راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

سرگذشت تشکیل شرکت ایریسا- (هیئت مدیره )- قسمت دهم
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سرگذشت ،تاریخچه ایریسا ،هیئت مدیره ،کارکنان

یادمان باشد که در جلسه مجمع عمومی سال مالی منتهی به اسفند 87 که روز پنجشنبه 25/4/88 در دفتر اصفهان تشکیل میشود بطور گسترده شرکت کنیم. بعضی ها مجمع را خلوت تر میپسندند. اما من دوست دارم همگان شرکت کنند و در سرنوشت خود مشارکت داشته باشند.

 

اشخاصی که معرفی میکنم آخرین اعضای هیئت مدیره شرکت ایریسا هستند که چند سالی است مسئولیت سنگین اداره هیئت مدیره را بر عهده دارند و قرار است در مجمع عمومی آتی گزارش بدهند.

 

1-      آقای محمد علی شهریاری

2-      آقای حسن نعمتی

3-      آقای غلامحسین مقصود یزدانی

4-      آقای غلامرضا داود زاده

5-      آقای عباس ارباب شیرانی

 

اجمالآ  معرفی میکنم و به عرض میرسانم که:

 

الف : پس از باز نشسته شدن آقای مهندس حسینیان از مجتمع فولاد مبارکه باید شخص دیگری ریاست هیئت مدیره را بر عهده میگرفت که این قرعه به نام آقای مهندس محمد علی شهریاری زده شد که با رفتن آقای حسینیان به معاونت امور تکنولوژی فولاد مبارکه رسیده بود.

بدانید که آقای شهریای رئیس هیئت مدیره است و مدرک تحصیلی ایشان فوق لیسانس مهندسی مواد، که امیدوارم در روز مجمع با تسلط کامل و به خوبی گزارش  هیئت مدیره را ارائه دهد و قبلآ گزارش را مطالعه کرده باشد و همچون سلف خود نباشد که چند دقیقه قبل از برگزاری جلسه مشغول مطالعه گزارش بود.

 

ب : آقای مهندس حسن نعمتی که سالیان درازی است در دوره های مختلف هیئت مدیره ایریسا عضو بوده است و نماینده است از طرف شرکت بین المللی مهندسی ایران(ایریتک) و فعلآ نایب رئیس هیئت مدیره است و مدرک تحصیلی اش لیسانس در رشته مهندسی مکانیک.

 

ج : آقای غلامحسین مقصود یزدانی که عضو هیئت مدیره است و نماینده است از طرف شرکت ایریتک و مدرک تحصیلی ایشان فوق لیسانس مدیریت صنعتی است و در پست قبلی مفصلآ از ایشان یاد کردم.

 

د : آقای غلامرضا داودزاده که دو سال است عضو هیئت مدیره است . نامبرده بازنشته شد از فولاد مبارکه در سال 1373 و با دیگر کارکنان بازنشسته و بازخریدی فولاد مبارکه به ایریسا پیوست. البته میتوان ایشان را یکی از بنیانگذاران ایریسا دانست. مدرکش لیسانس ریاضی است. در جوانی در صنعت برق بوده است و در خوزستان مشغول خدمت که از آنجا به فولاد مبارکه آمده است.

 چند سالی در زمان ساخت فولاد مبارکه مدیر سیستم های کامپیوتری بوده است. چند سالی که در فولاد بود از یاران نزدیک مهندس روناسی و مهندس فرزانه بود. و با همین آقایان چند سالی را در جنوای ایتالیا ساکن بوده است و مشغول طراحی سیستم های دوران بهره برداری. پس ایشان نیز قند را خورده اند. در بین کارکنان قدیمی نیز به سیاس و زیرک بودن شهره اند.  

 

چند سالی از طرف شرکت ایریسا مدیر پروژه فولاد مبارکه بود و همین موضوع آنقدر فرصت به ایشان داد که خود را بشناساند و بتواند در هیئت مدیره حضور یابد. مدتی را مدیر پروژه طراحی سیستمهای اطلاعات مدیریت فولاد خوزستان بود که از عهده این کار به خوبی برآمد. و آخرین سمت ایشان مدیر و مسئول دفتر تهران. نامبرده مدت ها مشاوری قوی بود برای آقای ارباب شیرانی.

در مجموع خدمات فراوان داشته است. آیا آقای ارباب شیرانی آنقدر از او دفاع خواهد کرد که بتواند در مجمع آینده نیز حضور داشته باشد.

 

ک: آقای مهندس عباس ارباب شیرانی که بیش از ده سال است عضو هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت ایریسا است.او نیز از جمله افرادی است که از فولاد مبارکه بازخرید شد و آمد به ایریسا ، تا این شرکت پای بگیرد.

دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس مهندسی مکانیک از دانشگاه متدیست جنوبی دالاس تگزاس از آمریکا است که در سال 1980 آن را اخذ کرده است. البته مدرک لیسانس خود را از دانشگاه پلی تکنیک اخذ کرده است. مدتی را در آغاز کار در شرکت پلی اکریل اصفهان مشغول به کار شده است و سپس به فولاد مبارکه آمده است.

در فولاد مبارکه در بخش اتوماسیون صنعتی مشغول به کار شده است و از جمله کسانی است که دوره های طولانی را در کشور آلمان و در شرکت زیمنس طی کرده است. البته آقایان بقائی ، جلال پور ، رضا اخوان ، مجید امامی و رضا سلیمی اکبری و ... نیز با ایشان بوده اند و از همان جوانی ایشان مدیریت و سرپرستی داشته اند منجمله سرپرستی افراد اعزامی به آلمان را.

 

اولین بار ایشان را در سال 1369 در مرکز کامپیوتر IBM دیدم. و از همان زمان مهر او بر دلم نشست هر چند که از او غیر از بی وفائی و جفا ندیدم. جوانی خوش سیما و خوش تیپ و بسیار پر انرژی که به تازگی از آلمان آمده بود و پیگیر راه اندازی مرکز  کامپیوتر زیمنس در شهرک صفائیه بود. به نظر میرسید که ورزشکار است و به راستی بود چون بعدآ شنیدم که در نوجوانی کشتی میگرفته است.

لازم است برایتان بنویسم که مرکز کامپیوتر  زیمنس بعدها در مجتمع فولاد راه اندازی شد و قبل از آن باید مکانی فراهم میشد و تجهیزات کامپیوتر زیمنس نصب میشد تا کارکنان که از ایتالیا باز میگشتند مشغول برنامه نویسی سیستم ها شوند.

آقای مهندس ارباب شیرانی مسئول پیگیری و راه اندازی و آماده سازی تعداد زیادی از خانه های شهرک صفائیه بود تا این منازل از نظر شبکه کامپیوتری و دیگر تجهیزات آماده شوند  و کامپیوتر های مدل H90  زیمنس در مرکز کامپیوتر صفائیه نصب گردند. و به راستی ارباب شیرانی از عهده این مسئولیت بخوبی بر آمد.

اما شرکتی که مسئول نصب زیر ساخت و شبکه و تجهیزات بود شرکت داده سیستمهای ایران (IDS) Iran Data System بود که داستان شیرین و پایان غم انگیزی دارد که در جای خود به آن خواهم پرداخت.

 

آقای دکتر بقائی دو سالی را در نیوزیلند مشغول تحصیل دوره MBA بود و در این دو سال آفای ارباب شیرانی که عضو هیئت مدیره بود و در ضمن مدیر واحد اتوماسیون صنعتی ایریسا نیز بود، سمت جانشینی مدیر عامل را هم  بر عهده داشت. فرصت بسیار خوبی به دست آمده بود و مانند یک دوره کارآموزی بود برای آقای ارباب شیرانی. البته کارآموزی عملی و سخت و در مسئولیت مدیرعاملی شرکت ایریسا.

دکتر بقائی دیگر نتوانست از دور مدیریت کند و شیرازه امور از دست او خارج شده بود لذا هیئت مدیره تصمیم گرفت که آقای ارباب شیرانی را به سمت مدیر عامل برگزیند. در طی این چند سال بحرانهای سختی برای ایریسا پدید آمد و تصمیمات سختی باید گرفته میشد که انصافآ آقای ارباب شیرانی بخوبی آنها را پشت سرگذاشت.این بحران ها و مشکلات و تصمیمات را به عنوان بخشی از تاریخچه ایریسا همه مسئولیت داریم که بنویسیم و من خواهم نوشت در آینده.

 مطمئنم شرایط سختی را آقای ارباب شیرانی در این دوران داشته و بیخوابی های زیادی کشیده است ولی موفق بوده و در طی این دوران پیشرفت های زیادی نصیب ایریسا شده است.

 

ممکن است بگویید زیاد تعریف از آقای ارباب شیرانی کردم. درست است اما ایشان خدمات فراوانی برای ایریسا انجام داده است هرچند رفتار او با من خوب نبوده است و شاید با شما ، اما انصاف را حکمی دیگر است.

 

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل

بیرون نمیتوان کرد الا  به  روزگاران

چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت

باقی نمی توان گفت الا به غمگساران

 

 

سعی میکنم اضافه کاری کنم و به قول خود وفا و برای صبح روز سه شنبه  آینده در پست بعدی ، میزان سهام و برنامه مجمع عمومی و انتظارات سهامداران جزء یعنی کارکنان را بر شمارم. و کاری هم نداشته باشم که شما نظر میدهید یا نمیدهید.