اعتماد کارفرمایان بالاترین سرمایه

توصیه ام این است که نظرات دوستان بر روی 2 پست آخر را مرور کنید. همیشه دوستان به دو پست آخر توجه دارند و نظرات خود را مطرح میکنند. هر چند تعداد نظرات اندک است اما قابل توجه اند و نکته ها و هشدارها در خود دارند. بعضی از نظرات هم روشنگرند و در اطلاع رسانی صحیح نقشی را ایفا می کنند. مخصوصاً مدیران و سرپرستان به نظرات توجه بیشتری داشته باشند و اگر روی سخن با آنان است در رابطه با آن اقدام کنند.

آنچه را که در این پست میخواهم مطرح کنم. سرنوشت پروژه هاست. پروژه هائی که حیات و بقای ما به آنها بسته است. من میدانم که در عالم واقع بسیاری از پروژه های نرم افزاری حتی در عالم غرب نیز با شکست مواجه میشوند. و سعی ما باید بر این باشد که پروژه ها با کمترین میزان عدم موفقیت روبرو شوند. من میدانم که حتی هیچ پروژه ای صد در صد کامل و تمام نیست و حتمآ کمبودهائی در بعضی از دریافتنیها و یا delivery ها خواهد داشت. و این از ذات پروژه های نرم افزاری است که حتی تست ها نیز ممکن است صد در صد انجام نشوند, که نمیشوند.

پروژه ها ممکن است در سر موعد تحویل نشوند اما این قابل پیش بینی است و تا حدی قابل قبول است که مثلا پروژه 12 ماهه حداکثر 14 ماهه انجام شود. البته تأخیر در پروژه یعنی ضرر و زیان برای ما که پیمانکاریم و نارضایتی کارفرما که کارش به موقع انجام نشده است. و2 تا 3 ماه تأخیر شاید قابل تحمل باشد. اما چندین ماه تأخیر همه اش ضر و زیان است. ضرر و زیان مادی و بالاتر از آن خسارت معنوی. هم برای پیمانکار و هم برای کارفرمای محترم وعزیز.

یکی از پروژه ها که به سرنوشت بدی دچار شده وهنوزچاره اندیشی درستی برایش نشده است و شاید هم شده است و من بی خبرم, پروژه انبار نفت است که بیش از سه سال است شروع شده است. بخش شبکه ای و زیرساختی آن تمام شده است ولی بخش نرم افزاری اش هنوز تحویل کارفرما نشده است. تا آنجا که من خبر دارم مشکل از آنجاست که بخش نرم افزار را یک نفر به تنهائی انجام داده است. و آن شخص به دلائل شخصی از تحویل کار به کارفرما و سورس برنامه ها به ایریسا امتناع میکند و دلیلش هم مسائل شخصی و حق و حقوق شخص است.

اولاً چرا در سالهای گذشته آن شخص را راضی نگه نداشته ایم و چرا قراردادش را به موقع با مبلغ بالاتر تمدید نکرده ایم؟ و چرا آن شخص مدتی را بدون قرارداد کاری به کار خود ادامه داده است؟ حتمآ این شخص با ناراحتی و نارضایتی به کار خود ادامه داده است و نارضایتی هایش انباشته شده و حالا دست به انتقام کشی و حق خواهی زده است. ای کاش مدیران ما اینقدر در ناراضی کردن فرد اصرار نکره بودند که شخصی را به مرز انتقام ببرند. عدم توجه به خواسته های معقول کارکنان آنان را به جاهای خطرناکی خواهد کشاند. که با کم کاری آغاز میشود. و بعد شایعه پراکنی. و بعد دیر سرکار آمدن و بعد قهر و بعد فحش و بعد شکایت و بعد انتقام و بعد گروکشی و پروژه ای را عقیم گذاشتن. و البته من با آن شخص همدردی میکنم ولی عملش را تأیید نمی کنم.

ثانیاً چرا کار باید به دست یک نفر باشد. مگر من بارها هشدار نداده ام که هر کاری باید backup داشته باشد. و مگر نگفته بودم که هیچ کاری در سازمان نباید انحصار یک نفر باشد. این صرفه جوئی نیست که چند کار یا یک کار را تماماً به یکنفر بدهید. و روزی گرفتار آن شخص شوید. بارها گفته ام که برای آنکه رزمنده ای در خط مقدم بجنگد ده نفر باید پشت جبهه او را تدارک کنند. پروژه ها هم همین وضع را دارند. از این موارد که کارها در پروژه در دست و منوپول یک نفر باشد فراوان داریم و این اصلاً شایسته شرکت بزرگی همچون ما نیست.

