راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

چرا پروژه فولاد خوزستان از دست رفت و چه باید کرد؟
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: هیئت مدیره ،پروژه ها ،سرگذشت ،تاریخچه ایریسا

ناراحتم. بسیار ناراحت. از اینکه پروژه ای از دست می رود. به راحتی. به راحتی ای که یک ماهی از دست آدمی میگریزد. و ناراحتم از اینکه ما اقدامی نمی کنیم. اقدام ما در سطح حرف است. در سطح یک جلسه و چند تلفن.

در این پست میخواهم آنچه را که به عقل ناقصم میرسد در رابطه با از دست دادن پروژه فولاد خوزستان بنویسم....


درابتدا یادآور می شوم که خوانندگان محترم توجه داشته باشند که آنچه در باره پروژه فولاد خوزستان نوشته می شود نظرات شخصی نویسنده است و مدیریت محترم ایریسا شاید نظرات دیگری داشته باشد که خود در باره آن تصمیم گرفته و امر به اقدام خواهند کرد.

من طی این چندین سال از پروژه فولاد خوزستان زیاد نوشته ام. آن پروژه و مدیریت آن را ستوده ام. هم مدیران طرف کارفرما و هم مدیران طرف پیمانکار. هر دو را ستوده ام. از زحمات بی دریغ و مجدانه صدها کارشناس که در طی چند سال آن پروژه را به ثمر رسانده اند  تشکر و قدردانی کرده ام. و خوشحال بودم که پروژه ای به این مهمی و خوبی را انجام داده ایم. پروژه ای که تمام سیستم های اطلاعاتی فولاد خوزستان را پوشش می داد و مدیر عامل وقت فولاد خوزستان آقای مهندس عباس وردی نژاد آن را کمتر از   ERP  نمی دانست. و این را عملاً در یک سمینار در دانشگاه شهید چمران اهوازعنوان کردند.

عملاً از ابتدای تیرماه امسال پروژه نگهداری سیستمهای اطلاعات فولاد خوزستان در دست ایریسا نیست. و درآمدی از آن بابـت نخواهد داشت. 44 نفر نیروی انسانی پروژه که کارکنان متخصص و با تجربه ایریسا بودند به شرکت دیگری منتقل شدند. بیشتر کارشناسان از خانمای خوب و توانا بودند. همه کارشناسان بالای 10 سال سابقه کار بر روی سیستم های مختلف را داشتند. آنها توسط شرکت ایریسا آموزش داده شده و بطور عملی در حین کار آموزش دیده و به سیستمها مسلط شده بودند.

چرا این اتفاق افتاد و چرا پروژه از دست رفت؟

این پرسشی است که در ابتدا باید هیأت مدیره محترم ایریسا تجزیه و تحلیل کرده و پاسخ دهند. مدیر عامل ایریسا باید پاسخ دهد. مدیر امور سیستمهای اطلاعات باید پاسخگو باشد. مدیر بازرگانی و مسئول ارتباط با مشتریان باید پاسخ دهند.

می پرسید چرا؟ برای این که آنها متعهد و مسئول هستند. برای این که آنها باید تمهیدات لازم را انجام میدادند. آنها باید سیاستگزاری می کردند.

برای این که آنها کوتاهی کرده اند. البته مدیران گروه های تخصصی و مسئولین سیستمها نیز باید پاسخگو باشند و آنها نیز باید تمهیداتی می کردند.

ما در پروژه فولاد مبارکه یکبار گزیده شدیم و ضربه خوردیم و درس نگرفتیم. در آنجا عامل اصلی و فشار اصلی از طرف کارکنانی بود که می خواستند قرارداد مستقیم شوند و به جد پیگیر بودند و هر روز در دفتر مدیرعامل وقت فولاد مبارکه جمع می شدند و خواهان رفتن به فولاد مبارکه بودند ولی در فولاد خوزستان چنین نبود.

