زخم خورده ایم , زخمی نیز زده ایم.

همه با هم حرف بزنیم. حرف دلمان را. حرف منطقی مان را. تبادل اندیشه داشته باشیم. و در این تبادل و رد و بدل شدن افکار راهی پیدا کنیم. راهی که به نفع همه ما باشد. و به نفع شرکت مان. شرکتی که محل درآمد ماست. شرکتی که محل زندگی ماست. راهی پیدا کنیم که هم شرکت منتفع گردد و هم مشتریان. راهی که مشتریان از آن سود برند و ملک ایران زمین نیز.

آقای "میرزا" خواسته بود که مطالب فنی بنویسم. نوشتن مطالب فنی و تخصصی در حوزه های ایریسا در صلاحیت من نیست. این مهم را به علاقمندان متخصص ایریسا می سپارم و عاجزانه میخواهم که کمک کنند و بنویسند تا من درج کنم. بنده فعلا مطالب عمومی را می نویسم.

این روزها مباحث زیادی را در ایریسا میشنوم. در صحبت های انفرادی. در گفتگو با دوستان در حیاط شرکت. زیر درخت توت در ساختمان شریعتی. در جلسات رسمی. و در بین این صحبت ها همینقدر می فهمم که ما به همدلی نیاز داریم. در سالی که سال همدلی و همزبانی نام گرفته است.

مدیران و کارشناسان و کارکنان, کمبود همدلی دارند. ما منابع انسانی داریم. متخصص داریم. با تجربه های قدیمی داریم. جوانان سرزنده و رو به امید دایم. فقط نیاز داریم که همدیگر را دوست بداریم. به اعتقادات فنی دیگر همکاران متخصص احترام بگذاریم.

ما اختلاف فنی و کارشناسی داریم و این طبیعی است. جمعی is-suite  را قبول دارند و جمعی ERP   را.

یکی می گوید با آن زودتر به مقصد می رسیم و دیگری می گوید این یکی اصولی تر است و اثرگذارتر. هر دو هم درست می گویند. هر کدام دغدغه های خود را دارند. احمد قضاوتی در این باره ندارد. اما می گوید بیایید همدل و همراه باشیم. ما باید هر دو محصول را به نتیجه برسانیم. هر تیمی کار خود را به خوبی پیش ببرد. سعی در تخطئه تیم دیگر نداشته باشیم. همدیگر را تضعیف نکنیم.

هر کدام که به هدف نرسد یعنی ایریسا به هدف نرسیده است. هر کدام شکست بخورند یعنی ایریسا شکست خورده است. من بین خود و شرکت تفاوتی نمی بینم. شکست هر کدام شکست دیگری است و پیروزی هر یک پیروزی دیگری.

از دست مدیران قبلی و یا سرپرستان قبلی و یا همکار خود ناراحت نباشیم.ناراحت نباشیم که به ما زخمی زده است. هر کدام از ما به دیگران زخمی زده ایم. همه به نوعی دیگری را آزرده ایم و این طبیعت کار سازمانی بوده است. همه اش به خاطر کار بوده است. آری همکار خوب من , زخمی زده ایم و زخمی خورده ایم.

و اما موضوع بعدی. آقای مهندس نجف آبادی که قبلا مدیریت سیسنمهای اطلاعات را بر عهده داشت حالا دیگر از شرکت ایریسا بازنشسته شده است. و شرکتی تاسیس کرده است. قبلا از ایشان زیاد نوشته ام. زحمات ایشان در طول سالیان قبل بر کسی پوشیده نیست. شرکت ایشان که نامش را نمیدانم در حوزه سیستمها و احتمالاً در دیگر حوزه ها کسب و کار خواهد داشت. قدر مسلم او تعدادی از کارکنان بازنشسته ایریسا و نیروهای خوب و با تجربه قدیمی و بازنشسته ایریسا را جذب خواهد کرد و به کار خواهد گرفت.

قدر مسلم یکی از محل های کار آن شرکت در پروژه های ایریسا خواهد بود. همکاری با ایریسا هم به نفع ایریسا است هم به نفع شرکت آقای نجف آبادی و هم به نفع کارکنان آن شرکت.

