راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

اثاث کشی به خانه نو
ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سرگذشت ،کارکنان ،امتیازات کار در ایریسا ،آمار بازدید

موارد زیادی را یاد داشت کرده ام تا با شما در میان بگذارم. و در این میان دوستانی که بر پست پیشین نظری نوشته اند بیشتر خواستار این هستند که از نقل مکان بخش اتوماسیون صنعتی بنویسم. و گفته اند که اگر پیرامون آن بنویسم نظرات خوبی جمع آوری خواهد شد که مدیریت شرکت با دیدن آن نظریات در جریان خواسته های کارکنان قرار میگیرد و میتواند در رفع اشکالات و بهبود امور اقدام نماید. پیشنهاد خوبی است که همراه موارد دیگر در ادامه برایتان مینویسم به شرط آنکه دوستان هم به قول خود وفا کنند و نطر دهی را فراموش نکنند....


1-      کارگاه سه راهی مبارکه چند سال قبل خریداری شده است و مدت هاست که بخش سخت افزار امور اتوماسیون در آن محل مستقر شده و همکاران در طبقه پایین یک سوله مجهز، به کارهای سخت افزاری از جمله ساخت تابلو های کنترل و ... میپردازند. و در طبقه دوم هم کارهای تخصصی و مطالعاتی خود را انجام میدهند که فضای اداری آن نسبتآ محدود است. آقای عبدالله مشیری مدتی پیش قول داده بود که گزارشی شامل متن و عکس برایم بفرستد تا شما بیشتر در جریان امور قرار گیرید اما همیشه بین حرف و عمل فاصله ای هست که بعضی وقت ها فاصله کوتاه است و بیشتر وقت ها فاصله طولانی است و این فاصله زمانی است. امیدوارم فاصله حرف و عمل همه ما کوتاه باشد.   و نصیحت کنم که فاصله فکر و حرف باید زیاد باشد ، بسا حرف ها که اگر فکر کرده بودیم نمی زدیم

2-      از گذشته های نه چندان دور، بیشتر همکاران بخش اتوماسیون در دفتر اصفهان در یک ساختمان دو  طبقه نسبتآ بزرگ کار میکردند. اما با توسعه شرکت ایریسا و افزون شدن کارها و پروژه ها و نیروی انسانی در همه بخش ها، دیگر دفتر اصفهان گنجایش لازم را نداشت و لذا باید فکری میشد. مدیریت به این نتیجه رسید که تمام بخش اتوماسیون صنعتی را به کارگاه سه راه مبارکه انتقال دهد. و برای این تصمیم مجبور بود امکانات خود در کارگاه را نیز افزایش دهد. بنابراین ساختمان جدیدی در آن زمین وسیع بنا کرد که پس از چندین سال تلاش حالا آن ساختمان آماده بهره برداری است و تمام کارکنان بخش اتوماسیون به آن ساختمان اثاث کشی خواهند کرد. و از آنجا که آدمی در ابتدا  با تغییر مخالف است ، لذا دوستان هم احساس ناراحتی میکنند. بودن در اصفهان یک مزایائی برای کارکنان داشت که حالا دیگر آنها را از دست میدهند. از فردا باید مسافتی را هر روز طی کنند و به سه راهی مبارکه بروند. البته این فاصله بسیار کوتاهتر از رفتن به فولاد مبارکه است. ولی در عوض همین طی طریق است که حق ایاب و ذهاب بیشتری میگیرند چیزی که به آن حق بین راهی میگویند. من در رابطه با مزایا و معایب این نقل و انتقال از دیدگاه کارکنان دیگر مطلبی نمیگویم تا خودشان بگویند. ولی این اثاث کشی و نقل مکان برای شرکت خیلی خوب است و بهره وری بیشتری خواهد داشت و سود بیشتری را نصیب ما و شرکت خواهد کرد. ای کاش مدیریت شرکت هم بر اساس تجزیه و تحلیلی که قبلا داشته و دست به این عمل زده است کمی کارکنان را توجیه میکرد. دوستان همکار ما آدم های تحصیل کرده و منطقی ای هستند که اگر برایشان از دلیل کارهایمان بگوییم با دلگرمی بیشتری به کار میپردازند. و حتمآ کمبودهائی در محل جدید وجود دارد که با راهنمائی و گوشزد کردن توسط شما کارکنان مستقر در محل بر طرف خواهند شد.

