راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

چند نکته و یک نامه
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،آمار بازدید ،نامه ها

موضوع خاصی برای نوشتن ندارم. چند نکته را همینطوری برایتان مینویسم. شاید مفید باشد. البته اگر وب خوانی شما هم مثل من باشد، فایده ای نخواهد داشت. من خودم کمتر با دقت میخوانم. اما نظرم این است که مطالب این وبلاگ را که مربوط به محل کارمان است با دقت بخوانیم و نسبت به آن حساس باشیم. شاید گره ای باز شود. اگر هم گره ای باز نشود. گره های کار و مشکلات را انگشت میگذارد.


1 – آمار دقیقی از تعداد بازدید دوستان عزیز از وبلاگ از کشور های مختلف نمیتوانم بدهم.

 زیرا تعداد زیادی، از فیلتر شکن استفاده میکنند. لذا مشاهده میشود که بسیاری از کشور روسیه Login  کرده اند. تاریخ نویس و تاریخدان معاصر آقای دکتر ابراهیم باستانی پاریزی عهد کرده بود که هر مقاله ای که مینویسد یا سخنرانی ای که میکند یادی هم از شهر کرمان و تاریخ کرمان داشته باشد. حالا من هم هر پستی که مینویسم باید یادی از ایریسا را داشته باشد و ربطی به ایریسا پیدا کند. اطلاعیه داده بودند که همکاران در سطح شرکت از فیلتر شکن استفاده نکنند ولی همکاران استفاده میکنند. شاید چاره ای هم ندارند وقتی اکثر سایت ها فیلتر شده است ، آدمها که دست روی دست نمیگذارند بالاخره به اطلاعات دسترسی پیدا میکنند چرا که آدمی تشنه حقیقت است و به هر وسیله ای به آن دست می یابد. لذا من هم به تعداد بازدیدهائی که نام کشورهای روسیه و نروژ و آمریکا و استرالیا و کانادا و ... را ثبت میکند نمیتوانم اعتماد کنم. و اکثریت از همین ایران خودمان است مگر دوستان قدیمی که به کشورهای کانادا و استرالیا مهاجرت کرده اند.

2 – واقعیتی است که همه کارکنان ایریسا که بیش از 600 نفر هستند به وبلاگ سر نمیزنند.

 حتمآ دلایلی دارند. مثلا از وبلاگ خوششان نمی آید یا وقت کافی ندارند یا مرا قبول ندارند یا میترسند که مشکلی برایشان بوجود آید و یا کم کاری من است که نتوانسته ام وبلاگ خوبی راه بیندازم. البته به ضعف های خود و وبلاگ اعتراف دارم. باز هم واقعیت است از جمع اندکی که به این وبلاگ علاقه دارند و مطالب آن را پیگیری مینمایند تعداد بسیار محدودی تقریبا 20 نفر نظر خود را بر روی پستها درج میکنند. و از این بین هم به تعداد انگشتان یک دست خودشان را معرفی میکنند و بقیه با نام مستعار مینویسند. و من همه اینها را خوب یا بد ، مثبت یا منفی به پای فرهنگ سازمانی شرکت ایریسا مینویسم. و این خود به یک تحلیل مفصل نیاز دارد و قضاوت شما را طلب میکند. و باز این خود حکایت از واقعیاتی دارد که درباره آن سکوت میکنم.

3- هفته گذشته نمایشگاه کتابی در کتابخانه دفتر اصفهان برپا شد.

 این هم از علاقمندی های خانم نوروزی مسئول کتابخانه بود. ظاهرآ بازدید خوبی از نمایشگاه شده است ولی شنیدم تعدادی از مدیران مخالف برپائی نمایشگاه بوده اند به دلایلی که تعدادی قابل قبول و تعدادی بهانه گیری و تعدادی صرفآ ژست مدیریتی بود. حالا شما نظر بدهید که آیا این نمایشگاه ها مثبت است یا منفی؟ محاسن و معایب آن چیست؟ تا از این به بعد آنها که این نمایشگاه ها را برگزار میکنند تکلیف خود را بدانند. و در ضمن مدیریت هم از سلیقه و علایق شما با خبر شود.

