راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

فولاد مبارکه – ایریسا – تاک بن و IPSO
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: پروژه ها ،کارکنان ،منابع انسانی ،نامه ها

موضوع این پست را من ننوشته ام. آن را همکاری با نام مستعار هادی خندان نوشته و برایم ارسال کرده است. هادی هم دوستدار ایریسا است و خواستار موفقیت آن است. مطلب ارسالی او تقریباً کامل منتشر شده است. هر کس دیگر هم که در رابطه با این پست حرفی دارد برایم ارسال کند. ....


بخوانید نامه آقای هادی خندان را:

موضوع بحث یکی از مسائل موجود در ایریسا که توسط شرکت تاک بن بوجود آمده است و مربوط به پروژه IPSO می باشد.

فایل پیوست شامل متنی است که دغدغه اینجانب را نسبت به این پروژه بازگو می کند , امیدوارم مثل نظری که در مورد پروژه ذوب آهن بیان نمودم نشود و آن را حذف نکنید. اگر فکر می کنید نیاز به اصلاح دارد دریغ نفرمایید. ولی حداقل یک سطر هم که شده منتشر نمایید.

با تشکر

 

با سلام خدمت احمد آقا

مطلبی که امروز ذهن بسیاری از کارشناسان ایریسا را به خود مشغول کرده، مسئله IPSO  و شرکت تاک بن و اما و اگرهای موجود در سر راه پروژه IPSO و بود و نبود شرکت تاک بن است که البته چندی پیش بحث مفصلی در باره آن در وبلاگ راه ایریسا مطرح شد که بسیاری از همکاران مخالف و موافق شرکت تاک بن در آن نظرها دادند(و شما سانسورها کردید) و در آخر آقای مهندس نجف آبادی توضیح جامع و کاملی از ابتدای تشکیل شرکت تاک بن تا کنون دادند, اما ایشان نظر خود را از دید رئیس هیات مدیره شرکت تاک بن مطرح کردند و ای کاش از دید یک کارشناس به این مسئله جواب میدادند و بماند که بعد از آن شما برخی از نظرات مخالف با آقای نجف آبادی را حذف کردید.

اما امروز مسئله ای قابل تامل بوجود آمده که ظاهراً ایریسا را در بن بست قرار داده و باعث شده این پروژه به سمت و سوی دیگری هدایت شود که هیچ یک از مدیران ایریسا از این مسئله خشنود نیستند.

در ابتدا شرکت تاک بن مبلغ میلیاردی برای انجام این پروژه از شرکت ایریسا طلب کرد (که کاملاً غیر منطقی به نظر می رسید)  اما مشکل بزرگتری که وجود داشت شرط و شروط های فراوانی بود که برای  چگونگی رهبری پروژه تعیین کردند و میخواستند که این کار توسط افرادی انجام شود که از طرف تاک بن تعیین می شود و کارشناسان ایریسا هیچ دخالتی در آن نکنند و این طور به نظر می رسید که میخواهند از انتقال اطلاعات به کارشناسان ایریسا خود داری کنند و خودشان را یکه تاز این عرصه می دانستند درحالی که طی چند سالی که در کنار ایریسا بودند، اطلاعات بسیاری از کارشناسان ایریسا کسب کرده اند، که البته نتوانستند همین اطلاعات ارزشمند را در پروژه هایی که تا کنون پیش رو داشته اند به کارگیرند و همه آن پروژه ها به گونه ای نیمه کاره مانده است.

تا چندی پیش مدیران ایریسا وجود تاک بن را در پروژه IPSO ضروری می دانستند و بر نقش موثر تاک بن در انجام این پروژه تأکید بسیاری داشتند اما پس از آنکه زیاده خواهی های تاک بن مشخص شد، کم کم به این نتیجه رسیدند که این پروژه را کارشناسان ایریسا بدون حضور تاک بن انجام دهند (که البته کار مشکلی است اما نشدنی نیست و نیاز به آن دارد که همه کارشناسان شرکت عزم خود را جزم کنند و آستین بالا بزنند و با همکاری همدیگر این کار را انجام دهند) اما پس از قطعی شدن روند اجرای پروژه بدون حضور تاک بن، اتفاقی افتاد که همه را شگفت زده کرد و آن اعلام استفای سرکار خانم کاوش بود که خود را وفادار به شرکت ایریسا می دانستند و بسیاری از افرادی که به نحوی با ایشان آشنا بودند به حسن ظن و   ایشان اذعان داشتند . اما پس از واکنش ایشان نسبت به کنار گذاشتن شرکت تاک بن از پروژه IPSO مشخص شد که ایشان بیشتر به جیب شوهرشان (مدیر عامل تاک بن) علاقه مندند تا اینکه به فکر رشد دانش در شرکت ایریسا باشند و استعفای خود را اینطور توجیه کردند که مسیری که پروژه IPSO طی می کند با آرمان های ایشان در تناقض است و شاید منظورشان این بوده که "این ره که ایریسا میرود به ترکستان است".