3-      حالا که قرار  است دوستان امور اتوماسیون به محل جدید اثاث کشی کنند پیشنهاد میکنم که شرکت یک روز به طور رسمی محل کار جدید را افتتاح کند. پارچه نوشته ای نصب کنند و نواری را قیچی کنند و گل آرائی کنند و شربت و شیرینی توزیع کنند و قربانی کردن گوسفند را فراموش نکنند و بین کارکنان و یا فقرا گوشتش را توزیع کنند.

4-      یک اثاث کشی دیگر هم در مهر ماه 89 اتفاق افتاد که لازم است برای ثبت در تاریخ ایریسا آن را هم بنویسم. و آن نقل مکان از مهمانسرای شرکت ایریسا در اهواز بود. قبلآ مهمانسرا در خیابان پهلوان غربی بود. یک ساختمان دو طبقه که خیلی فرسوده شده بود و دیگر اسکان در آن برای مآموران اعزامی غیر قابل تحمل شده بود. شرکت مدتها بود که گوشی به آن نمیداد و بازسازی اش نمیکرد و این در حالی بود که سکونت در آن دیگر در شآن کارکنان ایریسا نبود. لذا به ساختمان جدید که از شرکت ایریتک خریداری شده بود، نقل مکان و اثاث کشی کردند. این مهمانسرا در خیابان کیانپارس واقع است و دقیقآ در کوچه ششم. این ساختمان را باز سازی کرده اند و میگویند شیک شده است. من ندیده ام. اما آقای کفاش خیلی پیگیری کرد و نظر داد و به مآموریت رفت تا کار را تمام کرد. البته قبل از آنکه سر و صدای مخالفین بالا بگیرد و حالا باید یک خسته نباشید به او گفت. خاطره ای هم از آن مهمانسرا برایتان بگویم که آن زمان که در اختیار ایریتک بود و ایریسا در اهواز مهمانسرا نداشت هر از گاهی کارکنان را به آن مهمانسرا میفرستادند. اما آن مهمانسرا مهمان آزار بود و چند نفر از همکاران وقتی به حمام رفتند از بس کاشی های کف آن لیز بود به زمین خوردند و با سر و روی خونین و استخوان شکسته خود را آب نکشیده، از حمام بیرون می آمدند. داستان را از آقای جلال پور و نیلچی که لیز خورده اند بپرسید. به حمدالله حالا سالمند و به خیر گذشته است. اگر کسی عکسی از مهمانسرای قدیمی در خیابان پهلوان دارد برایم بفرستد. برای تجدید خاطره دیدن عکس ها خوب است.

5-      خبر دیگر تشکیل "کمیته کارگزاری امور سهام" شرکت ایریسا است. که هفته گذشته اعلام موجودیت کرد. از این به بعد نقل و انتقال سهام شرکت ایریسا بر عهده این کمیته است. اعضای آن کمیته عبارتند از :آقایان فرزانه ، فولادی و یزدانپرست ، که مدیران سه امور اداری و عمومی و مالی هستند و دبیری این کمیته را به دست آقای خسروی داده اند. خسروی را همه میشناسند. همه کاری کرده است و میکند. دقیق و منظم است. یادم نمیرود که وقتی دبیر کمیته نظام مدیریت مشارکتی بود ، هر ماه اطلاعات مربوط به پیشنهادها را بر روی کاغذهای رنگی چاپ میکرد و به اطلاع همه میرساند. با رفتن او از کمیته خیلی چیزها به محاق رفت و کارکنان خبر ندارد که فعلآ در کمیته چه خبر است و چرا او کناره گرفته است. او هفته قبل اولین اطلاعیه کمیته امور سهام را هم صادر کرد و پس از مدت ها امضایش را بر پای اطلاعیه ای دیدیدیم. خلاصه از این پس اگر میخواهید سهام ایریسا را بخرید یا بفروشید باید فرمهای لازم را پر کنید و به دبیرخانه بفرستید.  من هم که قبلا اعلام کرده بودم این وبلاگ جهت اطلاع رسانی آماده است پس اگر آقای خسروی کم کاری کرد من در خدمتم .

