راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

هیئت مدیره دلخواه ما
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخچه ایریسا ،هیئت مدیره ،سرگذشت ،کارکنان

میدانم که مختصر نوشتن خیلی بهتر است و رغبت به خواندن آن بیشتر. و کوتاه نوشتن خود هنری است که من ندارم. لیکن سعی خود را میکنم که اینبار کوتاهتر بنویسم و امید دارم که اعضای هیئت مدیره محترم و سهامداران اصلی شرکت ایریسا یعنی فولاد مبارکه و ایریتک این مطلب را بخوانند....


 در ابتدا یک نکته را گوشزد کنم که من به اعضای هیئت مدیره ایریسا ارادت دارم و به آنها علاقمند هستم و اگر این مطلب را مینویسم فقط به این دلیل است که میخواهم ایریسا بهتر اداره شود و راه رشد و تعالی را استوارتر و بهتر بپیماید.

در پایان تیر ماه 88 بود که آقایان زیر به سمت اعضای هیئت مدیره برگزیده شدند.

1-      آقای مهندس محمد علی شهریاری  از  فولاد مبارکه

2-      آقای مهندس فرهاد فرمانی            از  ایریتک

3-      آقای مهندس مرتضی طلائی          از  فولاد مبارکه

4-      آقای مهندس عباس ارباب شیرانی  از  کارکنان ایریسا و مدیر عامل شرکت

5-      آقای مهندس حسن نعمتی           از  ایریتک

و من شخصآ فکر میکردم که تحولی اساسی در نوع مدیریت شرکت ایریسا ایجاد خواهد شد. فکر میکردم استراتزی جدید و بهتری تدوین و سازماندهی بهتری ایجاد خواهد شد و فکر میکردم که آنها ارتباط بیشتری با کارکنان برقرار خواهند کرد ولی اینگونه نشد. یا بطور خوشبینانه، حداقل من خبری ندارم.

به نظر من ایریتک و فولاد مبارکه اشخاص با سابقه و مجربی را برای عضویت انتخاب کرده اند ولی میتوانستند دیگرانی را معرفی کنند که تمام وقت در شرکت ایریسا باشند. ایریسا امروز به کسانی نیاز دارد که بنشینند و فکر کنند و برنامه  ریزی کنند. و حتی در برخی موارد آستین را بالا بزنند و در اجرای امور در کنار کارکنان باشند ولی امروزه تمام بار هیئت مدیره بر روی دوش آقای ارباب شیرانی مدیر عامل ایریسا سنگینی میکند.

هیئت مدیره بیشتر تشریفاتی است. و هر دو هفته یکبار جلسه ای 2 ساعته تشکیل میدهد و بیشتر آقای ارباب شیرانی مسائل شرکت را مطرح میکند و دیگر اعضا فقط نظر مشورتی دارند.

فولاد مبارکه و ایریتک به عنوان سهامدار اصلی و عمده، حق دارند که هر فردی را به عنوان نماینده خود و سهامشان در هیئت مدیره معرفی کنند ، اما  نظر و پیشنهاد من این است که چه اشکالی دارد که از بین کارکنان ایریسا اشخاصی را معرفی کنند. کسانی که فکر و ذکر و هم و غم شان ایریسا باشد. دغدغه ایریسا را داشته باشند. کسانی که هر روز مسائل و مشکلات ایریسا و کارکنان را از نزدیک لمس کرده و میکنند. کسانی که هر لحظه در دسترس مدیرعامل شرکت باشند تا بنشینند و برای موارد مختلف فکر کنند و برنامه بدهند و مورد مشورت قرار گیرند.

به عنوان نمونه مشکلی را برایتان بازگو کنم. هم اکنون 2 نفر از اعضا آقایان شهریاری و ارباب شیرانی حق امضاء دارند و چکهای صادر شده توسط حسابداری باید توسط این 2 نفر امضاء گردد. آقای شهریاری چکهای سفید را امضا نمیکند و این کاری اصولی و عقلانی است. ولی به علت در دسترس نبودن ایشان بعض مواقع که امور مالی و دیگر بخشها سریعا باید جوابگو باشند چند روز طول میکشد تا چکی امضاء شود و به دست شخص استفاده کننده برسد. و این موجب کند شدن امور میشود. در حالی که قبلا آقای داودزاده دارای حق امضاء و عضو هیئت مدبره بودند و کارمند ایریسا و همیشه در دسترس و این مشکل وجود نداشت.

به راستی چه اشکالی داشت که حالا هم آقای داودزاده را برمیگزیدند و یا یکی دیگر از کارکنان را؟ کسانی که سابقه دیرینه در ایریسا و مدیریت دارند اشخاصی مانند: آقایان نجف آبادی – اخوان – جلال پور – طاهری – فرزانه – فولادی -  گراکوئی – فریدنی و ....

یک شرکت را باید هیئت مدیره به پیش ببرد، همچون فرماندهان جنگ و کارکنان همچون سربازان فداکار. اما هیئت مدیره ما چه استراتژی و برنامه ای دارند؟ کجا و کی آنرا تبیین کرده اند؟ کجا با کارکنان تماس گرفته اند؟ کجا از نفوذ خود برای گرفتن پروژه ای استفاده کرده اند؟ ما اعضای هیئت مدیره را سالی یکبار در مجمع عمومی میبینیم. آنهم در صندلی های جلو و پشت به بقیه حضار. و کمتر از آنان سخن و ایده ای میشنویم.

اصلا وظایف هیئت مدیره علاوه بر آنچه در قانون تجارت آمده است، چیست؟ ساختار و سازماندهی آن و شرح وظایف آن کجا تدوین شده است؟   لطفآ کمی ما را روشن کنید.

پدر علم مدیریت نوین آقای پیتر دراکر میگوید:

"روح هر سازمان را از بالا بر آن میدمند و اگر هیئت مدیره رهبر سازمان است ، باید همچون مسیحا ، روح راستی و درست منشی را بر سازمان بدمد و خود عامل عملکرد درست و منش عالی باشد."

و پیر خودمان جلال الدین بلخی گوید:

"عقل اول راند بر عقل دوم"

"ماهی از سر گنده گردد نی ز دم."

به راستی انتظار شما از هیئت مدیره محترم چیست؟ و سهامداران عمده چه کاری و اقدامی باید بکنند؟ ما که گوش به فرمانیم و پیرو آنها و مسئولیتمان در حد یک کارمند است. من نظر خود را نوشتم و گرنه صلاح مملکت خویش خسروان دانند. اگر میخواهند سهامشان رشد کند لازم است به حرف ما هم گوش فرا دارند و نیم نگاهی به ما داشته باشند.

چقدر خوب است که کسانی که امکان دارند و از همه مهمتر، آقای ارباب شیرانی پیگیر مطالبات کارکنان و آنچه که گفته شد، باشند. و حرف ما را در جلسه ای با تصمیم گیران فولاد و ایریتک بیان کنند.