راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

نامه ای از همکار همکار
ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،منابع انسانی ،نامه ها

نامه ای به دستم رسیده است. آن نامه را “Hamkar Hamkar” برایم ایمیل کرده است. نویسنده, ده اصل را یاد کرده است که من بعضی از آنچه اصول می نامد را در بعضی از موارد قبول دارم و مورد تأیید صد در صد من نیست. ....


به هر حال این همکار عزیز ناراحتی ای از نوع برخورد وعملکرد تعدادی از کارکنان در قبال مشتریان دارد که باید به آن توجه شود. به نوع تعامل ما با همکاران مان ایراد دارد که جای توجه است. حرف بیشتری ندارم جز این که از ارسال کننده نامه تشکر کنم و بگویم این وبلاگ محل آرای موافق و مخالف است جهت پیدا کردن راه روشن آینده.

پس بخوانید نامه همکار همکار را: 

"احمد خان سلام

احوال شما؟

لطفاً در راه ایریسا قرار دهید تا همکاران بخوانند، با تشکر.

 

اینکه پول زیر پای فیل است کاملاً‌ درست است، ولی متأسفانه در طول این سالیان که ما نسبتاً راحت پول درآورده ایم، اصولی در ایریسا نهادینه شده است که با وجود این اصول، هیچ فیلی خودبخود که هیچ،‌ به زور هم پایش را بر نمی دارد که ما به پول برسیم. برخی از این اصول عبارتند از:

1-    اصل مشتری نداری: مشتری هیچ چیز نمی فهمد، مگر اینکه عکس آن ثابت شود و در برخی موارد حتی اگر عکس آن ثابت شود.

2-    اصل بقای مشتری نداری: اگر در مورد خاصی تصور کردید مشتری چیزی می فهمد، به اصل 1 مراجعه کنید.

3-    اصل عدم شمول: اگر انجام کاری در پروژه که مشتری خواهان آن است، زحمت زیاد دارد یا توانایی انجام آن در شرکت وجود ندارد، آن کار در اسکوپ قرارداد نیست، حتی اگر صریحاً در قرارداد به آن اشاره شده باشد.

4-    اصل برده داری: کلیه اشخاص و شرکت هایی که به نحوی با ایریسا کار می کنند، همگی خطرناک، کلاهبردار و در عین حال برده ایریسا هستند، کلیه روابط با این افراد / شرکت ها باید کاملاً محتاطانه و مطابق اصول برده داری تنظیم و اعمال گردد. با این اشخاص / شرکت ها نمی توان بصورت پایدار کار کرد، چون بدلایل نامعلوم حاضر به بردگی ایریسا نیستند.

5-    اصل بقای دانش: ایلوا هرآنچه که برای تمامی اعصار و قرون لازم بود را می دانست، هیچ دانش دیگری نباید و نمی تواند تولید گردد، بلکه فقط می تواند از شکلی (نچرال، آداباس) به شکل دیگر (اوراکل) تبدیل گردد.

6-    اصل بیکاری ارجح بر تحقیقات: تحقیق و توسعه امری کاملاً عبث و اتلاف وقت و سرمایه است، بهتر است نیرو بیکار باشد تا اینکه به اینگونه فعالیت های عبث بپردازد.

7-    اصل ستاد ارحج به صف: همواره به ازای هر نیروی صف حداقل باید یک نیروی ستاد یا مدیر در شرکت وجود داشته باشد، دریافتی و مزایای نیروهای ستاد حتی الامکان باید از نیروهای صف بیشتر باشد.

8-     اصل بقای نیرو: همواره دو تا سه سال به موعد بازنشستگی نفرات قدیمی باقی مانده است، این عدد با گذر زمان تغییری نمی کند.

9-    اصل تصمیم نگیری: هیچکس نباید هیچ تصمیم مسئولیت سازی اتخاذ کند، تصمیمات اینچنینی به سطوح بالاتر ارجاع داده می شود، بعضاً تا ... وزیر صنایع، با گذر زمان یا موضوع منتفی شده یا شرایطی بروز خواهد کرد که هیچکس مسئولیتی در قبال آن ندارد.

10-                       اصل زیرآب: هر فرد، گروه یا شرکتی که یک یا چند اصل از اصول فوق را نقض کند، در کوتاهترین زمان ممکن باید مورد زیرآب زنی واقع گردد، به شکلی که نداند از کجا زیرآبش خورده است.