6-      خبر دار شدم که دو نفر کارکنان از شرکت ایریسا رفته اند. که یکی مرد است و دیگری یک زن. اولی که مرد است را نامش را فراموش کرده ام و هرچه به مخ ام فشار میآورم نامش به یادم نمیاید. از بچه های امور اتوماسیون بود. صدای خوبی داشت. یکی دو بار صدای او را شنیده ام. سبک مرحوم طاهرزاده و ظلی میخواند و صدایش به دل می نشست. در شرکت تعاونی مسکن ایریسا هم عضو بود و در پروژه ساختمانی فلاطوری یک باب آپارتمان ثبت نام کرده بود اما نمیتوانست اقساط آن را بپردازد لذا حق خود را به آسانی و ارزانی واگذار کرد و شرکت هم به او کمکی نکرد و شاید نمیتوانست کمک کند. روزی او را دیدم و جویای احوالش شدم و از خودش شنیدم که استعفا داده است. در جمله کوتاهی گفت : استعفا دادم و مدیرم مرا نخواست که چرا استعفا داده ای ؟ شاید دلش میخواسته مدیرش از او دلجوئی کند. بعد از 18 ساعت که این متن را نوشتم درست روبروی همان درب آسانسور که او را دیده بودم نامش به یادم آمد. آقای صلصال.

دومین نفری که از ایریسا استعفا داد و رفت خانم الهام کارشناس بود که قبلا زیاد از او نوشته ام و از او تمجید کرده ام . متآسف شدم که رفت ولی همین است آدم ها میآیند و میروند. او هم از کسانی بود که وقتی به ایریسا آمد لیسانس داشت و وقتی میرفت یک مدرک فوق لیسانس داشت و این فرصتی است که ایریسا در اختیار کارکنان خود قرار میدهد. البته سیاست ایریسا در این زمینه نوشته شده نیست. و گویا خانم کارشناس هم عازم  خارج هستند.  کجا؟ نمیدانم. یعنی مطمئن نیستم. البته دکتر بقائی شفاف بود و موافقت نمیکرد که کسی در حین کار ادامه تحصیل بدهد، مخصوصآ اگر دانشگاه آزاد بود یا از این بخش خصوصی ها. و میگفت در ایریسا بیشتر چیز یاد میگیرید تا در دانشگاه. حالا بیاید و ببیند که ده ها نفر در حین کار یا لیسانس گرفتند و یا فوق لیسانس. شاید هم دکتر اشتباه میکرد. بالاخره سیاست او روشن بود.

مطلبی را نیز اضافه کنم، همینطور که ایریسا باید برای نگهداشت نیروهای خوب خود هزینه کند برای منفصل کردن بعضی ها هم باید هزینه کند. ایریسا اگر 100 میلیون هم هزینه کند و بعضی ها را که از تعداد انگشتان دست کمترند، بازخرید کند و یا اخراج ، ارزش آن را دارد. اینگونه نیروها همچون سمی هستند که در محیط منتشر میشود و اثرات زیانبار برای شرکت دارند.

در هر حال برای آنان که از ایریسا رفته اند آرزوی بهروزی دارم. و میگویم که اداره کردن یک سازمان مشکل است. چه بخواهی نیروی انسانی را نگهداری و چه بخواهی آن را آزاد کنی. و به آسانی نمیشود قضاوت کرد و دیگران را زیر سؤال برد.

