راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

دلم میخواهد ولی نمیدانم
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،تصاویر ،منابع انسانی

دلم میخواهد کاری کرده باشم. کاری که مفید باشد و دیگران را به کار آمده باشد. دلم میخواهد گره ای از مشکلی باز کرده باشم. دلم میخواهد مانعی از موانع بر سر راه شرکت ایریسا را برداشته باشم. سنگی بر پای ایریسا را سنگی بر پای خود می بینم....



دلم میخواهد ولی نمیدانم چه کار کنم. چه بنویسم. از چه چیزی بنویسم.

نمیدانم از مشکلات و مسائل بنویسم و یا از پیشرفتها.

نمیدانم از دوستان خوب و خوبی هایشان بنویسم یا از کارکنانی که اینچنین نیستند.

------------

چند خط بالا را چند روز قبل نوشته ام و بعد از آن هر چند تلاش کردم نتوانستم. بعضی وقت ها فکر می کنم نوشتن هم یک نوع الهام است. و وقتی شروع به نوشتن می کنی ذهن , خود شروع به تولید میکند و بطور ناخود آگاه کلمات بر ذهن و زبان و قلم جاری میشوند.

دلم میخواهد کاری کرده باشم. و حالا به آنان که مصدر امور هستند میگویم قدر این فرصت ها را بدانید. کارهای روزمره را هر کسی شاید بتواند انجام دهد. شما باید کاری کنید که ماندگار باشد. و چندین سال آینده شما را بنیان کننده آن کار بدانند.  سیستم و نظامی از خود به یادگار بگذارید. آیین نامه ها و روش هائی به یادگار بگذارید. فرهنگ خوبی را ایجاد کنید که از شما به یادگار بماند.

هرمدیری به خود بگوید از خود چه به یادگار گذاشته است. چه خدمت شایانی انجام داده است. یک متخصص بگوید پس از بیست سال چه کاری را برای آیندگان در چنته دارد. براستی از خود بپرسید چه کرده اید ؟ و میخواهید چه کنید؟

از این پس تابلوهای مدیریتی را در ابتدای هر پست قرار میدهم. فکر می کنم اینطوری بهتر باشد. این تابلو ممکن است به آن پست مربوط باشد و یا نباشد.

تابلوی مدیریتی و فرهنگی فوق ایده ای است روشنگر از فردریک داگلاس , فعال سیاسی قرن نوزدهم آمریکا. در هر جامعه و سازمانی کاربرد دارد. مدیر یک سازمان باید از کارکنان مطالبه کند. مطالبه کند کار را. و مطالبه کند انجام وظایف را.

کارکنان نیز باید مطالبه کنند حق و حقوق خود را از مدیریت. مدیر پروژه باید مطالبه کند از تیم پروژه. و اگر مطالبه به شدت در جریان باشد پروژه به موقع تمام میشود. و هیچ کاری بر زمین نمی ماند. و لذا ایده روشنگر فوق باید سرلوحه تمام کارکنان یک شرکت با فرهنگ بالا باشد. و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

کسب و کار ما ایریسائی ها هم مخاطره دارد. ریسک دارد. سختی دارد. مشکلات دارد. و هر روز مشکلی جدید فرا روی خود داریم. من به بعضی مشکلات اشاره می کنم. مشکلاتی که باید راهی برای آنان جست.

مثلاً: ممکن است مجبور باشی چندین ماه, نزدیک به یک سال برای کارفرمائی کار کنی در حالی که هنوز هیچ قراردادی در دست نداری. اگر کار را ادامه دهی ممکن است بعداً پولی دریافت نکنی و اگر ادامه ندهی پیمانکار ده ها بهانه در دست دارد و به اعتبارت لطمه می خورد.  

مثلاً: بعضی وقت ها قرارداد وجود دارد و کار هم می کنی ولی کارفرما , صورت حسابهایت را چندین ماه است که پرداخت نکرده است. پیش خود میگویم مگر کارفرما به این فکر نمی کند که ما هم در پایان هر ماه باید حقوق و دستمزد کارکنان را بپردازیم.

مثلاً: یکی از ریسک ها و مخاطرات این است که سیستمهائی را که ما زحمت کشیده و نوشته ایم, کارفرمای خیلی محترم برای واحدی دیگر کپی کند و با تغییراتی در آن, در جای دیگر استفاده کند. یعنی حق کپی رایت ما را رعایت نکند. در این حال چه باید کرد؟

در رابطه با هرکدام از موارد فوق, مصادیقی وجود دارد که خود پیدا کنید. اما مورد آخر از همه جدیدتر و ناراحت کننده تر است. نمونه آن شرکت فولاد خوزستان است که به خود حق داده , سیستمهای تولید شده برای فولاد خوزستان را که توسط ایریسا در طول سالیان درازی تولید شده است برای فولاد شادگان که از زیر مجموعه های آن است , کپی کند. و برای کار خود هم دلائلی دارد که از نظر قراردادی و حقوقی موجه نیست.

بر مدیریت محترم است که مورد آخر را بطور جدی با مسئولان خوزستان , پیگیری و حل و فصل کند. از کنار آن نباید به راحتی گذشت. مسئولین محترم فولاد خوزستان در بخش سیستمها که احترامی برای آنان قائلم اگر قدری فکر کنند و انصاف به خرج دهند مسلماً بر حقوق ایریسا واقف گشته و حق کپی رایت را رعایت خواهند کرد. و بدانند که : به قول مدیری محترم اینگونه سیستم های کپی شده برای شادگان سیستم نخواهد شد.