغ بر یک میلیارد تومان ایریسا را جریمه کردند که هنوز در کش و قوس است.

به نظر من در قراردادها لازم است پرداخت های مبلغ قراردادی زمانبندی شود و پیش بینی گردد که در اثر عدم پرداخت به موقع مبلغ قرارداد در مهلت های تعیین شده جریمه ای معادل 20% حداقل سود بانکی یا تورم سالیانه به کارفرما تعلق گیرد. بله جانم باید تمهیدی اندیشید.

و اگر بخواهم خیلی بازاری به قضیه نگاه کنم این که از کارفرمایان محترم چک گرفت و در موعدد مقرر آن را پول کرد و خیلی که بد بین باشم باید آن را خرج کرد. کاری که در بازار ایران بین کاسبکارهای واقعی به شدت جریان دارد. آری همانگونه که پیمانکار از آن طرف غربال ما را می بیند من هم او را می بینیم. گفتم من که تأکید بر نظر شخصی خود کرده باشم.