راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

چارت سازمانی جدید ایریسا در سال 1395
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: هیئت مدیره ،کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،منابع انسانی

قبل از هر حرفی از اینکه مدتی است در این وبلاگ مطلبی ننوشته ام از شما عذر تقصیر می خواهم. البته در کانال تلگرام در خدمت بودم و مطالب و نکات فراوانی را در طی این چند ماه نوشته ام که در فرصت مناسب آنها را به این وبلاگ منتقل خواهم کرد. نوشتن در کانال را یک شلختگی میدانم که معایبی دارد و محاسنی. عیب آن این است که در دراز مدت به آن دسترسی ندارید و کسی هم نمیتواند کامنتی روی مطالب بگذارد. امیدوارم از این پس کانال تلگرامی و وبلاگ راه ایریسا مکمل هم باشند. اما برویم سراغ اصل موضوع.....


بالاخره مدیریت و هیئت مدیره شرکت ایریسا پس از دو سال تجربه و پایین و بالا کردن و مطالعه به این نتیجه رسیده اند که تمام مشکلات ایریسا و بحران هائی که در دو سال گذشته وجود داشته است, از نبود یک تشکیلات و چارت سازمانی مناسب است. مطالعه ها و مشاوره ها انجام داده و بر روی یک چارت سازمانی کار کرده اند که در 25 اردیبهشت95 تصمیم به اعلام آن کردند و برای 13 نفر از افراد هم حکم جدید صادر شده است که از این پس باید بر طبق آن اقدام گردد. و طبیعتاً نتیجه کار آنان هم باید بهبود کسب و کار و نجات شرکت و برون رفت از مشکلات و کسب درآمد باشد.

بدون پرده می نویسم. چون آنان که باید بنویسند و مسئول هستند این کار را نمی کنند. و همه آمده ایم که نانی بخوریم و با سکوت, این نان بهتر به دست می آید.

اولًا هرچیز باید مکتوب و مدون باشد. مستند شما کجاست؟ گزارش عارضه یابی و شناخت کجاست؟ نمودار سازمانی مصوب در حال حاضر چند قوطی است که عناوینی در آن نوشته شده است. اما شرح وظیفه این جعبه ها چیست. آیا برای هر کدام یک صفحه مکتوب وجود دارد؟ اگر دارد چرا منتشر نمی شود. در حال حاضر همه, جعبه سیاه است.

رابطه این واحدها با یکدیگر چیست؟ با یکدیگر چگونه ارتباط برقرار می کنند. ورودی و خروجی هر بخش و بده و بستان آنها با هم چیست؟  فرایندها و گردشکار بین واحدها کجا تعریف شده است.؟ حتما خواهید گفت بعداً توسط مدیران هر واحد تعریف می شود.

اینها حاصل تفکرات اعضای هیئت مدیره است (اعضای هیأت مدیره: آقایان نیکفر. طاهری. جزمی. آقاجوهری و صمدی) و با مدیران که قرار است مجری آن باشند مشاوره نشده است. اگرهم صحبت هائی شده باشد به حرف آنان وقعی نهاده نشده است. با بعض مدیران صحبت کرده ام. آنها تناقضات آشکاری در این چارت می بینند و از آن راضی نیستند. حتی پس از اعلام توسط کارکنان مورد پذیرش قرار نگرفته است. این نشان میدهد که در تهیه چارت سازمانی از مشاوره و نظر خواهی از بدنه کارشناسی سازمان غفلت شده است. مطالعاتی که من در متون داشته ام میگوید اگر استراتژی و چارت سازمانی با مشارکت کارکنان تهیه نشده باشد, حتماً عقیم خواهد بود.

برداشت احمد این است که هیأت مدیره محترم و مدیریت عالی ما را به جنگلی سرپوشیده از درخت برده و نقشه راه مدون و روشنی برای برون رفت ندارد. بلکه میخواهد با سعی و خطا راه برون رفت از جنگل را بیابیم و به روشنائی برسیم. رهبران باید دقیقا بدانند به کجا میخواهند بروند. از چه راهی بروند. با چه ابزار و امکاناتی. باید مسیر برای خودشان شناخته شده و کاملا روشن باشد تا دیگران را هدایت کنند و به مقصد برسانند. البته مشخص است که کارکنان بیکار نمی نشینند و آنها هم برای نجات و برون رفت از جنگل کوشش کرده و از کمک دریغ نخواهند کرد , چون خودشان هم سرنشین همین قایق اند.