الان اتفاقی دیگر افتاده است و آن این است که در ابتدا چند نفر از مدیران فولاد خوزستان شرکتی تشکیل می دهند به نام "ایده پردازان" . شرکتی که سهامدار عمده اش فولاد خوزستان است. مدیر مالی فولاد خوزستان آقای جهان بین , مدیر سیستمها آقای منجم و مدیر اسبق حراست آقای محیسنی از اعضای هیئت مدیره آن هستند. خوب , این شرکت هدفی دارد و یکی از اهداف ثانویه آن ارزان تمام کردن خدمات به فولاد خوزستان است و اولین کاری که میتوانند داشته باشند نگهداری سیستمها است. سیستمهائی که قبلاً تهیه و طراحی و پیاده سازی و نگهداری آن با ایریسا بوده و قرارداد داشته اند. سیستمهائی که اسب زین شده است و فقط یک سوار کار ماهر می خواهد. لذا هم قرارداد  را می گیرند و هم کارشناسان را. کارشناسان هم که همگی بومی منطقه هستند و اوضاع کاری هم که خوب نیست. پس کارکنان هم بالاجبار جذب " شرکت ایده پردازان" می شوند.

شرکت ایریسا برای جلوگیری از این اتفاق چه کار می توانست بکند؟

1-      روزی که بحث فروش سهام کارکنان ایریسا مطرح بود و فولاد خوزستان یک خریدار بالقوه بود و فقط حق رأی و کرسی در هیآت مدیره ایریسا را میخواست. چرا سهامدار عمده یعنی فولاد مبارکه موافقت نکرد. اگر موافقت کرده بود ایریسا قوی می شد و اتفاق امروز را شاهد نبودیم چون خودش سهامدار و مالک بخشی از ایریسا میشد.. و این موضوع را قبلا در پست هایم به شرح نوشته ام.

2-      ایریسا نباید کارکنان بومی خود را دست بسته در اختیار آقای فولاد قرار می داد. و نباید آنان را به حال خود رها می کرد. و نباید برای راحتی کار خود, مدیریت کارکنان را به دست کارفرما میداد که بدون واسطه به کارکنان دستور دهد.

3-      مدیران ایریسا نسبت به وقایع مهم بی تفاوت و سهل انگار بودند. آن زمان که به دستور آقای منجم  در سال 1393 تمام سیستم های فولاد را بدون اجازه ایریسا برای "فولاد شادگان" کپی کردند و نیروهای ایریسا را مجبور به تغییرات در سیستمها کردند, مدیران ایریسا چه اقدامی کردند؟ به راحتی کوتاه آمدند. و شاید ترسیدند. اگر آن زمان عقب نشینی مصلحت آمیز نکرده بودند امروز با این گستاخی مواجه نمی شدند.

4-      اگر بخشی از سیستمها بصورت Black Box  بود, و ما این هنر را داشتیم که سیستم را ماجولار بنویسیم و هر ماجولی را در اختیار هرکسی قرار ندهیم, آنگاه این اتفاق نمیتـوانست بیفـتـد. احمد, زمانی برای یک شرکت خصوصی سیستم می نوشت و بسیاری از ماجول های آن شرکت را فقط call  می کرد. یک سری آرگومان به زیر روال میداد و یک خروجی تحویل می گرفت بدون اینکه بداند آن زیر روال چه می کند. یادش بخیر صدا زدن سابروتین ها.  و ایریسا این هـنـر و سیاست را نـتـوانست پیاده کند.

5-      ایریسا نباید تمام source  ها را به کارفرما می داد. این موضوع را با یکی از معاونین محترم زمانی مطرح کردم و او گفت: "ما هم سورس می دهیم و هم داکیومنت , اگر توانستند در سورس ها دست ببرند نوش جانشان". البته این مشکل را ما با دیگر متخصصان هم داشتیم که چند سال قبل, تعدادی از کارکنان متخصص از ایریسا جدا شدند و با خود تمام سورس های سیستم هائی را که بر روی آنها کار میکردند کپی کردند و با خود بردند. امروز بروید و محصولی از یک شرکت کامپیوتری مثلا همکاران سیستم بخرید آنگاه با تمام تجربه و تخصصتان اگر توانستید برنامه هایش را برای جای دیگر customize کنید من به شما جایزه می دهم. ولی نخواهید توانست.

6-      یک نفر نباید به تمام قسمت های یک سیستم مسلط می بود. فقط یک استثنا دارد و آنهم نیروهای کلیدی و هسته مرکزی هستند که باید از این توانائی و تسلط برخوردار باشند. کسانی که عشق و علاقه شان به ایریسا نمی گذارد که ایریسا را تنها بگذارند.