4- دوستی نظر داده بود که یک مجله الکترونیکی راه بیاندازیم و وبلاگ را متنوع کنیم.

 این وبلاگ مطلب همه افراد را درج میکند. و هرکسی میتواند با نام خود پست بنویسد و خودش آن را مدیریت کند. هر کس حرفی برای گفتن دارد و علاقه ای و توانائی و میخواهد به ایریسا خدمت کند من آماده ام، فقط یک ایمیل با مشخصات خود برای من بزند تا به او این امکان را بدهم.چندمین بار است که این مورد را مینویسم و امیدوارم فردی پیشقدم شود.

5- یک نفر از همکاران با نام مستعار "زندگانی" نامه ای مفصل برایم نوشته است.

 که از ایشان تشکر میکنم و بخشی از آن را در اینجا درج میکنم. عنوان نامه ایشان " چرا افراد با هوش ناراضی اند؟" است. و این نامه را در جواب نامه بعضی همکاران در پست های قبلی نوشته است.

پاسخگونه ای به همکار خوبمان

1.       ابتدا نقل یک ماجرا: زمانی از علامه طباطبائی راجع به شهید مطهری پرسیدند ایشان گفت وقتی من با آقای مطهری جلسه  بحث و درس داشتم ؛ بعضی وقتها آنچنان از جلساتمان لذت می بردم که  به من احساس حالت رقص دست میداد.

در ایریسا ؛ برخی مواقع بعضی همکاریها این حس و حال را می آفریند .

2.       با خود دو دل بودم که نکند پاسخ من باعث ناراحتی  بشود . امیدوارم بحثهای مرا یک بحث کارشناسی تلقی کنند و اگر من موردی را اشتباه گفته ام بر من ببخشند و توضیح دهند.

3.       جمله ای از جک ولش از کتاب برد : "راستی اگر به کسی برخوردید که سراسر عمرش وفادارانه به یک شغل چسبیده ؛ سر میز شام مهمانی کنارش ننشینید حوصله تان سر خواهد رفت"

آیا باید فقط نگران رفتن ها شد؟ برخی مواقع ماندنها نیز به همان حد نگران کننده است بخصوص ماندنی که باعث قبضه و انحصار مسئولیتها شود.

4.       نکاتی در پست قبلی همکارمان گفته شده (از جمله اینکه " تست سیستم، زمان راه اندازی انجام می شد توسط کاربر" ) . من مثل داستانگونه ای را می آورم .

یک زیست شناس ؛ یک منجم و یک ریاضیدان سوار بر قطاری از مقابل یک مزرعه می گذشتند. از پنجره قطار مزرعه پیدا بود. در مزرعه یک گاو سفید مشغول چرا بود.

منجم با دیدن این صحنه متفکرانه گفت : عجب ؛ تمام گاوهای اینجا سفید هستند

زیست شناس  هم بادی به غب غب انداخت و گفت :  می بینم اکثر گاوهای این مزرعه سفید هستند.

و در نهایت ریاضیدان گفت : عجب ؛  اینجا مزرعه ای است و در این مزرعه گاوی است که یک طرف گاو(سمتی که به طرف قطار بود) سفید است . بعد لحظه ای درنگ کرده ادامه داد البته اگر چشم من رنگها را درست تشخیص داده باشد .

به نظرم حکم کلی ایشان در مورد ایریسا برخی مواقع در حد حکم یک منجم است. و برای رد حرف ایشان یک مثال نقض کافی است و به راحتی میتوان مثال پیدا کرد.

 

5.       در مورد  Reuse  که ( به برداشت من سال 81 بوده ) لازم است چند مورد را بگویم :

§         (قبل از اولآ من متخصص این بحث نیستم و نظر خودم را گفته ام)

§         اولآ دوباره منجم وار حکم صادر شده "تمامی سیستم ها شروع به کپی و تغییر نام سیستم قبلی به x شدند"

§         اولین و ابتدایی ترین مرحله از  reuse  همان کپی کردن است . این امر میتواند ادامه داشته باشد و در مراحل بعد تکمیل گردد.

