پرسیدم: e چیست؟

گفتم: مقصودم این نبود.

جوابم داد که : e یکی از ویتامین هاست. یک ویتامین محلول در چربی است که از گلبولهای قرمز خون محافظت کرده و در تولید مثل اهمیت دارد. و این ویتامین در سبزیجات , آجیل , غلات , جوانه گندم و روغن بادام زمینی وجود دارد.

همچنین دارای خواص آنتی اکسیدان بوده و به ممانعت از صدمه سلولی توسط رادیکال های آزاد کمک می کند.

گفتمش: دوست عزیز از رادیکال برایم بگو.

گفت: رادیکال های آزاد مولکول هائی هستند که به نظر میرسد در ایجاد پیری و بیماری های خاص نقش دارند. و اضافه کرد اینکه از رادیکال سخن گفتی فکر میکنم به e در ریاضیات علاقه داری و این چنین ادامه داد:

 عددی در ریاضیات عالی هست که به عدد e معروف است. و تقریباً برابر است با 2.71828 .

 اولین بار توسط لئونارد اولر (Leonhard Euler 1707-83) یکی از با هوشترین ریاضی دانان تاریخ ریاضیات مورد استفاده قرار گرفت. در یکی از دست خطهای اولر که ظاهرا" بین سالهای 1727 و 1728 تهیه شده است با تیتر Meditation on experiments made recently on the firing of cannon اولر از عدی بنام e صحبت می کند. هر چند او رسما" این نماد را در سال 1736 در رساله ای بنام Euler's Mechanica معرفی میکند.

در واقع باید اعتراف کرد که اولر کاشف یا مخترع عدد e نبوده است بلکه سالها قبل فردی بنام جان ناپیر (John Napier 1550-1617) در اسکاتلند هنگامی که روی لگاریتم بررسی می کرده است بحث مربوط به پایه طبیعی لگاریتم را به میان کشیده است. فراموش نکنید که شواهد نشان میدهد حتی در قرن هشتم میلادی هندی ها با محاسبات مربوط به لگاریتم آشنایی داشته اند.

در اینکه چرا عدد ~ 2.71828 بصورت e توسط اولر نمایش داده شده است صحبت های بسیاری است. برخی e را اختصار exponential می دانند، برخی آنرا ابتدای اسم اولر (Euler) می دانند و برخی نیز میگویند چون حروف a,b,c و d در ریاضیات تا آن زمان به کررات استفاده شده بود، اولر از e برای نمایش این عدد استفاده کرد. هر دلیلی داشت به هر حال امروزه اغلب این عدد را با نام Euler می شناسند.

اولر هنگامی که روی برخی مسائل مالی در زمینه بهره مرکب در حال کار بود به عدد e علاقه پیدا کرد. در واقع او دریافت که در مباحث بهره مرکب، حد بهره به سمت عددی متناسب (یا مساوی در شرایط خاص) با عدد e میل میکند. بعنوان مثال اگر شما 1 میلیون تومان با نرخ بهره 100 درصد در سال بصورت مرکب و مداوم سرمایه گذاری کنید در پایان سال به رقمی حدود 2.71828 میلون تومان خواهید رسید.
در واقع در رابطه بهره مرکب داریم :
P = C (1 + r/n) nt
که در آن P مقدار نهایی سرمایه و بهره است، C مقدار اولیه سرمایه گذاری شده،r نرخ بهره، n تعداد دفعاتی است که در سال به سرمایه بهره تعلق می گیرد و t تعداد سالهایی است که سرمایه گذاری می شود.
در این رابطه اگر n به سمت بی نهایت میل کند - حالت بهره مرکب - فرمول را می توان بصورت زیر ساده کرد :
P = C e rt
اولر همچنین برای محاسبه عدد e یک سری ریاضی پیشنهاد داد.

لازم است ذکر شود که اولر علاقه زیادی به استفاده از نمادهای ریاضی داشت و ریاضیات امروز علاوه بر عدد e در ارتباط با مواردی مانند i در بحث اعداد مختلط، f در بحث توابع و بسیاری دیگر نمادها مدیون بدعت های اولر است.

از آنجا که به ریاضی علاقه داشتم , سکوت کردم تا حرفش تمام شود. و در ضمن بی ادبی بود که حرف او را قطع کنم. لذا وقتی حرفش تمام شد گفتم باز هم مقصود مرا نفهمیدی. از e در ایریسا برایم بگو.