حالا ایریسا چه کار میتواند بکند؟ و چه مجموعه اقداماتی میتواند انجام دهد تا بتواند استیفای حقوق نماید. چه کارهائی میتواند انجام دهد تا از کیان شرکت و حق کارکنان دفاع نموده باشد؟

1-       ابتدا اشاره می کنم که اگر ارتباط ایریسا با کارکنان پروژه یک ارتباط صمیمی و تنگاتنگ بود که کارکنان حاضر نبودند به شرکت دیگری بروند و ایریسا هم از نظر وضع مالی میتوانست پاسخگو باشد باید به کارکنان پروژه بگوید بروید و در خانه استراحت کنید و یا شما را در پروژه دیگری بکار خواهم گرفت و حقوق شما را هم تا یک سال بطور کامل پرداخت می نمایم. آنگاه با چنین شرایطی و مفروضاتی آیا "شرکت ایده پردازان" یا هر شرکت دیگری میتوانست بدون این نیروی انسانی کارآزموده سیستم ها را اداره کند؟ به نظر احمد هرگز نمی توانست.

2-      ایریسا عضو "شرکت های نظام صنفی رایانه ای" است از طریق آنان بطور کدخدا منشی و یا قانونی میتواند شکایت و پیگیری نماید.

3-      ایریسا عضو شورایعالی انفورماتیک است از طریق آنان میتواند شکایت و پیگیری نماید.

4-      در نهایت ایریسا باید و میتواند شکایت به دادگاه صالحه ببرد و علیه شرکت فولاد خوزستان و علیه شرکت ایده پردازان اقامه دعوی کند.

5-      کارکنان ایریسا سرمایه معنوی و فکری و در ظاهر مادی شرکت هستند. ایریسا سرمایه ای بهتر و برتر از این ندارد. سرمایه ای که برای هرکدامشان هزینه شده است. هزینه آموزش , هزینه یادگیری در حین کار چندین ساله , و هزینه تا اینکه آنان متخصص و کارشناس برجسته سیستم ها شوند و مگر باید به راحتی آنان را از دست بدهد و مگر به آسانی و مفت هر کسی باید بتواند آنها را به چنگ آورد؟  شرکت ایده پردازان و شرکت فولاد خوزستان باید این هزینه را بپردازند. در امر قرارداد مستقیم, شرکت فولاد مبارکه نیز میبایست این هزینه را می پرداخت و نـــپــرداخـت و ما به دنبال نبودیم و ادعای خسارت نکردیم  و همین است که امروز به پـیـسی دچار آمده ایم.

6-      ایریسا در طول سالیان دراز خدمت و ایجاد محصول برای فولاد خوزستان فقط هزینه ساعات کاری خود را گرفته است. هزینه لیسانس محصول را نگرفته است. هزینه دانش فنی را نگرفته است. هزینه آموزش به کاربران کارفرما را نگرفته است. کاربرانی که از دست زدن به کیبورد  وحشت داشتند. کاربرانی که برای تغییر و یادگیری مقاومت می کردند. و ایریسا به تمهیدات و لطایف الحیل , کاربران را پشت مانیتور نشاند. در این رابطه کارشناسان ایریسا داستان ها دارند که بسرایند ولی سکوتی جانگزا  کرده اند. و تنبلی می کنند و نمی نویسند تا تجربیات و خاطرات خود را به دیار دیگر ببرند تا شاید توشه آخرتشان باشد. ایریسا می تواند و می باید در این رابطه ادعای کلان داشته باشد.

احمد آنچه را که به نظرش می رسید با بی پروائی نوشت. و همه را قاصر دانست. از صدر تا ذیل. همه کوتاهی کرده ایم و من هم از شما هستم. هیآت مدیره بخواند و برآشوبد. کارمند بخواند و اعتراض کند که احمد حرف دل خود و عقل خود و جمعی دیگر از دلسوختگان و علاقمندان به سرنوشت ایریسا را فریاد کرد. اگر اشتباه کرد شما درستش کنید. شما هم نظر خود را بنویسید. حق در این دنیای تجارت , گرفـتـنـی است. یک قدم عقب نشینی کنید ده گام به جلو می آیند.

شاید آنچه نوشتم ماکیاولیستی به نظر برسد ولی هرچه باشد نیکولو ماکیاولی برترین فیلسوف سیاسی است. و همه سیاستمداران و تجار بزرگ و مدیران کسب و کار اگر هم او را محکوم کنند حداقل یکبار و بعضی ها چندین بار کتاب های او را دوره کرده اند. و این مقاله احمد هم , برای همه مدیران کسب و کار درس ها دارد که آیندگان در فضای مجازی بدنبال آن خواهند گشت.