ثالثاً این را بدانید که کارفرمایان با ایریسا قرارداد بسته اند. یعنی یک شرکت بزرگ و توانمند. که صدها نیرو دارد و هیچگاه کارفرما را تنها نمیگذارد. اگر میخواستند با فرد قرارداد ببندند خیلی راحت بودند که با چند دانشجو برای اجرای کارشان قرارداد ببندند. کارفرمایان به ما اعتماد کره اند و این اعتماد بزرگترین سرمایه ایریساست که باید آن را چون جان عزیز داشت. به این اعتماد باید احترام گذاشت و همیشه در کنار کارفرما ماند.

و درسی که میگیریم: آن است که هیچ کاری نباید در انحصار یک نفر باشد. و درسی که میگیریم این است که مستندات هر پروژه ای در هر مرحله ای باید توسط مسئولین تهیه و در اختیار مرکز اسناد قرار گیرد. و درسی که میگیریم هرپروژه نیاز به نظارت و بازرسی از طرف شرکت دارد. و درسی که میگیریم به مرکز اسناد بها دهیم و آن را به حال خود رها نکنیم.

اگر در هر مرحله مستندات آن مرحله را از آن متخصص تحویل گرفته بودیم الان متخصصین می نشستند و با مطالعه آن مدارک کار را ادامه میدادند. برای ما هر وقت ماهی را از آب بگیریم دیر نیست. مدیریت باید به زودی تیمی را مسئول انجام کار کند و کار را هرچه زودتر تحویل کارفرما دهد. حتی اگر میلیونها تومان هزینه اش باشد. ما باید اعتماد مشتری خود را به دست آوریم. در اینجا میخواهم بنویسم که مدیریت پروژه و مهندسی پروژه در متون علمی ثبت شده است ولی آنچه مهم است تعهد و عمل به آن است که در این زمینه باید سرمایه گذاری شود و مدیریت علمی باید سرلوحه کار مدیران فانکشن ها قرار گیرد.

حرف برای گفتن بسیار است و اندکی از آن را من گفتم و باقی اش بماند برای شما و دیگر دلسوزان.

/ 8 نظر / 18 بازدید
حاجی

یکی از مشکلات پروژه انتخاب مدیر پروژه نادرسته. افرادی که قبلا اشتباهات زیادی داشتند که به قیمت از دست دادن کارفرماهای قدر ما شده ولی مدیریت اصرار داره ه بازم بهشون سمت مدیر پروژه بده وباز همین قصه تکرار می شه.

دوست حاجی

به نطرم باید از زحمات آقای شفقی تا قبل از بحرانی شدن پروژه قدردانی شود. این اولین تجربه عملی و واقعی ایشان بوده است. آقای نجف ابادی به ایشان و کارش اعتماد کرد. ولی فکر کنم نباید در این حد به ایشان اعتماد می کرد. چون ظرفیت آدمها در شرایط مختلف متفاوت است. آقای شفقی وقتی کار را شروع کرد خیلی مبتدی بود وکلی کسب تجربه کرده و این را مدیون اعتماد آقای نجف آبادی است. آقای نجف آبادی تاوان اعتماد به دوستانش را میده. بهتر بود آقای شفقی توی همون بازار یابی میموند. تا ببینیم جه ادعایی میتونست داشته باشه؟ ولی حالا موفقیت یا شکست پروژه از آن آقای شفقیه و ایریسا و همکاران ایریسا هم منتظر نتیجه آن هستند. به امید موفقیت ایریسا و کارکنان رحمت کش آن.

حاجی

یکی از مدیران پروژه شرکت در پروژه قبلی خودش تنشهای زیادی با ایریتک و پرسنل به وجود آورد. به طوری که از 6 نفر پرسنل درگیر در پروژه 4 نفر از شرکت رفتند و ایریتک تهدید کرد که دیگر به ایریسا کاری نمی دهد. هنوز که هنوز است هربار نام ایشان در حضور مدیر پروسه های ایریتک برده می شود ایشان بد وبیراهی نیست که به این فرد ندهد. به همین دلیل برای پروژه بعدی ایریتک هرچه در توان داشت انجام داد تا ایریسا کار را نگیرد. اما به دلیل فشار در سطح مدیریت به اجبار کار را به ایریسا داد و طرفه اینکه شرکت ایریسا برای پروژه جدید مجددا این دوست ارجمند را به سمت مدیر پروژه منسوب کرد. از دوستان درگیر پروژه شنیده ام که ایشان همچنان راه و روش قبلی را ادامه می دهد و با کارفرما و پرسنل درگیر جنگ تمام عیار شده است و با وجود انتقاد فراوان از عملکرد ایشان مدیریت همچنان اصرار به استفاده از ایشان دارد.

