راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

تاریخ نه مذکر
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سرگذشت ،تاریخچه ایریسا ،کارکنان ،منابع انسانی

تا کنون آنچه نوشته ام از مردان ایریسا بوده است و شاید شما را به تردید دچار سازد که مگر زنان را در تشکیل ایریسا نقشی نیست. و اگر نقشی هست این نقش از کجا و کی شروع شده است. پس اگر به تاریخ و نقش زنان در ایریسا علاقه دارید ادامه مطلب را بخوانید....


در سال 1369 از مجتمع فولاد مبارکه به یک آموزشگاه ماشین نویسی در زرین شهر تلفن زده میشود و  درخواست یک تایپیست میکنند که به تایپ لاتین مسلط باشد. دختر خانم نوجوانی که کمتر از بیست سال سن دارد و خود یکی از مؤسسین و مربیان آن آموزشگاه  است گوشی را بر میدارد. و پس از صحبت تصمیم میگیرد که خود سری به فولاد مبارکه بزند.

پا به فولاد مبارکه میگذارد و بدون آنکه پارتی و آشنائی داشته باشد در همان لحظه اول در مصاحبه و آزمون برای تایپ در بخش EDP فولاد مبارکه پذیرفته میشود زیرا تایپ فارسی و لاتین را به خوبی مسلط است و با سرعت بالا تایپ میکند ، آنهم نه با کامپیوتر بلکه با ماشین تایپ مارک فاسیت.

خوب است بدانید در آن زمان هنوز Microsoft Word به دنیا نیامده بود. و تایپ با کامپیوتر مراحل اولیه خود را آغاز کرده بود. و آنهم با یک ادیتور بنام PE2(personal editor) که یک ادیتور بسیار قوی بود و برای تایپ هم مناسب بود اعم از اینکه فارسی باشد یا لاتین. من خود زمانی به این ادیتور تسلط کامل داشتم و تمام برنامه هایم را با آن مینوشتم. این خانم نوجوان نیز یک دوره آموزشی کار با کامپیوتر و نرم افزار  PE2 را طی میکند.

او در دفتر مجری طرح فولاد مبارکه آقای مهندس عرفانیان ، امور قراردادها ، امور مالی ، روابط عمومی و هر جائی که کار تایپ دارد و همه از زیر بار کار شانه خالی میکنند داوطلب میشود و کار میکند.

مرکز کامپیوتر شهرک صفائیه فعال میشود و یک دفتر دار و منشی قوی میخواهد، لذا او را به مدیر و مسئول وقت آقای مهندس ارباب شیرانی معرفی میکنند و او در سال 70 در شهرک صفائیه مشغول به کار میشود و در این زمان است که دکتر بقائی مدیر امور EDP (electronic data processing) از ایتالیا فرا میرسد و این خانم نوجوان که کسی نیست مگر سر کار خانم شهره دائی اکبری به عنوان مسئول دفتر به انجام وظیفه میپردازد.

فداکاری ها و دلسوزی های او از همین زمان شروع میشود. برای همه کاری دلسوزی میکند برای غذای کارکنان ، ایاب و ذهاب آنان ، نداشتن تلفن ،و هر چه که به رفاه کارکنان مربوط میشود و از صبح تا شام کار میکند.

روزها از اصفهان میاید فلکه کرکوند. از آنجا تا دم درب نگهبانی صفا شهر. و از درب نگهبانی تا انتهای صفا شهر محل کار خود را که بر تپه ای قرار دارد و سربالائی است با پای پیاده طی میکند و آنهم بیش از سه کیلومتر. اینها را مینویسم تا هم از ایشان قدردانی شود و هم کارکنان امروزی بدانند و مقایسه کنند با امروز که کارکنان را اینگونه تربیت کرده اند که از روز اول سرویس میرود درب خانه شان. و بهترین امکانات را دارند و بعضآ گله هم دارند. اگر میخواهند مآموریت بروند سرویس درب منزل تا فرودگاه دقیق انجام میشود. و اکثرآ ناز پرورد تنعم شده اند.

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست 

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

خانم اکبری روزانه تایپ میکند ، تلفن جواب میدهد. فاکس میکند و فاکس میگیرد. برنامه ریزی دفتر مدیر عامل را دارد. وقت میدهد. بایگانی میکند . میز و محل کار خود را تمیز میکند . هر کاری که از دستش برآید برای بهبود محل کار و رفاه کارکنان انجام میدهد. هرگز نه نمی گوید و مشکل کاری همه را حل میکند و این برنامه او از سال 1370 تا کنون است.

 از شهرک صفائیه به ساختمان مرکزی منتقل میشود و در همین سالهاست که ایریسا   تشکیل میشود و اولین فردی که با او قرارداد ایریسائی بسته میشود خانم اکبری است. هنوز امور مالی فعال نشده است. هنوز امور مالی نداریم. لذا یک منشی همه کاری باید بکند و حتی حقوق او ماهیانه پرداخت نشود بلکه هر چند ماه یکبار آقای دکتر بقائی یادداشتی به آقای مقصود یزدانی مینویسد تا پرداختی به خانم اکبری انجام شود. و باز هم مقایسه کنم که هر فردی که در حال حاضر در ایریسا استخدام میشود از همان ماه اول حقوق و دستمزد خود را خواهد گرفت و تا کنون نیز حقوق هیچ کارمندی به تآخیر داده نشده است که این را باید قدر دانست.