و او برایم چنین شرح داد: از همان اول میگفتی تا اینقدر روده درازی نکره باشم. هر چند از مطالب بالا هم میتوانی درسهای بزرگی برای e  ایریسا بگیری. نمیدانم چه کسی یا چه گروهی اولین بار در ایریسا e را مطرح کرد. و نمیدانم چرا نامش را e گذاشت. قدر مسلم فی البداهه بوده است و اگر p هم مینوشت ما امروز همین را مینوشتیم و دیگر اینقدر داستان راجع به e برایت سر هم نمی کردم. به هر حال ضریب e امروزه در ایریسا خیلی مهم است و همه مدیران و شاید کارکنان آن را می شناسند ولی قدر و رتبه آن را کمتر کسی میداند و کمتر بهائی برایش قائل اند و اهمیت لازم را به آن نمیدهند.

برایت چنین شرح دهم که ضریب e عبارت است از : هزینه نفر ساعت تمام شده هر کدام از کارکنان.

یعی اگر کسی در گروه شغلی 9 باشد هر یکساعت کار او برابر 300,000 ریال برای ایریسا تمام میشود. و اگر در گروه 15 باشد هر یکساعت کار او برابر 440,000 ریال خواهد شد. و از آنجا که در ایریسا 20 گروه شغلی داریم پس باید 20 تا e هم داشته باشیم. بشمار E1,E2,E3……….E20 که خودش یک سری است.

حالا میروم سر قسمت دردناک قصه. قصه ای که مسئولیت ما را دو چندان می کند. اگر شما که خواننده این وبلاگ هستید کارمند ایریسا باشید و در گروه شغلی 15 باشید و در روز 8 ساعت در ایریسا حضور داشته باشید هزینه ای معادل 440,000*8 = 3,520,000 ریال خرج روی دست ایریسا گذاشته اید. و ایریسا باید همین عدد را در محاسبات خود هنگام عقد قرارداد با مشتریان منظور کند تا سود ناچیزی در پایان کار برایش بماند.

آری 352 هزار تومان در یک روز. و این در صورتی است که من 8 ساعت کار مفید و بهره ور کرده باشم. این در صورتی است که من کارمند دلسوز و متعهد و بهره ور بوده باشم. ولی چنانچه در آن روز 8 ساعت شارژ پروژه کرده باشم. ولی 4 ساعت را مشغول گفتگو با دوستان شده باشم. مشغول بررسی ایمیل های الکی شده باشم. مشغول وبگردی شده باشم. مشغول گیم بازی باشم. مشغول تلفن های وقت تلف کن شده باشم. و مشغولیات دیگر. آن وقت است که e کوچک ما به یک E بزرگ تبدیل شده است. آنگاه آن روز ما 704 هزار تومان پای شرکت تمام شده است.

و میدانید این یعنی چه. یعنی این که ما در قراردادهایمان نتوانیم با دیگران رقابت کنیم. یعنی قیمت ما در مناقصه ها بالا باشد و برنده نشویم. و این در روزگاری است که مشتریان هم دیگر مشتریان سابق نیستند. تخفیف بالا میخواهند. و به راحتی قرارداد نمی بندند و به راحتی صورتحسابها را به پول تبدیل نمی کنند.

شاید یک نفر پیدا شود و بگوید این پول ها را که به ما نمیدهند. و فقط ماهیانه 16,800,000 ریال به من حقوق میدهند. بله در این صورت اگر ماهیانه 168 ساعت کار کرده باشید برای هر یک ساعت کارکرد مبلغ 10 هزارتومان به شما پرداخت شده است. یعنی در هر دقیقه 167 تومان. حالا هر کارمند بنشیند و خودش حساب کند که در روز چند دقیقه از وقت خود را تلف کرده است. دقایقی که بابت آن پول گرفته است و هیچ خروجی نداشته است. همان دقایقی که با موبایل خودش با دوستان صحبت کرده است. همان دقایقی که از وقت شرکت گرفته و صرف شخص خود کرده است. همان دقایقی را که به فکر ادامه تحصیلات دانشگاهی بوده است و بر روی تز فوق لیسانسش کار می کرده است.

