احمد از شما انتظار مشاركت و همراهي بيشتري دارد**نظر دهي را فراموش نكرده و نظر ديگران را بخوانيد

 

راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

مجلس تودیع و معارفه برای مدیران عامل ایریسا
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٢  

نوشتن از این پس برای من مشکل تر است. زیرا از این پس شرکت ایریسا دارای دفتر حراست خواهد بود. و شاید حساسیت هائی نسبت به این وبلاگ وجود داشته باشد. لذا باید هم بترسم و هم با دقت بنویسم و یا ننویسم. البته به فضل و رحمت پروردگار تکیه دارم و امید به مهربانی و سعه صدر مسئولین  محترم حراست....


چرا بترسم؟ مگر این وبلاگ در خدمت ایریسا نیست؟ ایریسائی که همه اذعان دارند باید بماند. و همه بر این باورند و شاهدند که سرمایه ای عظیم برای خدمت رسانی به این مملکت بوده است و انشا الله همچنان خدمتگزار سازمان ها و صنایع ایران خصوصاً صنعت فولاد خواهد بود. این وبلاگ هم تاکنون برای اطلاع رسانی به کارکنان و ثبت تاریخ ایریسا بوده است و مطالعه مطالب آن از ابتدا تاکنون روشنگر بسیاری از مسائل خواهد بود. وبلاگی که همه میتوانند نظرات و پیشنهادات خود را بیان کنند و مدیریت شرکت میتواند از آن بهرمند شود. این وبلاگ بستری است که هر سازمان پیشروی به آن نیازمند است و هیچ وبسایت رسمی سازمانی نمیتواند نقشی را که این وبلاگ بر عهده دار دارد بخوبی به سرانجام برساند.

بحث وجود دفتر حراست در ایریسا هم از چند سال پیش وجود داشته است و نظرات مثبت و منفی خود را داشته است. که در همین وبلاگ در سالهای گذشته کارکنان نظرات خود را ثبت کرده اند. حالا هم اگر نظر احمد را بخواهید او در سازمانی همچون ایریسا وجود آن را مفید به فایده نمیداند و بر این باور است که بیشتر کارکنان هم چنین نظری دارند. حال هر چه مصلحت بزرگان باشد به دیده احترام می نگریم.

در عصر روز چهارشنبه 12 تیر ماه 1392 در دفتر اصفهان جلسه معارفه مدیر عامل جدید ایریسا بود. برای این معارفه, تیمی از فولاد مبارکه آمده بود. از جمله آقای نادری معاونت محترم اقتصادی و مالی فولاد مبارکه. آقای مهندس ترابیان معاونت محترم توسعه منابع انسانی فولاد مبارکه. آقای نوری صفا مدیر محترم حراست فولاد مبارکه. آقای مهندس مسعودی یکی از مدیران ارشد فولاد مبارکه که سمت ایشان را نمیدانم. آقای مهندس مرتضی طلائی که معاونت تکنولوژی فولاد مبارکه را دارد و تا چند لحظه پیش رئیس هیئت مدیره ایریسا بوده است. آقای مهندس ارزانی و آقای مهندس نصوحی و آقای مهندس شاهپری از دیگر اعضای هیئت مدیره ایریسا هم حضور داشتند.

همچنین مدیر عامل قبلی و بعدی ایریسا هم حضور داشتند. مدیر عامل قبلی (آقای مهندس شهریاری) که با او تودیع شد و همه هم از زحمات ایشان در طول چند سال گذشته تشکر کردند. و دوران مدیریت آقای شهریاری را یکی از چالشی ترین دوران های ایریسا میدانند. که از جمله قرارداد مستقیمی شدن تعدادی از کارکنان ایریسا و گرفتن آنها از ایریسا توسط فولاد یکی از آنها بوده است. و گرفتن قرارداد نگهداری از ایریسا دومین چالش بوده است.