یک شرکت را با سعی و خطا نمیتوان اداره کرد. باید کسی که مسلط و راه بلد است جلو بیفتد و دیگران را به دنبال خود بکشاند.

مدیران کسب و کار با بازرگانی متمرکز مسئله دارند. زیرا اگر مسئول کسب و کار هستند و باید پاسخگوی هزینه و درآمد باشند, بازرگانی چه جایگاهی در این بین دارد؟

واحد "مراقبت از مشتری" گرچه ظاهری بسیار زیبا دارد و برای هر شرکتی لازم به نظر آید. اما نیازی به یک باکس ندارد بلکه با ایجاد فرهنگ مشتری مداری و ایجاد محصول با کیفیت وارائه خدمات عالی , خود به خود به دست می آید. مهندسی محصول و سیستمهای تضمین کیفیت غیر تشریفاتی لازم است.

فلسفه و کارکرد "واحد مناطق" نیز هنوز بر کسی روشن نیست. که بعداً با مدیران پروژه که زیر نظر امور کسب و کارند چه ارتباط و برخوردی خواهند داشت.

شاید به خاطر همین مسائل است که در جلسه توجیهی 27 اردیبهشت هیأت مدیره با کارکنان , می گویند چارت از ابتدای تیرماه نافذ خواهد بود که تا آن موقع اشکالاتش رفع شده باشد و وظایف تعریف شده باشند.

یکی از نقص های عمده چارت جدید , عدم وجود بخش IT در یک شرکت انفورماتیکی است. و اینموضوعی است که در جلسه 27 اردیبهشت به آن اشارت رفت.

خصوصاً با این وظیفه سنگینی که بر عهده امور گذاشته شده که خود مسئول کسب و کارو جوابگو باشند, دیگر بازرگانی متمرکز محلی برای دفاع ندارد و این موردی است که قبلا هم به آن پرداخته ام و حالا باورم راسخ تر میشود.

من با صداقت می گویم که این چارت حتی در بین مدیران سطح بالا و میانی هم حداکثر 60 درصد مورد پذیرش قرار گرفته است. جلسات غیر رسمی این نظر مرا تأیید میکند نه جلسات در حضور مدیرعامل و هیئت مدیره.

 از موضوع چارت سازمانی که بگذریم. موضوع انتصابات جدید است. که بیشتر مدیران که منتصب شده اند مورد قبول هستند و برایشان آرزوی موفقیت می کنیم تا کسب و کار ایریسا را رونق بخشند. اما انتصابات نامناسبی هم وجود دارد. که کمی شرح میدهم.

گماردن یک کارشناس و متخصص سطح بالا به عنوان مدیر فروش سیستمهای اطلاعاتی برای من قابل قبول نیست. علیرغم ارادتی که به شخص منتخب دارم. این انتخاب را ظلم به ایشان و شرکت میدانم. شخصی که متخصص اوراکل و تکنولوژی اطلاعات و بنیانگذار Is-Suite است در همان بخش های فنی مفیدتر و کارآمدتر است تا اینکه بخواهد مسئول فروش سیستمها باشد. چند سال دیگر خودش متوجه میشود که چه اشتباهی کرده و چه ستمی بر او رفته است.

در موردی دیگر به اشخاصی حکم مدیریت داده اند که اکثر مدیران و بدنه سازمان با آن به شدت مخالف و به مدیریت نیز اعلام کرده اند. کسانی که هنوز شش ماه نیست به ایریسا آمده اند. تنها توجیهی که شنیده ام این است که اینها از فولاد مبارکه معرفی شده اند که این هم عذر بدتر از گناه است. پست روابط عمومی و ریاست دفتر مدیر عامل مسئولیتهای ساده ای نیستند که به هرکس که از گرد راه میرسد واگذار شوند. این انتصاب ها خسارت روحی فراوانی برای شرکت دارد. یعنی کار دیگر بر پیکره نیست. کارکنانی دلسوز در ایریسا هستند که از سابقه خدمتی خوبی برخوردارند و انتظار داشته اند که در ایریسا به جائی برسند و حالا امید خود را برباد رفته می بینند. صادقانه بگویم که کارکنان با بدبینی به این موارد نگاه می کنند و قضاوت خوبی نسبت به این عملکرد ندارند.

امیدوارم به آنچه گفته شد نیم نگاهی انداخته شود. سعی میکنم پست بعدی را زودتر بنویسم چون مجمع عمومی سهامداران هم در راه است.