 قدری فکر میکنم و قرابت و شباهت زیادی بین e ایریسا و e  اولر و ویتامین e و رادیکالهای آزاد می بینم. E  اولر تعداد رقمهای اعشار زیادی دارد که تا کنون به انتهای آن نرسیده اند و e ما هم میتواند بسیار بزرگ شود تا جائی که دیگر در بازار کار جائی نداشته باشیم. ویتامین بهره وری ما باید بالا باشد تا هم خود از آن بهره مند شویم و هم شرکت, و هم سود خدمات آن به وطنمان برسد. و ویتامین e نباید آنقدر کم شود که نتوانیم با رادیکال های پیری زودرس مقابله کنیم و عمرمان زود به پایان برسد.

به امید عمر دراز و پایداری و سلامت ایریسا و کارکنان خوب و زحمت کش آن.

/ 13 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزرمگین

باید درنظر داشته باشیم که مدیر در صورتی می تواند برخورد کند که قبل از آن بازخورد بدهد، هدف گذاری نماید، ارزیابی کند و تذکر داده باشد. در هر صورت برای همه سوالهای همکارمان علی ع مسئله برنامه ریزی که وظیفه اصلی مدیر است بسیار مهم است. برنامه ریزی به ازای هر فرد، از برنامه رشد وی تا برنامه کاری روزانه همه در عدد e تاثیر گذار است. اگر کسی در کاری که در اهداف شرکت نیست فعالیت نماید هرچند خوب کار کند ولی در کاهش هزینه ها در درازمدت اثربخش نبوده است. اگر کسی ساعت بیکاری خود را در مسیر اهداف شرکت کارکند می تواند در کاهش هزینه e اثربگذارد. اگر از تخصص افراد اطلاع داشته باشیم و سرجای آن استفاده کنیم، عدد e کاهش می یابد. اگر میزان فعالیت افراد را بدانیم با توجه به بزرگی شرکت و تعدد پروژه ها بهتر می توانیم برای ساعات کار افراد برنامه ریزی کنیم و این هم در e تاثیرگذار است. اگر هایی که همه ریشه در مدیریت دارد. کارهایی که کارشناسان فنی خوبمان که مدیر شده اند دوست ندارند انجام بدهند. مدیرانشان هم از ایشان انتظار نداشته و برعکس انتظار دارند کار فنی بکنند. این هم در e تاثیرگذار است.

یک ایریسائی

مطالب شما در مورد e بسیار جالب بود وباید اضافه کنم که بسیار زحمت کشیده اید. اما e در ایریسا یعنی باز نشستگان و باز خرید شدگان مجدد و دوباره به سر کار گمارده شدن با پست های الکی و سپس رسیدن به E ایریسا. چرا باید همیشه کارکنان مورد باز خواست قرار بگیرند یک مرتبه هم از مدیران بپرسید چرا؟

دخترحاجي

سلام ممنون از مطالب شما و نظرات خوب دوستان. مدير خوب همراه با کارمند خوب عالي است . مدير بد همراه با کارمند بد مصيبت است. در اکثر مواقع کارمند خوب باعث کاهش اثرات تصميمات بد مديران ميشوند و در برخي موارد خودشان به مديريت مي رسند. به نظرم نبايد صرفا و فقط ضعف را از مدير دانست و يا از کارمند.

علی ع

با تشکر از آقای آذرمگین در ابتدا باید ارز کنم من به شخصه انتظار معجزه ای از هیچ کدام از مدیران ارشد و میانی و ... ندارم ولی انتظار بهبود را دارم و به نظر خودم جواب سوالهایی که پرسیدم به طور اندک به مدیریت و نحوه مدیریت بر می گردد اینکه e چطور حساب می شود هزینه های سربار چیست نحوه کاهش چیست و رقبا چه میزان است و ..... چه ربطی به مدیریت و برنامه ریزی ما به ازای هر فرد دارد هر آدم مطلع می تواند جواب دهد دوما در حال حاضر حداقل در IS افرادی به عنوان مدیر پروژه و سرپرست گروه و .... وجود دارد که نه تنها برای تک تک افراد حاضر درون سازمان برنامه ریزی می کنن که برای افراد خارج از سازمان هم برنامه ریزی می کنن هر هفته هم از کارشناسان پلن و برنامه و پیشرفت کار هفته قبل و علت عدم پیشرفت و ریسک و نحوه مقابله با ریسک و .... می خواهند و همیشه کارشناس مورد اتهام هست که چرا فلان کار و نکردی یا چرا این دیر شد و اگه زود بشه هم می گن مرسی که زود دادی و .... پس علت در برنامه ریزی و .... هست یا نیست جای بررسی و آسیب شناسی دارد آقای آذرمگین من نه سوادش رو دارم نه در حال حاضر توانایی بررسی این امر را دارم