از دست دادن سرکار خانم کاوش برای ایریسا بسیار گران تمام شد زیرا ایشان توانایی های خودشان را طوری جلوه داده بودند که از نظر مدیران انجام کارها بدون حضور ایشان غیر ممکن بود، اما ایریسا جز اینکه کار ها را بدون ایشان به انجام برساند چاره ای نداشت و به فکر پیدا کردن جایگزین برای ایشان بود که اتفاقات دیگری در شرکت فولاد مبارکه افتاد که کار را بر ایریسا سخت تر کرد به طوری که شرکت فولاد مبارکه ایریسا را مجبور به این کرد که پروژه IPSO فقط با حضور شرکت تاک بن و سرکار خانم کاوش باید انجام شود و بدون حضور آنان این کار عملی نیست، اما سوالی که مطرح شده این است که چگونه مدیران فولاد مبارکه به این نتیجه رسیده اند و آنها چه معجزه ای از آقای یداله پور و خانم کاوش دیده اند که انجام این پروژه را منوط به حضور تاک بن می دانند . آیا سرکار خانم کاوش چه پروژه ای را در فولاد مبارکه به سرانجام رسانده اند که اکنون این کار بزرگ به آنان محول شده است . اگر بخواهیم کارنامه آنان را در فولاد مبارکه ورق بزنیم می توانیم از HSM OPTIMIZER نام ببریم که چهار سال پیش توسط سر کار خانم کاوش شروع شد اما علیرغم راهنمایی ها و کمک های کارشناسان ایریسا هنوز به بهره برداری نرسیده و در هاله ای از ابهام است. در واقع HSM OPTIMIZER یکی از موفق ترین پروژهای ناموفق انجام شده توسط ایشان بوده که اگر بخواهیم حجم کار و پیچیده گی های آن را با پروژه کنونی IPSO مقایسه کنیم بسیار ناچیز است. اما ایشان از آنجایی که کارهای انجام شده را خوب جلوه می دهند و همواره مسائل پیش رو را در نظر کار فرما به سود خود تحلیل می کنند ، ایراداتی از پروژه   IPSO  گرفته اند و مدیران فولاد مبارکه را از روند اجرای پروژه توسط ایریسا نا امید کرده اند که فولاد مبارکه باور کرده که این پروژه بدون حضور تاک بن غیر ممکن است و ایریسا را ملزم به همکاری با تاک بن کرده است.

مسئله ای که هم اکنون شرکت ایریسا و فولاد مبارکه در رابطه با پروژه IPSO با آن روبرو است این است که همه فکر می کنند که آقای یدالله پور و خانم کاوش افرادی کاملاً بی نظیر ، یکتا و اصطلاحاً  "تخم دو زرده" هستند . آیا دانشی که آنان کسب کرده اند از منبع خاصی بوده که هیچ کس در ایران  آن را در اختیار نداشته  یا کتابی خوانده اند که هیچ کس تا به حال نخوانده است. بدون شک مانند آنها در کشورمان بسیار زیاد هستند که همان دانشی را کسب کرده اند که مهندسین تاک بن ادعای داشتن آن را می کنند فقط به آنها فرصت انجام آن داده نشده است.

نکته ی دیگری که قابل تأمل است این است که چرا فولاد مبارکه تا این حد به تاک بن اعتماد دارد که دلیل آن را می توان رفتار مدیران ایریسا در برخورد با تاک بن دانست چرا که تاک بن را ایریسا ساخت و با بزرگ نمایی توانایی های افراد آن ، فولاد مبارکه را نسبت به حضور آنان در پروژه های آن شرکت حساس نمود غافل از آنکه تاک بن از اعتماد فولاد مبارکه نسبت به خود سوء استفاده نموده در مقابل ایریسا ایستاد و حتی قصد دارد ایریسا را کنار بزند و ادعا می کند که پروژه  IPSO از آنِ تاک بن است و ایریسا هیچ نقشی در گرفتن این پروژه نداشته است.

