راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

صندوق خیریه 1075 شرکت ایریسا
ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: منابع انسانی ،امتیازات کار در ایریسا

معمولآ شروع کردن به نوشتن یک مقاله برایم مشکل است ولی وقتی شروع به نوشتن میکنم کار آسان میشود. نمیدانم نوشته خود را از کجا آغاز کنم و چه مقدمه ای بر آن بنویسم. و بعد میبینم که کار به آسانی پیش میرود. البته همه کارها چنین نیست ، بعضی کارها را آدم به زودی شروع میکند و کار هم پیش میرود ولی در نهایت با سختی ها مواجه میشود. مثلا همین امور وبلاگ داری را برایتان مثال بزنم که راه اندازی آن آسان و ادامه کار به تلاش و مقاومت نیاز دارد یا شرکت داری را برایتان مثال بزنم.


تآسیس یک شرکت معمولآ به خوبی انجام میشود و کارها پیش میرود اما آنچه که مهم است ادامه و بقای آن شرکت است. همین شرکت خودمان ایریسا را نگاه کنید. اداره آن آسان نیست و مشکلات کمی در پیش روی ندارد. مدیریت یک شرکت با بیش از 600 کارمند متخصص و دارای چندین دفتر در شهرهای مختلف و پروژه های گوناگون کار آسانی نیست. و تصمیمات باید خیلی سنجیده و حساب شده باشند. تصمیمی که امروز گرفته میشود نتایج خود را در سالهای آینده به بار میآورد.

در هر صورت همکاران و مدیران در هر تصمیمی که  میگیرند باید به بقای شرکت و ادامه کار آن هم توجه داشته باشند. مثلا میشود وقتی نقدینگی هست و وضع مالی خوب است پاداش های زیادی را توزیع کرد ولی آیا به فکر آینده هم هستیم. باید همیشه قدری را ذخیره کنیم برای زمانی که مشتریان ، بدهی های خود را دیر پرداخت میکنند تا بتوانیم همیشه به بقای شرکت ادامه دهیم.

خوب. برویم سر مطالب خودمان. بن ماه رمضان تصمیم گیری شده که به هر یک از کارکنان مبلغ صد و چهل هزار تومان پرداخت گردد و امیدوارم حالا که این خبر را میخوانید به حساب شما هم واریز شده باشد. در سالهای قبل گویا تعداد روزهای کاری ماه رمضان  را در مبلغ بن غذا ضرب میکردند و عدد آن را به عنوان بن ماه رمضان پرداخت میکردند. و اگر امسال هم این کار را میکردند باید 4500*20 تومان یعنی نود هزار تومان بپردازند که این کار نشد. و با عنایت جانشین محترم مدیر عامل و پیشنهاد امور اداری مبلغ 140 هزار تومان پرداخت خواهد شد. من از تصمیم گیرندگان محترم تشکر میکنم. و دست و دلبازی آقای مهندس نجف آبادی را ارج مینهم تا بعدها از ایشان بیشتر بنویسم.

ساعات کار ماه رمضان هم بر طبق سال های قبل تصویب شده است و پیشنهاد 7 صبح تا 1 بعد از ظهر تصویب نشده است. دلیل آن دو مطلب بوده است. یکی اینکه بعضی از پروژه ها به کار اضافی نیاز دارند و باید سر موقع تمام شوند و دلیل دوم اینکه اگر زود تعطیل کنیم خیلی از دوستان که علاقه به اضافه کاری دارند از ساعت 1 به بعد میمانند و اضافه کاری میکنند که هزینه ها را بالا میبرد و لذا بهتر است ساعت کار مانند سالهای قبل باشد. البته این دو دلیل با هم تناقض دارند. و یک دلیل مهم دیگر ریسک نکردن مدیران محترم بود که اگر این ریسک را میکردند منافع بیشتری برای شرکت و کارکنان داشت.

من کاری به این تناقض ندارم ولی همین دوستانی که بدون دلیل اضافه کاری میکنند کار را خراب کرده اند و همیشه این آدم های خلاف هستند که فشارشان موجب تصمیمات نادرست میشوند و دیگران را هم پاسوز میکنند.

