راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

یک نامه به زبان انگلیسی
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سرگذشت ،امتیازات کار در ایریسا ،کارکنان ،نامه ها

نامه ای از یک همکار به دستم رسیده است که اسم او را زیاد شنیده ام. حتمآ هم او را دیده ام ولی او را نمیشناسم. شاید هم هر گاه او را دیده ام اظهار ارادت کرده ام و اکنون اسم و شکل او را نمیتوانم تداعی کنم. این هم از عیب من است اما چه میشود کرد ،شما هم احتمالا به مشکل من دچار شده اید که ایریسا امروز بزرگ شده است و هر روز نیروهای تازه وارد میبینی و طوری شده است که دیگر ما قدیمی ها غریبه شده ایم و جوانها میگویند این پیرها دگر کیستند و در ایریسا چه میکنند؟ و این رسم روزگار است که این تازه واردان پیام میدهند که قدیمی ها کم کم به پایان خط نزدیک میشوند.....


نامه آن دوست که در بخش اتوماسیون کار میکرد به زبان انگلیسی است و انشای خوبی دارد و مطلب خوبی را اشاره کرده است که بارها پیرامون آن هم نوشته ام. نوشتم "کار میکرد" چون خودش هم ظاهرآ شرکت را ترک کرده است. وقتی نامه او را خواندم به یاد این مطلب افتادم که یکی از ضعف های ما در زبان خارجی است. بیشتر ما ایریسائی ها از نظر زبان انگلیسی ضعیف هستیم. شاید در خواندن و فهم متون انگلیس خوب باشیم اما در نوشتن ضعیف هستیم. در زمان های گذشته کلاس های آموزش زبان بطور مرتب در شرکت برگزار میشد. اما مدتی است که این کار سستی گرفته است. الان اگر بخواهیم مدارکی از شرکت را به یک زبان خارجی ترجمه کنیم و یا با طرفهای قرارداد در خارج مذاکره کنیم ضعف ما نمایان میشود. ما که یک شرکت بین المللی هستیم و باید با دیگر کشورهای خارجی ارتباط داشته باشیم باید کارشناسانمان از نطر زبان بسیار قوی باشند. برای بر طرف کردن این ضعف باید بخش آموزش به عنوان دوره های عمومی، کلاس های زبان را به طور تخصصی برای همه کارکنان برگزار کند. حال بماند که بعضی ها سوء استفاده میکنند. یعنی آنان که برنامه مهاجرت در ذهن دارند از کلاس ها به خوبی استفاده کرده و بعد هم ما را تنها میگذارند.

نکتة دیگر اینکه مدیران به تنهائی به مآموریت خارج نروند بلکه کارشناسانی را هر بار با خود ببرند تا هم زبان آنها خوب شود و هم در جلسات مذاکره ای و قراردادی با خارجی ها تجربیاتی بیاندوزند که بعدها در شرکت وقتی نیاز شد از مترجم و مدیران قدیمی بی نیاز باشند.

و خوشبختانه مارکوپولوی ما که هم اکنون با هیئت مدیره در سفر خارج به سر میبرد، هم زبان آلمانی اش خوب است و هم زبان انگلیسی اش. و با توجه به تجربیات فراوانی که دارد و سوابقی که اندوخته است و آشنائی با زیر و بم شرکت، الان مدیر خوبی شده است تا در آینده سکان مدیریت شرکت را به دست گیرد که من مناسب تر از ایشان کسی را نمیشناسم و در ناصیه او مدیریت را میبینم. و اگر بیاید تغییرات و پیشرفتی در مسیر شرکت ایجاد خواهد شد.

خوب ابتدا نامه آن دوست را با هم مرور کنیم. نامه ای که علیرغم ضعف زبانم آن را ویرایش و آرایش کردم:

,It's a name A member of DRI "direct Reduction" project group member in automation department in IRISA

 

I would be pleased if write any thing about plenty of IRISA's employees in this group left IRISA

This group generated in order to plenty of Direct Reduction projects in IRISA which its last one was in Nayshabour

 

This was consist of 2 project Managers:  Mr Farshadfar and Mr Hayatdavoudi4 Software engineers: Mr Shafiee , Sadeghian , Pourhomayoon and Karimian "As Technical coordinator" and 2 Hardware engineers ; Mr Ravan and Tavakouli;

 

These names are well knowen in automation group but during last year most of them left IRISA

 Mr Hayatdavoudi ,  Karimian ,  Pourhomayoon , Ravan , Tavakouli

 

It is a serious red alert that you have not written anything about it. please note it as a serious item in your weblog about IRISA

 

Some other engineers are leaving or are planning to leave IRISA

از آن دوست خواسته بودم اطلاعات بیشتری در اختیارم قرار دهد ولی این اتفاق نیافتاد. من فقط میدانم که آقای حیات داوودی شرکت را ترک کرده است. فردی که محجوب بود و بسیار با ادب و نزاکت. با من زیاد ارتباط نداشت . اما نیروئی نسبتآ قدیمی و با سواد بود که دیگر تاب نیاورده بود که بیشتر در ایریسا بماند. چرائی اش را نمیدانم. از اینکه آقای روان و توکلی و کریمیان و... هم شرکت را رها کرده اند بی خبرم و بعید میدانم که دوستمان اطلاعات اشتباه داده باشد حتمآ آنها هم شرکت را رها کرده اند و همانگونه که نوشته اند زنگ آژیر قرمز به صدا در آمده است و مدیریت عالی و مدیریت توسعه منابع انسانی باید کاری کنند.

