راه ایریسا ------------------------------- The Way of IRISA

این وبلاگ بر این است تا با تجزیه و تحلیل رویدادها و تصمیمات اتخاذ شده در شرکت بین المللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون ( ایریسا ) راه مناسب پیشرفت شرکت را فراهم سازد

صندوق پیشنهادهای مدرن
ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: کارکنان ،سرگذشت ،تصاویر

نوشته بودم که برای روز شنبه یک پست فوق العاده خواهم داشت. خوشحالم که توانستم به قول خود عمل کنم و حالا که شما مراجعه کرده اید با یک مطلب جدید روبرو هستید. نمی دانم عنوان را چطور خواندید و برداشت شما چه بود. منظور من صندوق مدرن برای پیشنهادهاست و نه صندوقی برای پیشنهادهای مدرن. پیشنهاد همان پیشنهاد است ولی صندوقش مدرن و امروزی شده است. ادامه مطلب موضوع را روشن تر خواهد کرد.............


یکی نیست به من بگوید خوب می نوشتی "صندوق مدرن پیشنهادها" و اینقدر خودت را عذاب نمیدادی.

ممکن است بپرسید چرا ننوشتم پیشنهادات و نوشتم پیشنهادها. برای اینکه در جائی خواندم که کلمه پیشنهادات غلط است و صحیح آن پیشنهادها است. این در ذهنم مانده است. حالا اگر شما اطلاع بهتری دارید برایم بنویسید که کدام درست است؟ پیشنهادها یا پیشنهادات.

تا چندین سال قبل در تمام سازمان ها و شرکت ها صندوقی وجود داشت به نام صندوق پیشنهادات که معمولا شکافی داشت برای انداختن نامه ها در آن و قفلی هم داشت که کلیدش نزد یکی از کارکنان یا مدیران شرکت بود. تا هر از گاهی درب آن را باز کنند و ببینند که آیا نامه ای وجود دارد یا نه؟ البته هنوز هم در خیلی از مراکز و سازمان ها و اداره ها این صندوق وجود دارد که معمولا هم از آن استفاده درستی نمی شود. در شرکت ایریسا هم چنین صندوقی وجود داشت و دارد و من بعید میدانم که کارمندی در آن نامه ای بیاندازد. و شاید مدت هاست که درب آن هم باز نشده باشد.

و این صندوق پیشنهادها یکی از راه های ارتباطی کارکنان و یا ارباب رجوع با مدیریت بوده است تا کارکنان بتوانند شکایات و انتقادات و راهنمائی و مشکلات خود را با مدیر ارشد خود در میان بگذارند.

ولی تجربه من میگوید که این صندوق ها کارساز نبودند و بی خاصیت شده بودند و عملآ کارکنان نامه ای در آنها نمی انداختند. آآیا

دلیلش هم این بود که معجزه ای از این صندوق ها ندیده بودند.

امروزه دیگر این صندوق ها برای ارتباط ارباب رجوع و یا کارکنان با مدیریت ارشد سازمان مناسب نیستند و تکنولوژی جدید به میدان آمده است. آنهم اینترنت است که آن را معجزه قرن بیستم نام نهاده اند و شاید بدون آن نتوان دیگر زندگی کرد و همه چیز به هم می ریزد.

اینترنت امکانات فراوانی را برای ارتباط بین انسانها از هر قشر و جامعه ای فراهم کرده است. و نامه نگاری الکترونیکی یکی از این ابزارها و امکانات است. نامه نگاری الکترونیکی که امروز به آن Electronic Mailing می گویند. و دو نفر که میخواهند با هم نامه نگاری کنند هر کدام باید یک آدرس ایمیل داشته باشند.

خیلی خیلی مرا ببخشید که برای جمعی که خود متخصص برجسته کامپیوتر و دنیای انفورماتیک هستند دارم کلاس اکابر میگذارم و پر حرفی میکنم.

همه اینها را نوشتم تا موضوعی را که همه شما از آن با خبرید تکرار کرده باشم و آنهم این است که آقای مهندس شهریاری مدیر عامل تازه ایریسا آدرس ایمیلی اعلام کرده است تا تمام کارکنان با ایشان در تماس باشند. و بی واسطه حرف کارکنانش را دریافت کند.

آدرس اعلام شده یا پست الکترونیکی ایشان چنین اعلام شده است : ceo@irisaco.com  که ceo سرکلمات  Chief Executive Officer است. و شما نامه خود را مستقیمآ برای مدیر عامل می فرستید و ایشان شخصآ آن را بازبینی خواهند کرد.

و اینچنین شنیده ام که در همان هفته اول چندین نامه دریافت کرده و موضوع نامه ها را هم در کمیته مدیران مطرح کرده اند. البته اسمی نبرده اند که چه کسی ایمیل ها را فرستاده است. پس نتیجه میگیریم که دوستان نا امید نباشند و دل خوش دارند که حرفشان را گوش شنوائی هست.