من میخواهم بگویم پس نقش سرپرستی کجا میرود؟ چرا سرپرستان و مدیران میانی ما رودربایستی میکنند؟ و چرا از کارها ارزیابی ندارند؟ اگر یک نفر واقعآ مدارج را به خوبی طی کره و کار را بشناسد و به سرپرستی برسد باید بداند حجم کار چقدر است. و اگر واقعا به اضافه کاری نیاز است از آن دفاع کند. و اگر اضافه کاری نیاز نیست محکم بایستد و از آن جلوگیری کند و اضافه کار را تایید نکند.

البته متاسفانه میشود کارها را به موقع انجام نداد و بعضی ها در این کار حرفه ای هستند تا کار به وقت اضافه بکشد و منافع من تآمین شود. که این دیگر بد اخلاقی است.

من بیشتر سرپرستان را مقصر میدانم که ارزیابی درستی از کار اگر داشته باشند و رودربایستی را کنار بگذارند این مشکلات حل میشود.

در این پست قصد پرگوئی ندارم و فقط یک موضوع دیگر را طرح میکنم و دلم میخواهد که همگان به آن توجه کنند. موضوع کد 1075 است(بخوانید ده - هفتاد و پنج)  که قبلا اشارتی به آن داشته ام. کد 1075 عنوانش کمک به نیازمندان است و همه ماهه از حقوق تعدادی از کارکنان داوطلب کسر میگردد و به نیازمندان داده میشود.

گفته بودم طرحی برای آن دارم. و آن این است که کمیته ای مرکب از کارکنان تشکیل شود و یک اساسنامه ای تدوین کنند که این کمیته مسئول تبلیغ برای جمع آوری کمک های نقدی کارکنان باشد و نحوه هزینه کردن آن را در اساسنامه بیاورند و این کمیته زیر نظر مدیر عامل شرکت باشد.

امروزه تمام شرکت های طراز اول خارجی برای خود خیریه ای دارند. شرکت مایکروسافت هم دارد. و آقای بیل گیتس مبالغ هنگفتی را در راه کمک به افغانستان و یا جاهای دیگر هزینه میکند. ما هم وظایفی اجتماعی بر گردن داریم.

لذا از دوستان و همکاران خواهش میکنم بخشی اندک از درآمد خود را به مستمندان و فقرا و تنگدستان اختصاص دهند. بر این باورم که فقر و تنگدستی از روز ازل وجود داشته و هرگز هم ریشه کن نخواهد شد. همچنان که بی عدالتی هم وجود داشته و وجود خواهد داشت ولی میتوان از بی عدالتی و تنگدستی دیگران کاست و مرهمی بر آلام دیگران بود و تسکینی برای آنان فراهم کرد.

اگر 500 نفر از کارکنان ایریسا هر کدام ماهیانه ده هزارتومان به این کار اختصاص دهند ماهیانه پنج میلیون تومان میشود و چه کارها که نمیتوان کرد.

برادران و خواهران ، کسانی هستند در همین شهر ما که چندین ماه است رنگ گوشت را ندیده اند و این بر من و شماست که به کمک آنها بشتابیم در این ماه رمضان که سفره های من و شما رنگین است.

و صد البته موارد مصرف فقط رفع گرسنگی نیست و میتوان برای کارهای دیگر که سازندگی داشته باشد از آن استفاده کرد. که مصادیق آن را کمیته تعیین خواهد کرد.

از امور اداری مخصوصا آقای فرزانه درخواست میکنم که در این کار پیش قدم شوند و اولآ کمیته را راه اندازی کنند و ثانیا در پرفراژ های این ماه فرم هائی قراردهند تا هر کس داوطلب است در این کار نیکو و خدا پسند و بشر پسند شرکت کند. و من نام این کمیته را میگذارم کمیته 1075. بگذاریم این عدد برای ایریسا ماندگار شود. اگر p و fi و e و عدد فیبوناچی و عدد آواگادرو معروفند، چرا عدد ایریسا معروف نشود؟ بگذارید به آن اعداد دانشمندان و متخصصان ببالند و به این عدد مستمندان و کسانی که عاشق ایریسا و خدمتند.

و از امور اداری میخواهم که اطلاع رسانی کند که در حال حاضر چند نفر از 600 کارمند ایریسا در این کار خیر شرکت دارند و به چه میزان همه ماهه کمک میکنند. و در این راه تبلیغ کند باشد که نامشان ماندگار شود.

من نام این کار دوستان را هم میگذارم:

 "صندوق خیریه 1075 شرکت ایریسا".

اگر دوستان نظر داده و عملآ یاری کنند ممنون آنها خواهم بود.