احمد به رسم همکاری قدیمی و برادری سخنی چند با مدیر عامل محترم شرکت آقای نجف آبادی و کارکنان آن دارد.  ایریسا زادگاه شما بوده است. عمری دراز از آن ارتزاق کرده اید. نمک آن را خورده اید و شایسته است حرمت نان و نمک را نگه دارید تا همیشه به نیکی از شما یاد شود. تمام دانش و تجربه شما از ایریسا است. شما از ایریسا به ظاهر رفته اید اما آثار شما برجاست و باید شاهد دروی محصول خود باشید. محصولی که جمع شما آن را کاشته است. پروژه فولاد مبارکه را باید به نتیجه برسانید. هم شما و هم ایریسا. افتخار موفقیت در اتمام این پروژه به شما و ایریسا تعلق دارد و شکست در این پروژه شکست شما و ایریسا. نه تنها شرکت ها مسئولند و نه تنها مدیران که تک تک کارشناسان مسئولند و باید پروژه فولاد را به سرانجام موفق برسانند. اگر این پروژه به نتیجه برسد عاقبت به خیری برای شماست و در غیر اینصورت یعنی هیچکدام کاری نکرده ایم. حقوقی گرفته ایم و خورده ایم و تفاله ای پس داده ایم. التماس احمد نادان برای پایان دادن موفق به پروژه فولاد تمام شد.

موضوع بعدی. این وبلاگ تعطیل نمی شود. کسی خودش را خسته نکند و دوستی با مرا به هم نزند. من میتوانم هر روز چند خط برایتان بنویسم. اما صبر می کنم تا یک پست را همه بخوانند و نظراتشان را برای بهبود بدهند و تبادل افکار و نظرات انجام گیرد. و گرنه میتوان هر روز نوشت. و برای اینکه این را به همه اثبات کنم چند روزی در آینده هر روز خواهم نوشت. روزی هفت خط.

/ 3 نظر / 18 بازدید
سهراب

با سلام همکاران گرامی من نسبت به آقای نجف آبادی خیلی ارادت دارم.ایشان به گردن همه ما حق دارند اما این ها باعث نمی شود نگرانی خودم را از تاسیس شرکتشان بروز ندهم.ایریسا معمولا از شرکت هایی که از درون خودش تاسیس می شود نه تنها سود و نفعی نمی برد بلکه منجر به ضرر و اختلاف نیز می شود.نمونه اش شرکت تاک بن که می توانید از بچه هایی که در پروژه ipso فعال هستند اثرات همکاری با این شرکت را سوال کنید.ما به آقای نجف آبادی و همچنین قدیمی های ایریسا نیاز داریم چون آن ها پر از توانایی و تجربه هستند اما نه در قالب شرکت دیگری به نظر من پس از جدا شدن قدیمی ها و رفتن به شرکت دیگر، دیگر نباید با ایریسا همکاری داشته باشند و قراردادهای ایریسا نیز نباید با آن شرکت مشترک باشد .اما اگر قدیمی ها خودشان با ایریسا به صورت فردی کار کنند مثل همین الان آقای نجف آبادی این امر واقعا خوب و مفیدی است.

همکار قدیمی

سلام دوست عزیز با همه احترامی که برای شما ووبلاگ راه ایریسا قائلم میخواهم عرض کنم که تیتر مقاله این دفعه وپیامتان را در این مورد نمی توانم قبول کنم . عمومیت دادن به تیتر " زخمی خورده ایم ، زخمی هم زده ایم " یعنی تبرئه آن کسانی که در هر مقام وپستی به ایریسا زخم زده اند وساکت کردن زخم خورده ها .خدا هم که ارحم الراحمین است به سادگی از گناه بندگانش نمی گذرد ودر روز قیامتش حساب وکتابی هست . ما هم توی این ایریسا به قول ماندلا باید ببخشیم اما فراموش نکنیم زخم هایی را که خورده ایم . موفق باشید

همکار قدیمی

ما سپر انداختیم با تو که در جنگ دوست زخم توان خورد و تیغ برنتوان آختن