راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: منابع انسانی ،هیئت مدیره ،امتیازات کار در ایریسا ،سرگذشت

راستش را بخواهید خیلی ناراحتم. حال و حوصله نوشتن ندارم. اما راهی را انتخاب کرده ام و بر من است که آن را طی کنم. ولی باز هم نطر شما مهم تر است. من به خیال خودم موضوع خوبی را در پست قبلی مطرح کرده بودم ولی بازتابی نداشت و معلوم نیست که علایق من با علایق شما یکی باشد. دنیا دنیای تنوع است و هر کس هم به دنبال سود و منافع خویش است. انتطار این بود که همه مخصوصآ قدیمی ها عکس العملی نشان میدادند. ولی همه فقط مراجعه کرده و مطلب را خوانده اند. و خواندن را هم نمیدانم که عمقی بوده است و یا اینکه دوستان نظر سطحی انداخته اند. و این روزها با وجود اینترنت و اینهمه مطلب آدم ها با بی حوصلگی و سطحی مطالب را مرور میکنند و این یکی از معایب اینترنت است که آدم ها، سطحی مطالب را میخوانند زیرا از هر طرف بمباران اطلاعاتی میشوند.


دوست دارم خدمت آقای دکتر بقائی اعلام کنم که آقای حسینیان هیچ کاری برای نیروهای انتقالی نکرد تا خود بازنشسته شد و راه عافیت برگزید. و نه او که دیگر اعضای هیئت مدیره هم برای انتقالی ها کاری نکردند و بعض از نیروهای انتقالی با ناراحتی و نارضایتی ایریسا را ترک کردند و بعضی بازنشسته شدند و جمعی هم در انتظارند و ای کاش قبل از آن که آخرین نفرات قدیمی همچون آقای ارباب شیرانی که هنوز در مصدر کار است، قبل از آن که دست خودش هم از همه جا کوتاه شود، طرحی برای پایان کار نیروهای انتقالی میداد و بخشی از خسارت آنان را جبران میکرد. اما او هم به فکر نیست.

موضوعات فراوانی دارم که در باره آن بنویسم ولی عجله ای نیست حرف نزده را همیشه میتوان زد و فقط باید فرصت از دست نرود و در فرصت مناسب حرفهای خود را بزنم.

-          موضوع جانشینی: آقای ارباب شیرانی به مسافرت 30 یا 40 یا 45 روزه رفته است که راویان مختلف اعداد مختلف روایت کرده اند. سفرش به خیر اما ....

سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه‌ها، به باران

برسان سلام ما را (دکتر شفیعی کدکنی)

 

در زمان های قدیم هر وقت مدیری به مسافرت میرفت ، حکمی برای جانشین خود صادر میکرد و آن را اطلاعیه میکرد تا همه بدانند مسئولیت بر دوش کیست و رسمآ چه کسی باید پاسخگو باشد. ولی دیگر مدت هاست که این اتفاق نمیافتد و همه شفاهآ با خبر میشوند. و از نظر قانونی باید حکمی صادر شود که فردا اگر اتفاقی افتاد مدارک نشان دهد که چه کسی در این مدت مسئول بوده است. من نمیدانم که آیا این حکم به دست آقای نجف آبادی به عنوان جانشین رسیده است یا نه؟ اگر نه . هیهات.

مدیریت هم آدابی دارد که آقای ارباب شیرانی این یکی را که اشاره میکنم خوب به جا می آورد و آن اینکه اگر با ایشان جلسه خصوصی و یا کاری اداری داشتی، واقعآ وقت میگذاشت و به حرف شما گوش میداد و در هنگام بحث حواسش به شما و گفته هایتان بود و اهل استدلال بود و در هنگام صحبت با شما رو به رو می نشست و با خودکار خود بازی نمیکرد و مشغول خواندن نامه ها و امضاء نمیشد و شش دانگ در اختیار شما بود و من این اخلاق و عملکرد ایشان را میستایم و هر کس هم که جانشین ایشان میشود باید این چنین باشد. و حتی دیگر مدیران نیز باید به حضور کارکنان در دفتر خود بها دهند و گر نه همکاران بعد از دوبار سرخوردگی ، دیگر کاری با مدیر نخواهند داشت و او را تنها میگذارند.