این اصول شاید در زمان داشتن قرارداد نگهداری مجتمع فولاد جواب می داد، ولی در شرایط فعلی به نظرم بهتر است برای کسب درآمد، بجای رویا پردازی، هرکس در جایگاه خودش و در حد توانش سعی کند کمی این اصول را تغییر دهد.

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک،       چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟

بجای نسبت دادن مشکل به مشتری و دیگران، در درجه اول باید بپذیریم که مشکل اصلی از خودمان است، آنگاه قطعاً راه حل نیز پیدا می شود.

تعهد و احترام به مشتری، تعهد به کیفیت کار، ارتقای سطح دانش شرکت، تدوین ساختارهای مناسب پیشبرد پروژه، مسئولیت پذیری در تمامی سطوح، اصلاح و تنظیم روابط کاری با پرسنل، مشاوران و پیمانکاران مطابق اصول حرفه ای کسب و کار، تنها "راه ایریسا" و تنها راه هر شرکت دیگری برای دستیابی به موفقیت است، البته اگر بخواهد سرفرازانه روی پای خودش بایستد و نه آنکه همواره ملتمسانه چشم به دست یک پدرخوانده دوخته باشد.

به امید موفقیت ایریسا"

از آن بیت شعر زیبا به بعد را واقعاً خوب و به جا نوشته است و میتواند راهنمای عمل ما باشد.

موضوع  بعدی که مطرح میکنم کامنتی هست که دوست دیگری در پست "پول زیر پای فیل" نوشته بود و بدین قرار است:

با سلام خدمت مدیر سایت و عرض خسته نباشید
بحثی که شما شروع کردید در آینده نزدیک یکی از مباحث داغ ایریسا می شود اگر بتوانید بحث و تبادل نظر در این مورد را باز کنید شاید در تصمیم گیریهای آینده از قبیل تسویه حساب با افراد بازنشسته، پرسنل بالای 30 سال، حذف هزینه تو راهی ، حذف پرواز تهران و ....
در پایان از زحمات مدیریت عامل شرکت  و آقای بابائی در زمینه حل مشکلات پیش روی ایریسا تشکر و قدر دانی می کنم

احمد اضافه میکند: موضوع  و چالش جدید ایریسا این است که درآمد ما با هزینه ها جور در نمی آید. و باید راهی پیدا کرد. براستی چه باید کرد وقتی در ماه چند صد میلیون باید حقوق پرداخت کرد ولی درآمد کافی وجود ندارد؟ این مهمترین چالش و بهتر است بگویم بحرانی است که در طول حیات ایریسا بوجود آمده و یا هنوز کاملاً متولد نشده است وامیدوارم که به حیاتش ادامه ندهد.

همکاران گرامی , ما یک خانواده ایم, خانواده ایریسا و همگی باید کمک کنیم تا از این طوفان سخت نیزعبور کنیم. ما نباید فقط در خوشی ها شریک باشیم بلکه ضروری و لازم است که در سختی ها هم کنار هم باشیم.

از شما انتظار می رود هر طرح و فکر و پیشنهادی دارید با مدیران و همکاران دلسوز خود در میان بگذارید. که ما همگی در یک قایق نشسته ایم و غرق آن غرق همه است.

من پیشنهادها و حرف هائی برای برون رفت دارم ولی بهتر است شما نظرات خود را بنوییسید و من در پایان طرح خود را بدهم.

در اینجا بر خود فرض میدانم که یادآور شوم تقریباً دو سال است که آقای مهندس شهریاری, مدیریت شرکت ایریسا را برعهده گرفته اند. و در این دو سال سخت ترین دوران برای ایریسا و مدیریت آن بوده است که خود شما میتوانید با مطالعه آنچه قبلاً من نوشته ام یا دوستان نوشته اند بر عمق چالش ها آگاهی پیدا کنید. در این دوران همه ما باید کمک کنیم تا مدیریت موفق شود که موفقیت مدیریت, موفقیت و بهروزی همه ماست. من شنیده و شاهد تلاش شبانه روزی آقای شهریاری بوده ام و انصاف حکم میکند که از تلاش های ایشان قدردانی شود که ایشان سربلندی و موفقیت همکاران و ایریسا را میخواهند منتهی شرایط , شرایط خوبی نیست. به ایشان میگویم خسته نباشید و خسته نشوید.