راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

همدیگر را درک کنیم.
ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،معرفی کتاب

غرض از نوشتن این پست, برداشتن مهر سکوت از لبهاست. احترام به آنانی است که این وبلاگ را دوست دارند. احترام به کسانی است که همه روزه به آن سر میزنند تا ببینند چه خبر است.....


با توجه به شرایطی که پیش آمده بود و حرف سنگینی که یک نفر زده بود ترجیح دادم چند روزی سکوت کنم و نه خودم مطلبی بنویسم و نه از کسی کامنتی منتشر کنم. به عهد خود وفا کردم تا محیط و شرایط کمی عادی شود و من به جو روانی دامن نزده باشم.

به آن دوست دلسوز هم احترام میگذارم. او چنین تشخیص میدهد که گفتن دردها و گفتن ضعف ها موجب سوءاستفاده رقبا میشود. او چنین تشخیص میدهد که عیان شدن حسادت ها و اختلاف بین کارکنان و گروه ها موجب تضعیف شرکت و کارکنان میشود. او آشکار شدن مشکلات شرکت را نمی پسندد.

و من به بسط فرهنگ سازمانی و شفافیت می اندیشم. من ایده آلیست شده ام و میگویم ما باید آنقدر از لحاظ علمی و فنی و معنوی و اخلاقی رشد کنیم که از بر ملا شدن ضعف هایمان نباید بترسیم. هر سازمانی مجموعه ای از ضعف ها و نقاط قوت است. نقاط قوت باید آنقدر درخشان باشد که نقاط تاریک دیده نشوند.

به او و همه نظرات مخالف احترام میگذارم. و نباید از حرف هم ناراحت شویم. باید همدیگر را درک کنیم. باید ایریسا و پایداری او برای ما از همه چیز مهم تر باشد. باید اگر اختلاف سلیقه ای هم داریم به خاطر منافع سازمان آن اختلافات را کنار بگذاریم. و به همه دوستان سفارش میکنم که منافع شخصی را کنار بگذاریم. و به خاطر منافع شخصی از کسی دفاع نکنیم و به خاطر منافع شخصی دیگری را سرکوب نکنیم. اگر همه بدنبال منافع شخصی باشیم و منافع جمع را نبینیم بدانید که شکست ما حتمی است.

این وبلاگ تا وقتی من انگیزه داشته باشم بسته نخواهد شد. وقتی بسته خواهد شد که یا من بی انگیزه شوم و یا اجبار شوم. زیرا جوانی خود را در ایریسا سپری کردم و ایریسا حاصل زحمات بسیاری است و باید راه خود را ادامه دهد. ایریسا شرکتی است که تا کنون خدمات فراوانی به ایران عزیز انجام داده و جوانان زیادی را در درون خود و در محیط کارفرما آموزش داده است. این خدمات و آموزش ها فراموش شدنی نیست.

ایریسا نزدیک به 500 نفر نیروی متخصص و دوره دیده دارد. سازماندهی و سابقه و تجربه چندین ساله دارد و با این توان میتواند و باید بتواند بیش از پیش خدمت رسانی کند و باید بتواند درآمدهای میلیاردی داشته باشد ولی ضعف ها نگذاشته اند که به این موقعیت دست یابد. و دلیل آن و چرائی آن مهم است و در این رابطه همه مسئول و مقصر هستیم. آری, گفتن این انتقاد, دردناک است ولی دو برخورد میتوان داشت یا سکوت کرد و نادیده گرفت و به وضع موجود بسنده کرد یا از این انتقاد درس بگیریم و به دنبال رفع ضعف ها و موانع باشیم. من بدنبال راه دوم هستم. چرا نباید حرف اول در بانکداری را امروز ما بزنیم. چرا در حوزه تجارت الکترونیک از همه شرکت ها عقب تر هستیم. چرا IP3  را نتوانستیم ادامه دهیم. چرا امروز نباید سیستمهای بیمارستانی از آن ما باشد. روزی ما برای بیمارستان رضوی مشهد سیستم داشتیم. چرا نتوانستیم ادامه دهیم. چرا حرف اول را در سیستمهای کارخانجات داروئی ما نمیزنیم. ما که در داروسازی امین تجربه خوبی داشتیم؟ و...

این روزها برای چندمین بار کتاب "تسلی بخشی های فلسفه" را میخوانم. کتابی است از آلن دوباتن. که آقای عرفان ثابتی آن را ترجمه کرده است. خواندن آن را به همه توصیه میکنم. مدتی بود که کتابم را در کتابهای شخصی پیدا نمیکردم. و دوست نداشتم که این کتاب در گنجینه ام نباشد. دوباره آن را خریدم که به چاپ هشتم رسیده است.

