راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

پیمانکار مداری
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سرگذشت ،تاریخچه ایریسا ،پروژه ها ،کارکنان

آنچه میخوانید دیدگاه های کارمندی از شرکت ایریسا است. کارمندی که به شرکت خود نیز عشق ورزیده است و خود به عنوان یک کارمند برای کارفرمایان زیادی کار کرده است و در شرکتی کار میکند که بسیار پروژه های ملی در سطح کشور برای کارفرمایان متعدد اجرا کرده است و لزومآ آنچه مینگارد دیدگاه های شرکت ایریسا نیست ، هرچند ممکن است مواردی را که مینویسد درد دل و دیدگاه تمام پیمانکاران در سراسر کشور را در بر داشته باشد....


ترکیب نامآنوسی را بکار برده ام. ترکیبی نا آشنا. تا دلتان بخواهد مشتری مداری را شنیده اید. اما این واژه "پیمانکار مداری" را بسیار کم و یا شاید اصلا نشنیده اید برای همین هم نامآنوس به نظر میرسد. تا بوده است با چشم دیگری به پیمانکار نگاه کرده اند. پیمانکار را فرصت طلب دانسته اند. کسی که کار خراب به جای میگذارد و پول کلان به جیب میزند.

مشتری یا یک نفر است یا چند نفرند. در سطح کوچه و بازار نام دیگر مشتری، خریدار است. و در برابر مشتری که کالائی را میخرد ، فروشنده ای است. مرا با خریدار و فروشنده در این سطح کاری نیست بلکه در سطح کلان بدان نگاه میکنم که یک شرکت بزرگ به نام پیمانکار برای  کارخانه یا سازمان بزرگی کار میکند، که انجام دهنده کار را پیمانکار و صاحب کار که کار را به پیمان داده است ، کارفرما مینامند.

کارفرمائی که همیشه محترم است. و همیشه از گل بالاتر به او و زیر مجموعه اش نمیتوان گفت. کارفرمائی که هر چه کند همه اش حسن است و از روز ازل و مخصوصآ در عصر صنعتی باید او را روی سر گذاشت و حلوا حلوا کرد. و در دوره های مدیریتی امروزه کلاس و دوره ای نیست که در اهمیت مشتری بحث نکند و او را پادشاه نداند و نگوید که مشتری را ارج بگذارید. همیشه میگویند رضایت مشتری (کارفرما) برای ما اصل است. و آقای علی اکبر براهیمی همکار ما هم کلاس مشتری مداری برگذار میکند تا به کارکنان یادآوری کند که باید چه برخوردی با مشتری داشته باشند و میگوید باید مشتری را مشعوف کرد و خارجی ها میگویند باید مشتری Delegate گردد. و من هم میگویم همین مانده است که بستری از پر قو بگستریم و به مشتری بگوئیم بفرما دراز بکش تا بادت را بزنیم.

خوب، از شوخی که بگذریم من به آنچه در متون علمی و مدیریتی پیرامون مشتری مداری آمده است باور دارم و سخت هم در دوره کاری خود بر آن پا فشرده ام. و معمولآ شرح وظایف و تعهدات کارفرما و پیمانکار در قرارداد به خوبی تعریف میشود و هرکدام مسئولند که طبق قرارداد عمل کنند ولی فراموش کرده ایم که همیشه رابطه بین افراد و مجموعه ها دو طرفه است و هر کدام بر دیگری حقی دارد که باید ادا شود.

خوب، تا حالا همه حرفی زدم غیر از آنچه را که براستی میخواهم بگویم. میخواهم بگویم پیمانکار هم حقی دارد که باید مراعات شود. شخصیتی دارد که باید محترم شمرده شود. امروز تمام کارفرمایان سیستم ارزیابی پیمانکار را دارند و برای بستن یک قرارداد صدها مورد را بررسی میکنند تا اینکه مجوز بستن قرارداد با پیمانکاری را صادر کنند. اما آیا براستی میدانند که باید به تعهدات خود هم در قبال پیمانکار وفادار باشند. ناظرانی دارند که هر روز ایرادی میگیرند بنی اسرائیلی و هر روز پیمانکار را تحت فشار و استرس قرار میدهند. و فکر میکنند پیمانکار کسی است که میخواهد از کار بدزد و هر روز او را می پایند. در صورتی که باید به پیمانکار به دید یک دوست و همکار نگاه کنند. همکاری که آمده است تا مشکلات آنان را حل کند و در مواقع سختی و بحران در کنار آنان باشد.

