راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

یک دفترچه یادداشت
ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان

نوشتم دفترچه.

برای اینکه میخواستم بر کوچکی آن تآکید کرده باشم.

که در جیب پیراهن هم جایش بشود.

سبک باشد.

کاغذهایش سفید و بی خط باشد.

خط دار آن هم اشکالی ندارد.

حالا موضوع از چه قرار است؟  ادامه را بخوانید. ...............


با یک خاطره شروع کنم. بیش از بیست سال پیش همکاری که دوست خوبم بود و هیچگاه او را فراموش نمیکنم یک دفترچه یادداشت کوچک جیبی به من هدیه کرد و گفت یادداشتهای روزانه خود را در آن بنویس. هنوز آن دفتر را دارم که پر است از یادداشتهای روزانه.

بهترین و با ارزش ترین هدیه ای بود که در عمرم گرفته بودم. از آن زمان هر ازگاهی یادداشت های روزانه ام را مینویسم.

زمانی را در جبهه های جنگ تحمیلی بودم. و بهترین خاطرات دوران جوانی ام را در آن دوران فراموش نشدنی ثبت کرده ام.

زمانی که مآموریت خارج از کشور رفته ام برداشت های روزانه ام را یادداشت کرده ام. و خیلی از چیزهای دیگر را ثبت کرده ام که بماند تا بعد.

آن دوست خوب که الگوی نظم ، دقت ، تعهد و سواد علمی و فنی بود، حالا در آمریکاست و یکی از بهترین متخصصین. به قول حافظ :

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست       هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

آن دوست، بزرگترین خدمت را به من کرد و مرا با عشق نوشتن آشنا کرد. دکتر عباسپور میگفت : اگر میخواهید خدمتی به فرزند خود کنید قلم را به دست او بدهید. و دوست من دفتری به دستم داد که هر چه میخواهم در آن بنویسم.

من سالیان درازی است که در ایریسا هستم و ندیدم که همکاری یک دفتر یادداشت کوچک داشته باشد و خاطراتش را بنویسد. من ندیده ام و احتمالا چنین افرادی وجود دارند.

دلم میخواهد یک توصیه به همکاران عزیز داشته باشم و آن اینکه ایام عید باستانی و ملی نوروز در پیش است. بهترین عیدی که میتوانید به دوستان همکار و دیگران بدهید همین دفترچه یادداشت است.

ما باید یاد بگیریم که بنویسیم. یک روز بکار آید.

شما خاطرات دوران نوجوانی خود را نوشته اید؟

خاطرات دوره دبیرستان؟

خاطرات دوران سربازی؟

خاطرات دوران نامزدی؟

خاطرات دوران کاری خود را؟ چه دوستانی داشته اید؟ چه خصوصیاتی داشتند؟ چه رفتارهای زشت و زیبائی داشته اند؟

اخلاق پسندیده یا ناپسند؟

اگر خاطرات خود را بنویسیم پس از گذشت چند سال وقتی آنها را مرور کنیم می بینیم که چه کارهای مضحکی کرده ایم. چه اشتباهاتی داشته ایم. چقدر دیگران را رنجانده ایم یا رنجیده ایم. به رفتاری که در ابتدای زندگی داشته ایم میخندیم و میبینیم که چقدر پخته شده ایم و یا هنوز خامیم.

نوشتن خاطره موجب افزایش قدرت دیدن و شنیدن میشود و این مزیت کمی نیست. تولستوی و دیگر نویسندگان هم همان را میدیدند که ما میبینیم اما آنان قدرتی دیگر در دیدن و شنیدن داشتند. و لذا آثار بزرگی خلق کرده و از خود بجای گذاشتند.

خوب . این حرف ها چه ربطی به راه ایریسا دارد؟

دوست دارم همکاران ایریسائی قدرت دیدن و شنیدن خود را تقویت کنند. حساسیتشان نسبت به مسائل روزمره زیاد شود. به حرف های دیگران خوب گوش بدهند. در روز ده ها نفر از دوستان و همکاران به اتاق ما میآیند آیا آنها را خوب درک میکنیم؟ به خود میگویم خیلی ها که میآیند دلشان گرفته است. حرفی دارند و دردی و یا کاری. ولی ما به سادگی از آن میگذریم. امروز اگر کسی به اتاقتان آمد با او به مهربانی رفتار و به حرف او گوش و دل بسپارید.

دوست دارم ایریسائی ها به راه نوشتن بروند. و از آنجا به مستند سازی علمی برسند. آیا مستندات ایریسا را خوانده اید. آیا مدارک تحویلی به کارفرما را دیده اید؟ اشکالاتی در این مدارک هست که باید یک متولی برای آن پیدا کرد تا پس از تآیید نهائی آنها را به دست کارفرما بسپاریم.

به من نگوئید که ایزو داریم. که میگویم ایزو کافی نیست. ایزو یک مدرک است. عمل به آن مهم است.

به یاد دارم که در ابتدای تشکیل شرکت ایریسا فردی بود به نام آقای سلامی که کارمند ایریتک بود و کار او ویرایش مدارک بود. و پس از او  آقای حیدر اصلانی به راستی سختگیر بود در ویرایش و کنترل مدارک. و امروز همکار خوب و مهربان  آقای حسین نوریان به تنهائی مدارک را کنترل میکند. منکر زحمات ایشان نیستم. لکن کافی نیست. ایشان به امر آموزش برسد یا به امر کارآموزی یا به امر مهم گواهینامه Tickit و ممیزی های ادواری و یا خواندن مدارک و مستندات؟

مدرکی که به کارفرما یا مشتری میدهیم خیلی مهم است. هم محتوای آن مهم است و هم ظاهرش. و ما به ظاهر کمتر بها داده ایم و از این پس لازم است به ویرایش مدارک اهمیت دهیم. و در اینجا می ستایم همکارمان آقای علی اکبر براهیمی را در بخش قراردادهای سیستمهای اطلاعاتی که واقعآ مدارک زیبا و خوش رنگ و با دقتی برای مشتری تهیه میکند. و این نشانگر اهمیت مشتری است برای ایشان و علاقه به خوب انجام دادن کار. و جالب است که این مدارک فرایند ایزو را هم طی نمیکند چون هنوز منجر به قرارداد و پروژه نشده است.

پر گوئی بس است. یادتان نرود یک دفترچه یادداشت.