اما اکنون، باز هم نظاره گر اشتباهی دیگر از مدیران ایریسا در راستای تضعیف کردن شرکت هستیم که روند ناکامی های ایریسا را در انجام پروژه ها ادامه می دهند و حاضر نیستند در نحوه مدیریت منابع موجود شرکت تغییری دهند، اشتباهاتی که باعث شد تعداد زیادی از نیروهای شرکت, قرار داد مستقیم شوند، پروژه ذوب آهن از دست برود و اکنون نوبت به IPSO رسیده و همه اینها دست به دست هم داده و خدا می داند که در آینده چه بلاهایی بر سر ایریسا خواهد آمد که همه آنها از سوء مدیریت در ایریسا منتج می گردد

شاید بهتر باشد مدیریت ایریسا به جای اینکه همه تصمیم گیری ها را به تنهایی انجام دهد، به نظرات کارشناسان خود توجه بیشتری کند، چرا که این کارشناسان هستند که به همه مسائل جاری در بدنه پروژه ها مشرف بوده و بهتر می دانند چگونه با این مسائل برخورد کنند. همانطور که در چگونگی مشارکت تاک بن در پروژه IPSO بسیاری از کارشناسان مخالف انجام کار با محوریت تاک بن و به صورت مجزا و تحت پروژه IPSO بودند اما مدیران ایریسا با بی اعتنایی به نظرات آنان به کار خود ادامه دادند و با مسائل کنونی روبرو شدند.

اما مسئله ای که هنوز جای تعجب است این است که چرا با اینکه مشخص شد شرکت تاک بن و سرکار خانم کاوش قصد همکاری با ایریسا را ندارند و میخواهند از این پروژه استفاده شخصی کنند، هنوز برخی از افراد درون شرکت هستند که از آنان حمایت می کنند، از جانب تاک بن چه سودی عاید آنان می شود که هنوز با این که موضع تاک بن برای ایریسا شفاف شده و مشخص شده که حضور آنان به نفع ایریسا نیست هنوز خواهان حضور آنان در پروژه IPSO هستند. استدلالی که این افراد دارند این است که شرکت ایریسا به تنهایی نمی تواند این کار را انجام دهد و میگویند چه اشکالی دارد که با یک شرکت دیگر همکاری کنیم . اما نکته ای که آنها از آن غافل هستند این است که باید در انتخاب شرکتهای همکار دقت کنیم و به توانایی های آن شرکت در انجام پروژه ها توجه کنیم. چرا به شرکتی که تا به حال هیچ سابقه روشن و شفافی در انجام پروژه هائی که به آن محول شده نداشته و از آن هیچ میوه ای به بار ننشسته است اعتماد می کنیم و با آن در پروژه های بزرگ سهیم می شویم. اگر این افراد فکر می کنند ایریسا قادر به انجام چنین پروژه ای نیست چرا از شرکت های خارجی در انجام این پروژه کمک نمی گیرند؟ همانگونه که دانشی که اکنون در اختیار ایریسا است توسط ایلوا که یک شرکت ایتالیایی بود به ایریسا منتقل شد، می توان در جاهایی که احساس نیاز می شود از شرکت های خارجی استفاده نمود البته در مورد پروژه IPSO تحقیقات زیادی توسط کارشناسان با تجربه ایریسا انجام شده که اگر به آنان بها بدهیم می توانند این پروژه را به بهترین شکل ممکن انجام دهند

از سوی دیگر در این همکاری به جای اینکه طرف ما یک شرکت باشد با یک فرد روبرو هستیم و هیچ تضمینی از طرف شرکت مقابل برای ادامه کار وجود ندارد و معمولا در همکاری بین دو شرکت ، این شرکت ها هستند که نیروی لازم برای همکاری دو طرف تأمین می کنند و اگر یک فرد از ادامه همکاری سر باز زد, شرکت موظف است نیرویی را جایگزین وی کند که در ادامه ی همکاری طرفین خللی ایجاد نشود. همانطور که در پروژه هایی که ایریسا تا کنون انجام داده است این اتفاق افتاده که یک کارشناس از ادامه همکاری خودداری کند ولی ایریسا به هر نحوی جای خالی کارشناس را پر کرده و سعی کرده پروژه را بهتر از قبل انجام دهد ولی در همکاری با تاک بن حرف و حدیث های فراوان وجود دارد، هرچند پنجاه و یک درصد سهام تاک بن متعلق به ایریسا است ولی ظاهراً ایریسا در تصمیم گیری های این شرکت نقشی ندارد و مدیرعامل آن تنها تصمیم گیرنده تاک بن است

به هر حال آنچه به نظر می رسد این است که دیگر کاری از دست ایریسا برنمی آید و ایریسا مجبور به قبول شرایط فولاد مبارکه در چگونگی انجام این پروژه است ولی آنچه از مدیران ایریسا انتظار می رود این است که در تصمیم گیری های خود نیم نگاهی به نظرات دیگر کارشناسان شرکت بکنند تا با چنین مشکلاتی روبرو  نشوند و  برای ارتقاء دانش در ایریسا بیش از پیش تلاش کنند و به توان کارشناسان خود ایمان داشته باشند.

احمد امیدوار است که این نامه مفید و برای پیشرفت ایریسا کارساز باشد.