-          موضوع قرارداد: قرارداد ایریسا با فولاد هنوز در جریان است. و پس از گذشت 4.5 ماه از سال هنوز امضاء نشده است ، یعنی امور قراردادهای فولاد گیر داده است. زمزمه ای شنیده ام که میخواهند قرارداد را شش ماهه تنظیم کنند. مسلمآ در پس ذهنیت آنان نقشه ای نهفته است. و همچنین شنیده ام که میخواهند بخش نگهداری و توسعه را از هم جدا کنند و در آینده بخش توسعه را به ایریسا بدهند و بخش نگهداری را خود مجتمع انجام دهد که البته آن را هم از طریق جذب نیروهای ایریسا و انعقاد قرارداد مستقیم با آنها انجام خواهد داد.

مجتمع به دنبال منافع خود است. ایریسا هم باید به دنبال منافع خود و کارکنانش باشد. ایریسا باید خدمات خوب و با کیفیت و مناسب و صادقانه ارائه دهد. و باید کبفیت کار خود را از نظر فنی بالا ببرد و کار ارزان تر به کارفرمایانش ارائه دهد و بتواند خوب با رقبایش رقابت کند. اما چیزی که ایریسا فراموش کرده سیاسی کاری است. اینکه همیشه صادقانه و خوب کار کردن کافی نیست. بدخواهان ایریسا بیکار ننشسته اند. آنان که به دنبال منافع حقیر خود هستند بیکار ننشسته اند. و ایریسا باید سیاستی در پیش گیرد که قراردادهای خود را به راحتی از دست ندهد. باید کمی زیرکی داشت. ایریسا باید کسانی را در مجتمع فولاد به کار سیستمها بگمارد که به راحتی جذب جاهای دیگر نشوند و ایریسا را بر جاهای دیگر نرجیح دهند. باید هر چند سال یکبار گردش شغلی را انجام دهد و نیروها را بین پروژه ها جابجا کند تا کسی نتواند در جائی رسوب کند و کسی نتواند برای ایریسا گربه برقصاند.  مرا به بدجنسی متهم نکنید. باید فقط افراد امین به کل هر سیستمی مسلط باشند. کارها باید شکسته شود و هر کسی فقط بخشی از آن را بداند. باید هزینه جذب نیروها را برای رقبا خیلی بالا برد. مدیران ایریسا از نظر سیاسی کاری بسیار ضعیف هستند و تا کنون برای انحصاری بودن و انحصاری ماندن ، برنامه ای نریخته اند و همین روزی باعث شکست آنها خواهد شد.

در یکی از پست های خود مطرح کرده بودم که باید به مکانیزم هائی اندیشید که از موجودیت ایریسا در همه جا دفاع شود و کسی نتواند آن را به زیر کشد و اگر به فکر نباشیم گوهر یکدانه ما را از دستمان به در خواهند کرد.

-          موضوع پول : من اگر به مشتری مداری اعتقاد دارم ، پیمانکار مداری را نیز باور دارم. و میگویم کارفرمایان نیز باید به عهد خود وفا کنند و به موقع بدهی های خود را بپردازند تا ایریسا هم نقدینگی داشته باشد و بتواند حق و حقوق کارکنان خود را به موقع پرداخت نماید. به علت دیر امضا شذن قرارداد فولاد مبارکه، پرداختی هم به ایریسا نشده است و ایریسا برای تآمین حقوق کارکنان مجبور به فروش بخشی از سهام خود در بورس شد و طی چند روز بالغ بر 100 میلیون تومان آن سهام که ایریسا فروخت گرانتر شده است و این ضرری است که به علت عدم تعهد بعضی کارفرمایان در بدهی های خود ایجاد میشود.

