انسان جام لطیف

مگر قرار است که من همیشه از ایریسا بنویسم. نه چنین قراری نیست. هر روز تعداد زیادی از دوستان به این وبلاگ سر میزنند. و من دوست ندارم که دست خالی از اینجا برگردند. لذا هر وقت حال و فرصت باشد یک مطلبی مینویسم . شاید به کار آید. البته قول و قرارمان برای نوشتن از ایریسا هم سرجای خودش هست. لذا اولین مطلب را با یک رباعی از حکیم عمر خیام نیشابوری آغاز میکنیم.

 

جامی است کــــــه عقل آفرین می‌زندش
صــد بوسه ز مهر بـــــــر جبین می‌زندش
ایـن کوزه‌گر دهــر چنیـــــــــــن جام لطیف
می‌ســـــــازد و بــــاز بر زمیــن می‌زندش

/ 7 نظر / 17 بازدید
حنا

قشنگ بود مراقب این دفتر زندگی باشید .. هر چند گاهی باید مرور کرد خط به خط این گنج با ارزشو... و زمزمه کنید لحظات زیبا و دلربایش را..

جنت الشعرای آی اسی

جانا , ما مقدمتا حالیا زنده ایم جان شیرین را به مرز چل برده ایم نانی ز جو همی در سفره داریم از بس گول شما مدیران خورده ایم =================== سبزه بودی و تو خیابون بوق زدی جای چایی دو سه پیک دوغ زدی تو که خود از سران ختنه ای از چه زیر علم دیگری چوق زدی

م.حقجو

آن کوزه گر دهر بگفته است مرا بیش از این پنهان مکن این ناله را این کوزه که من بر زمینش زدم دست کم بگرفته بود صاحبان نامه را

نکته سنج

در مناظره با م.حقجو : آن کوزه گر دهر چنين گفت مرا سرخوشان را کن خبر زين ماجرا آن کوزه که دوش بر سر سنگ زدم آسوده نشسته بود ، سوداي سراب

همکار

آقای احمد آقا ‘ خوب کاری کردی افتادی تو شعر و شاعری . اینجوری حداقل همکاران روحیه شون باز میشه

نکته سنج

اي كه از كوي هدايت گذري بهر حساب خاطرت هست چه با اهل مدارا كردند ؟ عهد بين الملل از ذمه خود وا كردند من در انديشه كه چون حكم بدينجا كردند طرح عياري و رندي چو به نيرنگ زدند عاقبت دست قضا راه به عنقا بردند عنقا : سيمرغ (استعاره از قلمروي فرمانروايي مدير عامل فولاد مي باشد كه همچون مرغي افسانه اي، گذر مرغ به ظاهر زيرك ايريسا به قلمرو اش را بر نمي تابد و آن را مغموم و پر و بال شكسته راهي ديارش مي سازد.)

نکته سنج

احمد آقا لطفا اگه ممکنه پست قبلی رو به این فرمت تغییر بدید : اي كه از كوي هدايت گذري بهر حساب خاطرت هست چه با اهل مدارا كردند ؟ عهد بين الملل از ذمه خود وا كردند من در انديشه كه چون حكم بدينجا كردند ؟ طرح عياري و رندي چو به نيرنگ زدند عاقبت دست قضا راه به عنقا بردند ----------------------------------------------------------------------------- عنقا : سيمرغ (استعاره از قلمروي فرمانروايي مدير عامل فولاد مي باشد كه همچون مرغي افسانه اي، گذر مرغ به ظاهر زيرك ايريسا به قلمرو اش را بر نمي تابد و آن را مغموم و پر و بال شكسته راهي ديارش مي سازد.)