راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

مدیر عاملی دیگر
ساعت ٥:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سرگذشت ،تاریخچه ایریسا ،منابع انسانی ،هیئت مدیره

عصر روز دو شنبه 10/08/89 بود که به همه مدیران زنگ زدند که جلسه فوق العاده کمیته مدیران تشکیل می شود و حضور همگان الزامی است. و علیرغم عدم حضور بعضی از مدیران جلسه در ساعت 18 شروع شد. آری موضوع این جلسه معارفه بود. معارفه مدیر عاملی دیگر.....


عصر همان روز دو شنبه همه در تدارک جلسه بودند. پذیرائی مفصل هم تدارک شده بود. در این جلسه برخی از اعضای هیئت مدیره هم حضور داشتند. راستش را بخواهید در عصر روز یکشنبه مورخ 9/8/89 هم خواسته بودند که آقای ارباب شیرانی بعد از وقت اداری به مجتمع فولاد مبارکه برود و جلسه ای با ریاست فولاد مبارکه داشته باشد. و دوستان حدس میزدند که خبری در راه است. این بحث تغییر مدیر عامل از همان روزی که آقای سمیعی نژاد به مدیر عاملی فولاد مبارکه رسید وجود داشت و همه، تغییر و تحولاتی را گمانه زنی می کردند. اصولآ هر بار که مدیر عامل جدیدی برای فولاد مبارکه منصوب میشود ، همه انتظار تغییر در ترکیب هیئت مدیره ایریسا و آمدن مدیر عاملی جدید را دارند. در دوره های قبل که به ترتیب آقایان هراتی نیک و اسلامیان و رجائی به ریاست فولاد مبارکه رسیدند، هیچکدام مدیر عامل ایریسا را تعویض نکردند. اما نوبت که به آقای سمیعی نژاد رسید و سکان فولاد مبارکه را به دست گرفت، تغییرات در فولاد مبارکه شروع شد و این تغییرات دامن شرکت های تابعه را هم گرفت. از جمله شرکت ایریسا که سهام ممتاز آن به دست فولاد مبارکه است و میتواند هر کاری بکند.

من نمیدانم دلیل آقای سمیعی نژاد برای این تغییر چه بوده است اما اعتراض جمعی از کارکنان نه چندان قدیمی ایریسا را بی تآثیر نمیدانم. که از آقای سمیعی نژاد خواستند آنها را از ایریسا منفک و در جمع کارکنان فولاد مبارکه پذیرا باشد و با آنها قرارداد مستقیم ببندد. و احیانآ از بدگوئی در حق مدیریت شرکت هم خود داری نکرده اند. و همیشه کرم را از درخت دانسته ام و برای همین هم همیشه هشدار میدادم که در جذب نیروها دقت شود و در انگیزه دادن به آنها برای ماندن در ایریسا اقدام شود.

و البته خوب دفاع نکردن اعضای هیئت مدیره از مدیر عاملی آقای ارباب شیرانی میتواند دلیل دیگر باشد. و گرنه آقای سمیعی نژاد از قبل نه چندان ایریسا را میشناخت و نه آقای ارباب شیرانی را می شناخت و این اطلاع رسانی های بعدی بود که او را به این نتیجه رساند و دیگر اینکه آقای ارباب شیرانی هم جزو هیچ باند و خط و خطوطی نبود که کسی بخواهد حامی اش باشد. ایشان فردی است که فقط به ایریسا و کار در آن و پیشبرد اهداف شرکت می اندیشید و تمام انرژی خود را بر آن متمرکز کرده بود.

 

به هر حال در آن جلسه معارفه، عنوان شد که مدیر عامل جدید ایریسا از این پس آقای محمدعلی شهریاری خواهند بود. فردی که قبلآ ریاست هیئت مدیره را بر عهده داشته است. و دلیل این جابجائی هم این است که اصل، فولاد مبارکه است و باقی فرع است. از این پس ایریسا باید بیشتر به فولاد مبارکه و توسعه سیستم های آن بیاندیشد و آقای شهریاری هم بیشتر بر آن فوکوس خواهد کرد. آقای ارباب شیرانی هم قائم مقام مدیر عامل خواهد بود و بیشتر بر پروژه های غیر از فولاد مبارکه فوکوس خواهد کرد. در آن جلسه آقای مهندس طلائی که عضو هیئت مدیره هستند اعلام کرده اند که خیلی سعی کرده اند که آقای ارباب شیرانی همچنان مدیر عامل باشند اما آقای سمیعی نژاد را نتوانسته اند متقاعد کنند. و در آن جلسه اعلام شده که وضع میتوانسته از این بدتر باشد و مدیرعاملی به کلی دور و نا آشناتر برای ایریسا منصوب شود و حالا که آقای شهریاری انتخاب شده خیلی خوب است زیرا ایشان با ایریسا آشناست و بر آن مشرف است و سالیان زیادی است که ریاست هیئت مدیره را بر عهده دارد. آری من هم میگویم جای شکرش بسیار باقی است که فردی را انتخاب کردند که هم کارکنان را میشناسد و هم ایریسا را و هم پروژه ها. و در جریان خیلی از مسائل هستند و این جای شکر دارد و همانطور که اعلام شده میتوانسته خیلی بدتر باشد.

