راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

گوی شیشه ای را دریابید.
ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،منابع انسانی

در طول عمر این وبلاگ تقریباً در رابطه با هر موضوعی که ایریسا به آن مبتلا بوده است , مطلبی نوشته شده است. و شاید به نظر آید که دوباره نوشتن از آنها تکراری است. ولی به نظر احمد چنین نیست. مشکلات و یا مسئله هائی را که همچنان وجود دارند باید بازگو کرد و برای آن راه حلی پیدا کرد. یکی از آن موارد , اضافه کاری است.......


اضافه کاری فی نفسه نه خوب است و نه بد. و در بعضی مواقع میتواند خوب باشد و در بعضی مواقع بد. اضافه کاری به دید سازمان و فرد نیز بستگی دارد. سازمان اگر به آن نیاز داشته باشد آن را خوب و لازم و مهم میداند و برایش ارزش قائل است. در زمانی که سازمان به اضافه کاری نیاز ندارد آن را غیر ضروری و برای کارمند نکته ای منفی میداند و برایش حد و مرز تعیین می کند.

ابتدا داستانی توصیه ای از برایان دایسون برای داشتن یک زندگی خوب برایتان نقل کنم.

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید.
جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند.
آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان.
توپ لاستیکی همان کارتان است.کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.

همکاران عزیز , خانواده , سلامتی , دوستان و روان ما آن چهار گوی شیشه ای هستند. که اکثر ما به آن چهار گوی توجه لازم و دقت کافی را نداریم. و ممکن است روزی بر آنها افسوس خوریم. من امروز افسوس میخورم که چرا در جوانی ام که بچه هایم کودک و کوچک بودند به اندازه کافی با آنها بازی نکرده ام و در کنار آنها لذت نبرده ام و دیگر آن فرصت جوانی من و کودکی بچه هایم در دست نیست تا به آن بپردازم. 

مسئله اضافه کاری در ایریسا هم همچون سازمان های دیگر وجود دارد. ولی به طور جدی به آن پرداخته نمی شود. پروژه هائی همچون پروژه ارتقای فولاد مبارکه به شدت نیازمند به کار اضافی کارکنان مربوطه دارند و افرادی در ماه بالای صد ساعت اضافه کاری دارند. هر روز از ساعت 8 صبح تا 9 شب سر کار هستند و ادامه این روند در در درازمدت خسارت بار است.

در رابطه با اضافه کاری, در تاریخ  پنجم تیر 1390 مقاله ای نوشته ام تحت عنوان " اضافه کاری به چه قیمت" که برای اطلاع میتوانید آن را نیز بخوانید.

خودم هم نمیدانم انگیزه ام از نوشتن این مقاله چیست ولی هر چه باشد توصیه به کارکنان است که تعادل بین کار و زندگی را برقرار نمائیم و توصیه به سازمان ها که قدر کارکنان را که برای پیشرفت پروژه ها از زندگی خود مایه میگذارند نیز بدانید.