آزرمگین

با سلام، اگر کلیه پستها شما و نظرات دوستان را بررسی کنید، نکته جالبی بدست می آید. اغلب دوستان از دانش تجربی و تئوریک مدیریتی بهرهمند هستند. مباحث حداقلی مدیریت دانش، مدیریت زمان، مدیریت پروژه، مدیریت ارتباط با مشتری، مدیریت برخود و حتی مدیریت کیفیت که شاید خروجی همه مباحث مدیریتی باشد را بخوبی درک کرده اند. شاید زمان صحبتهایی همچون نیاز به آموزش، نیاز به گفتگو برای همصدا شدن، نیاز به فرآیند های سازمانی و بسیاری از این صحبتها تمام شده باشد. ما حتی به این مرحله رسیدیم که درک کنیم باید پلیس یکدیگر هم باشیم (البته نه جاسوس، تفاوتش این است که رودرو اشکالات همدیگر را با قصد اصلاح بگیریم). پس به جای آوردن اسامی افرادو متهم کردن دیگران، همان موقع که اشکال را می بینیم به ایشان گوشزد کنیم. گوش نکرد، تکرار کنیم. اهمیت نداد، به مرجع مناسب ارجاع کنیم. بر روی حرف منطقی خود بایستیم و از راهش، به مجموعه کمک کنیم. بی تفاوتی ها را باید کنار گذاشت و جلوی سوراخهای این کشتی را باید گرفت. ایریسا، افتخار اصفهان و امید و آرزوی بسیاری از فارغ التحصیلان است. پس همه ما موظفیم بدون ترس صحبت حق خود را بگوییم. موفق باشید.

فی فی

با سلام. جنگ تمام عیار با ایریتک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من تعجب میکنم اگر ما با ایریتک جنگ داشتیم که دیگه پروزه به ما نمیدادند.در ضمن ایریتک شرکت بسیار معتبر و قابل احترام میباشد وما در همه شرایط باید باتمام وجود برای پیشرفت پروزه کار کنیم

حاجی

AUT

غلامرضا ف

سلام. نکات مهمی در ارسال تفاوت در دیدگاه یک شرکت موفق بدون تردید تلاش بی اندازه ای میباشد که شرکت را یکپارچه در سیستم های جامع مطرح شده باشد . من میخواهم اهمیت این کوشش جمعی مخصوصا همکارانم که دوگانگی را به یکدلی خواسته اند میپردازند. من در کنار آنها هستم و مدیرعامل هم به خوبی این را میداند و با من در یک مسیر فکری اندیشمندانه حرکت میکند. من موفقیت شما را که نظر ما را به سمع و نظر مدیران میرسانید کمال تشکر دارم

عباس

سلام در مورد انبار نفت حرف زیاد است . آیا اعتماد بیش از بود .حمایت نکردن در طول انجام پروژه بود .تمدید قرار داد با مبلغ بالاتر و یا سپردن کل کار به یک نفر و . . .همه اینا هر کدام به قدری در پروژه انبار نفت سهیم بوده است اما به نظر من موضوع دیگه اینه که بعضی پرسنل خودشون رو جدا از ایریسا می دونن و انگار از همیشه ایریسا مدیون اوناست و منتظر یه موقعیت واسه تلافی ( البته این موضوع به برخورد مدیران هم برمیگرده ) ولی کاش یه مفدار خودمون رو بیشتر متعلق به خانواده ایریسا می دونستیم. کم نیستند افرادی تو شرکت که واقعاَ دارن مایه میزارن و صداشون هم در نمی یاد .متاسفانه باب شده اونی که بیشتر غر می زنه عزیز تره مزایا و پاداشش بیشتره و لولش رو هم بقه موقع میگبره !! داریم افرادی تو شرکت که دارن کارهایی رو انجام میدن که اگه یه هفته بخوان برن مرخصی سیستم میریزه به هم و همچنین تو پروژه ها. البته شاید خودشون هم همین رو می خوان چون اگه مدیرش بفهمه که یه نفر دیگه هم بتونه کارش رو انجام بده یا جابجا می شه یا چند تا پروژه دیگه رو کارهاش اضافه می شه و یا اینکه حرفی از پاداش یا قرار داد مبلغ بالاتر بزنه نفر بعدی جایگزینش می شه