به هر حال در روز سه شنبه مورخ 11/8/89 اولین جلسه کمیته مدیران شرکت با حضور مدیر عامل جدید آقای شهریاری آغاز به کار کرد. و خبر مدیر عاملی ایشان همچون بمب در سازمان ترکید و دیگر کارکنان هم با خبر شدند. ناگفته نگذارم که بعضی از مدیران هم شب قبل و پس از جلسه معارفه، با بعضی از دوستان و کارکنان خود تماس گرفته و خبر باورنکردنی خود را به دیگران رسانده بودند. و فردی ناشناس هم ساعت 11 صبح خبر داغ آن را به عنوان یک کامنت در وبلاگ راه ایریسا درج کرد. و من هم که دیگر مطمئن بودم که تغییر و تحولی شده است آن خبر را تایید و در معرض دید همگان قرار دادم.

 

دوستان آنچه نوشتم مقدمه بود که شاید از اصل مقاله طولانی تر باشد. و ادامه مقاله را در دو قسمت الف و ب مینویسم.

الف: از آنجا که ممکن است هیچکس دیگری زحمات آقای مهندس عباس ارباب شیرانی را در جائی ثبت نکند من آن را در اینجا ثبت میکنم و شهادت میدهم که ایشان در طول خدمت خود برای سربلندی ایریسا از هیچ کوششی فرو گذار نکرد. ایشان خون دل های فراوانی خورد که هر کس دیگری را میتوانست از پای در آورد. ایشان بحران ها و موج های سهمگینی را از سر گذراند که هر کدام شکننده بود و هر یک از آنها به تنهائی می توانست و میتواند مدیر عاملی دیگر را در خود فرو بشکند. زمانی که ایشان به عنوان جانشین آقای دکتر بقائی انتخاب شد و پس از آن مدیر عامل ایریسا شد ، شرکت ایریسا بسیار کوچک بود. تعداد پرسنل آن تقریبآ 200 نفر بود و امروز ایریسا بیش از 650 نفر پرسنل کارآزموده و متخصص دارد که خیلی از آنها دوره های خارج از کشور را نیز طی کرده اند. بسیاری از نیروها که از ایریسا رفته اند امروزه در دیگر شرکت های داخلی و یا خارجی از بهترین نیروهای این مملکت هستند و این مجموعه نیروها همه در زمان آقای ارباب شیرانی رشد کرده اند که بیشترین دوران ریاست را بر این شرکت داشته است.در این دوران علاوه بر توسعه نیروی انسانی ، فعالیت های بخش زیرساخت و شبکه هم به مجموعه فعالیت های قبلی ایریسا افزوده شده است و تعداد زیادی نیرو  اکنون در آن به فعالیت مشغولند و تعداد 30 نفر از آنها در حال گذراندن دوره های شبکه در کشور هندوستان هستند تا بعدآ تخصص خود را در اختیار پروژه ها قرار دهند. چندین نفر در ایتالیا مشغول گذراندن دوره های تخصصی هستند و اینها همه بخش بسیار کوچکی از آموزش هائی است که در زمان مدیریت ایشان برنامه ریزی شده است.

 

پروژه های توسعه ای زیادی در فولاد مبارکه انجام شده است. اعم از اینکه سخت افزارهای جدید نصب شده اند و یا سیستم های نرم افزاری توسعه یافته اند و گزارش فعالیت های ایریسا در فولاد مبارکه خود بالغ بر ده ها صفحه میشود که نمی توانم به آن بپردازم.

در خارج از فولاد مبارکه ایریسا ده ها پروژه بزرگ اجرا کرده است و کارفرمایان بزرگی را به خود جذب کرده و علاوه بر حوزه صنعت فولاد در دیگر حوزه ها نیز کارهای بزرگی انجام داده است.