§         برای اینکه بدانیم فرنگیها چگونه کار میکنند بهتر است مثلا سری به سایت  SAP  بزنیم و با روشهایشان آشنا شویم . بعنوان مثال برای مهاجرت  سیستمها  از زیر ساخت سنتی به زیر ساخت جدید تحت   SOA  ببینید داستان چگونه است (همینقدر بگویم هنوز هم برخی  Object های SAP  ساختار اولیه خود را دارند و بعبارتی فقط کپی شده اند )

§         آیا میدانید در حال حاضر ایریسا برای برخی مشتریانش زمان بسیار محدودی برای نصب سیستم پیشنهاد می دهد ؟

6.       گفته شده " این که کاری به منطق و سفارش مشتری نداشته باشی و آنچه داری غالب مشتری کنی."

§         آیا  خاطرمان هست که چندین سال زمان صرف شده و میلیونها دلار هزینه شده تا ایریسا صاحب دانشی باشد که این دانش از یک کشور اروپایی (و نه از کشورهای عربی و هندی و مصری و نه از کارشناسان طراز دهم این کشورها بلکه از کارشناسان رده اول )  منتقل شده است  . و خود آنان نیز این دانش را از ژاپن (اگر اشتباه نکنم) گرفته اند.

§          انتظار بیهوده ای است اگر ایریسا نیز مانند فارغ التحصیلان جدید دانشگاهها بنشیند و بگوید خوب مشتری ما چه میخواهد و آن را گرفته و برنامه های کامپیوتری را نوشته تحویل دهند.

§         آیا عبارت  BEST PRACTICE  را شنیده ایم ؛ یعنی همان دانشی که  از سران و پیشروان یک صنعت با سالها تجربه جمع آوری شده  و بعنوان راه حلهای پیشنهادی به سازمان مشتری ارائه میگردد.

§         آیا میدانیم علت انتخاب ایریسا توسط برخی مشتریها چیست ؟

§         ابتدا ایریسا پیشنهاد و راه حل خود را می دهد و اصرار بر پذیرش نیز دارد اما مشتری مختار است که علیرغم اصرار ایریسا آن را تغییر دهد و آنچه را میخواهد داشته باشد.

7.       نوشته شده  " پیشرفت = له کردن دیگران" (من حکم می کنم که  باز نگرش  شخص منجم در این عبارت نیز هست)

·         بگذارید باز یک مثال نقض بر این حکم کلی بیاورم  ؛از آقای ابهری میگویم . ایشان الان کانادا هستند.  سالها بعد از خیلی همکاران ؛ به ایریسا آمدند اتفاقا زیر نظر آقای غلامرضا فرهنگ بودند بعد از جند سال ایشان مسئول نرم افزار پایه بودند (مسئولیتی که بعد از ایشان تکه پاره شد و آقایان بهادری ؛ حاج هاشمی ؛ جهاد محمدی ؛ سیروس و ... هر یک بخشهایی از آن مسئولیت  را بر عهده دارند ). آیا ایشان کسی را له کرد ؟

·         آیا میدانیم یکی از کارهای آقای نجف آبادی التماس به بعضی هاست که  بیایند و مسئول یک بخشی شوند؟

·         آیا میدانیم برخی مسئولین با هزاران شرط و شروط و اما و اگر حاضر به قبول مسئولیت می شوند؟

·         آیا آقایان نجف آبادی ؛ گراکویی و... کسی را له کرده اند

 

من هم مثل اغلب شما در این رابطه نظری ندارم. فقط نامه را درج کردم و ایشان را هم نمیشناسم. ولی بعض موارد را روشن کرده است. و ما هم کاری با گوینده نداریم بلکه حرف آنها برایمان مهم است. و بار دیگر از آیشان تشکر میکنم که نامه ای را نقد کرده است.

شاد باشید و شادکام.