پیمانکاران زیادی در سراسر کشور پروژه هائی در سطح ملی اجرا کرده اند و سالهاست که آن پروژه ها کار میکنند و پیمانکاری در کار نیست ولی هنوز کارفرمای محترم از مزایای آن برخوردار و بهره مند است. همین کارخانه فولاد مبارکه سی سال قبل بیابانی خشک بیشتر نبود. اما پیمانکارانی بزرگ و کارکنان و کارگرانی زحمت کش و ایثارگر از عمر و جان خود مایه گذاشتند و آن را ساختند و برکشیدند. اما امروزه آن پیمانکاران و کارگران کجایند؟ و چه کسی امروزه از مزایای آن برخوردار است؟ پس آیا وقت آن نرسیده که در برخورد و دیدگاه های خود تجدید نظر کنیم و به یاد آنان باشیم و با پیمانکاران فعلی رفتار دیگر داشته باشیم؟

در اینجا تعدادی از کارفرمایان که برای آنان کارکرده ایم و نحوه رفتار آنان را یادآور میشوم باشد که نرنجند و اگر رنجیدند در رفتار خود نظاره کنند نه در ما. البته خوبی آنها را منابع رسمی بگویند.

1-      ایریسا به وظایف خود عمل کرد و سیستم هائی را برای فولاد اردبیل طراحی و پیاده ساز نمود. و به پیمان خود عمل کرد. ده ها کارشناس ، هزاران ساعت وقت گذاشتند و مسافت های زیاد پیمودند و در سرمای زمستان در اردبیل کار کردند. از اصفهان به تهران و از آنجا به اردبیل با هواپیما مسافرت کردند و دوری ها از وطن خود تحمل کردند تا سیستمهای خوبی را تهیه کردند. ولی برخورد کارفرمای محترم، فولاد اردبیل چگونه بود؟ چطور دستمزد ما را پرداخت کردند؟ هیچ. الان چند سال است کار تمام شده و کارفرما به تعهدات خود عمل نکرده و هزینه ها را پرداخت نکرده است. هزینه ای که به بدهی تبدیل شده است. و ظاهرآ کار به شکایت کشیده و هنوز کارفرما استنکاف میکند. ایریسا کجا سیستم پیاده کرده است که موفق نبوده ، که حالا فولاد اردبیل دومی اش باشد؟ من از اشخاص نام نمیبرم ولی مدیران فولاد اردبیل باید پاسخگوی این بی اخلاقی باشند. مدیریت محترم شرکت ایریسا تا کنون با سعه صدر و جوانمردی برخورد کرده است و فرصت داده است و ای کاش فولاد اردبیل قدردان میبود و از فرصت استفاده میکرد و از خود خوشنامی به جای میگذاشت.

2-      چندین سال پیش قراردادی با شرکت مخابرات تهران داشتیم که کار خود را با موفقیت به پایان بردیم و با زحمات پیگیر همکاران، سیستم ها تحویل داده شد. اما مدیران وقت مخابرات به تعهد خود عمل ننموده و بخشی از هزینه ها را پرداخت ننمودند. و آنقدر اذیت کرد که مدیریت شرکت ایریسا کارد به استخوان شد و مدیر عامل شجاع ایریسا دستور داد ادامه خدمات متوقف شود. مخابرات چندین سال بدهی خود را پرداخت نکرد. شنیدم در قرارداد جدیدی که امسال با مخابرات تنظیم شده است ، موضوع بدهی نیز حل شده است. البته نمیدانم هنوز پرداخت کرده اند یا نه؟ قرارداد امسال گسترده تر است و سیستم های ستادی برای چندین شهرستان کشور را در بر دارد. امید دارم که اینبار، گذشته تکرار نشود. از انجام وظیفه ایریسا مطمئنم و مدیریت جدید مخابرات را در معرض آزمایشی دیگر میبینم. گفتم مدیر عامل شجاع ایریسا ، به آن باور دارم در بعض تنگناها آقای ارباب شیرانی یک دنده میشود و تصمیماتی میگیرد که آثار خوب آن بعدها ظاهر میشود. این موارد فراوانند که به هنگام خود از آن خواهم نوشت.

3-      سالیان دراز گذشته شرکت ایریسا سیستمهای اطلاعات مدیریت شرکت ذوب آهن را پس از شناخت ، طراحی و حتی طراحی تفصیلی نمود ولی مدیریت وقت ذوب آهن در سر هوای هندوستان داشت و از ادامه قرارداد خود داری کرد. ذوب آهن هزینه ها کرده بود ولی با ادامه ندادن از سیستم باز ماند و به مشورتهای دلسوزانه ایریسا نیز وقعی نگذاشت. مدت ها گذشت و آنان به سراغ ERP رفتند. با یک شرکت ایرانی دیگر کار را جلو بردند ، اما در باتلاق خودساخته ERP گرفتار آمدند. حسابهای آنان بهم ریخت و کسی نبود که آن را جمع کند. اینجا بود که مدیریت جدید ذوب آهن به سراغ ایریسا آمد و ایریسا ریسک بزرگی کرد (باز هم ارباب شیرانی) و پیشقدم شد و طی یک قرارداد ، کارشناسان مجرب ایریسا موضوع را خاتمه دادند و ERP ذوب آهن به بار نشست. میخواهم بگویم "قدردان کو"؟  چه کسی این کار را به ثمر نشاند؟ یک پیمانکار. اما مدیریت ذوب آهن یک تشویق نامه برای ایریسا ننوشت. مدیران IT آن در هیچ سمینار و جلسه ای از ایریسا حرفی نزدند و در نشریات خود نامی نبردند. و من این را جز غفلت و قدرناشناسی نمیدانم.