ایریسا از نظر دارائی ها نیز رشد چشمگیری داشته است. سرمایه اسمی آن چندین برابر شده است و در سال 88 سرمایه اسمی آن 2.5 برابر شد و هم اکنون مبلغ هفتاد و پنج میلیارد ریال سرمایه ثبت شده دارد. و این سرمایه اسمی آن است. در این مدت قرارداد های زیادی داشته است و فروش آن چندین میلیارد تومان در هر سال است. به راستی شوخی نیست که یک شرکت خصوصی که بر روی پای خود ایستاده است ماهیانه بالغ بر یک میلیارد تومان حقوق بپردازد. ایریسا در سالیان مدیریت آقای ارباب شیرانی، دفاتر زیادی را در اصفهان و تهران و اهواز خریداری کرده است و خود را از نظر فیزیکی نیز تجهیز کرده است.

از هر بعد که سنجیده شود ایریسا رشد قابل ملاحظه ای داشته است. و این رشد هم آسان به دست نیامده است. تلاش همه مدیران و کارکنان بوده است که در رآس آن آقای ارباب شیرانی بوده است. و من شاهد ناراحتی های فراون ایشان بوده ام. و سنگ اندازی های گوناگون را دیده ام و بحران ها را دیده ام. بحران هائی که خیلی از آنها از جانب سهامدار عمده ما یعنی فولاد مبارکه بوده است که شاید روزی آنها را فهرست کنم و سزاوار است که آقای ارباب شیرانی خودش این بخش ها را بنویسد. ناگفته و بی نصیب نگذارم شرکت ایریتک را که آنهم یک سهامدار ایریسا است و کم لطفی و نامهربانی آن نیز نسبت به ایریسا کم نبوده است و فقط به دنبال سود خود بوده است و میشود در رابطه با سهامداران عمده گفت: "ما ز یاران چشم یاری داشتیم- خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم". که سروده حافظ همیشه جاوید است و من هم آرزو میکنم که ای کاش ایریسائی واقعآ خصوصی داشتیم که اثری از شرکت های دولتی و خصوصی همچون ایریتک در آن نبود.

بعضی مواقع استعفای یک نفر میتوانسته وی را تا مرز انفجار نزدیک سازد. و این فشار کمی نیست. همین ماه گذشته بود که استعفای آقای داودزاده او را به شدت بر افروخته کرده بود و از شدت مسئولیتی که برای پروژه مخابرات حس میکرد فریاد میزد این یعنی نابودی پروژه. و نمیدانم چه برخوردی کرد با آن استعفا. و چگونه آقای داودزاده سیاستمدار و مدیر مقتدر را راضی کرد. و کنار آمدن دو مرد جدی تا چه حد دشوار است.

بحران هائی که کارکنان ایریسا در فولاد آفریده اند بارها او را به تنگناهای بسیار مشگلی کشانده است. کنار آمدن با تهدید به استعفای آنها، تهدید به اعتصاب و هر روز سازی کوک کردن برای فردی که پانزده سال قبل یک عمل باز جراحی قلب داشته است کار آسانی نیست.

به هر حال با تمام زحماتی که ایشان برای ایریسا کشیده است ، امروز باید میز ریاست را رها کند و مسئولیت جانشینی مدیر عامل را پذیرا گردد.آآآ

 اما این قائم مقامی تا چه میزان پایدار است؟ با روحیه ای که از آقای ارباب شیرانی سراغ دارم یک مملکت و دو حاکم را به آسانی زیر بار نخواهد رفت. مگر این که خواسته باشند مدتی را همکاری کنند تا آقای شهریاری مسلط بر اوضاع گردد.

از انتقاداتی که بر عملکرد آقای ارباب شیرانی میتوان داشت این است که او میخواست همه چیز را تحت کنترل خود داشته باشد. از ریزترین مسائل تا درشت ترین آنها. با بزرگ شدن ایریسا مجبور شد بخشی از این کنترل ها را کم کند. و انتقاد دیگر اینکه اختیاری به مدیران خود نمیداد و این اواخر کمی نرم شده بود و مدیران را آزاد گذاشته بود. البته بماند که اکثریت مدیران ایریسا هم این اختیار را نمیخواستند. چون اختیار مسئولیت میآورد و باید در برابر آن جوابگو بود. این است که مدیران هر تصمیمی را موکول به اخذ مجوز مدیر عامل میکردند. با هر مدیری که کاری داشتی آن مدیر میگفت بگذار مسئله را با مدیرعامل صحبت کنم و مسئولیت را بر دوش ایشان میانداخت. و این هم از بدشانسی های ارباب شیرانی بود. و از خصوصیات شخصی ایشان یکدندگی و اصرار بر رآی خود بود حتی اگر این خود رائی چندین سال بطول میانجامید. ایشان خوش محضر است و خوش صحبت و شخصیتی کاریزماتیک دارد که او را دوست داشتنی میکند.