در جلسه تودیع در ابتدا آقای شهریاری چند دقیقه ای کوتاه صحبت کرد و از همکاری کارکنان در طول خدمتش تشکر کرد و اینکه اگر کوتاهی کره است از همه کارکنان و خانواده آنان عذر خواهی کرد. او گفت ما سودآوری نداشته ایم اما ارزش آفرینی زیادی داشته ایم. شاید میخواسته بگوید یکی از دلایل رفتنش این بوده که در سالهای گذشته نتوانسته برای ایریسا سودآوری داشته باشد هرجند آقای دکتر سمیعی نژاد (مدیر عامل فولاد مبارکه) هم از ایریسا سود نمیخواسته است. من هرچه فکر می کنم نمیدانم علت رفتن آقای مهندس شهریاری چیست؟ آقای مهندس اگر دوست دارد در همین وبلاگ بنویسد تا آیندگان بدانند. شما هم اگر می دانید بنویسید که چه دلائلی داشت. آیا سیاسی بود. باند و باند بازی بود. آیا عملکرد ایشان بود.

من از زحمات بی وقفه آقای شهریاری به سهم خود تشکر می کنم. عیب ایشان این بود که تصمیم گیر نبود. هر موردی را زیاده از حد بررسی میکرد و بیش از اندازه پیرامونش حرف میزد و بیش از اندازه برایش جلسه میگرفت و دیر تصمیم میگرفت. و این مورد عدم تصمیم گیری ایشان را از روز اول همه بزرگان گفته بودند که او تصمیم گیر نیست. وگرنه سماجت و پیگیری ایشان عالی بود. دلش هم خیلی میخواست که برای کارکنان کاری کند. دلش میخواست حقوق بالا بدهد. دلش میخواست پاداش فراوان بدهد. اما دستش بسته بود. منابع مالی نداشت وگرنه دست و دلباز بود. و هدایا فراوان میداد.

بار دیگر از زحمات ایشان و مردمی بودن ایشان تشکر میکنم. برای من هم کاری نکرد و من از او کمی دلخورم اما میگویم دستش بسته بود و او مدیر یک سازمان بود و نمیتوانست همه را راضی کند. اگر مرا راضی میکرد نمیتوانست جوابگوی دیگران باشد و انصاف میدهم که شاید حق داشت. من نباید خودم را ببینم.

آقای مهندس شهریاری در آخرین سخنان خود گفت "اگر کوتاهی کرده ام از ندانستن ام بوده نه نخواستن ام" و از همه, حتی خانواده کارکنان عذر خواست. امید که در آینده هر کجا هست موفق باشد که در این سه سال به اندازه سی سال فولادمبارکه, فشار را تحمل کرد.

آقای مهندس ترابیان هم در این مجلس صحبت کردند. ایشان معاونت نیروی انسانی فولاد مبارکه هستند و گفتند که آقای دکتر سمیعی نژاد میخواسته در جلسه حضور داشته باشند اما نتوانسته اند و گفتند خدمات آقای شهریاری در فولاد بر کسی پوشیده نیست و از طرف آقای دکتر از ایشان تشکر کردند.

آقای ترابیان گفتند "انتخاب آقای مهندس آقاجوهری مدیر عامل جدید ایریسا , انتخاب آقای دکتر بوده است" و دکتر بر حمایت از ایشان و ایریسا تأکید کرده اند. و حمایت ایشان بیشتر هم خواهد شد و ایریسا رشد بیشتری خواهد داشت.

آقای مهندس مسعودی هم که از مدیران ارشد فولاد هستند و قبلا با آقاجوهری کار کرده اند, گفتند که حدوداً 20 سال با هم کار کرده اند. ایشان اظهار داشتند "آقای آقا جوهری صداقت و شجاعت و تصمیم گیری و IQ بالا دارند و نمیتوان سر ایشان کلاه گذاشت."

آری آقای آقاجوهری رسماً و طی این جلسه به عنوان مدیر عامل ایریسا معرفی شدند. هنوز اسم کوچک ایشان را نمیدانم. هنوز رزومه ای از ایشان را در جائی ندیده ام. هنوز عکسی از ایشان ندارم تا برایتان درج کنم. فقط امیدوارم بسیار تفکر کرده باشند و مسئولیت اداره ایریسا را پذیرفته باشند. ایریسا شرکت بزرگی است که مسائل و مشکلات بزرگی هم دارد. میگویم ایریسا اسب سرکشی است که هر سوارکاری نمیتواند از آن سواری بکشد و آن را رام کند. دلم میخواهد و آرزو می کنم روزی که از این اسب پیاده میشوید اسبی رام و زیبا و چابک و تیزرو و پیشرو را تحویل دهید.

