راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

خیلی کمه فاصله موندن و رفتن
ساعت ٦:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،هیئت مدیره

یادش به خیر آن روزها که به آهنگ "بهانه ها" با صدای بانوی آواز ایران گوش می کردیم. آهنگی که این بیت در آن تکرار می شد:

خیلی کمه, خیلی کمه, فاصله موندن و رفتن

حرف ها نگفته می مونه بس که کمه فرصت گفتن


موضوع این پست در آخرین لحظات تعیین شد. و جا داشت که هر موضوع دیگری را به تأخیر افکنم و به خبر جدید به پردازم. وقتی که خبر درگذشت همکاری بسیار قدیمی را شنیدم. در گذشت مرحوم غلامحسین مقصود یزدانی را میگویم. آه عجب روزگاری است. در یک لحظه پیشوند اسم آدمی از آقا و خانم و مهندس و دکتر به مرحوم تبدیل می شود و دیگر خبری از عناوین نیست. مرحوم یزدانی را از مجتمع فولاد می شناسم. در آنجا مدیری توانا در امور مالی و حسابداری بود. دارای مدرک فوق لیسانس بود و گویا از دانشگاهی در آمریکا فارغ التحصیل شده بود.

من قبلاً از آقای یزدانی در پست های اولیه ام نوشته ام که خودتان در گوگل جستجو کنید "راه ایریسا + یزدانی". آن موقع که نوشتم ایشان زنده بود و میتوانست نوشته هایم را تأیید کند و یا رد کند و یا تکمیل کند. ولی ایشان مشغول تر از آن بود که به حرف های احمد گوش کند. من هنوز نوشته های قبلی در باره ایشان را درست میدانم و با احترام از ایشان یاد کرده ام. حالا که دستشان از این دنیا کوتاه است باز هم برایشان احترام قائلم که من ایشان را قلباً دوست داشتم هرچند مدتها بود که او را ندیده بودم. ولی میدانستم که با آقای فرمانی در شرکت "وریاطرح" مشغول کار بودند. شرکتی که متعلق به خودشان است. امروز با خبر مرگ او بسیاری متأثر شدند. من هم ناراحت و غمین شدم. لازم است برایش فاتحه ای بخوانم. در پایان بار دیگر چند خطی از مطالب قبلی را که در باره آن مرحوم نوشته ام در اینجا کپی میکنم که شما هم نخواهید وقت برای جستجو بگذارید.

 آری آن روز ها که تازه کار بودم خیلی دقیق تر مینوشتم و موضوعات در ذهنم بهتر جا گرفته بود ولی حالا دیگر کمتر به یاد میآورم گذشته ها را. من با آقای یزدانی کار کرده ام. کارکردن با او لذت بخش بود. در حین صحبت جدی با دیگران و یا صحبت با تلفن, نامه ای میبردم که امضا کند, بدون آن که نامه را بخواند امضاء میکرد. چند بار این اتفاق افتاد و من فکر کردم اصلاً حواسش نیست و هر نامه ای را امضاء میکند. ولی او بسیار تیز هوش بود و با یک نگاه میفهمید که باید دقت کند یا خیر؟ من بارها او را آزمودم و دیدم خیلی دقیق است. و حواسش جمع است. امضای خیلی قشنگ و پیچیده ای داشت. سیگار بسیار میکشید که این اواخر را خبر ندارم. و ورزش میکرد ورزش پولدارها. ورزش تنیس. مردم دار بود و خانواده ای متمول داشت و دیگران را از دارائی خود بهره مند میکرد.

مرگی آرام داشت. صبح زود روز یکشنبه 4 تیر 91 از خواب بیدار شد و احساس ناراحتی کرد. خانواده اش به اورژانس یا آژانس زنگ زدند و قبل از آنکه امداد برسد او به خدا پیوست. خدایش رحمت کند.

 من فقط در آن زاویه ای که نشسته بودم او را دیدم و نوشتم. شما هم از زاویه دید خود بنویسید. امیدوارم انصاف را رعایت کره باشم. و اما بخوانید آنچه را قبلا نوشته ام.

