راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

در آرزوی گوگولی شدن
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،منابع انسانی ،امتیازات کار در ایریسا

 

ابتدا این متن را از روزنامه های هفته گذشته بخوانید تا دریابید که چرا من آرزوی گوگولی شدن دارم. البته مقصود همان گوگلی شدن است:


"گوگل را همگان به شرکتی خوب از نظر فضای کاری می‌شناسند. تا پیش از این می‌دانستیم که کارکنان گوگل غذاهای متنوع و رایگان می خورند، فضای کاری خود را به شکل دلخواه تزئین می‌کنند و سالن‌های ورزشی مناسبی در کنار خود دارند. حالا اما در تازه‌ترین اقدام، گوگل می‌خواهد برای رضایتمندی بیشتر! برای مرگ کارکنان خود نیز تسهیلاتی در نظر بگیرد. از جمله این تسهیلات اعطای مبلغی معادل نصف حقوق یک فرد در ده سال به بازماندگان است. ارائه بخشی از سهام گوگل و همچنین پرداخت ماهانه ۱۰۰۰ دلار به فرزندان زیر ۱۹ سال هم از دیگر مزایای گوگل برای کارکنان درگذشته است."

به راستی این مهم است که شرکتی به فکر منافع کارکنان خود باشد. و جمیع امکانات را برای آنان فراهم کند. و در حقیقت این نفع شرکت و مدیریت و سهامداران بزرگ است که کارکنانی راضی و خوشحال داشته باشد. من بر این باورم که ما میتوانیم بواقع یک شرکت طراز اول باشیم. چه از نظر علمی و فنی و چه از نظر سطح درآمد و کسب و کار در گستره کشور و چه از نظر داشتن کارکنانی توانمند و سرحال. و همه این ها به دست میآید با برنامه ریزی و تعهد به برنامه و تلاش همه کارکنان. و مهمترین فاکتور را نیروی انسانی میدانم که هر کاری موفقیت اش به دست انسان است.

بگذارید شعار ندهم. حرف های قشنگ بسیار میتوان زد و زده ام و زده اند. ایریسا هم در جهت نیروی انسانی کار کرده است و همیشه خواسته است که کارکنانی سرآمد و راضی داشته باشد. و از زمان قدیم در این جهت قدم زده است.

این تصمیم جدیدی نیست که مدیران شرکت گوگل گرفته اند بلکه در ده سال پیش ایریسا را مدیری بود خسروی نام که یادش به خیر باد که مدیر امور اداری بود و کارش نوشتن آیین نامه بود و آئین نامه های فراوان نوشت که یکی از آن آئین نامه ها پیرامون پس از مرگ بود. آئین نامه مفصلی نوشت که اگر کارمندی فوت کند وظیفه سازمان در قبال متوفی چیست؟ و اگر بستگان درجه یک فوت کردند سازمان چه خدماتی باید ارائه دهد. و  ظاهراً هنوز بر طبق همان عمل میشود و مدیران بعدی هم بهبودی در آن آئین نامه و خدماتش نداده اند.

اگر به فکر رفتگان به دیار باقی و خانواده آنان هستیم که باید باشیم. لازم است به فکر بازنشستگان از ایریسا هم باشیم. تعداد اندکی تاکنون از ایریسا بازنشسته شده اند و دیگر در ایریسا کار نمی کنند و ما هیچ خبری از آنان نداریم. کسانی که بخشی از عمر خود را در ایریسا به سر بردند. آیا نباید سازمان به فکر آنان باشد و مزایائی برایشان در نظر بگیرد. هم اکنون کسانی که از فولاد مبارکه بازنشسته میشوند علاوه بر دریافت حقوق بازنشستگی , مزایائی از فولاد مبارکه میگیرند. مثل هزینه سفر. مثل بن کتاب. مثل بن ماه رمضان. مثل ویلای چادگان. مثل بن ماهیانه رستوران. مثل بن عیدی و ... موارد دیگری که نمیدانم. و اینگونه جاذبه ها بود که جمعی را به قرارداد مستقیم کشاند.