علی ع

آقای آذرمگین من نه سوادش رو دارم نه در حال حاضر توانایی بررسی این امر را دارم ولی از روی بی دانشی خودم دارم عرض می کنم فکر می کنم اگر چرخه یک پروژه رو بررسی کنیم از بازار یابی - قرارداد پروژه - شناخت - تحلیل - طراحی - پیاده سازی -استقرار - پشتیبانی - قرارداد پشتبانی - تدارکات - حمل و نقل - صورت وضعیت دادن - نقد کردن صورت وضعیت و ....... در هر نقطه توانایی کاهش هزینه - بهینه تر کردن کارها و سیستماتیک کردن و .... امکان پذیر هست و بعضی وقتها باید روشها رو اصلاح کرد نه الزاما برنامه ریزی برای تک تک افراد و .... بزار یه مثال براتون بزنم آقای مدیر پروزه X برای فرد Y برنامه ریزی می کنه که این هفته فلان چیز رو بده آقای مدیر پروژه Z در همون هفته میره فلان شهر یا مبارکه و مدیریت اونجا میگه فلان چیز رو تا آخر این هفته می خوام ارزیاب دارم اگر تحویل ندین ال می کنم بل می کنم و از قضا کار دست اون Y هست خوب حالا تکلیف چیه از این دست مثال بی نهایت هست بعضی وقتا باید فرآیندهای سازمانی اصلاح بشن بعضی وقتا باید روشها اصلاح بشن بعضی وقتا باید نحوه قراردادها اصلاح بشن و .....

علی ع

همیشه اینجا و اونجا دعوا بوده مدیریت بد - کارشناس بد با این بد و اون بد و ..... هیچ وقت هیچ چیز اصلاح پیدا نمی کنه وقتی آقای نجف آبادی بود و رفت از خشک شدن دریاچه ارومیه تا تاخیر در پروزه فلان مقصر شد ایشون ایشون رفت و آقای گراکویی با رویکرد دانشی و بر اساس آخرین متدولوژی های روز دنیا با توجه به دانشی که داشتن وارد سیستم شدن فکر نمی کنم کسی باشه که درباره دانش ایشون شکی داشته باشه جالا سوال که مطرحه اینه آیا دانش واقعا تونسته در جهت بهبود قدم بزاره آیا تغییرات ابتدایی که ایشون نمایش دادن محقق شده اگر جواب نه هست باید اشکال رو در جایی دیگه بررسی کرد و اگر جواب مثبت هست باید این رویکرد رو در همه جا ایجاد کرد

علی ع

و در آخر این داستان مدیریت را نقل قول می کنم که هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسيدم شما چطور مي‌فهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟ روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب مي‌کنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار مي‌گذاريم و از او مي‌خواهيم که وان را خالى کند. من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است. روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زير آب وان را بر مي‌دارد... شما مي‌خواهيد تختتان کنار پنجره باشد؟ نتیجه گیری : 1. راه حل هميشه در گزينه هاي پيشنهادي نيست. 2. در حل مشکل و در هنگام تصميم گيري هدفمان يادمان نرود . در حکايت فوق هدف خالي کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پيشنهادي. 3. همه راه حل ها هميشه در تير رس نگاه نيست .

مهرنوش

جالب بود . واقعا باید واقع بین باشیم !!

آزرمگین

سلام آقای علی ع مثال جالبی بود. ممنون

میثم

اینقدر حقوق ها رو پایین می زدند که جبران بشه. من که بخاطر حقوقی که می دادند از ایریسا رفتم. هر چند عاشق کار کردن تو ایریسا هستم و با گوشت و خونم یکی شده به طوریکه بعد از چند سال همچنان از خاطراتی که داشتم یاد می کنم