خانه دار شدن سخت است.

نیمه اول دهه 50 بود. بین سالهای 1350 تا 1355. من نوجوان بودم. خانه ای نداشتیم. مستأجر بودیم. هر سال اثاث خانه به دوش پدر و مادر و در منزلی جدید اسکان می کردیم. آرزوی داشتن سرپناهی از خود را در سر داشتیم. خصوصاً مادرم بیشتر پیگیر بود. بالاخره  دست غیبی از آستین بیرون آمد. استاد حبیب در محله ما بساز و بفروش بود. خانه های صد متری در یک طبقه میساخت و می فروخت. آن روزها خانه چند طبقه و آپارتمان سازی یا برج سازی هنوز مد نشده بود. استاد  حبیب, زمینی از حاج آقا امین گرفته بود و 5 خانه صد متری ساخته بود و خانه ها آماده فروش بودند.  حاج مصطفی هم بنگاه دار محله بود و اصرار به پدرم که بیا و یکی از این خانه ها را بخر. میگفت پولش جور می شود. خدا میرساند. بالاخره پدرم آن خانه را خرید به 32000 تومان یا 320000 ریال.

مبلغ کمی به نظر میرسد اما در آن روزها مبلغ بالائی بود. پدرم نتوانست آن را نقد بخرد. برای پرداخت قسط اول بیشتر اثاثیه زندگی مانند ظروف چینی را مادرم فروخت. مادرم النگوهای طلا را هم فروخت. پدرم تمام پس اندازهایش را جمع کرد تا توانست قسط اول را پرداخت کند. بقیه بدهی را قرار شد پدرم به حاج آقا امین بدهد. حاج آقا امین مردی بزرگوار و ثروتمند و متدین بود. حاج آقا امین گویا برادر بانو امین مجتهده بزرگ اصفهان بود. که مقبره اش در خیابان سعادت آباد اصفهان است. آقای امین هر از گاهی سری به منزل ما میزد و بدون آن که مدرکی از ما داشته باشد اقساطش را با حوصله و مدارا دریافت کرد. بعضی مواقع هم می گفت هر وقت پول داشتید اقساط را بدهید و من برای گرفتن پول نیامده ام. خدایش رحمت کند که مردی مومن بود و بسیار مردم دار. و ما با سختی فراوان و کمک های آقای امین و حاج مصطفی و استاد حبیب خانه دار شدیم. این هم یادی بود از آن سفر کردگان که خدایشان رحمت کند.

امثال آقای امین در این روزگار کمیاب است. و خانه دار شدن مردم هم مشکل تر شده است. حال بروم سر موضوع روز. پس از پیگیری های فراوان ساختمانی پیدا شد که ایریسا آن را بخرد تا مشکل فضای سازمانی را حل کند. این ساختمان در خیابان شریعتی – چهار راه توحید در یک کوچه قرار دارد. ساختمانی است که 14 واحد آپارتمانی دارد هرکدام بطور میانگین تقریباً 200 مترمربع فضا دارد. سالن جلسات و سالن کنفرانس دارد. و میتواند 400 نفر را به خوبی در خود جای دهد. شخصاً بسیار خوشحال ام که تا اینجا ایریسا توانسته پیش پرداخت 700 میلیونی را پرداخت کند. اما چند نکته در اینجا هست که تیتر وار برایتان مینویسم به این امید که مفید باشد:

1-      تشکر از مدیر عامل و هیئت مدیره و دست اندرکاران محترم خصوصاً آقای پنجه فولادگران که به شدت پیگیر پیدا کردن ساختمان مناسب بود. و حالا هم پیگیر فرایند خرید و پرداخت پول و تأمین بودجه برای اقساط بعدی.

2-      قیمت ساختمان بسیار بالاست و تأمین بودجه آن کار سختی است و باید نقدینگی در شرکت فراهم شود. در این رابطه سوال من این است آیا کارکنان ایریسا که عضوی از این خانواده هستند حاضر به کمک هستند. مثلاً آیا حاضرند یکی دو ماه حقوق خود را دیرتر بگیرند. یا درصدی از آن را بگیرند تا شرکت با حوصله منابع خود را نقد کند و آنها را ارزان از دست ندهد. احمد شخصاً حاضر است فداکاری کند و تا 2 ماه حقوق نگیرد یعنی دیرتر بگیرد تا کمکی کرده باشد. آیا شما حاضر هستید؟ ما فقط نباید در شادی ها شریک باشیم. در هنگام سختی هم باید در کنار خانواده باشیم.