من نمیخواهم برای ایریسا طلبکار درست کنم. بلکه قصدم این است که بگویم ما هم باید به این طراز ها برسیم. راستی از عزیزانی همچون حیدر اصلانی , علی عطاری , هوشنگ قدیری , مجید امامی, حیدر آقائی , مسلم عموسلطانی و ... دیگر بازنشستگان خبری دارید؟ آیا نباید حداقل سالی یکبار با یک مهمانی یا کادو از آنان یاد کنیم. اینها وظیفه کیست؟ امور اداری؟ روابط عمومی؟ مدیریت ارشد؟ کدامیک این وظیفه را بر دوش دارند. آیا از بستگان مرحوم آقازاده و مرحوم نوروزی و مرحوم خواجه زاده خبری داریم؟ آیا نباید خانواده اینها به نوعی احساس کنند که پدرشان در ایریسا بوده است؟

به نظر من لازم است مزایائی برای کسانی که از ایریسا بازنشسته میشوند و بیش از 10 سال برای ایریسا کار کرده اند در نظر گرفت هرچند اهدای یک شاخه گل باشد. آری اینها نیرو میخواهد ولی ارزش به کرامت انسانی همین است.

در ماه قبل همه کارکنان کمک هزینه سفر را در پرفراژ خود دریافت کردید. در گذشته برای افراد مقدمات سفر و تسهیلات سفر را فراهم میکردند تا کارمند به مسافرت برود ولی دیگر کسی حوصله این کار ها را ندارد و به دادن هزینه ریالی اکتفا میشود. ای کاش ما به فلسفه هر کار و تصمیمی پی میبردیم. و در جهت آن فلسفه برنامه ریزی و اقدام میکردیم. هدف چیست؟ پول دادن یا روحیه دادن. اگر دنبال روحیه دادن به کارکنان هستیم کاری کنیم که کارکنان به مسافرت بروند و روحیه بگیرند.

البته دیگر مواردی هم هست که شرکت پولش را میدهد و خودش را راحت میکند ولی به نظر احمد پول را میدهیم اما نتیجه دلخواه را نخواهیم گرفت. گرفتن ویلای باغ بهادران هم همینطور که امسال پولش را بر روی هزینه سفر اضافه کردند.

ماه رمضان هم تمام شد. ولی یک سفره افطاری پهن نشد. مسئله دور هم جمع شدن است. جشن ها هم که فراموش شد. مهمانی پایان پروژه و مهمانی دست یابی به اهداف هم به گرد فراموشی سپرده شد.

احمد میداند که وضع اقتصادی خوب نیست ولی بر این باور است که میتوانیم پول هایمان را بهتر هزینه کنیم. و کارکنان شادتری داشته باشیم.

احمد بر این باور است که باید کسانی در امور اداری برای رفاه کارکنان برنامه ریزی کنند و مدیر اداری باید بیشترین وقتش را به این کار اختصاص دهد ولی اینگونه نیست. و ای کاش اینگونه میشد. البته این حرفها تکراری است و بارها گفته شده است و آنقدر کارهای واجب تر هست که این حرفها خریداری ندارد.

یاد آورتان باشم که ایریسا مزایای زیادی هم برای کارکنان دارد که من نه تنها آنها را انکار نمی کنم بلکه به پدید آورندگان آن درود می فرستم و از آنان تشکر کرده و به کار کردن در  این شرکت میبالم و هنوز برای کارکردن در ایریسا مخصوصاً برای بیرونی ها و تازه واردان جاذبه های فراوان داریم ولی باز هم به بهبود می اندیشم.

موضوع بعدی که میخواهم کمی در باره اش بنویسم موضوع سهام ایریسا است. اما قبل از آن این متن را که از روی سایت ایریسا برداشته ام و بخشی از گزارش مجمع است بخوانید:

"   .............................. "

منتظر پست بعدی باشید که به زودی خواهم نوشت.