از دوستان میخواهم اگر میدانند که چرا اینها شرکت را ترک کرده اند برایم بنویسند یا خود نظر بدهند تا مسئولین ریشه یابی کنند و جلوی اینگونه خسارتها را بگیرند. برای این نیروها هزینه شده است. هزینه آموزش و تجربه چند ساله که حالا میروند و این خسارتی است که زمان میبرد تا همچون آنان نیروهائی به عرصه ظهور برسند.

اگر جذب و استخدام نیرو مهم است، از آن مهم تر نگهداشت نیرو است. اینکه کاری کنیم که نیرو ها بمانند و به محل کار خود عشق بورزند. مدیریت منابع انسانی باید بنشیند و در این رابطه سیاست گذاری کند. و اعلام برنامه کند که برای نگهداشت نیروها چه سیاست و برنامه ای دارد. بازار کار را ببیند. برنامه رقبا را ببیند. و با توجه به اهداف خود برنامه ای مدون را برای نگهداشت نیرو اعلام کند. میدانم که مدیر اداری تنهاست و با دست تنها نمیتوان کاری کرد باید افراد زیر دست و بالا دست به او کمک کنند. نیروهای دلسوز به میدان بیاییند و در همه زمینه ها مشورت دهند تا مسیری هموار برای ترقی و رشد شرکت فراهم آورند.

و اما در هفته گذشته روز زن بود و آن روز در سراسر کشور گرامی داشته شد و در شرکت ما هم مطابق سال های گذشته شرکت ایریسا به تمام کارکنان یک ربع سکه بهار آزادی هدیه داد تا خودشان یک دسته گل زیبا هم بخرند و با دست پر به منزل بروند و همسرشان را شادمان سازند. و به کارکنان زن ظاهرآ یک نیم سکه بهار آزادی هدیه کرده اند،تا بین یک زن کارمند و یک مرد کارمند تفاوتی گذاشته باشند. و اگر زن و شوهری در شرکت کار میکنند فقط به آن زن نیم سکه داده اند. و روز چهارشنبه کارکنان زن در دفتر ایریسا به یک مهمانی نهار دعوت شده اند تا روز زن را گرامی داشته باشند و دیگر شهرها را ندانم. و جشن روز زن هم مطابق سنوات قبل میماند تا روزی دیگر با جشن بزرگداشت دانش آموزان نمونه همزمان برگزار شود.

و در اینجا من هم نظری بدهم که به زنان باید بیش از این ها اهمیت داد و دادن یک سکه کافی نیست بلکه باید زنان را در کارها مشارکت داد. زنان نیمی از جامعه ما هستند و لازم است در تمام کارها مشارکت داده شوند. و شرکت ایریسا باید به  همکاران زن فرصت های بیشتری برای قبول مسئولیت بدهد. مسئولیتهای سرپرستی و مدیریت. به دو نمونه اشاره کنم. خانم شهره اکبری میتواند به تنهائی بخش خدمات را مدیریت کند و تعداد زیادی نیرو در اختیار داشته باشد و این توانائی را به خوبی دارد. خانم الهام کارشناس متخصصی است که میتواند مدیریت یک امور را داشته باشد. هم به کار تسلط دارد. هم جدی است و هم روابط عمومی خوبی دارد و زبان انگلیسی او هم بسیار قوی است و با دیسیپلین خاصی کار میکند که میتواند یک مدیر خوبی باشد و باید به ایشان فرصت داد. و در اینجا پیشنهاد میکنم که یک همکار زن در کمیته مدیران داشته باشیم. مسلما کارها جهت بهتری پیدا خواهد کرد و جلسات جدی تر برگزار میشوند. من خود اگر کاره ای بودم بیشتر کارها را به دست زنان میسپردم و به توانائی زنان ایمان دارم. حتی در کار تیمی زنان بهتر از مردان کار میکنند. امیدوارم به مردان ایریسا زیاد بر نخورده باشد.

و اما در روز چهارشنبه 12 خرداد حقوق اردیبهشت کارکنان به حساب آنان واریز شد. افزایش حقوق سال 89 نیز اعمال شده و مابه التفاوت فروردین نیز محاسبه و پرداخت گردیده ولی متآسفانه هنوز پرفراژهای حقوق توزیع نشده است. اینکه افزایش حقوق چند درصد است و برای گروهای شغلی مختلف چگونه اعمال شده است را من نمیدانم. امیدوارم امور اداری همت و اراده کند و اطلاعات مفصلی در اختیار قرار دهد. و ای کاش دست از این عملیات توزیع پرفراژ بر میداشتند و آن را ایمیل میکردند و یا یک سیستم بود که کارکنان با نام کاربری و کلمه عبور خود به اطلاعات حقوقی خود دسترسی پیدا میکردند. اما چه میشود کرد که از قدیم گفته اند "کوزه گر از کنداله شکسته آب میخورد" و نمیدانم باید گفت شرکت بین المللی از کجا آب میخورد؟ برپائی سیستم ها به مدیرتی نیاز دارد که به تمام جوانب سیستم اعتقاد و اطمینان داشته باشند و بعضی مدیران ما هنوز به امنیت اطلاعات ایمان ندارند و من این پرسش مهم را در برایر آنها قرار میدهم که " شما که ایمان به امنیت اطلاعات ندارید چگونه میخواهید در سازمان های دیگر سیستم برپا کنید و امنیت اطلاعات آنان را تضمین کنید و دیگران چگونه به شما و سیستم هایتان پشت گرم باشند؟"

موضوعات دیگری هم برای نوشتن دارم ولی تا همینجا بس است. هنوز هم انتظارم از همکاران ایریسا است که خود مطلب بنویسند و ارسال کنند که تا شما به صحنه نیایید هیچ چیز تغییر نمیکند و مسیر درست برای راه ایریسا پیدا نخواهد شد و "آش همان است و کاسه همان."