-          موضوع کمک هزینه سفر: امسال نیز همچون سال های قبل در پرفراژ حقوقی تیر ماه ، کمک هزینه سفری به تمام کارکنان پرداخت شد. هزینه ای که در خیلی از شرکت ها پرداخت نمیشود و این یکی از مزایای کار در ایریسا است که در کمتر شرکتی پرداخت میشود. و من نمیدانم بر اساس چه فرمولی پرداخت شده است. آیا به مجردها هم پرداخت شده است؟ آیا بر اساس گروه شغلی افراد است؟ آیا بر اساس تعداد افراد تحت تکفل است؟ من به امور اداری اعتراض دارم که چرا اطلاع رسانی نمیکند. و چرا برای کار خوب خود تبلیغ نمیکند؟ آیا فرمول پرداخت کمک هزینه سفر عادلانه است؟ امور اداری بداند که در اثر اعتراض کارکنان در سالهای قبل و پیشنهادات آنان فرمول پرداخت کمک هزینه ها و روش پرداخت آن تنظیم و تیون شده است و اگر میخواهند باز هم روش پرداخت بهینه تر باشد باید به اطلاع کارکنان برسد تا آنان انتقادات خود را مطرح کنند و فرمول پرداخت باز هم بهتر شود.

-          موضوع بن ماه رمضان: هر سال با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان کمک هزینه ای در کارت پارسیان کارکنان شارژ میشود. امیدوارم امسال هم این کار بشود و فرمول آن هم اعلام شود. و این ها همه بهانه ای است برای کمک به کارکنان و بالا بردن حقوق و دستمزد آنان تا در شرکت ماندگار شوند و گرنه ماه رمضان بهانه است. و بن تنها مخصوص روزه بگیران نیست و همه را شامل میشود حتی روزه خوران را. و این هم از برکت ماه رمضان و سفره گسترده خدا که همه بر سر آن مهمانیم.

-          موضوع ساعات کار ماه رمضان: در سال های قبل در ماه رمضان یکساعت از زمان کاری شرکت کاسته میشد و کارکنان یکساعت زودتر به خانه میرفتند تا استراحت کنند. اما امسال بحث بر سر این است که ساعات کار از ساعت 7 صبح تا 1 بعد از ظهر باشد و پنجشنبه ها هم سر کار حاضر شویم.(البته کارکنان غیر پروژه ای. زیرا کارکنان پروژه ها تابع قانون کارفرمایان هستند).

حرف احمد این است که ای کاش یک نظر سنجی از کارکنان میشد و بر اساس رآی اکثریت و با صرفه و صلاح شرکت ، این تصمیم گرفته میشد. هرچند شاید برای من این بهترین حالت است. غیر از پنجشنبه ها که سر کار آمدن خیلی زور دارد. و البته تعداد قابل ملاحظه ای از کارکنان داریم که اضافه کار کن حرفه ای هستند و تمام پنجشنبه ها سر کارند و حالا ناراحت میشوند که باید پنجشنبه ها را کار کنند و اضافه کار نگیرند.

و صد البته که این یکی (ساعات کار در ماه رمضان) را امور اداری مجبور است به اطلاع همگان برساند.

-          یک شعر پر معنی: دوستی که دستی در امور دارد شعری زیبا از پابلو نرودا برایم فرستاده است و خواسته که اگر صلاح میدانم ، آن را برای همکاران درج کنم. خیلی از شعر خوشم آمد و آن را برای شما میگذارم. آن شعر برایم خیلی پیام داشت ، امید که خوشتان بیاید:

 

-         پابلو نرودا

-          ترجمه: احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی.

-          امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!

و از همه جالب تر آن خطی بود که دوستم با رنگ صورتی برایم نوشته است:" تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،"

مردها،

مرد و مردونه

زنها،

 زن و زنونه

 یک نظری بدن