در این رابطه چندین نکته به نظر من رسیده است که آنها را مینویسم تا نظر شما کارکنان و مدیران چه باشد:

1-      بهتر است آقای شهریاری اعلام فرمایند که چه نوع مسائل و مواردی را باید برای ایشان ایمیل کرد و به اطلاع ایشان رساند. مگر درست است که هر کس هر چه به نظرش رسید و هر مسئله ای داشت را برای مدیریت ارشد ارسال کند؟ پس وظیفه مدیران و سرپرستان چه میشود؟ و ساختار سازمانی و شرح وظایف و سلسله مراتب سازمانی چه می شود؟

2-      بهتر نیست به کارکنان توصیه شود مشکلات و مسائل خود را از طریق مدیران خودشان پیگیری و حل کنند و اگر جواب نگرفتند آنگاه به ایمیل فوق نامه ارسال کنند؟ به نظر اینجانب کارکنان باید از این ایمیل به عنوان آخرین تیر ترکش خود استفاده کنند.

3-      اصولآ اگر تمام افراد بخواهند مستقیمآ مشکلات خود را با مدیریت ارشد در میان بگذارند ، آیا این موجب دور زدن مدیران میانی نیست و موجب اخلال در امور و ناراحتی آنان نمیشود؟

4-      آیا مدیر عامل محترم فرصت کافی دارند که تمام ایمیل ها را بخوانند و یک به یک پاسخ دهند؟ با توجه به حجم کاری ایشان بسیار بعید است که بتوانند همه ایمیل ها را جواب دهند و نامه دهندگان را راضی کنند.

5-      من مشکلی در ارسال ایمیل و گفتگوی بدون واسطه و مستقیم کارکنان با مدیر عامل نمیبینم، اما اگر ایشان صلاح بدانند لازم است یک پالیسی در این رابطه تعریف شود. البته هدفشان هم برای من زیاد روشن نیست.

6-      چنانچه به درخواست های کارکنان در بازه زمانی لازم پاسخ داده نشود، به مرور زمان کارکنان از ارسال نامه دلسرد شده و این صندوق مدرن هم به سرنوشت همان صندوقهای قدیمی که بر روی دیوار نصب میکردند دچار میشود.

حالا موارد دیگرش را اعم از حسن و مزایا و یا معایب شما برشمارید که مرا بس است. و نکته ای دیگر در کار کنم که این رابطه یک طرفه است و آن رابطه ای خوب است که دو طرفه باشد. که عارف نامور بابا طاهر عریان هم می فرماید :

چه خوش بی مهربونی هر دو سربی    که یک سر مهربونی درد سر بی

و اینجاست که به نظر میرسد اگر آقای شهریاری یک وبلاگ همچون وبلاگ راه ایریسا داشته باشند، خیلی مفید است و این رابطه میشود دو طرفه. البته این کار زیاد وقت گیر است ولی بسیاری از شخصیتها و مدیران شرکتها دارای چنین وبلاگ هائی هستند و یا برای خود در Facebook چنین تشکیلاتی را راه اندازی کرده اند. اما من وبلاگ را بهتر می پسندم.

راه های ارتباطی بین کارکنان و مدیران هم بسیار است ولی من رابطه رو در رو یا به قول معرف Face to Face را بهترین میدانم. و بر این باورم و دوست دارم که مدیر عامل یک شرکت جلسات منظم ماهیانه، فصلی و یا سالیانه با تمام کارکنان داشته باشد. اثرش از هر وبلاگی بالاتر است مخصوصآ اگر مدیر بتواند به خوبی صحبت کند و سخنان خوب بگوید و دیگران را جذب کند.

مدیر باید ایده پرداز باشد. مدیر باید به زیر مجموعه خود انگیزه بدهد. مدیر باید چشم انداز آینده شرکت را برای کارکنان روشن کند. مدیر باید عشق و امید را در دل کارکنانش زنده و شعله ور نگهدارد. و این ها در یک صحبت رو در رو امکان پذیر است.

از حق نگذریم مدیریت قبلی هم در اوایل جلسات عمومی میگذاشت. اما به مرور جلسات کم شد. اینهم آسیبی بود که باید آسیب شناسی میشد و من میگویم نوع برخورد کارکنان در جلسات خیلی مهم است. که در یک محیط دوستانه حرف ها و انتقاداتشان را مطرح کنند. ولی در بعض جلسات احترام لازم نگاه داشته نمی شد و همین موجب ناراحتی و کم شدن جلسات بود.

از حالا به هوش باشیم و در جلسات احترام مدیر و کارمند را رعایت کنیم تا با همفکری و همکاری شاهد محیطی سالم و رشد یابنده باشیم.

من هم مثل دوست گرامی آقای عباس فرهنگی، شده ام روز خواب و شب بیدار که یادش به خیر باد و این مطلب در ساعت 3:40 دقیقه بامداد روز جمعه نوشته و به پایان رسید و تا صبح شنبه هم باید ویرایش شود و به عنوان پست فوق العاده و اضافه کاری من باشد. وعده 5-15-25 هم سر جای خودش هست.

با احترام به همه خوانندگان و مدیران و سرپرستان و خلاصه کارکنان محترم ایریسا که گفته های مرا تحمل میکنند.