"این کتاب میکوشد تا با استناد به آثار شش فیلسوف بزرگ راه حل هایی برای مشکلات روزمره ما ارائه کند. با خواندن این کتاب از سقراط می آموزیم که عدم محبوبیت را نادیده انگاریم. سنکا به ما کمک میکند تا بر احساس یأس و ناامیدی غلبه کنیم و اپیکور بی پولی ما را چاره می کند. مونتنی راهنمای مناسبی برای درمان ناکارآئی ماست. عشاق دلشکسته می توانند با خواندن آثار شوپنهاور تسلی خاطر یابند و کسانی که در زندگی با سختی های زیادی روبرو هستند با نیچه همذات پنداری خواهند کرد."

فکر میکنم اگر چند جمله ای از مونتنی و نیچه در رابطه با سختی ها برایتان بنویسم برایتان مفید خواهد بود. من که فلسفه نیچه را نفهمیده ام. و خواندن آثار او بسیار مشکل است. حتی بزرگی همچون فروید از خواندن و فهم آثار نیچه شکایت داشت و میگفت چندین بار به کتابهای نیچه حمله بردم و هر بار در میانه راه بازگشتم.

"باید یاد بگیریم از امور اجتناب ناپذیر رنج نکشیم. زندگی ما, مثل هارمونی جهان, مرکب از ناهماهنگی ها و الحان متفاوت, زیر و بم, آرام و گوشخراش, کوتاه و بلند است. اگر موسیقیذانی فقط برخی از آنها را دوست ذاشته باشد, چه می تواند بسراید؟ او باید بداند  چگونه از همه آنها استفاده و آنها را با هم ترکیب کند. ما نیز باید در سلوک با خوب و بد همین طور باشیم, خوب و بدی که جوهر آنها با جوهر زندگی ما یکی است."(مونتنی)

و حدود سیصد سال بعد, نیچه به این فکر بازگشت: "اگر زمین حاصلخیزی بودیم, ذاتاً نمیگذاشتیم هیچ چیزی بی استفاده از بین برود و در هر رویدادی, چیزی میدیدیم و از کود استقبال میکردیم."

 

نیچه در برخی عبارتها پیشنهاد کرد که مثل باغبان ها به سختی های خود بنگریم. ممکن است گیاهان ریشه های عجیب و ناخوشایندی داشته باشند ولی کسی که به توانائی آنها علم و ایمان داشته باشد, آنها را طوری پرورش خواهد داد که گل های زیبا و میوه به بار آورند. در سطح ریشه زندگی هم ممکن است عواطف و اوضاع دشواری وجود داشته باشد, ولی با پرورش و رسیدگی دقیق میتوانیم آنها را به بزرگترین دستآوردها و شادکامی ها تبدیل کنیم.

"آدمی میتواند مانند باغبان با سائقه هایش, که از آنها اندک دانشی دارد, جوانه های غضب, همدردی, کنجکاوی و نخوت را چونان میوه ای زیبا بر داربستی سازد. آدمی میتواند با سلیقه نیک یا بد باغبان چنین کند."

ولی اکثر ما نمی توانیم دریابیم که به این نهال های سختی مدیون هستیم. مستعدیم که تصور کنیم اضطراب و حسادت هیچ چیز خوبی ندارند که به ما یاد دهند و, بنابراین, آنها را مثل علفهای هرز عاطفه می کَنیم. ما, به قول نیچه, عقیده داریم که "بالاتر نمی باید از دل پایین تر بروید و هرگز نمی باید(از دل چیزی دیگر) بروید... هر آنچه در مرتبه نخست است می باید خود علت خویش باشد."

ما نباید از سختی های خود احساس شرمندگی کنیم. بلکه باید از این امر شرمنده شویم که نتوانسته ایم چیزهای زیبائی از آن ها برویانیم.

و جمله بالا مرا به یاد سخنی از دکتر بقائی میاندازد که میگفت " ما اینجا هستیم تا مشکلات را حل کنیم و برای همین ما را مدیر کرده اند." آری هر شرکتی مشکلاتی دارد و ما برای رفع آنها باید آماده اقدام باشیم. البته به یادمان باشد که نباید با بی تدبیری , بی برنامگی , سهل انگاری , بی دقتی برای خود و سازمان سختی و ناراحتی و بحران به ارمغان آوریم.

من این باغ سرسبز راه ایریسا را که برای آن زحمت کشیده ام رها نمی کنم و مطمئن ام که روزی میوه های شیرین خواهد داد. میوه های شیرین نه برای من که برای ایریسا.

پست بعدی من دارای کلمه عبور خواهد بود و فقط کسانی که دارای کلمه عبور باشند میتوانند آن را بخوانند. و متأسفانه تنها امکان من این است که کلمه رمز را از من بخواهید و کلمه عبور برای همه یکسان است. برای دریافت کلمه رمز فقط باید به آدرس rahe_irisa@yahoo.com ایمیل بزنید. لازم است خود را معرفی کنید تا با کمال احترام کلمه رمز در اختیارتان قرار گیرد.