4-      ما سالیان دراز است که پیمانکار فولاد مبارکه هستیم. در تمام پروژه های مهم اتوماسیون و IT حضور داشته ایم. در خدمت رسانی شبانه روزی کوتاهی نکرده ایم. اما کارفرمای محترم خیلی جاها یاور ما نبوده است و هرجا توانسته در فشار بر ایریسا کوتاهی نکرده است.  هنگام تجدید قرارداد سالیانه بیشترین فشار را بر کم کردن مبلغ قرارداد داشته است(حتی به ضرر ما). و شاید بعضا تا پایان سال، ما بدون قرارداد برای فولاد کارکرده ایم. و در بعض مواقع مشکلاتی برای ایریسا ایجاد کرده است. همین مورد جذب کارشناسان ایریسا را میگویم. فولاد مبارکه هر وقت که جذب نیرو داشته است، تعدادی از کارشناسان با سابقه ایریسا را گرفته است. نیروهائی که ایریسا برای آنان هزینه کرده است. نیروهائی که رفتن آنها ایریسا را در اجرای بقیه پروژه هایش با مشکل مواجه میکند. و علیرغم رایزنی مدیریت ایریسا با فولاد مبارکه ، گوشی به حرف ما نداده و نمیدهند. چه در گذشته و چه در زمان حال. چه در زمان آقای اسلامیان و چه در زمان آقای رجائی. قطعآ لازم است که در رابطه با رفتن این کارکنان ، آسیب شناسی و تحلیل آن و راه جلوگیری از آن در آینده پستی را بنویسم. یک نفر زحمت بکشد و اسامی کسانی که بدینگونه از ایریسا در طول سالیان رفته اند را برایم بفرستد. مثلآ محمودیه ، شیخ بهائی و فرزاد فرهادی و ... دیگران که نام میبرید. راستی شرایط جذب را میدانید؟ امور اداری چه اقدامی کرده است؟ اقدام مثبت یا منفی؟ افراد در رفتن آزاد هستند ولی تعهد سازمانی و تعهد اخلاقی چه شد؟ مجتمع حق دارد آنها را جذب کند اما حق سهامداری چه شد؟ شراکت چه شد؟ واقعآ معنی ذینفعان پروژه چیست؟

کارفرمای عزیز که ما هرچه داریم از شماست و افتخارمان این است که برای شما و کشورمان کار میکنیم ، بیایید و به چشم دیگری به پیمانکارانتان نگاه کنید. آنان را دوست خود و یاور خود بدانید. به کارشناسان آنها احترام بگذارید و قدرشناسشان باشید. شما به کارکنان خود همه ماهه بن کمک هزینه و اضافه تولید و کارانه و .... پرداخت میکنید. انواع پاداش های تشویقی را دارید. اما از شما سؤال میکنم. آیا یکبار هم پاداشی به کارکنان پیمانکاری که سالیان دراز است به شما خدمت میکنند پرداخت کرده اید؟ یکبار آنها را به جشنی دعوت کرده اید؟

ما مشتری مدار هسیم و بدان پایبند. آیا شما هم پیمانکار مدار هستید؟ آیا شما برای ما تب میکنید تا ما برای شما بمیریم؟ اگر یک ارگان رسمی بخواهد پیرامون رابطه کارفرما و پیمانکار تحقیق و بررسی . جوانب کار را کاملا بسنجد میتواند یک گزارش هزار صفحه ای تهیه کند. در این رابطه من اشارتی کردم و گرنه مدیران ایریسا و از جمله مدیران پروژه قدیم و جدید اگر همت کنند میتوانند ابعاد آن را روشن تر کنند. من دستی از دور بر آتش دارم ، آنها که مستقیمآ دست بر آتش دارند ، قلم به دست گیرند.

تعدادی از مدیران پروژه که میتوانند کمک کنند را نام میبرم: آقایان رضا اخوان. حمید آقائی ، حیدر آقائی ، مسلم عمو سلطانی ، علی اکبر طالبی ، مجید نیلچی ، بهرام فرهنگ ، غلامرضا فرهنگ ، حمیدرضا اسماعیلی ، امان الله بهادری ،حیدر مسیبی، غلامرضا داودزاده ، سیامک گراکوئی و .... و کارشناسانی که در این مسیر استخوان نرم کرده اند نیز.

دوستان عزیز و همکاران خوبم، 10 روزی را به موضوعات فوق و پرسش های فوق بیاندیشید و اگر دلتان خواست و همت کردید و حالش را داشتید از تجربیات خود برایم و برای استفاده دیگران کامنت بگذارید. البته و صد البته و هزار البته مشتری مداری را فراموش نکنید زیرا ما پیمانکار هستیم . حق یارتان باد.