دو قلوی به هم چسبیده

در سال 1369 و یا 1370 دو دختر خانم جوان را در ساختمان مرکز کامپیوتر آی بی ام مجتمع فولاد مبارکه به اتفاق میدیدی. اینان در استخدام فولاد مبارکه نبودند بلکه در شرکت ایریتک کار میکردند و کارشان هم برنامه نویسی بود. یکی از آنان مدرک لیسانس داشت و دیگری دیپلم. آنکه دیپلم داشت بعدها از دانشگاه آزاد مدرک لیسانس گرفت. این دو را برای اولین بار در مرکز کامپیوتر دیدم. جوانان مانتو پوش شاد و اسپورت پوشی بودند علیرغم کارکنانزن فولاد که معمولا در حجاب چادر بودند.

در سال 1371 شرکت ایریسا تآسیس شد و شکل گرفت و تعدادی از کارکنان هم در سال 1374 و 75 در دفتر اصفهان کوچه هاله جای گرفتند و شرکت ایریسا رشد خود را آغاز کرد و شروع به جذب نیرو نمود. در همین سال ها این دو خانم جوان هم به ایریسا پیوستند . در ابتدا آنکه لیسانس شیمی داشت استخدام شد و بعدها آن که دیپلم داشت .

آنکه لیسانس شیمی از دانشگاه اصفهان داشت سرکار خانم مژگان منجزینام داشت. دختری بسیار شاداب و با سواد که کارش ربطی به لیسانش شیمی نداشت. و شاید شغل پدر موجب شده بود که او هم بیشتر کامپیوتر کار کند و از نوجوانی به کامپیوتر علاقمند گردد. پدر او مردی شریف و کارمند دولت و در مرکز کامپیوتر یک شرکت دولتی کار میکرد. برایتان بگویم که حتی اولین مدیر عامل شرکت ایریسا جناب دکتربقائی هم دکترای کامپیوتر نداشت بلکه رشته تحصیلی اش شیمی بود و با این همه مدیر موفقی در اداره یک شرکت انفورماتیکی و اتوماسیونی بود. 

آنکه بعدآ لیسانس گرفت نامش سرکار خانم نسترن حقانی بود. دختری مهربان و با سواد بود. و بسیار سرزنده بود. و ارتباط خوبی با کارکنان داشت. و از همان ابتدا در سیستم های خرید و انبار مشغول کار شد و در پایان در این سیستم ها متخصص شده بود. و از همان ابتدا آقای مهندس بهرام فرهنگ مدیر مسئول سیستم و آموزش به ایشان بود. خانم حقانی در پروژه های مختلفی کار کرد.  بسیار کم اعتراض میکرد علیرغم اینکه در بعض موارد پاداش و گروه کمتری به او داده بودند.

خانم منجزی از همان ابتدا بر روی سیستم منابع انسانی و حقوق دستمزد و حضور غیاب مشغول کار شد. و مدیر مسئول ایشان در این سیستم آقای مهندس سعید غیاثی نژاد بود. خانم منجزی از نظر پاداش و گروه شغلی مشکل کمتری داشت و ندیدم که اعتراضی داشته باشد. خانم منجزی بر روی پروژه های زیادی کار کرد و یکی از طراحان و برنامه نویسان سیستم منابع انسانی شرکت ایریسا ایشان بود که به سیستم کاملا مسلط بود و برنامه نویسی برای ایشان مثل آب خوردن. و اولین بار بود که سیستم حقوق در محیط اوراکل نوشته شد.

این دو خانم حقانی و منجزی بسیار با هم دوست بودند و نمونه در دوستی. کمتر میدیدی که دو خانم اینقدر با یکدیگر دوست و در رابطه تنگاتنگ باشند. همیشه با هم بودند. شاید صبح ها وعده میکردند و با هم سرکار میآمدند. عصرها با هم محیط کار را ترک میکردند. روزهای تعطیل هم با هم بودند. بسیار با هم صمیمی بودند حتی پس از اینکه هر دو متآهل شدند با یکدیگر رفت و آمد داشتند و شوهران آنان هم با هم دوست شدند. و رفت و آمد خانوادگی داشتند.

خلاصه در سفر و در حضر در کنار هم بودند. در سختی و آسانی و حتی در ایام بیماری. هر یک چون پرستاری در کنار دوست خود بود. این است که من به آنها میگویم دوقلوی بهم چسبیده.هر دو شاد بودند و با هم. در محیط کار هر دو فعال و در بیرون هم با هم به سرگرمی و تفریح.

