راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

نام و نشان ایریسا
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخچه ایریسا ،سرگذشت ،کارکنان ،منابع انسانی

عنوان "نام و نشان ایریسا" را دوست گرامی آقای حیدر اصلانی برگزیده است. دو هفته قبل مطلبی نوشتم با عنوان "آرم و نام ایریسا". در این مدت نامه ای از آقای اصلانی به دستم رسید که عنوان آن بهتر از عنوان انتخابی من بود. ایشان پارسی را بهتر پاس داشته اند. و نام و نشان ایریسا گویاتر و زیباتر است. آقای اصلانی از همکاران قدیمی است و اولین شخصیتی است که در ایریسا بازنشسته شد. با سپاس از ایشان که همت کردند و از راز نام و نشان ایریسا برایمان نوشتند، نامه ای را که ایشان نگارش و آقای خسروی ویرایش کرده اند، من فقط آرایش کردم و در ادامه برایتان عینآ درج میکنم:...........


برای آگاهی خوانندگان و ثبت در تاریخ

با درود و خسته نباشید و خسته نشوید در ادامه راه ایریسا

داستان نام و نشان

                 اندیشه و آرمان برپایی شرکتی که دیرتر "ایریسا" نام گرفت، درست هفده سال پیش و درشهرک صفاییه، شهرک همجوار مجتمع فولاد مبارکه و پایگاه  SITE)) موقت  پیاده سازی سیستم های اطلاعات  مدیریت فولاد مبارکه،  آغاز گردید، انجام یافت و سرانجام گرفت.

                اینجانب که در آن زمان کارشناس ارشد مآمور از سوی شرکت ایریتک در فازهای طراحی و پیاده سازی پروژه سیستم ها بودم، بنا به خواسته آقای دکتر ابوالحسن بقایی مدیر پروژه،  مسؤل انتخاب نام و طراحی نشان  شرکت جدید شدم. البته در آن زمان توافق های پایه ای بین مدیران ارشد شرکتهای بنیان گذار شامل ایریتک به میزان سی درصد، فولاد مبارکه  به میزان سی درصد و شرکت ایتالیایی جی تی آی به میزان چهل درصد سهام شرکت نو بنیاد انجام گرفته و تفاهم نامه و اساسنامه موقت از سوی نامبردگان پذیرفته شده بود.

داستان نام

               پیشنهاد ایتالیایی ها IRAN INFORMATION SYSTEMS  با کوتاه شده ی IRIS  بود؛ که در گویش پارسی هم معنای گل زنبق دارد. پیشنهاد خوبی بود و در اندازه یک نام می توانست گزینه ای مورد پذیرش باشد ولی ازآنجا که  واژه فراگیری نبود که گویای هر دو فعالیت پایه ای شرکت (یعنی سیستم های اطلاعات مدیریت و اتوماسیون صنعتی) باشد، گزینه نخست نبود و باز از آنجا که برای ثبت نام شرکت در اداره کل ثبت شرکتهای تهران بایستی گزینه های گوناگونی            پیش بینی می شد که در صورت یکسانی گزینه های نخستین با نام شرکتهای ثبت شده،  بتوانی از هفت خوان اداره یاد شده گذر کرده؛  و با تحمیل تنها یک روز هزینه ماموریت اداری به شرکت در شرف تآسیس به اصفهان برگردی؛ نام IRIS هم در فهرست نامهای پیشنهادی جای گرفت.  

                و اما نامی که به عنوان گزینه نخست برگزیده  و مورد پذیرش همگان واقع شد،  پیشنهاد  خود من بود که  در ویرایش پایانی به این صورت درآمد: شرکت بین المللی مهندسی سیستم ها و اتوماسیون ایران و برگردان فرنگی آن هم شد:

IRAN INTERNATIONAL SYSTEMS ENGINEERING AND AUTOMATION COMPANY

با کوتاه شده ی  IRISA، و از اینجا بود که واژه بی معنی (در گویش پارسی) ولی دوست داشتنی "ایریسا" پای به جهان هستی گذارد، .

                داستان واقعی ثبت نام در اداره ثبت شرکتهای تهران به  اینگونه بود که خوشبختانه گزینه نخست ما یعنی "بین المللی مهندسی سیستم ها و اتوماسیون ایران"  را  به شرط  کنارگذاشتن  واژه "ایران" به دلیل پذیرفتنی اینکه تنها شرکتهای دولتی و فراگیر مملکتی (همچون شرکت نفت) می توانند این واژه را در بخشی از نام خود داشته باشند، پذیرفته شد. بنابراین نام رسمی و قانونی شرکت به صورت  " بین المللی مهندسی سیستم ها و اتوماسیون" به ثبت رسید.

                از حواشی داستان ثبت نام اینکه دوستان اداره ثبت شرکتها به واژه فرنگی "اتوماسیون" هم به بیان امروزی ها  "گیر" دادند و می گفتند باید برابر پارسی آن را جایگزین کنید؛ که من پاسخ دادم جایگزین پارسی اتوماسیون می شود "خودکارسازی"،  ولی چون ما در شرکت نو بنیاد بنا داریم سیستم بسازیم و نه خودکار ،  خوشبختانه کوتاه آمدند.

