راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

درد دلهای یک مدیر در خیال
ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: کارکنان ،تاریخچه ایریسا ،منابع انسانی

همیشه از درد دلهای کارکنان و یا مشکلاتی که شرکت دارد، نوشته ام و کمتر پای حرف مدیران نشسته ام. مدیران هم به دلیل مشغله زیاد فرصت نوشتن برای من را ندارند. البته من کم و زیاد حرف های مدیران و انتقاداتشان به کارکنان را شنیده ام. لذا در این شماره بر آن شدم تا خود را یک مدیر فرض کنم و در خیال با خودم و احمدآقا حرفهائی بزنم، قضاوت هم با شما.......


من یکی از خوانندگان پروپاقرص سایت شما هستم و تمام مطالبی را که شما مینویسید مطالعه میکنم از تاریخچه ایریسا گرفته تا انتخاب نام ایریسا و ترک خدمت مجازی و معرفی دکتر عباسپور و..... و نقطه نظرات دیگران را هم بطور کامل مطالعه می کنم و مواردی که به نظرم بدون غرض ورزی باشد را تحلیل می کنم و سعی می کنم از آن استفاده کنم در کار و تصمیم گیری.

حد اقل یک ساعت در هفته برای سایت شما وقت می گذارم و به آن علاقمند هستم. ولی متاسفانه کمتر می توانم مطالبی برای شما بنویسم یا حتی اگر اشکالی در ارائه باشد مطرح کنم نمونه آن گزارش پروژه فولاد خوزستان که مواردی در گزارش ارائه نشده بود و یا کامل نبود.

بایستی این جمله را بگویم که اداره کردن شرکت کار بسیار سختی است. زیرا که اگر کار و پروژه نداشته باشی، دغدغه داری که چه کار بکنی و آن هم یک شرکت مثل ایریسا که تمام هزینه آن هزینه نیروی انسانی است.  و اگر کار داشته باشی، برنامه ریزی برای انجام آن و ایجاد رضایت در پرسنل آنهم یک شرکتی مثل ایرسا که که یک شرکت دانش محور است  و تمامی کارکنان آن تحلیل گر هستند.

این را از صمیم قلب می گویم دلم می خواهد کار کارشناسی کنم چونکه هم برای مدیریت ناز داری و هم کارت خریدار دارد.

از نظر مسئولیتی خدا را شاهد می گیرم هیچوقت نمی توانم خودم را جای مدیر عامل بگذارم و همیشه دعا می کنم آقای ارباب شیرانی سالم باشد چونکه پذیرفتن اینهمه مسئولیت با این شرایط، کار بسیار سختی است.

 فقط کافی است یک مورد آنرا بیان کنم در مورد برآورد قیمت و زمان انجام کار و تعهدات پذیرفته شده ایشان به ما مدیران اعتماد می کند در صورتیکه هرگونه اشکالی پیش بیاید و یا اشتباهی رخ داده با شد کس با ما مدیران کاری ندارد و یقه او را می گیرند.

تعدادی از همکاران خارج از گود نشسته اند و فقط ایراد می گیرند بدون آنکه هیچگونه دغدغه و مسئولیتی داشته باشند. ایراد گرفتن کار راحتی است ولی وقتی در کوران عمل قرار می گیری با هزار مشکل روبرو می شوی.

همکار خوبم ، باور کن این مطلب را جدی می گویم الان در شرایط فعلی تامین حقوق و مخارج شرکت یک دغدغه بسیار بزرگی می باشد و حدود 40 در صد از وقت ما صرف پیگیری دریافت پول می شود. ولی شاید این اصلآ برای همکاران مهم نباشد.

شرایطی پیش آمده که افراد تمایل ندارند مسئولیت قبول کنند چونکه بایستی ناز همه را بکشند و جوابگو هم باشند .