در ایریسا یک صندوق قرض الحسنه مخصوص خانمهاوجود دارد. اعضای این صندوق خانم ها هستند و در این صندوق هیچ مردی را راه نمیدهند. حتی اگر این مرد شوهر یکی از اعضا باشد و یا حتی اگر این مرد برادر یکی از خانم ها باشد.

بانیان و مؤسسین این صندوق قرض الحسنه که شاید در سال 1375 تاسیس شده است همین دو خانم فعال بودند که بعد هم خودشان آن را اداره میکردند. بسیار ساده اداره میشد یک دفتر کل و روزنامه خریده بودند و فکر کنم هنوز هم همان دفتر موجود است و حساب و کتاب هر کس را در آن مینویسند. بسیاری از خانم ها عضو آن صندوق هستند و بسیار هم بی سر و صدا و حرف و حدیث است. راحت هم وام میدهند. البته به خودشان که خانم ها باشند. خواننده محترم اگر زن است میتواند سراغ صندوق را از خانم رشیدی در امور مالی اصفهان بگیرد و عضو شود و اگر مرد است اصلآ سعی بر عضو شدن نکند که خیلی ها سعی کردند عضو شوند و نشد.

این دو قلوی شاد و صمیمی و اجتماعی دیگر در ایریسا نیستند. همان موقع که کتابهای آموزش زبان میخواندند و به کلاس زبان در بیرون از شرکت میرفتند ، معلوم بود که قصد مهاجرت دارند. و این کلاس زبان نشانه اکثر کسانی است که قصد مهاجرت دارند. و این مهاجرت از مشکلاتی است که بر سر کشور ما نازل شده است و بهترین نیروهای متخصص و اجتماعی ما به مهاجرت تن میدهند. دو سه سالی هست که این دوستان در کشور کانادا رحل اقامت افکنده اند و در دیار دگر روزگار به سر میبرند که هر جا هستند امید همیشه در کنار هم و با هم باشند و ما خاطره آنان را گرامی میداریم.

و کمتر کسی از همکاران هست که این دو را نشناسد. من به قدر اطلاعات خود از آنان نوشتم تا ارج گذاشته باشم بر مقام خانمها در سازندگی شرکت ایریسا. اگر اطلاعات را ناقص و به اشتباه نوشته ام انتظار دارم که خواننده محترم آن را تکمیل کند. و آقای مهندس شهرام فریدنی از دوستان و همکاران قدیمی این خانمها در شرکت ایریتک بود که میتواند گفته های مرا تکمیل کند.

و آقای مهندس شهرام فریدنی از مردان قدیمی و برجسته ایریتک و ایریسا است که در ابتدا در ایریتک بود سپس به ایریسا آمد و سپس ایریسا را ترک گفت و پس از چندی به آشیان ایریسا برگشت و هم اکنون مدیر فروش سیستمهای  اطلاعات است و بزرگ مرد ادبی است در سخن گفتن و به آمار مسلط و با تجربت در قراردادها که پای کارفرما را محکم ببندد که حقوق ایریسا ضایع نگردد.

و آقایان غیاثی نژاد و فرهنگ نیز میتوانند بنویسند اگر وقت داشته باشند و یا این وبلاگ را بخوانند و آقایان حسینی نیا و نیری که در امور اداری دفتر اصفهان هستند و کاربر سیستم حقوق و دستمزد حتمآ خاطره ها از این دوقلوی بهم چسبیده دارند و اگر برایم بنویسند درود مرا در پشت سر خواهند داشت. مخصوصآ اگر خطاهای مرا تصحیح کنند.

در پست های آینده از تعدادی دیگر از زنان برجسته ایریسا خواهم نوشت. تا پست بعدی بدرود. 

بازنگری بر مطلب در تاریخ 6/6/1388:

بر اساس اطلاعات دریافتی، خانم حقانی در زمانی که در ایریتک کار میکرده دانشجو بوده و در ایریتک مشغول کار آموزی بوده اند. و ایشان چند ماه قبل از خانم منجزی در شرکت ایریسا استخدام شده اند.

خانم حقانی در حال حاضر در یک شرکت کانادائی حسابداری هزینه کار میکنند و در یک دانشگاه کانادائی هم مشغول تحصیل هستند. خانم منجزی هم دز یک شرکت داروسازی مسئول کنترل کیفیت هستند.