6.       قبلا میانگین بازدید روزانه از این وبلاگ 48 بازدید بود و اخیرآ به 49 رسیده است و این نشانگر رشد بازدید از وبلاگ است. در پست قبلی نوشتم که آمار بازدید از مرز 28000 گذشت و حالا مینویسم که از مرز 29000 گذشت. و این در حالی است که در دفترچه آدرس ایمیل راه ایریسا فقط برای کمتر از 150 نفر از کارکنان ایمیل ارسال شده است و سه چهارم کارکنان را هنوز به طور مستقیم اطلاع رسانی نکرده ام. کل کارکنان ایریسا تقریبآ 600 نفر است. و هر ماه کم و زیاد میشود ولی در مجموع هر وقت که به اطاق آقای حسینی نیا می روید ، مشاهده میکنید بر روی تخته سفید نام چند نفر را با ماژیک نوشته اند و اینها کسانی هستند که باید تکمیل مدارک کنند و به زودی به مجموعه ایریسا اضافه شوند و این در حالی است که بعضی از ادارات و سازمانها با تعدیل نیرو مواجه اند و ایریسا در حال افزایش نیرو. ای کاش حساب شده باشد. ای کاش شاخص بهره وری را کنترل کنند. و ای کاش ما روزی مجبور به تعدیل نیرو نشویم.

7.       و به شما بگویم که تعداد کل پیام گذاشته شده از روز تولد تا روز 24 مهر 89 برابر است با نهصد و نود و نه. که بر روی 78 پست گذاشته شده است و برویم تا ببینیم کجا پایان می یابد. من کمتر پیامی را فیلتر میکنم. اما بعضی دوستان پیام میگذارند و اشکالات اساسی را متوجه بعضی افراد میکنند. من برای حفظ حرمت آن بعضی ها، پیام را فیلتر میکنم. و شاید اینگونه پیام ها را برای آن فرد مورد انتقاد قرارگرفته ایمیل کنم. تا ایشان بداند که همه ما را می بینند و ما نمی توانیم همچون کبک سر زیر برف کنیم. اگر افراد روبروی ما اشکالاتمان را به هر دلیل نگویند، بعضآ پشت سرمان خواهند گفت. حواسمان باشد.ساعت سه بامداد که آمدم تا پستم را درج کنم،  دیدم نهصد و نود و نه شده است 1000 تا.

8.       در این هفته تعدادی عازم به دوبی هستند. و همه ساله وقتی نمایشگاه جیتکس برگزار میشود. مدیران البته با حجب و حیا و رودربایستی فشاری در کمیته مدیران میآورند و مدیریت هم برای هر بخش سهمیه ای مشخص میکند و هر بخش بر اساس سهمیه اش نفراتی را معرفی میکند. معمولا از آنجا که بخش اتوماسیون زیاد به مآموریت آلمان و ایتالیا برای آموزش میروند سهمیه ای برای آن بخش تعیین نمیشود ولی برای دیگر امور تعیین میشود. هنوز نمیدانم امسال چه کسانی اعزام میشوند. ولی معمولا حساب و کتابی ندارد و از روی برنامه نیست. کافی است در چشم مدیریت نشسته باشی همچون تیری که بر چشم اسفندیار نشست. و یا بخواهند دل کسی را به نحوی به دست آورند. لذا قصدی و برنامه ای در کار نیست. فال است و تماشا و آنان هم که میروند برای تفریح است و خرید. و گرنه یک گزارش کاری از یک اعزامی طی این چند سال بیاورید تا من حرفم را پس بگیرم و بگویم غلط کردم. اگر بگویند ما برای تشویق و بر اساس ارزیابی انجام شده نفراتی را می فرستیم قبول است. دست شما درد نکند.

از این پس سعی میکنم هر کس به خارج اعزام میشود را در فهرستی بنویسم تا پس از چند سال متوجه شوید که چه میگویم. و مدیریت هم بداند که چه کسی چند بار اعزام شده و اگر حالا هم لیستی از اعزام شدگان چند سال اخیر داشته باشند و برای  رد ادعای من برایم ایمیل کنند من به آنها هدیه ای میدهم.

راستی تنوع هم خوب چیزی است. متوجه شدید؟