برای انتخاب مدیر پروژه از همکاران خواهش و التماس می کنیم و اکثرآ بخاطر رفاقت و روابط دوستانه مسئولیت قبول می کنند علت آن هم گاهآ همین مسائل است و اینکه واقعآ فرق اساسی بین فردی که مسئولیت می پذیرد و آنها که نمی پذیرند نیست و علت آن هم ساختار غلط پرداخت و فرهنگی ماست که افراد ترجیح می دهند کار کارشناسی بکنند که طلبکار همه باشند.

در چند سالی که با شرکت های خارجی کار کرده دیده ام، چگونه مدیران کار می کردند و یا تقسیم کار می کردند. و هر وقت شرکت کار نداشت و یا قرار دادی را از دست می داد همه نگران بودند که مبادا کارشان را از دست بدهند در صورتیکه در ایریسا برای افراد خیلی مهم نیست و شبیه شرکت های دولتی فکر می کنند.

در ایریسا بعضی وقتها افراد بدلیل گرفتن کار جدیدی که شرکت می گیرد به جای آنکه خوشحال شوند اعتراض هم می کنند. البته حق دارند چونکه واقعآ دریافتی بر اساس عملکرد نمی باشد و پاداش ها درست تقسیم نمی شود. علت آن هم درست ارزیابی نشدن افراد، توسط مدیریت میانی است. که علت آن هم  رودربایستی هائی است که ماها با همدیگر داریم. و تر جیح می دهیم از کنار قضیه بگذریم. در صورتیکه واقعآ این رودربایستی در فرهنگ کاری کشور های امریکائی وجود ندارد و توانسته اند بهره وری مناسب داشته باشند.

در  ضمن مدیریت ایریسا به این مسئله معتقد است که کارکنان متخصص ایریسا سرمایه های شرکت هستند. ولی متاسفانه بعضی از همکاران انتظار دارند که اگر مدیریت اعتقاد دارد پس چرا همه چیز را در اختیار ما قرار نمی دهد.

بسیار علاقمند هستم همکارانی که علاقمند به ایریسا هستند متوجه باشند این شبهه ایجاد نشود که شرکت فقط به فکر خودش است.خیر واقعآ اینچنین نمی باشد.شرکت بایستی به فکر بقا و قدرتمندتر شدن خودش هم باشد. در صورتیکه بعضی از همکاران فقط به فکر برنامه های خودشان می باشند و دنبال کاری می باشند که بتوانند کار مورد علاقه خود را دنبال کنند نه برنامه های شرکت را. چونکه بعضی از آنها جوانتر ها قصد مهاجرت دارند و یا برنامه های دیگر و یا کار کردن در سایر جاهای دیگر و....

علاقه به کار و شرکت بایستی دو طرفه باشد و کار کنان بایستی این احساس تعلق را همانند تعداد زیادی از کار کنان داشته باشند.

یکی از الزامات امروز ما ارتباط کارکنان و مدیریت است. ارتباطی که مستلزم وقت گذاشتن است .البته در بخش تحت مسئولیت من بدلیل علاقه شخصی بنده این وقت را صرف می کنم و نتیجه هم گرفته ام. ولی در جلسات عمومی بدلیل ارائه بعضی از مطالب ، جلسه به سوی دیگری کشیده می شود. و شاید بهمین دلیل ارتباط با مدیریت محدود می شود و اکثرآ خارج از گود نشسته و انتقاد می کنند.

خوب، دوستان حرف های مدیر در خیال تمام شد. نظر شما چیست؟ آیا نظرات فوق میتواند نظرات یک مدیر واقعی باشد؟ اگر باشد چه میگوئید و اگر نباشد چه جوابی برای احمدآقا دارید؟

امیدوارم مدیران ایریسا متن را بخوانند و جوابیه ای به من بدهند که در سال آینده مشکلات اساسی و ساختاری شرکت را صریح تر خواهم نوشت که کنجکاوی فرزند یکساله احمد آقا تازه گل کرده است.

به چه  کار  آیدت  ز  گل  طبقی    از گلستان من ببر ورقی

گل همین پنج روز و شش باشد   وین گلستان همیشه خوش باشد(سعدی)