/ 9 نظر / 26 بازدید
ایریسا

سلام خسته نباشين . يادآوري دوستان قديم کار قشنگي بود موفق باشين .

12+1

میگم گلاب به روتون الان یک ماهی می شه که باید پاداش 4 مانه ها رو میدادند ولی خبری نیست. پیشنهاد میکنم این قصه های خوب برای بچه های خوب را برای 1 جلسه تعطیل کنید و به موضوع سرنوشت پاداش این دوره بپردازید.

یک میلیون

با سلام ازاینکه دوستان قدیمی رو یادآور شدید بسیار خوشحال شدم امیدوارم هر کجاکه هستند سلامت باشند

خوش بین هستم

احمد آقای عزیز, قبل از هرچیزی از اینکه تا حالا سعی در حفظ حرمت دیگران کردی و با عینک خوش بینی به مسائل حتی در حالت انتقاد می نگری خوشحالم. قلبا" معتقدم خوش بینی رمز موفقیت انسان است. برای حرکتی که شروع کرده ای آرزوی موفقیت می کنم. ادامه این کار تحمل سختی و زحمت می طلبد که امیدوارم داشته باشی. یاد همه دوستان و همکارانی که از ایرسا به خارج از کشور مهاجت کرده اند به خیر. افتخار ایریسائی ها این است که محیطی صمیمی دارند و همیشه از دوستانی که از ایریسا به هر دلیلی رفته اند به نیکی یاد می شود.

هادی

اين دعا را بشنويد ای خــدای بـلـند مقـام، ای بــزرگــوار، ای آمـرزنـده، ای مهـربـان تـوئی خــدای بـزرگی که هـيـچ مـثـل و مانـنـدی نـدارد و بگـفــتار و کـردار خلـق شــنـوا و بـينـا اسـت و ايـن مـاه اسـت که مقـامـش عـظيـم کـردی و کـرامـت و شـرافـت و فضـيلـتـش بر سـايـر ماهـها دادی و ايـن مـاه اسـت که روزه اش را بر من واجـب گـردانــدی و اين ماه رمضـان است که در آن قـرآن را نـازل فـرمـودی بـرای راهنـمايی مـردم و روشـن کـردن راه هدايـت و جـدا نمـودن حـق از بـاطـل و شـب قــدر را در ايـن مـاه مقـرر داشـتی که آن شـب را بـر هـزار مـاه بـرتـری دادی پـس ای خـدايـی که بـرهمـه منـت داری و هيـچکس بـر تـو منـت نـدارد بـر من منـت گـذار در مـيان آن همه بـندگانـت که منـت گـزارده ای و از آتـش دوزخـم نجات ببخـش و به بهـشت ابـدت داخـل گـردان به حق رحمـت بی پـايـانـت – ای مهربـانتـريـن مهربانان عالم. بـرگـشت به فهرست

شادی

میگم دمت گرم با دعات ولی دفعه بعد وقتی چیزی را copy,paste کردی اول اینکه منبعشو بگو و اگه میخوای بگی مال خودمه مواظب باش "بـرگـشت به فهرست" را کپی نکنی.

ایریسایی

پند لقمان روزي لقمان به پسرش گفت: امروز تو را 3 پند دهم که کامروا شوي اول آنکه سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري دوم آنکه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي و سوم آنکه در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني پسر گفت: اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد: اگر کمي ديرتر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهترين خوابگاه جهان است و اگر با مردم دوستي کني، در قلب آنها جاي مي گيري و آنوقت بهترين خانه هاي جهان مال توست

سعید

هر سال شب یلدا ایریسایی های قدیمی در حال حاضر ساکن در کانادا‌ دور هم جمع میشن و با هم جشن می گیرند. جای همگی خالی. این یه فرصتی می شه که دیدار ها تازه بشه و این دوقلوهای به هم چسبیده (به قول صاحب وبلاگ) هم خوشبختانه تشریف میارن.

دوست

آقا سعید . این که سالی یکبار جمع میشید شاید برای شما مهم باشه . ولی ما همیشه از دو قلوها به نیکی یاد می کنیم . هروقت و هر جا . چون ما توی ایریسا همیشه درو هم جمعیم و خاطرات خوبی از همه ترک کنندگان ایریسا داریم . هم کانادایها و هم استرالیایی ها و همه دوستان درود بر همه ایریسایی ها در هر جای دنیا