راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

پیکی از راه میرسد
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ فروردین ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

روز سه شنبه 25/ 1/88  نامه ای لطیف از روابط عمومی شرکت به ایمیلم رسید. آنچنان که اقتضای ادب است سریعآ پاسخ دادم که : جواب لازم را در وبلاگ خواهم گذاشت. متن کامل نامه را می توانید در سمت راست همین صفحه در بخش" صفحات وبلاگ < نامه های دریافتی" مطالعه کنید.

نامه را چندین بار مطالعه کردم. فکرم را به شدت مشغول کرد. پاسخ به آن و تصمیم گیری برایم بسیار سخت بود و هست. به پاس ادب و همکاری چندین ساله و دانستن حق نان و نمک جند خطی نگارش میکنم. با این یادآوری که روابط عمومی را سخنگوی رسمی شرکت میدانم.

أ‌-       ممنون از اینکه مرا در مواردی ستوده اید. از جمله "رعایت انصاف و دلسوزی برای شرکت"  ، "داشتن حسن نیت" ، "مد نظر داشتن پیشرفت شرکت" و "ستودن ایده تسهیل در تعاملات در کلیه سطوح سازمانی"

ب‌-   نوشته اید قضاوت نسبت به وبلاگ زود هنگام است . شک خوبی است به شما حق می دهم. پس شکیبائی کنید و تحمل ، تا در آینده بتوان بهتر تصمیم گرفت.

ت‌-   نوشته اید مدیریت و کنترل وبلاگ در آینده نزدیک از وبلاگ نویس محترم ساخته نیست. عرض میکنم در قضاوت عجله نکنید من در رابطه با آن اندیشیده ام و در آینده از راهنمائی و مساعدت شما خود را بی نیاز نمیدانم.

ث‌-   معایب و نقاط ضعفی را برای وبلاگ نوشته اید که از دیدگاه اینجانب اینها پیش بینی است و باید نسبت به آنها حساس بود که اتفاق نیفتند.

ج‌-    پیشنهاد کرده اید که این مهم (اداره وبلاگ) را بر عهده شرکت بگذارم که بنابر گفته شما امکانات لازم را دارد. در حقیقیقت معنی این پیشنهاد این است که مرا دعوت کرده اید که  وبلاگ را تعطیل کنم. و این سخت ترین تصمیم گیری است.

ح‌-    از من خواسته اید که در رابطه با تبعات کار خود فکر کنم. و در پایان نوشته اید که باز هم فکر کنم. دعوت شما به فکر کردن اهمیت کار را میرساند و هشدار و اخطاری است که من تصمیم درست را بگیرم.

اما موضع من.

1-      من نه تنها با شرکت ایریسا و مجموعه مدیران آن شرکت عنادی ندارم  که خود را مدیون ترقی و پیشرفت آن میدانم و تا کنون با همه آنان با احترام رفتار کرده ام.

2-      این وبلاگ را برای بهبود امور راه اندازی کردم. برای بهبود امور هم لازم است نظرات دیگران را دانست که کارکنان و مدیران بهترین منبع هستند. و قبل از بهبود باید ضعف ها و مشکلات و نارسائی ها را شناخت تا بتوان نسبت به برطرف کردن آنها اقدام کرد.

3-     این وبلاگ در یکی از سه حالت زیر متوقف خواهد شد:

الف- احساس صدمه و آسیب به شرکت ایریسا همانگونه که در اصول و خط مشی اعلام کرده ام و متآسفانه به دقت آن را مطالعه نکرده اید.

ب – عدم استقبال کارکنان از آن. که من هنوز به این نتیجه نرسیده ام. زیرا همه کارکنان از آن بی خبرند. و من ایمیل همه آنها را ندارم که با آنها تماس بگیرم. پس تقا ضا دارم که اطلاع رسانی کنید و بعدآ هم بخواهید که مدیران و سرپرستان و کارکنان ، همه و همه نظر بدهند. اگر آنها نخواستند من آن را تعطیل میکنم.

ج – تآکید مدیریت ارشد شرکت مبنی بر تعطیلی وبلاگ که در اینصورت من تبعات این درخواست را برایشان شماره میکنم. در شآن مدیریت  شرکت ایریسا نیست که با افکار آزادیخواهانه ای که دارند رآی به انسداد و تعطیلی دهند. آنگاه قضاوت کارکنان چه خواهد بود. امروز به من اعتماد نکنید و وبلاگ تعطیل شود چه ضمانتی هست که فردا یک بدخواه وبلاگی دیگر راه نیاندازد؟

در مجموع اینجانب هنوز این برداشت را ندارم که این وبلاگ را تعطیل کنم. برای تعطیلی آن باید یکی از حالات فوق اتفاق بیافتد.

مرا به فکر کردن دعوت کرده اید . شما هم فکر کنید. دیگران هم فکر کنند و راهنمائی. راه باز خواهد شد. نگران نباشید. اگر قصدمان اصلاح باشد راه پیدا می شود.

مدیر عامل محترم آنقدر کار مهم دارند و معلوم است که وقت کافی برای مطالعه وبلاگ نداشته باشند. و من تقاضا دارم وقت خود را زیاد بر روی این کار نگذارند و این را مشکلی برای شرکت به حساب نیاورند. و از بعضی اطرافیان ایشان میخواهم که جو سازی نکنند و فکر ایشان را مشوب . بگذارند مدیریت کار خود را بکند. البته جای آن دارد از مدیرانی که با سعه صدر و افکاری روشن از وجود وبلاگ حمایت می کنند تشکر و قدرشناسی کنم.

بار دیگر تآکید میکنم که کاری به وبلاگ من نداشته باشید. به گفته بدخواهان اعتماد نکنید. من خود آنقدر تعهد دارم که اگر اثرات منفی وبلاگ هر چه باشد را متوجه شوم و پدیدار شود بی تفاوت ننشینم . مثلآ اگر تنشی بین کارکنان ایجاد شود ، و اوضاع را خراب کند قطعآ آن را تعطیل میکنم. چون من همکارانم را خیلی خیلی دوست دارم. حتی بیش از تصور خودشان.

یک راه حل دیگر به نظرم رسیده است که شما را نیز به کار با خودم دعوت کنم. با همدیگر بنویسیم و مدیریت کنیم. و من مکانیزم آنرا به خوبی می شناسم اما متاسفانه تبعاتی دارد و باید برایش فکری کرد. اگر به این تصمیم برسم آن را اعلام خواهم کرد.

به عنوان کلام آخر ، صبر کنیم و به خودمان وقت بدهیم تا دیگران اعم از مدیران و کارکنان نظر دهی کنند.  راه حلی پیدا خواهد شد.

ای  پیک  راستان  خبر  یار  ما  بگو         احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان  خلوت انسیم غم مخور        با  یار  آشنا    سخن   آشنا    بگو

با آرزوی پیروزی ایریسا در تمام صحنه های درونی و بیرونی.

با تمام این روده درازی هائی که شد نظر شما چیست؟ چه باید کرد؟