3-      ایریسا در صدد است تا زمین ها و ساختمانهای بلااستفاده خود را بفروشد و برای خرید ساختمان جدید تأمین بودجه کند.  احمد پیشنهاد می کند ابتدا آنانی را بفروشد که از مرغوبیت کمتری برخوردارند. آنانی را که در آینده ارزش افزوده بیشتری دارند برای آینده نگه داری کند. لذا پیشنهاد میشود به ترتیب زیر بفروشد : 1- زمین مشتاق 2 – ساختمان سپید تهران 3- مهمانسرای آبادانی و مسکن 4- ساختمانهای برج آی تی در اهواز و تأکید میشود که ساختمان خیابان پهلوان اهواز را نفروشد که مرغوبیت آن عالی است و حیف است که از دست ایریسا برود. البته مدیریت بهتر از احمد صلاح کار را میداند و طبق صلاحدید شرکت عمل میکند. احمد هم تذکری داد.

4-      امید است که کارکنان مراعات همسایه ها را بنمایند و در کوچه های اطراف ساختمان از تردد غیر ضروری خودداری کنند و با پارک ماشینهای خود مزاحم همسایه ها نشوند. این نکته ای است بسیار مهم که ممکن است دردسر ساز شود.

5-      انشاالله که فرایند خرید ساختمان به خوبی تا پایان طی شود و ایریسا بهترین بهره برداری را از ساختمان بنماید و سال های خوبی را کارکنان در آن سپری کنند.

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همکار

دوست عزیزی که به خودت لقب باتجربه داده ای . خراب کردن دیگران وندیده گرفتن زحمت آن ها کار ساده ای است .لطفا مواظب کلماتی که به کار می بری باش . هر افترای بی جا را باید در درگاه خدا پاسخگو باشی .

آقا رو

لطفا از خواب بیدار شین , به قول بچه ها : " آقا رو " انتقال از سوله به اصفهان ربطی به مرعوب شدن نداشت . شرکت از پس هزینه های ترابری .... بر نیومد . "آقای دلسوز که تازگیا از کاسه آش ..... "

همکار

احمد آقا میشه بفرمایین کارکنان چه خواسته نا به جایی دارن؟! فضای کافی و مناسب دارن؟ تهویه و امکانات گرمایشی و سرمایشی درست دارن؟ صندلی ها و لوازم اداری استاندارد هست؟ خوب اگه تو 1 ساعت راه تو مبارکه هم نه به خاطر اونا بلکه به خاطر قوانین پلیس راه 3 نفری عقب نشینن که یه دفعه بگو بیان یه چیزی از جیب به شرکت بدن!

همکار قدیمی

با سلام خدمت همه همکاران ازجمله احمد آقا خواهش میکنم عصبانی نشوید وبا این ادبیات با یکدیگر صحبت نکنید . در زمان حال نشستن ودر مورد گذشته قضاوت کردن باید همراه با اطلاعات وتحلیل های کافی باشد واین بیان های احساسی کاملا اشتباه است . بیاییم با همفکری های سازنده راه حل های مناسب را برای آینده شرکت پیدا کنیم . به جای انتقاد کردن پیشنهاد های سازنده بدهید . موفق باشید .