آقای آقاجوهری که از این پس همیشه ایشان را آقاجوهری مینامم زیرا آقا در نامشان هست و افزودن کلمه ای اضافی, بیان آن را ثقیل میکند در این جلسه سخنان کوتاهی ایراد کردند. البته معلوم است سخنرانی قوی نیستند و تجربه سخنرانی ندارند ولی حرف های خوبی داشتند. ایشان فرمودند ما باید دنبال شناسائی جوهر و توانائی های خودمان باشیم و آنچه فولاد مبارکه میخواهد را خوب درک کنیم و در جهت آن حرکت کنیم. ایشان خواهان استمرار شادابی , جدیت , مسئولیت پذیری , صداقت در محیط کار شدند. و از خداوند متعال خواستند که ما را یاری کند. ایشان مصادف شدن مسئولیت خود با ماه مبارک رمضان را مایه خیر و برکت برای خود دانستند و در آخر کلام فرمودند " امیدوارم بتوانم رسالتم را انجام دهم و برای این کار دستان گرم شما را می فشارم".

احمد هم به ایشان دلگرمی میدهد و دست دوستی و یاری به سوی ایشان دراز میکند و وبلاگش را صادقانه در خدمت ایشان میگذارد و برایشان آرزوی پیروزی و موفقیت در این مسئولیت بسیار سنگین دارد.

 احمد حرف و توصیه فراوان برای ایشان دارد و در این قسمت فقط یک توصیه را ارائه میدهد و آن اینکه در ایریسا حجم کار و خواسته کارکنان و نامه ها و موارد, بسیار زیاد است و همین موضوع تمام مدیران عامل پیشین را در زیر بار کار له کرد. در ایریسا حجم کار همچون کلافی پیچیده بر دور پا می پیچد. و برای باز گردن گره های این کلاف 12*4*7*24 ساعت هم کم است. حال چه باید کرد؟ ایشان باید کارها را سطح بندی و طبقه بندی کند و در بعضی سطوح اصلا وارد نشوند. کارها را به مدیران بسپارند و مسئولیت را از مدیران بخواهد. البته به مدیران اختیار دهد و از آنان مسئولیت و جوابگوئی بخواهد که در ازای اختیارات و امکاناتشان جوابگو و متعهد باشند. اجازه ندهد و نخواهد که مدیران و زیردستان برای هرکاری تأیید ایشان را بگیرند. مدیر باید با مسئولیت خودش کارهایش را انجام دهد و در برابر مدیر عامل پاسخگو باشد نه اینکه برای هر کاری حتی کوچکترین کار ابتدا برود پشت در اتاق مدیر عامل بنشیند و تأیید مدیر عامل را بگیرد و بعد اقدام کند. اینچنین مدیران راهگشای مشکلات ایریسا نیستند. اصلاً کار مدیران این است که بر اساس استراتژی شرکت واهداف آن وظایف خود را انجام دهند و فقط به مدیر بالاتر گزارش دهند و در مواقع کمی کمک بخواهند. نه اینکه برای هر کاری به بالاتر رجوع کنند. و مدیریت هم یعنی کشیدن کار از دیگران نه اینکه مدیر عامل شرکت بخواهد همه کارها را خود به تنهائی انجام دهد.

در مجلس آن روز ,حضار هم برای همه دست زدند و خوب گوش کردند و البته برای بعضی ها هم صلوات فرستادند. اما آنچه برای من جالب و باورنکردنی بود سخنرانی آقای مهندس مرتضی طلائی بود که با دست زدن گرم و طولانی حضار همراه شد و من دست زدنی اینچنین ممتد در طول زندگی ام ندیده ام. و سخنانی گفت که من هرگز انتظارش را نداشتم و اگر در طی چند سال در هیئت مدیره ایریسا هیچ کاری نکرده باشند این سخنرانی به همه آن چند سال می ارزید و جبران همه چیز بود. مرا به یاد ابهت مهندس بقائی انداخت البته با مهربانی بیشتر. و دوست داشتم نام این پستم را بگذارم "سخنرانی طلائی طلائی". اما چه گفت را در پستی کوتاه انتظار بکشید.