                 ولی برغم پذیرفته نشدن واژه ایران از سوی اداره ی کل ثبت شرکتها، و در نتیجه از دست دادن IR  از واژه IRISA ،   از آنجا که همگان به گونه ای شگفت انگیز و یک شبه،  یک دل نه صد دل شیفته واژه ایریسا  شده بودند، این بود که ما هم دست به کار شدیم و به کشف تازه ای دست یافتیم، و آن این بود که چون واژه  INTERNATIONAL  را داشتیم و به مصداق گفته "چون که صد آید نود هم پیش ماست" و به هرحال ایران هم بخشی ار خانواده ی ملل است، IR   از دست داده شده را در واژه INTERNATIONAL  پیدا کردیم، و واژه دلخواهمان IRISA   را به این صورت از نام ثبت شده،  استخراج کردیم:

 INTERNATIONAL  SYSTEMS  ENGINEERING & AUTOMATION  COMPANY  ، و از فردای  آن روز  ایریسا را در بوق و کرنا کردیم، سربرگ چاپ کردیم، مهر درست کردیم و و و و ..................................

البته بعدها رونوشت برداری های ناشیانه ای نیز از واژه ایریسا با عنوانهای باسا، ناسا، و گلسا صورت گرفت که هیچکدام غیر از یکی سر انجامی نیافتند.  

هم چنین بعدها واژه ایریسا  را  با دو الفبای پارسی (درگوشه ی بالای سوی راست) و فرنگی (در گوشه ی پایین سوی چپ)  در متن نشان شرکت قرار دادیم و به آن افتخار کردیم.

داستان نشان

              آرمان نخستین بنیان گزاران ایریسا دورنمای کار و فعالیت  نه در پهنه  بسته  سامانه های مجتمع فولاد مبارکه، و نه حتی درپهنه تمامی ایران زمین (با افزودن واژه ایران در گزینه پیشنهادی، که در اداره کل ثبت شرکتها به دلیل پیش گفته شده پذیرفته نشد)، بلکه پهنه ای به گستردگی حداقل  تمامی کشورهای خاورمیانه ( با افزودن واژه بین المللی ) بود.

              و از آن جا بود که  مشتری مداری و کار در محیط رقابتی به عنوان شاه بیت غزل ایریسا برگزیده شد و با انتخاب نمایه هندسی لوزی (از نمایه های کشیدن فلوچارت طراحی سیستم ها به مفهوم اراده (DECISION ) که همواره از آن مشتری است  و بقول فرنگیها CUSTOMER IS KING)  ) در پیش زمینه نشان ایریسا  نمود پیدا کرد. و آنگاه که مشتری، پس از تمامی رایزنی ها، با همکاران ایریسا و همکاران رقیبان ایریسا،  تصمیمش را گرفت و با امضای پیمان به تور ایریسا درآمد، و بنا به فرموده شاعرکه می گوید: "به عمل کار برآید"، نوبت ACTION  ایریسا فرا میرسید که با انتخاب نمایه مستطیل در زمینه نشان، نمود یافت.

              انتخاب رنگ خود داستان دیگری است،  که پس از سبک و سنگین کردن های فراوان، رنگ آبی، انتخاب  و به جهت  نقش پر رنگتر مشتری، آبی پر رنگ به نمایه ی لوزی و آبی آسمانی به نمایه ی مستطیل اختصاص داده شد.        

              و اما چون در آن روزگار از نرم افزارهای پر دنگ و فنگ امروزی خبری نبود، از نرم افزار کامپیوتری ساده ای به   نام  PE2  که برای کشیدن فلوچارت به کاربرده می شد، یاری گرفته شد. کسی چه می داند شاید هم محدودیت های نرم افزار  PE2 یود که ما را به بکارگیری نمایه های لوزی (DECISION  ) و مستطیل (ACTION  ) در طراحی نشان ایریسا ناچار ساخت.

 سخن پایانی

               لازم به یادآوریست که در فرآیند طراحی، تولید، ویرایش، مستندسازی و تهیه گزارشها از همکاری های ارزنده سرکار خانم زهره بیگی، که فراتر از وظایف اداری نامبرده بود و در آن زمان منشی دفترشرکت ایریتک در صفاییه بودند، برخوردار بودم که در اینجا سپاس خود را از نامبرده اعلام می دارم.

               و اما سر انجام داستان نام و نشان ایریسا و اینجانب بدانجا پایان گرفت که پس از خرید ساختمان فعلی، در فراخوانی که برای طراحی سردر ساختمان انجام گرفت، طرح اینجانب عنوان طرح برتر را یافت  و از سوی مسؤلان وقت سکه زرین جایزه به اینجانب پیشکش گردید.

                در اینجا لازم است از دو همکار پیشین و دوستان عزیزم  نخست سرکار خانم فرزانه نوروزی، که یادآوری به هنگام ایشان انگیزه نگارش این یادداشت ها را فراهم نمود، و دوم جناب رضا خسروی، که زحمت ویرایش این نوشته را پذیرفت، سپاسگزاری نمایم.

                و دیگر سخن اینکه بقول فرنگیها THE LAST,  BUT NOT THE LEAST   آنچه ایریسا را ایریسا کرد و تداوم بخشید، نه نام و نشان ظاهری، که پایمردی (و نیز پایزنی)، از خود گذشتگی و تلاش همه سویه نامداران ایریسا بوده، هست و خواهد بود.

 آنها که رفته اند یادشان گرامی،

آنها که مانده اند گامهایشان پرتوان، و

آنها که می آیند مقدمشان  گلباران.                               

 مهر هشتاد و هشت خورشیدی                                                                       

شایسته است یک پست را به آقای اصلانی همکار قدیمی و خوب خود اختصاص دهم که در اولین فرصت مناسب به این مهم اقدام خواهد شد.