 

بخش الف را به پایان میبرم اما احیانآ شبهه ای در ذهن شما ایجاد شد که آن را هم نباید بی پاسخ گذاشت. آن شبهه این است که با مطالبی که خواندید ممکن است این تصور برای شما حاصل شود که احمد رهرو مورد توجه است و حق و حسابش رسیده است و گرنه اینقدر تعریف و تمجید نمیکرد. و این را با دلی غمگین پاسخ میدهم که اگر سؤالی از من بپرسند که در زندگی ات بیشترین جفا را چه کسی بر تو روا داشته است میگویم او. و آنچه را که نوشتم برای این بود که با انصاف نوشته باشم و اگر میخواستم عقده های دلم را خالی کنم داستان داستان دیگری بود.و این تضادی است که مرا سخت در رنج فرو برده است و این داستان من است با کسی که به او علاقه داشتم و رگه هائی از آن دوستی هنوز در من وجود دارد. و غزل سعدی را به یادم میآورد که :"سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل - بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران". و در این پایان مسئولیتش به او میگویم: خسته نباشی رفیق.

 

ب:  امروز دیگر آقای مهندس محمد علی شهریاری مدیر عامل ایریسا است و باید به او خوش آمد گفت و باید کمکش کرد که کمک به او کمک به ایریسا و راه ایریسا است. و این راه، فراز و نشیب های فراوان دارد. و اول سختی هاست برای او. مدیریت بر شرکت تحصصی ایریسا کاری است نه چندان خرد. کارکنان ایریسا نیروهای دانشی هستند و مدیریت بر آنان سخت است و همه آنها بدون رودربایستی میگویم که پر توقع اند و نازک نارنجی. و خون در دل مدیر خود فراوان میکنند. اما همه شان قابل احترام اند. و برای همین آرزو میکنم که کارکنان ایریسا همگی روزی به پست مدیریت برسند و بر افرادی همچون خود مدیریت کنند تا متوجه شوند که کار چقدر سخت است. در سالهای خدمت خودم متوجه شدم هر کس از طرف دیگر میز بی خبر است. رئیس مرئوس را نمیفهمد و مرئوس رئیس را. مدیر کارمند را درک نمیکند و کارمند مدیر را. کمترند کسانی که هر دو طرف را بفهمند. این را میتوانید از آقای فرزانه که روزی کارمند بوده است و امروز مدیر است بپرسید. و یا از آقای فولای که همه را تجربه کرده است و یا از هریک از دیگر مدیران بپرسید که آیا حرف من درست است یا خیر؟

شنیده ام که آقای شهریاری بسیار سیاستمدار است و مدیریتی آرام دارد و اهل ریسک کردن نیست و محافظه کار است. شاید بتوانند اینگونه مدیریت کنند اما مدیریت در بخش خصوصی به ریسک کردن نیاز دارد و شجاعت می خواهد و در افتادن با رقبا و گرفتن کارهای بزرگ و قراردادهای بزرگ، مدیریتی قوی نیاز دارد که امیدوارم ایشان چنین کنند. مدیریت بر کارکنان  دولتی همچون کارکنان فولاد مبارکه و در کارخانه ای صنعتی همچون فولاد با مدیریت بر شرکتی خصوصی و گرفتن کار در بازار آزاد تفاوت های شگرفی دارد که برای آقای شهریاری در این زمینه آرزوی پیروزی دارم.

جسارتآ توصیه هائی نیز دارم و آن اینکه شنیده ام میخواهند پاره وقت در ایریسا باشند. من میگویم این به صلاح ایشان و ایریسا و کارکنان نیست که ایشان پاره وقت باشند. آقای ارباب شیرانی که بیست و چهار ساعته در خدمت ایریسا بود وقت و زمان کم میآورد و همیشه چندین کارتابل نامه پاسخ داده نشده داشت و همیشه کسانی برای هفته ها باید منتطر میماندند تا بتوانند ایشان را ملاقات کنند و مشکلات و مسایل خود را بازگویند. حال چه برسد به شما که بخواهید پاره وقت باشید. همان امضای دوم چک ها که در گذشته با شما بود و دیر آنها را امضا می کردید ، مشکلاتی برای دیگران داشت و در کارها تآخیر میانداخت. خواهش میکنم برای ایریسا بیشتر وقت بگذارید.

