راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

ساعت مچی
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: کارکنان ،منابع انسانی ،تصاویر ،سرگذشت

به ساعت مچی خود نگاه میکنم. شما هم به ساعت مچی خود نگاه کنید. با آمدن گوشی های تلفن همراه که به ساعت دیجیتال مجهز هستند, اینچنین فکر می کردم که ساعت مچی از مد خواهد افتاد و دیگر کسی ساعت مچی بر دست نخواهد بست. اما من در اشتباه بودم......



با خود فکر می کردم که کار ساعت فروشی کساد خواهد شد چون دیگر کسی ساعت مچی نخواهد بست. با خود فکر می کردم کارخانه های ساعت سازی سوئیس و ژاپن با مشکل مواجه خواهند شد. اما چنین نشد. بلکه کار ساعت سازی و ساعت فروشی رونقی بیشتر گرفته است.

در شهر خود, گشتی بزنید. فروشگاه های ساعت فروشی, بزرگ تر و شیک تر شده اند. ساعت های مچی بسیار خوب و گران بها به بازار آمده اند. ساعتی که بستن یکی از آن خوبهایش هم پرستیژ و کلاس دارد و هم از  بستن آن لذت می بریم. ای کاش میتوانستم یکی از آن ساعت های خوب را بر مچ دست خود ببندم. ساعت مچی هم برای خود زینتی است. و احمد آن را بر انگشتر ترجیح می دهد.

بگذریم.

به بند ساعت مچی نگاه می کنم. اگر این بند نباشد ساعت بر روی مچ دست نمی ماند. اگر بند چرمی آن مندرس شده باشد جلوه زیبائی ندارد و آدمی بستن آن ساعت را خوش ندارد.

به شیشه ساعت مچی نگاهی می اندازم. اگر این شیشه نباشد , عقربه ها   آسیب می بینند و ساعت هم دیگر جلوه خوبی ندارد. اگر شیشه خش داشته باشد دیگر به راحتی نمی توان عقربه های ساعت شمار و دقیقه شمار و ثانیه شمار را دید. و دیگر استفاده از ساعت آسان نخواهد بود.

عقربه ها باید به جای خود باشند , نه کند حرکت کنند و نه اینکه از یکدیگر سبقت بگیرند. باید با نظم خاصی به دنبال هم حرکت کرده و در دقایق خاصی بر روی هم قرار گرفته و از یکدیگر عبور کنند.

برای اینکه عقربه ها با نظم خاصی به دنبال هم حرکت کنند. ده ها چرخ دنده بسیار ظریف و دقیق باید در کنار یکدیگر به چرخش درآیند و هر یک دیگری را به حرکت وا دارد.

و این چرخ دنده ها نیروی خود را از باطری و یا فنرها و چرخ لنگرها میگیرند و بدون آنها حرکتی در چرخ دنده ها وجود ندارد. و یاد آن روزها به خیر که هر 24 ساعت یکبار باید ساعت خود را کوک میکردیم. و بعضی مواقع هم یادمان میرفت که آن را کوک کنیم و ساعتمان به خواب می رفت. و بیدار شدنش مستلزم تکان دادن و یا کوک کردن دوباره آن ساعت بود.

ساعت مچی نیز برای خودش یک ماشین است .یک سیستم است. البته سیستم و ماشین در هر جائی تعریف خاص خود را دارند.


بیائید به محل کار خود به مثابه یک ساعت مچی نگاه کنیم.

بیائید به محصولات خود به مثابه یک ساعت مچی نگاه کنیم.

بیائید به خدمات خود و شرکت نیز به مثابه یک ساعت مچی نگاه کنیم.

اگر بخش بازار یابی و فروش به خوبی بازاریابی کند و قراردادهای خوب و بی عیب و نقصی منعقد کند, آنگاه یک مدیر پروژه آگاه , فنی و متعهد بر آن قرارداد بگمارند. آنگاه نیروهای کارشناسی و متخصص و جدی به آن پروژه تخصیص داده شود. آنگاه نیروهای متخصص با اصول مهندسی نرم افزار و آگاه به مهندسی سیستم ها تجزیه و تحلیل درستی از پروژه داشته باشند و با تجربه دیرین خود محصول و خدماتی با کیفیت عالی ارائه دهند. آنگاه در هر مرحله از پروژه صورت وضعیتی تهیه شود. آنگاه متصدیان مالی نسبت به وصول مطالبات شرکت به خوبی و به موقع اقدام کنند. و آنگاه ...... در این صورت میتوان مطمئن بود که ساعت مچی ما به خوبی کار می کند.

ساعتی مچی من به خوبی کار می کند و تمیز و پاکیزه و برازنده است. و من آگاه و متوجه ام که تمام تجهیزات نقشی مهم در درست کار کردن این مجموعه دارند. و قدر هر جزء را میدانم و همچنین میدانم که در صورت خرابی هر جزء , کل سیستم از کار می افتد.

شرکت ما هم مثل یک سیستم است. همه بخش ها باید دقیق به کار خود بپردازند. هر کس باید بداند که کارش مهم است. هر کس باید بداند که به کار او نیاز هست. هیچ کس نباید کار خود و وظیفه خود را بیهوده بپندارد.

مدیریت عالی شرکت نیز باید هر فرد و هر بخش را مهم بداند و همه را ارج گذارد. کارشناسان و سرپرستان نیز نباید خود را و کار خود را و بخش خود را برتر از دیگری بدانند.

کار همه ما مهم است. کار همه ما با ارزش است. به کار خود و محصول خود و شرکت خود ببالیم. همان گونه که از ساعت مچی زیبای خود بر خود می بالیم و از آن لذت می بریم. خصوصاً اگر آن ساعت را به تازگی خریداری کرده و بر دست بسته باشیم.

محصولات خود را نیز نو کنیم. محصولی در خور بازار. محصولی شایسته کارفرمایان. و از ارائه محصول جدید و روزآمد به بازار به  خود افتخار کنیم.