"بهتر است در اینجا آقای یزدانی را معرفی کنم. که مدتی مدیر امور سیستم ها و روش ها در فولاد مبارکه بود و در زمانی که همه مدیران به ایتالیا اعزام شده بودند مدتی مدیریت مرکز کامپیوتر آی بی ام را بر عهده داشت. و بسیار مدیر فعال و پر انرژی و اهل بحث و نظر بود. و در زمان بهره برداری فولاد مبارکه یکی از مدیران با نفوذ و شناخته شده امور اقتصادی و مالی فولاد مبارکه بود. او با مدیران و کارکنان بخش EDP ارتباط نزدیک و تنگاتنگی داشت و همه را خوب میشناخت.

در زمان تشکیل شرکت ایریسا لازم بود که کارکنان را تشویق کرد تا به ایریسا بپیوندند. و یکی از کسانی که میتوانست این نقش مهم را بر عهده بگیرد آقای غلامحسین مقصود یزدانی بود. نامبرده بسیار وقت گذاشت و با همه کارکنان تک به تک صحبت میکرد و همه را ترغیب میکرد که به ایریسا بپیوندند. و برای آنها دلیل میآورد و از مزایای پیوستن به ایریسا میگفت.

خیلی ها در اثر تشویق ایشان به ایریسا آمدند و آنان که از آمدن پشیمان اند و خود را متضرر میدانند نامبرده را مقصر میدانند. و بارها این حق خواهی را به خود ایشان گوشزد کرده اند و آقای یزدانی هم از این بابت چندان خوشحال و خوشنود نیست.

البته ایشان میتواند هیئت مدیره را قانع کند تا با پرداخت حق و حقوق کارکنان انتقالی آنها را راضی کنند.

 آقای یزدانی از مجتمع فولاد بازنشسته و به ایریسا آمد. و اولین مدیر امور اداری و مالی شرکت ایریسا بود. و مدتی از خدمت ایشان در ایریسا نگذشته بود که از ایریسا هم استعفا داد و به ایریتک رفت تا در تهران رحل اقامت بیافکند.

اقای یزدانی خدمات فراوانی به ایریسا و پیشبرد سیاست های آن تاکنون کرده است. یکی از خدمات ایشان تدوین سیستم گروه و پایه 1 تا 8 و در سه سطحA  و B وC بود و به نظر من بهترین سیستم برای یک بخش خصوصی و تخصصی مانند ایریسا بود که با آمدن آقای پنجه فولادگران به ایریسا و با حمایت آقای ارباب شیرانی این سیستم عوض شد و سیستمی برقرار است که برای بخش های دولتی و سنتی مناسب است و نمیتواند جامع باشد و تمام کارکنان را راضی کند.

 آقای یزدانی هنوز در ایریتک مدیر امور تدارکات است و نماینده آن شرکت در هیئت مدیره ایریسا که پیش بینی میشود دیگر نمایندگی ایشان در هیئت مدیره به پایان رسیده باشد.

 من بر این باورم که آقای یزدانی که همیشه مشاوری عالی و برجسته برای ایریسا بوده است ، مرد خوب و توانائی است و اگر اراده کند میتواند دیگران را قانع کند تا در آخرین لحظات حق و حقوق کارکنان انتقالی داده شود. آیا این اتفاق خواهد افتاد؟

آقای غلامحسین مقصود یزدانی که عضو هیئت مدیره است و نماینده است از طرف شرکت ایریتک و مدرک تحصیلی ایشان فوق لیسانس مدیریت صنعتی است و در پست قبلی مفصلآ از ایشان یاد کردم."

  آری فاصله ماندن و رفتن خیلی کم است. حال ماندن در ایریسا باشد و رفتن از آن یا ماندن در این دنیا و رفتن از آن. و ما را فرصت اندک است. قدر یکدیگر بدانیم. مصلحت سازمان را بدانیم و حق دیگران را ادا کنیم. دادن حق دیگران و ضایع نکردن آن وظیفه ماست که خدا از هرچه بگذرد از حق مردم نمی گذرد.