 

شنیده ام و شایعه است که با مدیر شدن شما ایریسا بیشتر به فولاد سرویس خواهد داد و شاید این موجب شود که از توسعه ایریسا و توجه به مشتریان و کارفرمایان ایریسا کم توجهی و غفلت شود. این کاری است که اگر اتفاق بیافتد به ایریسا لطمه میزند.  الآن ایریسا یک برند جا افتاده است که در سطح ملی از آن انتظاراتی می رود و ما نباید این انتظارات را بی پاسخ بگذاریم.

اصلآ بنیانگذاران ایریسا هدف از تشکیل ایریسا را بسط و گسترش دانش سیستم های اطلاعات مدیریت و دانش انفورماتیک و اتوماسیون صنعتی در گستره ایران میدانستند و نمیخواستند دانش به دست آمده از دیگران را که به قیمت بسیار بالای ارزی به دست آمده بود در یکجا محبوس کنند. و حاشا که در مدیریت آقای شهریاری این پرنده بلند پرواز در قفس فولاد گرفتار آید.

 

توصیه دیگر بسط و توسعه نیروی انسانی است که لازم است در جذب نیرو دقت شود و نیروهای شایسته جذب گردند. مدیریت قبلی نسبت به جذب نیرو سخت گیر بود و بر آن تآکید داشت اما فشارهای درونی و بیرونی موجب شد که بعضآ نیروهای ضعیف دارای پارتی نیز جذب شوند و شاید گریزی از آن نبود. شما نیز در جذب نیرو دقت کنید و پارتی بازی را به هیچ وجه نپذیرید. هرچند ناگفته نگذارم که فرزند خود شما و همسر ایشان قبلآ در ایریسا پذیرفته شده اند و من با استخدام فرزندان شایسته کارکنان مخالفتی ندارم. هر کارمند ایریسا که در سن بازنشستگی است از نظر من حق دارد که یک و فقط یک نفر از فرزندان خود را چنانچه مراحل استخدامی را به درستی طی کرده باشد به ایریسا بیاورد. کما اینکه خیلی ها آورده اند و در یک پست جداگانه به آن خواهم پرداخت. اما شما ضابطه را بر رابطه مقدم بدارید. بعضی میگویند از فردا ایریسا مآوا و آشیانه بازنشسته های فولاد مبارکه خواهد شد که مواظب این مطلب هم باید باشید.

جسارت مرا میبخشید من در مقامی نیستم که کسی را ، آن هم در مقام مدیر عاملی نصیحت کنم. لذا برای مدیر عامل جدید که سومین مدیر عامل است آرزوی بهروزی و سربلندی و موفقیت دارم. فردی که او را شخصیتی سالم میدانم و میگویم دو مدیر عامل قبلی هر کدام ایریسا را توسعه دادند و نقش مثبت از خود به یادگار گذاشتند. که دومی چون طول مدیریتش بیشتر بود توسعه بیشتری را نصیب ایریسا کرد. و آرزو دارم که چند صباحی دیگر که مدیر عاملی دیگر می آید در رابطه با آقای شهریاری نیز قضاوت مثبتی داشته باشیم و کارنامه پربار و مثبتی از خود به یادگار گذاشته باشد.

و به دوستان خودم میگویم نگران نباشید. ایریسا حتی اگر رو به افول رود و ویران گردد و خاکستر شود از دل خاکستر آن ققنوسی سر برخواهد آورد و راه ایریسا را ادامه میدهد و در خدمت این ملک و مملکت خواهد بود. چه برسد به حالا که مدیری درد آشنا و با تجربه مدیریتی در سطح معاونت تکنولوژی فولاد مبارکه ، همچون آقای شهریاری مسئولیت آن را پذیرفته است.

خوب. نظر شما چیست؟ مدیریت آقای ارباب شیرانی را چگونه ارزیابی میکنید؟ چه توصیه هائی برای مدیریت جدید دارید؟ و ما کارکنان چه کمکی میتوانیم بکنیم؟ و کلآ به این سؤال پاسخ دهید که اگر شما مدیر عامل ایریسا بودید ، چه اقدامی می کردید؟

مطمئن باشید از این پس هم آقای ارباب شیرانی این وبلاگ را می خوانند و هم آقای شهریاری. چون وبلاگ راه ایریسا نیز پر آوازه شده است که آمار بازدیدکنندگان آن شاهد بر مدعاست که نمی توان به آن بی توجه بود.

 

و راستی شما حوصله کردید این همه مطلب را با دقت بخوانید؟