اکبر پنجه فولادگران(فولادی)

جناب آقای .... (بی نام درکامنت) من وآقای .... ازاصفهان تاپس از سوار شدن در اتوبوس فرودگاه اهواز باهم بودیم که به ناگاه آقای ... غیبش زد من به مدت نیم ساعت معطل ایشان در فرودگاه شدم در حالیکه ایشان بدورفته بود که بقول خودشون خدای ناکرده تاکسی گیرشون نیادمن به چندخاطر این مسایله راصبح گفتم وآنجا منتظرماندم اول شرایط جسمی آقای .... بود دوم اینکه چون پرواز تاخیر داشت وساعت5/2بامدادبودنمیخواستم دوبار زنگ مهمانسرا زده شود وخانواده نگهبان در نیمه شب ماه مبارک دوبار از خواب بیدار شوند سوم پرداخت یک هزینه بجای دوهزینه بوداگر احتمال رفتن آقای مهدیه را بدان زود ی میدادم اولا شب منتظر نمیشدم دوم صبح ساعت5/8ازآقای نگهبان سراغ آمدن ایشان را بگیرم ووی اعلام کنه که دیشب نیامده چون خودش درب را باز نکرده وبعد تلفن بزنه به مسیولش وسوال کنه کجاست وبگه باید اومدباشه که آنگاه خانواده نگهبان که درب را براش باز کرده بودنند گفتند امده ودر واحد طبقه 2هستند که نگهبان ساعت 45/8 اومد وشما وایشان را صدا زدبیاید صبحانه

والا ما که هيچی نفهميديم از پيام حاج آقا فولادی !!!! و مهم تر اينکه نفهميديم منظورشون از اين مهم نوشتن جملات پشت سر هم مبهم چه بوده؟

همدوره

احمد آقا سلام چرا بعد بازنشستگی دیگه نمی نویسی ؟ چرا از دردهای واقعی ایریسا (و نه فروش سهام چندین نفر که مشکل عده معدودی است) نمی نویسی ؟ چقدر رضایت شغلی وجود دارد ؟ اگر وجود ندارد علل آن چیست ؟ ایریسای واقعی چیست ؟ شرکت اول انفورماتیک ایران با ارائه is-suite یا یک شرکت از درون داغان ؟ چقدر شایسته سالاری وجود دارد و چقدر وابسته سالاری ؟ و چندین سوال مهم و اساسی دیگر که جای پرداختن به آنها وجود دارد ولی .....

محمد

حاج احمد عوض شدی. اگر آقای ارباب شیرانی هنوز مدیرعامل بود ایریسایی باقی نمانده بود که اتوماسیونی ها الان همه در شهرک باشن. ضمنا شما طعم رفت و آمد به شهرک و افسردگی کار در بیابان را نچشیده ای لطفا برای اتوماسیونی ها نسخه نپیچ

همکار

احمد آقا درست میگی منافع سازمان و جمع مهمه. فقط دقت کن ممکنه جمعی هم در شرکت باشه که از دوستان آی اس کسی توش نباشه و مهمه که منافعشون دیده بشه!!! مدیریت قبلی در بازگشت بچه ها از شهرک به خوبی به حرف و درخواست بچه های اتوماسیون و شرايط سختشون گوش داد. از طرفی جلوی هزینه های سرسام آور شهرک را گرفت. اين هم منفعت شرکت است. خيلي جالبه که شما منفعت جمع را اين میدونی که اتوماسیونی ها در شهرک سختی بکشند و دوستان دیگر در وسط شهر و در فضای باز و راحت محیط کار مشغول باشند!!! اگر الان هم واحد دیگری تمایل دارد بخاطر منافع شرکت فداکاری کند و برود شهرک بسم الله. الان که قراره یک کیلومتر فقط جابجا شوند کلی سر و صدا ایجاد شده ولی اتوماسیون باید شرایط شهرک را بخاطر منافع سازمان (اگر منفعتی باشد!!!) می پذیرفت؟!!!!!

صادق

اين مديرعامل جديد یک تنه میخواد ترتيب شرکت را بده؟ من موندم یا این طرز فکر اگر ایشون 3 4 سال قبل که این همه مشکل از بیرون شرکت را فرا گرفته بود چه کار میخواست بکنه؟ این که به منبع قابل توجه از پروژه و پشتوانه مالی که دسترنج زحمت پیشینیان است تکیه کنید و مدام دستورات مختلف ساطع کنید هنر نیست. جناب طاهری عزیز تصمیم گیری یک نفره نیست. اگر هم باشد شرط آن شناخت و دانایی کافیست. به نظرم بیشتر به نظر مجموعه اعتماد کنید تا موفق تر باشید. تک روی اون هم با سرعت زیاد و در مسیر غلط محکوم به شکست است!