مدیران ایریسا پس از تشکیل آن تصمیم به ایجاد دفتری در شهر اصفهان میگیرند. لذا خانه ای در کوچه ای در خیابان طبیب اصفهانی نزدیک آپادانا دوم اجاره میشود. که اولین نیروی خدماتی و نگهبانی که برای ایریسا استخدام میشود آقای مصطفی امینی است که از سال 1370 تا کنون در ایریسا مشغول کار است یعنی 18 سال و نه گروه شغلی مناسبی دارد و نه پاداش خوبی میگیرد و نه سهامی از ایریسا دارد. و لازم است که فکری برای امثال او بشود که دارند در این اداره خود را پیر میکنند.  خانم اکبری از فولاد مبارکه کارهای دفتر اصفهان را مدیریت میکرد و دستورات لازم را به آقای امینی میداد.

چند سال بعد دیگر دفتر اجاره ای مناسب نیست و لذا مدیریت به فکر خرید یک محل مناسب برای شرکت میافتد و لذا ساختمان دو طبقه بزرگی در اصفهان - دروازه شیراز ابتدای چهارباغ بالا کوچه هاله خریداری میشود. خانه ای که بزرگ است و دو درب در دو کوچه دارد و متعلق است به آقای ارباب شیرانی. و چه کیفی دارد خرید و فروش و یا معامله با شرکت ایریسا . میخواهد ایریسا خریدار باشد میخواهد فروشنده. اگر بخرد نقد میخرد و مطمئن است و اگر میفروشد با خریدار میسازد و به قسط هم میگیرد.

خانم اکبری و جمعی از همکاران به دفتر اصفهان در دروازه شیراز منتقل میشوند و روز از نو روزی از نو. باز هم همه چیز باید از اول تدارک شود و خانم اکبری زحمات از سر میگیرد. شب ها تا دیر وقت کار میکند. علاوه بر آنچه گفته شد حالا دیگر بلیط هواپیما هم برای مآموران خرید میکند. هتل رزرو میکند و بقیه کارهای اداری.

چند سال بعد دیگر ساختمان دروازه شیراز تکافو نمیکند و آن را با ساختمان فعلی چهارباغ بالا کوچه هدایت تاخت میزنند. بانی خرید این خانه 5 طبقه هم آقای مجید امامی است که منزل پدری اش در این کوچه بود. و آقا مجید که روزها به خانه پدری سر میزد بفکرش رسید و بانی خیر شد و چه ساختمان خوبی خریدند که هنوز هم برای ایریسا کارآئی دارد. خانم اکبری و دوستان نقل مکان کردند به این ساختمان و باز همه چیز از نو آغاز شد و خانم اکبری تا نیمه های شب کار میکرد و در این زمان پروژه سیستم های اطلاعات مدیریت ذوب آهن هم آغاز شده بود و ایشان تا ساعت 2 بعد از نیمه شب مدارک پروژه را تایپ میکرد و آخر شب به منزل پدری در بیشه ناژوان میرفت تا استراحت کند و فردا صبح زود دوباره سر کار حاضر شود.

پر حرفی شد اما الکلام یجرالکلام.               

 دیگر خانم شهره دائی اکبری را همه میشناسند. هم دلسوزی او را میدانند و هم فداکاری های او را ، و هم روابط عمومی بسیار بالایش را. مدیر عامل حاضر نیست او را با دیگران جایگزین کند. البته خودش هم بد جوری چسبیده به دفتر مدیر عامل. او توانائی بالائی دارد و پس از 18 سال تجربه زیاد در اداره کردن، و شناخت وسیعی دارد از ایریسا و کارکنان.

میتواند شغل های بهتری داشته باشد.. مسئول امور کارگزینی. مسئول خدمات و مسئول ترابری و...

اگر راضی شود و به بخش خدمات برود هم بار بزرگتری از روی دوش ایریسا برمیدارد و هم سربسته بگویم که همه نفس راحتی خواهند کشید ، نه از دست او که از دست دیگران.

برای این پست کافی است و شاید حق مطلب ادا نشد و خانم اکبری شایسته تر از حرف های من است. و شما میتوانید با نظر خود آن را تکمیل کنید.

در پست آینده از دوقلوهای به هم چسبیده ایریسا خواهم گفت. و اگر از این نوشته خوشتان آمد مزد ما را فراموش نکنید و به اولین فردی که می رسید بگوئید:  از "راه ایریسا" چه خبر؟

 نطر دهی هم آزاد است و بدون کنترل اولیه.!!! تا سطح تحمل پذیری و دموکراسی خواهی و منصف بودن ما به محک تجربه در آید.